آیت الله العظمی مرعشی نجفی رضوان الله تعالی علیه می فرماید: شب به نیمه رسیده بود و خواب به چشمانم نمی آمد و درگیر فکر و خیال شده بودم. با خود گفتم: «شب جمعه شایسته است که به سرداب مقدس بروم، زیارت ناحیه مقدسه را بخوانم و حاجات خود را از آن حضرت بخواهم. با آن که کمی خطرناک است و امکان دارد از ناحیه کسانی که دشمنی قلبی با اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و شیعیان دارند، مورد تعرض واقع شوم. هر چند که بهتر است با چند نفر از همراهان به آنجا بروم؛ ولی این موقع شب شایسته نیست باعث اذیت دوستانم بشوم و اگر تنها بروم بهتر امکان درد و دل با آقا را دارم.»