حضرت آیت الله جوادی آملی:

ظرف دل را با هر سریال و خبر و روزنامه پر نکنید

حضرت آیت الله جوادی آملی ابراز داشتند: اگر کسی با غذاهای ناسالم و غیرمقوی دستگاه روده و معده‌اش را پر کرد دیگر سیر است، گاهی انسان ذهنش را با حرفهای غیر علمی پر می‌کند، این ذهن دیگر کشش آن را ندارد که بار علمی بکشد.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره‌ای اساتید، سومین جلسه درس اخلاق حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی پنج‌شنبه اول آبان با حضور جمعی از خواهران حوزه علمیه کردستان و خواهران دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی و خواهران بسیجی دانشگاه صنعتی اصفهان و خواهران دانشکده علوم پزشکی شهید بهشتی شهرستان ری، نونهالان جامعة العلوم قرآن کریم و جمعی از برادران و خواهران بسیجی دانشگاه علامه طباطبائی در مسجد بنیاد اسراء برگزار شد.

 

حضرت آیت الله جوادی آملی به دانشجویان و بسیجیان و حوزویانی که در جلسه حضور به هم رسانیده بودند، خیر مقدم گفتند و از مدیر مسئول جامعة العلوم قرآن کریم که این نونهالان را با معارف قرآن آشنا کرده است، حق‌شناسی نموده و ابراز داشتند: در آستانه ماه محرم الحرام و ایام عزاداری سیدالشهداء اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم، این ایام را به عموم شرکت کنندگان و عزادران حضرتش تعزیت و تسلیت عرض می‌کنم، رحلت آیت الله مهدوی کنی رضوان الله تعالی علیه را به پیشگاه مراجع عظام، حوزه‌های علمیه، رهبر محترم و عموم علاقمندان به ایشان تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم و حشر ایشان را با اولیای الهی از ذات اقدس اله مسئلت می‌نمایم.

 

متن بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی به شرح ذیل است:

 

مسئله اخلاق برای ما از مهمترین مسائل زندگی است، یک ارتباطی بین اخلاق و عقائد هست، یک ارتباطی بین اخلاق و احکام هست و یک پیوندی بین اخلاق و حقوق است، رابطه‌ای که بین اخلاق و عقائد است، آن است که باعث رسوخ عقیده می‌شود، عقیده را، علم برهانی می‌سازد، ولی ثبات او، دوام او، رسوخ او و عامل استقامت او اخلاق است، رابطه‌ای که بین اخلاق و احکام است، این است که مهمترین ضامن اجرایی احکام الهی همان ملکات نفسانی و اخلاقیه است.

 

رابطه‌ای که بین اخلاق و حقوق است، این است که نقص حقوق را اخلاق تکمیل می‌کند، عیب حقوق را اخلاق تصحیح می‌کند، در بسیاری از موارد حقوق کم می‌آورد، حقوق با عدالت سامان می‌پذیرد ولی اخلاق، بالاتر از عدالت که احسان است، سامان می‌یابد، در سوره مبارکه نحل دارد که اگر کسی به شما بدی کرد شما معادل او می‌توانید بدی کنید «فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم» اگر کسی نسبت به شما تعدی کرد، شما معادل او می‌توانید تعدی کنید، البته این کیفر تعدی، تعدی نیست؛ روی علاقه مشاکله این کیفر تعدی گفته شده است.

 

نظیر اینکه «وجزاء سيئة سيئة مثلها» مگر نه جزای سیئه که کیفر عامدانه است این حسنه است، سیئه نیست، اگر چه برای آن طرف ناخوشایند است، ولی خود این جزاء چون بر اساس عقل است، حسنه است، به هر ترتیب فرمود: «فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم» اما در ضمن فرمود: «وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرينَ» اگر کسی نسبت به ما بد کرد، ما همان بدی را به بدی پاسخ بدهیم، همواره این نقاب و کدورت هست ولی اگر به جای آن گذشت کنیم که فرمود: «وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرينَ» این مشکل و کمبود آن اخلاق را حل می‌کند.

