حضرت آیت الله وحید خراسانی ابراز داشتند: وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله نیمه شب بر می خواست به آسمان نگاه می کرد و آیات «ان فی خلق السماوات و الارض...» را می خواند، می لرزید و اشک می ریخت، او چه می دیده است و برای او این آیات چه می کند که نماز شبش غوغای عالم است؟
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید، حضرت آیت الله وحید خراسانی امروز چهارشنبه در مسجد اعظم قم به ادامه درس تفسیر خود پیرامون آیه 41 سوره مبارکه یس پرداختند.
متن درس تفسیر این مرجع تقلید به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث منتهی شد به آیه کریمه: وَآيَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿٤١﴾وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ ﴿٤٢﴾وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ ﴿٤٣﴾إِلَّا رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعًا إِلَىٰ حِينٍ ﴿٤٤﴾
سیر مطلب بر این اساس اول آیات سماوی طرح شد، از خورشید، ماه، لیل و نهار بعد نوبت رسید به آیات ارضی، از آیات زمینی به مطلبی که اهمیت داده شده دو امر است؛ یکی در دریا، یکی در صحرا، در دریا «فُلک»، در صحرا انعامی که «یرکبون»، هم در زمین هم در دریا، برای این انسان وسیله سواری فراهم کرد، «و آیت لهم» آن آیه چیست؟ «انا حملنا» ذریه آنها را در «فلک مشحون»؛ در کشتی مملو از وسایل برای افراد و انعام، این وسیله را برای بحر قرار دادیم، «و خلقنا لهم من مثله ما یرکبون» در خشکی و در صحرا.
بعد در این آیه آن فلک و بحر را به دو قسم کرد «و ان نشأ نغرقهم» اگر مشیت ما تعلق بگیرد آنها را غرق می کنیم چه جور؟ جوری که «فلا صریخ لهم و لا هم ینقذون»، اگر زلزله ای در دریا ایجاد کند اگر ریح عاصف بفرستد و امواج بحر را متلاطم کند همه غرق می شوند و نه صریخی برای آنها هست «و لا هم ینقضون» فقط یک استثنا هست و آن هم رحمت ما است «الا رحمة منا و متاعا الا حین».
برای این که تمتع کند برای مدتی آنها را از آن غرقاب به رحت خودمان نجات می دهیم، آن ایه که فلک است در مواردی از قرآن در ردیف آیات آفاق و انفس قرار داده شده است، مثلا در سوره بقره، این سوره یاسین بود، در سوره بقره داریم « إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ»، مهم این است باید دید چه سری است که بعد از خلق سماوات و ارض و اختلاف لیل و نهار، که اساس خلقت عالم و نظام تکوین در این دو جمله است خلق سماوات و ارض و اختلاف شب و روز، سوم «وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللَّـهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن مَّاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿١٦٤﴾».
آنچه لازم است عقل است، عقل باید به کار بیفتد آن آیات را بیابد، عالم همه پوست است، قشر است، در این قشر لبی است، در آن لب آیات علم است و حکمت است و قدرت، چه آیاتی است؟ مهم این است که بشری هم آفریده، همانطوری که عالم قشر و لب دارد این بشر هم قشر و لب دارد، قشرش این جسم است و هوا ،لبش آن عقل هست و درک، آن مغز عالم برای مغز آدم است و قشر عالم برای قشر آدم، این جور مرتب کرده که پوست انسان از پوست عالم استفاده کند، آن لب و عقل از آن لباب عالم کون که آیات حکمت و قدرت و علم رب الارباب است بهره مند شود.
در خود قرآن تعبیر کرده است «لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» در آیه دیگر فرموده این آیات «لِّأُولِي الْأَلْبَابِ» است برای اینکه بفهماند عالم و آدم مرکب است از پوست و مغز، آیات و آن نشانه هایی که حاکی از علم و قدرت و حکمت ما است را برای مغر و لب انسانیت قرار دادیم.
