استاد صادق ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «اهمیت نماز باران» پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: کلمات بزرگی درباره نماز، چه در آیات و چه روایات، بیان شده است؛
«إِنَّني أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري» همانا! من خدايم كه جز من معبودى نيست، پس مرا بپرست و نماز را براى ياد من برپا دار. (طه: 14)
«اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ» آنچه را از اين كتاب به تو وحى شده است، بخوان و نماز را برپا دار، يقيناً نماز از كارهاى زشت، و كارهاى ناپسند باز مىدارد و همانا ذكر خدا بزرگتر است، و خدا آنچه را انجام مى دهيد، مى داند. (عنکبوت: 45)
«الصلوة عمود الدین»
وَ رَوَى اِبْنُ بَابَوَيْهِ أَيْضاً فِي كِتَابِ مَنْ لاَ يَحْضُرُهُ اَلْفَقِيهُ بِإِسْنَادِهِ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ: «أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ اَلْعَبْدُ اَلصَّلاَةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا» (فلاح السائل، جلد ۱؛ صفحه ۱۲۷) اولین سؤال در روز قیامت، مسأله نماز است. اگر پذیرفته شد، الباقی هم پذیرفته می شود؛ و اگر رد شد، بقیه موارد هم رد می شود.
وی افزود: برای هر کدام از معصومین و ائمه اطهار علیهم الصلاة و السلام و حتی برخی از صحابه آنها همانند «جعفر طیار» نماز مخصوصی بیان گردیده است. نماز امیرالمؤمنین علیه السلام، نماز فاطمه زهرا سلام الله علیها، نماز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از جمله آن نمازها است. در روایت برای برخی از ائمه اطهار علیهم السلام داریم که با روبرو شدن با مشکلات، دست به دامان نماز می شدند.
استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: یکی از نمازهایی که سفارش شده است تا در زمان سختی ها، مخصوصا کم آبی ها خوانده بشود، نماز باران است. نمازی است که به صورت جمعی و با شرایط خاصی انجام می گیرد. به عنوان مثال از چهارشنبه به مدت 3 روز روزه بگیرند و در روز جمعه با دهان روزه از شهر خارج بشوند و پیرمردها و کودکان را هم به همراه داشته باشند؛ و حتی بیان شده است که حیواناتی هم به همراه داشته باشند و بره ها و مادرانشان از هم جدا نگاه داشته بشوند تا صدای ناله و گریه و زاری بلند شود؛ تا با حالت ضجه و تضرع خداوند متعال را بخوانند.
وی اضافه نمود: این نماز در زمان انبیای الهی نیز سابقه دارد و در زمان ائمه اطهار علیهم السلام از جمله در زمان امام حسن عسگری نیز این نماز را می خواندند.
علی بن حسن بن سابور نقل کرده است: در زمان امام حسن عسگری علیه السلام قحطی سختی پیدا شد؛ به همین جهت خلیفه وقت، دستور داد که مردم از شهر بیرون بروند و نماز استستقاء بخوانند؛ مردم سه روز بیرون رفتند و دعا خواندند و نماز گزاردند؛ اما باران نیامد. در روز چهارم جاثلیق بزرگ مسیحیان به همراه تعدادی از مسیحیان و راهبان به صحرا رفتند تا برای نزول باران دعا کنند. در میان اینان راهبی بود که چون دست به دعا برداشت، از آسمان باران بارید. مسیحیان در روز دوم نیز بیرون رفتند و پس از دعای آن راهب، باران بارید. در نتیجه این واقعه بسیاری از مردم دچار شک و تردید شدند و تعجب کردند و حتی برخی به دین مسیحیت میل پیدا کردند.
خلیفه به نزد امام حسن عسگری علیه السلام فرستاد؛ در حالی که ایشان زندانی بودند. ایشان را بیروون آوردند و به ایشان عرض کردند: به فریاد امت جدّت برس که بیم از هلاک آنها است.
امام حسن عسگری علیه السلام فرمود: من فردا بیرون می روم و ان شاء الله شک را از میان مردم زایل می کنم.
جاثلیق در روز سوم و در حالی که راهبان با وی بودند، بیرون رفت. امام حسن عسگری علیه السلام نیز با تعدادی از اصحاب خود به بیرون رفتند. هنگامی که امام علیه السلام آن راهب را در حالی دید که دست خود را بلند کرده بود، دستور داد که دست راست آن راهب را باز گردانند و آنچه در مین دو انگشت او است، بیرون بیاورند. از میان دست راهب، یک استخوان سیاهی را بیرون آوردند.
آن حضرت استخوان را گرفت و به آن راهب فرمود: «الآن دعا کن تا هوا ابری شود و باران ببارد.
او دعا کرده و طلب باران نمود. اما هوا گشوده شد و آفتاب نمایان گردید.