 

عقل در بسیاری از مواقع کم می‌آورد، احسان را، که ذات اقدس اله که بالاتر از عقل است مقرر کرد، تا هر جا که حقوق نقصی دارد آن نقص را اخلاق تکمیل کند، هر جا عیبی دارد آن عیب را اخلاق تصحیح کند، لذا در همان سوره مبارکه نحل فرمود: «إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ»، «وَالإِحْسَانِ» که بالاتر از عدل است، «وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى» که سه مرتبه را بیان می‌فرماید، بنابراین اخلاق هم در تثبیت عقائد سهم تعیین کننده دارد، هم ضامن اجرای احکام شرعی است، هم متمم و مکمل حقوق است، این اخلاق وقتی جامه عمل بر تن کرد، فضائل فراوانی را به همراه دارد.

 

یک روایت نورانی از وجود مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسیده است، که فرمودند: «اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله» شما از فراست و هوشمندی مؤمن برحذر باشید، چون او با نور خدا می‌بیند، اگر کسی عینکی به چشمش باشد، دوربینی، تلسکوپی، میکروسکوپی به چشم هایش باشد، قویتر، دقیق‌تر و سالم‌تر می‌بیند، این در امور عادی و مادی است، اما اگر کسی تقوا، اخلاق و ایمان را بر تن کرده باشد، یک نورانیتی در مجرای علمی او پیدا می‌شود که او با آن نور اشیاء را می‌بیند، «اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله» اینکه می‌بینید بعضی از حکماء، علماء، فقها، مفسران، اصولیین، فیزیکدانان، شیمی‌دانها فناور و نخبه هستند، حرف تازه‌ای می‌آورند، مطلب جدیدی می‌گویند، برای آن است که آنچه را اینها می‌فهمند در کتاب‌ها نیست وگر نه دیگران هم می‌فهمیدند، از حرف استاد نگرفتند، وگر نه دیگر شاگردان نیز می‌گرفتند، از مقاله یا مهارت دیگران استفاده نکرده‌اند، وگر نه دیگران هم بهره می‌بردند.

 

فرمود این با نور خدا دارد می‌بیند، لذا حرف تازه‌ای می‌آورد، در رشته خودش یک مطلب جدیدی ابتکار می‌کند، هر مطلب تازه‌ای که باشد نعمت الهی است «وما بكم من نعمة فمن الله» دو، این شخص با نور الهی نعمت الهی را می‌بیند، آنگاه در فن خودش نوآوری دارد، فرمود: «اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله» اگر یک طلبه‌ای دارد مطالعه می‌کند، یک چراغ روشنی است، یک عینکی در اختیار او هست و یک کتابی هست که او دارد مطالعه می‌کند، ماورای همه اینها یک نورانیت دیگری هست که با آن نور دارد می‌بیند.

 

اگر در بخشی از آیات قرآن کریم فرمود: «وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ» یعنی در اثر وارستگی و تقوا عده‌ای نورانی هستند، کسی که نورانی باشد، می‌شود «مصباح الهدایة» هم راه خود را می‌بیند، چون عالم است، هم به دیگران راه نشان می‌دهد، چون مصباح الهدایة است و اگر درباره سالار شهیدان حسین بن علی علیه السلام آمده است که «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاة» همین است.