مهم این است که هر دو مقول به تشکیک است هم آن لب عالم و هم این لب آدم، مراتب برای عقل الی ماشاء الله تا می رسد به منتهی المراتب، منتهی المراتب کجا است؟ عقل کل است،
انبیا عقولشان مختلف است ارباب کتب اولی العزم تا می رسد به خاتم، آنجا دیگر تمام می شود، لب انسان در این عالم آیات مقول به تشکیک است، هرکسی همه مراتب آیات را ممکن نیست درک کند. آن درکی که خاتم و وصی خاتم دارد که انعکاس وجود خاتم است آن در چیست؟ لذا عایشه گفت وقتی نیمه شب بر می خواست نگاه می کرد به آسمان این آیات را می خواند: «ان فی خلق السماوات و الارض...» می لرزید و اشک می ریخت حالا او چه می دیده است و برای او این آیات چه می کند که نماز شبش غوغای عالم است «وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَىٰ أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا»
آیات راجع به فلک زیاد است ما قسمتی را به نحو اشاره بگوییم چون بهتر از خود، کسی معرف آیات خدا نیست.
باز در سوره یونس می فرماید: «هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ۖ حَتَّىٰ إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ ۙ دَعَوُا اللَّـهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَـٰذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿٢٢﴾فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ ۗ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَىٰ أَنفُسِكُم ۖ مَّتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ»؛ سر فلک و کشتی و دریا در این آیه بیان شده منتها مقدمه ای لازم است؛ اولا اینکه این قدر در قرآن نسبت به کشتی خدا بحث کرده از سوره بقره تا آخر قرآن فرصت نیست تا ما همه را شرح کنیم.
اگر کشتی نبود من و تو کجا بودیم؟ این اثر فکر است، نوح را فرستاد این ها غفلت شده است.
قرآن بخوانید، قرآن خواندن غیر از قرآن فهمیدن است.
این نص قرآن است؛ نوح نهصد و پنجاه سال دعوت کرد این چه صبری است و چه تحملی است؟
«وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُورًا»، «لَّمْ يَزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا» آن هم همچین شخصیتی است.
این چه سعه صدری است؟ چه قدمی من و تو برای خدا برداشتیم؟ نهصد و پنجاه سال سنگباران شد تا نهصد و پنجاه سال بعد گفت پروردگارا اگر به این ها مهلت بدهی «لَا يَلِدُوا» نه خودشان نه اولادشان «إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا».
باز آن رحمت راببینید، خطاب آمد ای نوح دانه خرما بکار هر وقت نخل به ثمر رسید آن وقت عذاب ما می آید والسلام.
آن وقت از بین همه اشجار نخل را انتخاب کرد، نخل به ثمر برسد چقدر طول می کشد؟ امر این است او هم مستغرق در اطاعت، خرما هم به ثمر رسید باز خطاب آمد دانه این خرما را بکار ما گفتیم هر وقت نخل به ثمر رسید اما نگفتیم این نخل، دوباره دانه خرما را کاشت وقتی به ثمر رسید جبرئیل آمد باز باید دانه را بکاری تا ثمر دهد وقتی به ثمر رسید عذاب نازل می شود سه دفعه این کار را کرد تا بگوید صبر تو این است اما رحمت ما این است صبر تو سرآمد اما رحمت ما سر نیامد.
بعد از سه مرتبه امر آمد «وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا» آن وقت دستور آمد کشتی بساز
مردم آمدند تماشا، این کشتی و این فضا و این جو یعنی چه؟ شروع کردند به مسخره کردن، در تمام مدت صنع سفینه گرفتار استهزا و مسخره مردم بود، حالا چقدر کشتی طول کشید؟
چون دستور این بود واصنع الفلک باعیننا هیچ فکر کرده اید «باعیننا» یعنی چه؟ و بعد «وحینا»؟
خلاصه قرآن را کسی نفهمید.
نتیجه این شد اگر آن کشتی نبود آن وقتی که فرمان آمد «فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُّنْهَمِرٍ ﴿١١﴾وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا» از آسمان سیل بارید از زمین هم سیل جوشید، «فَالْتَقَى الْمَاءُ عَلَىٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ ﴿١٢﴾» اگر آن کشتی نبود من و تو کجا بودیم این بشر کجا بود؟
این است که فلک آیت خدا است، آن فلک هم نقمت بود هم رحمت اما نقمت برای آن قومی که بعد از نهصد و پنجاه سال در مقابل بت سجده می کردند و رحمت برای کسانی که ایمان آوردند برای تمام بشریت تا انقراض آدم اگر آن کشتی نبود اثری از بشریت در عالم نبود./240/32/20
دیدگاه جدیدی بگذارید