استاد اسدی گفت: القاعده و داعش به دنبال بسط و گسترش افکار خود بلکه به دنبال تشکیل یک حکومت فراگیر و جهانی میباشند تا آنچه را خود دین میدانند حاکم و تحمیل نمایند.
استاد احمد رضا اسدی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید، درباره مبانی فکری جریانهای تکفیری و راههای مقابله با آنان، گفت: گروه داعش ظاهرا خود را اسلام گرایان بنیادین و هدف خود را بازگشت به اسلام اصیل و سلف میدانند و مبانی فکری آنها بیشتر برگرفته از نظرات ابن تیمیه و محمد قطب و محمد بن عبدالوهاب است.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه ادامه داد: پایه گذران اولیه این گروه که بخشی از آنها از گروه القاعده منشعب شدهاند، تربیت یافتگان مجمع جهانی مسلمین هستند که توسط ملک فیصل ابن عبد العزیز بنیان گذاری شده بود، محمد قطب و عبدالله عزام فلسطینی از اساتید آن مجمع بودند، عبدالله عزام از بنیان گذران القاعده است و اسامه بن لادن و ایمن الظواهری رهبران سابق و کنونی القاعده نیز پرورش یافتگان این مجمع و مجموعهاند.
وی اظهار داشت: القاعده و داعش به دنبال بسط و گسترش افکار خود بلکه به دنبال تشکیل یک حکومت فراگیر و جهانی میباشند تا آنچه را خود دین میدانند حاکم و تحمیل نمایند، این گروه در جهان و به ویژه در خاورمیانه و کشورهای اسلامی حضور فعال و نیمه فعال دارند و با افکار تند و اعمال غیر دینی و غیر انسانی خطرات جدی برای اسلام و مسلمین به ویژه مذهب تشیع دارند، بلکه با رویهای که پیش گرفتند چه بسا خطرات جدیتری داشته باشند و اساساً موجب دین گریزی و دین ستیزی شوند چون اینان کارهای خود را منتصب به شریعت مینمایند.
استاد اسدی در رابطه با اینکه این گروهها چگونه تشکیل شدند و چه کسانی آنان را حمایت و پشتیبانی میکنند، گفت: اینکه آنها از طرف چه کسانی تربیت، تهییج، تحریک و تدارک میشوند هنوز به درستی روشن نیست، ولی بعید نیست همانها که منافع و حضورشان در منطقه برایشان مفید است، آنان را هر چند به طور غیر مستتقیم یاری و تحریک کنند، اکنون در هم ریخته شدن خاورمیانه و کشورهای اسلامی و اشتغال ذهنی اقتصادی و نظامی و لوازمی که در پی دارد برای اسرائیل بسیار سودمند است و برای آمریکا نیز سوژه و بهانه خوبی برای حضورش در منطقه و نوعی سیطره و استثمار منابع اقتصادی مسلمانان دارد.
وی اضافه کرد: چنانچه تعبیر برخی از مقامات آمریکایی است که از بین بردن داعش چندین سال طول میکشد، حضور داعش هم اکنون حتی برای عربستان که پایه گذار اندیشه داعشی است، هراس انگیز شده است زیرا این گروه روش و منش عربستان را هم برنمیتابد و داعیه خلافت فراگیر اسلامی داشته و حاکمان کشورهای اسلامی از جمله عربستان را دعوت به بیعت با رهبر خود ابوبکر بغدادی میکنند.
استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در هر صورت آنان برای ما شیعیان خطری جدی و قریب بالفعل هستند و باید ما در فکر تدارک برای هر گونه پیشامد احتمالی باشیم و تمهیداتی را که لازم است بیندیشیم، اما اینکه چگونه این کار را انجام دهیم؟ بخشی از این تمهیدات مربوط به حاکمیت و بخشی مربوط به مجامع علمی و فرهنگی و عموم شیعیان است.
استاد اسدی در پایان چند راهکار برای مقابله با چنین جریانات و گروههایی بیان کرد:
ـ ردیابی تحرکات و تحریکات آنان و آمادگی نظامی برای حملات نظامی آنها توسط حاکمیت است.