 

روش او، منش او به گونه‌ای است که دیگران را راهنمایی می‌کند، خاصیت نور این است، فرمود: «يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ» چون جامعه با نورانیت حرکت می‌کند، این نور در انبیاء و اولیاء خیلی قوی است، در شاگردان آنها با حفظ مراتب میانه یا ضعیف است، گاهی انسان مرکز رحمت را، جای عنایت را به خوبی می‌بیند، وجود مبارک موسای کلیم علیه السلام کوه طور را با نور دید، دانست که آنجا نوری دارد، وجود مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نگاهی به کوه احد کرد و فرمود: «‏هذا جبل يحبنا و نحبه» این کوه دوست ما است، ما هم به این کوه علاقمند هستیم، با اینکه در دامنه کوه احد آن حادثه تلخ پیش آمد، فرمود این دوست ما است، ما این کوه را دوست داریم، حال چه برکتی از کوه احد نصیب اسلام و مسلمانان شد، که حضرت فرمود: «‏هذا جبل يحبنا و نحبه» آن را خود حضرت می‌داند.

 

برکات فراوانی برای موسای کلیم علیه السلام از کوه طور رسیده است، آن وادی «ایمن» نصیب او شده است، اینکه می‌گویند: «وادی ایمن، وادی ایمن» این اضافه به عکس است یعنی «ایمن وادی»، «وادی» یعنی دره، «ایمن» یعنی طرف راست، یعنی طرف راست وادی، وقتی خداوند خواست به موسای کلیم علیه السلام آدرس بدهد، فرمود به آنجا می‌روی «من شاطئ الوادی الایمن» این «ایمن» که کلمه سوم است وصف کلمه اول است، «شاطئ» یعنی جانب «شاطئ الوادی الایمن» یعنی جانب ایمن وادی، وگر نه ما جایی به عنوان «وادی ایمن» نداریم، «ایمن» یعنی طرف راست، این صفت جانب است نه صفت وادی، طرف راست این دره، به آنجا می‌روی با من مناجات می‌کنی، همه جا مکان مناجات است، اما یک موضع خاصی را ذات اقدس اله مشخص کرد، که موسی کلیم علیه السلام در آن موضع با خدا مناجات کند، اینها یک خصوصیاتی است که کسی که نور الهی را به همراه دارد، می‌بیند، این موسای کلیم علیه السلام است که با آن نور می‌بیند، که باید طرف راست این دره بایستد و مناجات کند، وجود مبارک پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله درباره جبل احد همین را فرمود.

 

غرض این است که اخلاق این سمت را دارد که انسان را نورانی کند، انسان با آن نور در جامعه حرکت کند، یا با آن نور مطالعه کند، یا با آن نور حرف دیگران را بشنود، مطلب دیگر این است که ما تا زمانی که در محدوده بدن زندگی می‌کنیم جای چشم ما از گوشمان جدا هست، با نور می‌بینیم، با موج می‌شنویم، ولی وقتی که وارد صحنه روح شدیم با نور هم می‌بینیم، هم می‌شنویم، هم بویایی‌مان و مانند آن تأمین می‌شود، در مرحله عقل و مانند آن این قوا از هم جدا نیستند، پراکنده نیستند، آنچه از وجود مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است، که فرمود: «من عَمِل بما عَلَم اوتی بما لم یعلم» این به وارثان بعدی هم رسید، در کلمات نورانی حضرت امیر علیه السلام هم هست، مرحوم کلینی از روایت حضرت امیر علیه السلام نقل می‌کند که: «مَن عَمِل بما عَلِم اوتي علم ما لم يَعلم».

 

هر کسی یک فنی را فرا گرفت، وقتی تکرار کرد، در آن فن ماهر و مجتهد می‌شود، این خاصیت عمل به آن رشته و تکرار آن فن است، اما یک چیز دیگری را به عنوان ابتکار یاد بگیرد، این از تکرار خود آن فن برنمی‌آید، لکن این حدیث نورانی به ما وعده داد، اگر کسی به دانسته‌های خود عمل کند، چیزهایی را که یاد نگرفته بود، از استاد نشنیده بود، در کتابی ندیده بود، خداوند سبحان به او عطا می‌کند.

