استاد سید علی حسینی آملی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به تفسیر آیات سوره مبارکه انسان (دهر) پرداخت و با تبیین مفهوم «لم یکن شیئا مذکورا»، به تحلیل عمیق مراتب وجودی انسان در قرآن اشاره کرد.
/270/260/21/
استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به آیه شریفه «هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئًا مَذْکُورًا» اظهار داشت: آیا بر انسان زمانی از روزگار گذشت که چیزی قابل ذکر نبود؟ این آیه به یکی از عمیقترین مسائل فلسفی و قرآنی یعنی مراتب وجودی انسان پیش از خلقت مادی اشاره دارد.
مفسّر قرآن کریم افزود: انسان به عنوان وجود عینی خارجی در مقطعی از تاریخ خلقت وجود نداشت، اما صورت علمی او در نزد خدای عالم موجود بود. بنابراین به یک اعتبار میتوان گفت انسان چیزی قابل ذکر نبود، اما به اعتبار دیگر، همواره در علم الهی حضور داشته است.
وی با اشاره به روایات امیرالمؤمنین علیه السلام، به ویژه در خطبه البیان، ابراز داشت: حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام میفرمایند: «من بودم که ابراهیم خلیل را از آتش نجات دادم، موسی کلیم را راهنمایی کردم». همچنین در روایات داریم که ایشان فرمودند: «من آدم الاول هستم» یعنی حضرت آدم علیه السلام با حقیقت ولایت ما خلق شد.
استاد حسینی آملی یادآور گردید: این روایات نشان میدهد که حقیقت ولایت اهلبیت علیهم السلام محدود به این نشئه مادی نیست و در ملکوت عالم، ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام جاری است. در برخی روایات آمده است که ایشان گل وجود حضرت آدم را خمیر کردند و آدم ساخته شد.
وی در پاسخ به سؤال یکی از مخاطبان که پرسیده بود آیا همه موجودات صورت علمی دارند یا فقط انسانها، تصریح کرد: همه موجودات عالم اعم از ذرات، اتمها، سلولهای بدن، شنهای کویر و برگ درختان، همه در محضر حضرت حق دارای صورت علمی هستند. هیچ موجودی بیحساب و نقشه خلق نشده است.
استاد حسینی آملی با اشاره به سؤال دیگری درباره چگونگی دسترسی انسان به علم غیب، تأکید کرد: راه به روی کسی بسته نیست، اما هر کسی نمیتواند به آن مقام راه یابد. خداوند متعال در سوره جن میفرماید: «عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ»؛ غیب خود را برای کسی آشکار نمیکند مگر برای آنان که رضایت داشته باشد.
وی با بیان اینکه این شأن اختصاص به انبیا و ائمه علیهم السلام ندارد، ادامه داد: در هر عصر و زمانی افرادی یافت میشوند که به اذن الهی از علم غیب بهرهمندند و میتوانند گذشته و آینده را مشاهده کنند. این افراد از محدودیتهای عالم ماده خارج شدهاند و شعاع دیدشان ازل و ابد را در بر میگیرد.
استاد درس خارج حوزه با استفاده از تمثیل دیوار و باغ، تفاوت علم غیب و علم شهودی را تبیین کرد و گفت: کسانی که پشت دیوار هستند، برای دیدن آن سوی دیوار باید گهگاهی سر بکشند، اما کسی که روی دیوار راه میرود، هر دو طرف را یکجا میبیند. آنان که از عالم ماده خارج شدهاند، برایشان غیبی وجود ندارد و همه چیز مشهود است.
استاد حسینی آملی در ادامه به روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره ارتباط اموات با زندگان اشاره کرد و افزود: از حضرت سؤال کردند کسانی که از دنیا رفتهاند آیا از ما خبر دارند؟ حضرت فرمودند: بعضی روزی یک بار، بعضی هفتهای یک بار و بعضی ماهی یک بار به دیدار بازماندگان خود میآیند. علت این تفاوت را «علی قدر فضیلتهم» بیان فرمودند.