ـ بخش مربوط به اندیشمندان دینی و فرهنگی این است که چهره واقعی اسلام را که آیین رحمت، رفعت، دعوت به عقلانیت، عرفان و معرفت است و سیرت پیشوایان آن نیز چنین بوده است به دنیای انسانیت معرفی کند.
ـ خود ما شیعیان باید از نظر عملی از هر گونه رفتار و کردار تند و گفتارهایی که با مکتب اهل بیت علیهم السلام سازگاری ندارد و دست آویز مخالفان برای برخوردهای تند و تلافی جویانه می شود به شدت پرهیز نمائیم.
ـ امروزه دنیا، دنیای قضاوت و تضارب اندیشهها و منطقها میباشد و برد با اندیشه و منطق قویتر است، لذا ما اعم از حاکمان و اندیشمندان باید به دنبال ایجاد فضایی باز در جهان باشیم تا بتوانیم سخن خود را که برگرفته از قرآن کریم و سنت و تفسیر صحیح از آنها است و به نظر خودمان هم اندیشه و منطق برتر میباشد مطرح کنیم، این کار جز با روابط دیپلماتیک و ارتباط با مجامع علمی جهانی امکان ندارد، باید در این راستا روابط بین المللی خود را با کشورهای دیگر بخصوص همسایگان و کشورهای اسلامی بهبود بخشیده و از تنشهای مضر پرهیز کنیم و از این سو راه را برای روشی که خداوند متعال به پیامبر بزرگوارش «ادعُ إِلىٰ سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ ۖ وَجادِلهُم بِالَّتي هِيَ أَحسَنُ» آموخته است باز کنیم.
ـ در این سمت و سو باید حوزه های علمیه ما نیز از تمرکز بر روی فقه و اصول آن هم به حالت ایستایی مقداری به سمت و سوی اصالت بخشیدن به اصول معارف که همان عقائد و اخلاق است حرکت کند و تدریس و تحقیق در این موضوعات را جدی گرفته و آنها را از دروس جنبی و حاشیهای قلمداد نکنند زیرا اصول اخلاق و عقائد از مراتب آغازین و میانی علوم دینی که مربوط به مراتب اولیه و متوسط وجود انسان هستند لذا باید در مقام تعلیم و تعلّم و تحقیق نیز در همین جایگاه قرار گیرند، که متأسفانه اکنون چنین نیست و لذا بسیاری از طلبهها به واسطه نا آشنایی و اطلاعات کم از مباحث و علوم عقلی و مهیا نبودن به ابزار لازم در مقام پاسخ به شبهات عقیدتی درمانده و گاه در مقام پاسخ به ادله، به روشهایی چنگ میزنند که چیزی جز مصادره بر مطلوب را به دنبال ندارد و طبعاً برای کسانی که شبهه و اشکال دارند قانع کننده نبوده و آنان را سر در گم می کند.
ـ حوزه باید به طور کامل از مراکز قدرت مستقل باشد و باری به هر جهت مدافع مواضع حاکمیت نباشد وگرنه سخنان بر حق روحانیت که باید مروّجان، مبلغان و شریعتمدارن حوزه دین باشند به باد فنا میرود و عواقب سنگین و جبران ناپذیری را به دنبال دارد در این زمینه روایاتی از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام نیز وارد شده است.
ـ روحانیت و نیز حاکمانی که به عنوان کارگزاران نظام دینی مطرح میشوند باید زندگی زاهدانه و صادقانه و عاری از تجمل را کیش خود کنند، وگرنه شکاف طبقهای عمیقی بین آنها و مردم ایجاد شده و در مواقع حساس مردم از آنان نه تنها شنوایی ندارند و بلکه چه بسا رو در رو قرار گیرند، این امور نامبرده چیزهایی است که به نظر میآید برای پیشگیری از هر گونه افکار التقاطی رواج فکر دینی مستقیم و دین داری صحیح برای کوتاه و دراز مدت مفید بوده باشد./220/21/20
دیدگاه جدیدی بگذارید