 

«مَن عَمِل بما عَلِم اوتي علم ما لم يَعلم»، بنابراین اخلاق آن کف فایده‌اش این است که جامعه را متمدن می‌کند، نه کسی به بیراهه می‌رود، نه کسی راه کسی را می‌بندد، اما سقفش و برجستگی‌اش این است که هم نوری پیدا می‌کند بر اساس «اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله» و هم چیزهایی را که نمی‌دانست، می‌فهمد، البته آن را هم با نور الهی می‌فهمد، نور الهی که خدا به وسیله پیامبر صلی الله علیه و آله در این حدیث شریفه وعده داد، نوری فراگیر است.

 

«نور السماوات و الارض» است، اگر در قرآن کریم «سماوات و الارض» ذکر شد و «ما بینهما» یا «و ما فیهما» ذکر نشد، منظور از «سماوات و الارض» مجموعه نظام آفرینش است، اگر چنانچه در کنار این «ما بینهما» یا «و ما فیهما» و مانند آن ذکر شد، منظور از «سماوات» خود سماوات است و منظور از «الارض» خود ارض است، دیگر شامل «ما بینهما»، «و ما فیهما»، «من بینهما» و «من فیهما» نمی‌شود، اینجا که فرمود: «الله نور السماوات و الارض» یعنی آسمان و اهلش، زمین و اهلش، بین آسمان و زمین هر چه هست اینها با نورانیت اله زنده هستند و خداوند سبحان نور همه اینها را تأمین خواهد کرد، اگر کسی به نور الهی بخواهد ببیند، به شرح صدر او وابسته است.

 

گاهی طوری است که محدوده خودش را، فن مخصوص خودش را به خوبی می‌بیند، گاهی فنون دیگر را هم می‌بیند، گاهی نظیر آنچه که به وجود مبارک حضرت امیر علیه السلام افاضه شد، که فرمود وجود مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، یک مطلب به من فرمود که از آن دری باز شد و از آن در، هزار در و از هر هزار در، هزار در دیگر باز شد، در روزگار کهن کلمه میلیون و امثال میلیون اصطلاح نبوده است، می‌گفتند «الف، الف» و اگر می‌خواستند بگویند فلان کس مبالغه می‌کند و اغراق‌گو است، می‌گفتند الف، الف می‌گوید، الف، الف یعنی میلیون، اینکه حضرت فرمود هزار در باز شد و از هر دری هزار در، یعنی هزار، هزار می‌شود میلیون، یک میلیون مطلب را وجود مبارک حضرت امیر علیه السلام یکجا می‌فهمد.

 

حال این یک قاعده کلیه است، که از آن یک میلیون فروع استفاده می‌شود، مرحوم علامه شعرانی استاد بزرگوار ما در تعلیقه‌ای که بر شرح اصول کافی که ملا صالح مازندرانی دارد، آنجا گفته است که در بعضی از اَشکال تحریر اقلیدس، پانصد مسئله ریاضی از یک شکل هندسی به دست می‌آید، خوب وقتی یک شکل پانصد مسئله از آن به دست می‌آید، چه استبعادی دارد که ذات اقدس اله قانونی عطا کند، که از آن یک میلیون مطلب برمی‌آید، حال این چنین است که یک میلیون مطلب از یک قاعده به دست آمد، یا یک میلیون مطلب جداگانه است که به قلب مبارک حضرت افاضه شده است، اینها هست، هر کسی به اندازه ظرفیت خودش باید به پیشگاه ذات اقدس اله برود و مظروف بگیرد.

 

به ما نگفتند سامع باشید، گفتند مستمع باشید، به ما نگفتند مستمع محض باشید، گفتند هر کس به جایی می‌رود، مجلس علمی می‌رود، ظرف به همراه داشته باشد، این مستمع واع که دو عنصر محوری شرط شنونده است در روایت هست، فرمود اگر در مجلس علمی شرکت کردید، اگر خواستید آن محفل برای شما سودمند باشد، باید این دو عنصر را داشته باشید، یک، سامع نباشید مستمع باشید، دو، واع باشید.