وی با اشاره به اینکه در نمازهای روزانه خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میگوییم «السلام علیک ایها النبی»، تأکید کرد: فرق «علیه» و «علیک» در این است که «علیک» خطاب به شخص حاضر است. این تعبیر نشان میدهد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همواره حاضر و ناظر بر اعمال ماست، اگرچه ما به سبب محدودیت عالم ماده ایشان را نمیبینیم.
استاد حسینی آملی با اشاره به شهدا به ویژه سردار سلیمانی، خاطرنشان ساخت: شهدا نیز همه در یک رتبه نیستند. بعضی از شهدا به سبب مقام والای خود، شعاع دید گستردهتری دارند و در امور عالم تأثیرگذارند. ترسی که دشمنان از شهید سلیمانی دارند، صرفاً ترس مادی نیست، بلکه ناشی از حضور ملکوتی ایشان است. خداوند میفرماید: «سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ»؛ ما در دلهای کافران رعب میافکنیم.
مفسّر قرآن کریم در ادامه به تبیین تفاوت وجود عینی خارجی و وجود علمی پرداخت و با ذکر مثال معلم و شاگردان، این تفاوت را روشن کرد و گفت: معلم هرچه بیشتر درس بدهد، علمش نه تنها کم نمیشود، بلکه قویتر و روانتر میشود. خداوند نیز این گونه است، هرچه به موجودات فیض میرساند، خزائن الهی نه تنها خالی نمیشود، بلکه جوشانتر میگردد.
استاد حسینی آملی با اشاره به مثال پارچ آب و لیوانها یادآور شد: اگر یک پارچ آب به پنج لیوان داده شود، پارچ خالی میشود، اما علم الهی این گونه نیست. خداوند در دعاهای ماه رمضان وصف میشود: «یا مَنْ لا تَزیدُهُ کَثْرَةُ الْعَطاءِ إِلاّ جُوداً وَ کَرَماً»؛ ای کسی که زیادی عطا، جز جود و کرمت نمیافزاید.
وی در ادامه به تفسیر آیه «إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً» پرداخت و تصریح کرد: انسان از نطفهای آمیخته خلق شد تا او را بیازماییم. «نطفه امشاج» اشاره به اختلاط عناصر و عوامل مختلف در شکلگیری نطفه دارد که زمینهساز آزمون الهی است.
استاد حسینی آملی با بیان اینکه تا پیش از مرحله نطفگی نمیتوان به موجودی «انسان» گفت، اظهار داشت: خاک را نمیتوان انسان نامید، نبات را نمیتوان انسان خواند، گوشت حیوان را نمیتوان انسان گفت. حتی غذایی که در بدن پدر هضم میشود و به نطفه تبدیل میگردد، هنوز انسان نیست. انسان از مرحله نطفه و قرار گرفتن در «قرار مکین» (رحم مادر) به تدریج هویت انسانی پیدا میکند.
وی برای تکمیل این بحث به سوره مبارکه مؤمنون آیه ۱۲ تا ۱۴ اشاره کرد و افزود: خداوند میفرماید: «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ * ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ». این «خلق آخر» همان مرحله دمیده شدن روح و شکلگیری هویت انسانی است.
استاد حسینی آملی با اشاره به آیه ۷ سوره سجده «الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ» تأکید کرد: خداوند هر چیزی را در نهایت زیبایی و کمال آفریده است. اگر گرگ، روباه، گل سرخ یا دانه لوبیا را نگاه کنیم، هر یک در جای خود زیباترین شکل ممکن را دارند. شیخ محمود شبستری در گلشن راز میگوید: «جهان چون خط و خال و چشم و ابروست / که هر چیزی به جای خویش نیکوست».
وی با اشاره به اینکه انسان با چشم سر قرآن را به صورت کاغذ و جلد میبیند، اما ارتباط حقیقی با قرآن در مرتبه روح و جان است، خاطرنشان ساخت: آنچه ذخیره سعادت اخروی ماست، ارتباط جان و دل با قرآن کریم است. باید از خدا بخواهیم که ما را در آن محضر نیز با قرآن محشور فرماید.