 

واع یعنی کسی ظرف همراهش است، این چنین نباشد که انسان فقط بشنود، وقتی از محفل علم بیرون رفت چیزی در یادش نباشد، مستمع واع، در بیانات نورانی حضرت امیر علیه السلام هست که « ان هذه القلوب اوعية فخيرها اوعاها» فرمود این دلها ظرف است، خوب این ظرف را شما با حرفهای آشغال، با هر سریال، با هر خبر، با هر روزنامه، با هر مقاله پر نکنید، یک وقت است کسی غذا می‌خواهد، اگر با غذاهای ناسالم و غذاهای غیر مقوی دستگاه روده و معده‌اش را پر کرد، او دیگر سیر است، گاهی انسان ذهنش را پر می‌کند به حرفهای غیر علمی، این ذهن دیگر کشش آن را ندارد که بار علمی بکشد.

 

نوشتن رساله عهد از سوی بزرگان

 

بزرگانی مثل مرحوم بوعلی، عهد یعنی عهد، یک رساله عهد نوشته است، کمتر کسی رساله عهد می‌نویسد، اصلاً رساله عهد را برای این گذاشتند که ما با خدای خود عهد کنیم، آنقدر فیض ذات اقدس اله ریزش دارد که به ما اجازه داد ما یک طرف عهد باشیم او طرف دیگر عهد باشد، ما نذر، وقف فراوان داریم، اما عهد کم است، عهد، نذر، یمین یک بخشی از مسائل فقهی است، این بزرگان رساله عهد نوشتند، طرف عهدشان خدا است، من با خدا عهد کردم، تعهد کردم، معاهد شدم که قصه نخوانم، یا استاد شوم، یا مؤلف شوم، یا مدرس شوم که شاگرد بپرورانم، من نیامدم اینجا که قصه گوش بدهم، سریال ببینم، من آمدم محقق بشوم، عالم بشوم و عالم پرور بشوم، این رساله عهد را برایشان نوشتم، که من عهد کردم قصه نخوانم، خوب کسی که عهد کرده است قصه نخواند، وقتی ماه با جلال و شکوه محرم رسید این با قصه که مجلس را اداره نمی‌کند، او راز و رمز نهضت حسینی را که حقمدار و حق‌محور بود بیان می کند، فرمود: «الا ترون أَنَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْباطِلَ لا يُتَناهی عَنْهُ».

 

مسئله امر به معروف و نهی از منکر، حقمداری، حق‌محوری، پرهیز از باطل، گرایش به حق، پرهیز از کذب، گرایش به صدق، جامعه دروغ نگوید، دروغ نبافد، دروغ اسناد ندهد، مشکل جامعه الان دروغگویی است، این را برداریم که اطمینان در جامعه پیدا شود، اینها عصاره بحث‌های ایام محرم خواهد بود، این عهد معنایش این است که من با خدا تعهد کردم حرفهای غیر علمی نزنم، داستان بی مغز نگویم، وقت مردم را تلف نکنم، این کار من و تعهد من و مردم هم وقتی در مجالس حسینه و مسجد و امثال ذلک شرکت می‌کنند برای شنیدن مواعظ الهی و نهضت جهانی سالار شهیدان حسین بن علی علیه السلام آنها هم مستمع واع باشند، یعنی هم خوب گوش دهند و هم ظرف بیاورند، که این مطالب در آن ظرف جا بگیرد.

 

«و تعیها اذن واعیه» اگر وجود مبارک امیرمؤمنان علیه السلام در قرآن کریم به این وصف آمده است، به ذیل این آیه نگاه کنید، یکی از مصادیق بارز این آیه وجود مبارک امیرمؤمنان علیه السلام است که حضرت مستمع واع بود، یعنی واعی بود، یعنی ظرف می‌آورد، این ظرف را خدای سبحان به ما داد ولی اگر این ظرف را ما با قصه و داستان پر کردیم دیگر ظرفی برای مطالب دیگر نیست، اینکه می‌بینید بعضی‌ها حوصله‌شان زود سر می‌رود برای این است که ظرفیتی ندارند، الان شما بهترین غذا را برای کسی که شکم خود را با پفک نمکی پر کرده است، بیاورید او که دیگر اشتها ندارد، به او گفتند این ماده غذایی نیست ولی گوش نداد شکمش را پر کرد، دیگر احتیاجی به غذای سالم ندارد، دیگر احساس نمی‌کند، به او گفتند قصه و حرفهای باطل سودمند نیست، طنز و مطالب غیر علمی سودمند نیست.

 

اگر وجود مبارک حضرت را به عنوان امام پذیرفتیم که پذیرفتیم، باید در محافل علمی مصداق «تعیها اذن واعیه» باشیم، فرمود وقتی معارف الهی تنزل کرد، گوش شنوایی که واع باشد، اگر ظرفیت داشته باشد آن را می‌پذیرد، گویندگان ما هم در محافل حسینی حرفهای با مغز، برهانی، استدلالی، قرآنی، روایی، به مردم تحویل بدهند، مستمعان ما هم مستمعان واع باشند.

 

این کشور را حسین به علی علیه السلام اداره کرد، انقلاب را او اداره کرد، بارها به عرضتان رسید، خیلی‌ها تظاهرات کردند، اما چهار تا راهپیمایی میلیونی بود که کار این انقلاب را به اینجا رساند، تاسوعا، عاشورا، اربعین و 28 صفر بود، همان سال آن چهار تا راهپیمایی میلیونی کار را یک طرفه کرد، هر وقت نام مبارک حسین بن علی علیه السلام، نام مسجد، نام حسینیه، نام شهادت هست، اینها قطعاً پیروزی را به دنبال دارد، ما امیدواریم همانطوری که امام راحل گفتند که این انقلاب را، این نظام را، این مملکت را محرم و صفر حفظ کرد و بیمه کرد و خون بر شمشیر پیروز است، به برکت این ماهی که در پیش داریم جریان تکفیری‌ها، سلفی‌ها، داعشی‌ها، پشت پرده اینها، پشتیبان اینها، پشتوانه اینها را مخزول و منکوب شوند و نظام اسلامی در سراسر جهان حاکم باشد، عدل و احسان کامل حاکم باشد، اخلاق هم که از یک سو عامل تثبیت عقائد است و از سوی دیگر عامل اجرای احکام فقهی است و از سویی متمم و مکمل حقوق است رایج و دائر باشد، تا این نظام اسلامی به دست صاحبش وجود مبارک امام عصر ارواحنا بمقدمه الفدا برسد.

 

گفتنی است، در ابتدای این جلسه نونهالان گروه فرهنگی جامعة العلوم قرآن کریم به اجرای یک سرود و سپس قرائت آیاتی از قرآن مجید به سه زبان انگلیسی، فرانسوی و آلمانی پرداختند، بعد از اجرای همخوانی این گروه مدیر و مسئول جامعة العلوم قرآن کریم درباره این مؤسسه توضیحاتی داد و گفت: ما در این مؤسسه به کودکان چهار تا پنج سال آموزش می‌دهیم، این آموزش‌ها به صورت نیمه وقت می‌باشد، آموزش این نونهالان به گونه‌ای است که پس از گذشت پنج سال، این کودکان به جایی می‌رسند که از لحاظ حوزوی در سطح مقدمات می‌توانند امتحان دهند و در زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی می‌توانند زبان گویای اسلام باشند.

 

وی ادامه داد: البته امکانات ما بسیار محدود و ضعیف است، درخواست من از خیرین این است که به مجموعه ما سری بزنند و از نزدیک امکانات و شرایط و نتیجه کار ما را ببینند، انشاء الله که سبب شوند تا مجموعه رونق بیشتری بگیرد و گسترش پیدا کند و فراگیر شود./220/43/20

 

ش, 08/03/1393 - 19:42

دیدگاه جدیدی بگذارید