خلیفه وقت به امام رو کرد و گفت: ای ابا محمد این چه استخوانی است
حضرت فرمود: این مرد از قبر پیامبری از پیامبران خدا عبور می کرد و این استخوان را یافت و آن را در دست گرفت و «ما کشف عن عظم نبیّ الا هطلت السماء بالمطر» استخوان پیامبری نمایان نمی شود، مگر اینکه از آسمان باران خواهد بارید.
«وَ مِنْهَا مَا رُوِيَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ سَابُورَ قَالَ: قُحِطَ النَّاسُ بِسُرَّ مَنْ رَأَى فِي زَمَنِ الْحَسَنِ الْأَخِيرِ فَأَمَرَ الْمُتَوَكِّلُ بِالْخُرُوجِ إِلَى الِاسْتِسْقَاءِ فَخَرَجُوا ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ يَسْتَسْقُونَ وَ يَدْعُونَ فَمَا سُقُوا فَخَرَجَ الْجَاثَلِيقُ فِي الْيَوْمِ الرَّابِعِ إِلَى الصَّحْرَاءِ وَ مَعَهُ النَّصَارَى وَ الرُّهْبَانُ فَكَانَ فِيهِمْ رَاهِبٌ فَلَمَّا مَدَّ يَدَهُ هَطَلَتِ السَّمَاءُ بِالْمَطَرِ وَ خَرَجُوا الْيَوْمَ الثَّانِيَ فَهَطَلَتِ السَّمَاءُ فَشَكَّ أَكْثَرُ النَّاسِ وَ تَعَجَّبُوا وَ صَبَوْا إِلَى دِينِ النَّصْرَانِيَّةِ «1» فَأَنْفَذَ الْمُتَوَكِّلُ إِلَى الْحَسَنِ وَ كَانَ مَحْبُوساً فَأَخْرَجَهُ مِنْ حَبْسِهِ وَ قَالَ الْحَقْ أُمَّةَ جَدِّكَ فَقَدْ هَلَكَتْ فَقَالَ إِنِّي خَارِجٌ مِنَ الْغَدِ وَ مُزِيلُ الشَّكِّ إِنْ شَاءَ اللَّهُ فَخَرَجَ الْجَاثَلِيقُ فِي الْيَوْمِ الثَّالِثِ وَ الرُّهْبَانُ مَعَهُ وَ خَرَجَ الْحَسَنُ ع فِي نَفَرٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فَلَمَّا بَصُرَ بِالرَّاهِبِ وَ قَدْ مَدَّ يَدَهُ أَمَرَ بَعْضَ مَمَالِيكِهِ أَنْ يَقْبِضَ عَلَى يَدِهِ الْيُمْنَى وَ يَأْخُذَ مَا بَيْنَ إِصْبَعَيْهِ فَفَعَلَ وَ أَخَذَ مِنْهُ عَظْماً أَسْوَدَ فَأَخَذَهُ الْحَسَنُ بِيَدِهِ وَ قَالَ اسْتَسْقِ الْآنَ فَاسْتَسْقَى وَ كَانَتِ السَّمَاءُ مُغِيمَةً فَتَقَشَّعَتْ وَ طَلَعَتِ الشَّمْسُ بَيْضَاءَ فَقَالَ الْمُتَوَكِّلُ مَا هَذَا الْعَظْمُ يَا بَا مُحَمَّدٍ فَقَالَ ع هَذَا الرَّجُلُ عَبَرَ بِقَبْرِ نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ فَوَقَعَ فِي يَدِهِ هَذَا الْعَظْمُ وَ مَا كُشِفَ عَنْ عَظْمِ نَبِيٍّ إِلَّا هَطَلَتِ السَّمَاءُ بِالْمَطَرِ. »
(اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمه، محقق و مصحح: رسولی محلاتی هاشم، ج 2، ص 429، نشر بنی هاشمی، تبریز، چاپ اول، 1381 ق؛ این روایت در برخی از کتاب های علمای عامه هم آمده است؛ ابن حجر الهیثمی احمد بن محمد الصواعق المحرقة علی اهل الرفض و الضلال و الزندقه، محقق: ترکی عبدالرحمن بن عبدالله، خراط، کامل محمد، ج 2، ص 600، مؤسسة الرسالة، بیروت چاپ اول، 1417 ق)
استاد صادق ابراهیمی خاطرنشان کرد: نماز پناهگاه است؛ همان طور که ائمه علیهم السلام، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، امیرالمؤمنین علیه السلام، قرآن پناهگاه است؛ نماز هم پناهگاه است.
وی افزود: اما الحمدلله در اصفهان و شهرهای دیگر نماز باران را بجا آوردند؛ اگر به واسطه این نماز، باران نیامد، معنایش این نیست که کسی که نماز خوانده، مقرب الهی نبوده است؛ ممکن است که مقرب بوده است، اما مصلحت الهی امری دیگر باشد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آن عالمان بزرگواری که در این امر مبارک پیشگام شدند، شجاعانه گام برداشتند و جای تبریک دارد. اگر هم بعد از خواندن نماز، باران نیامد، طبق بعضی از روایات واصله باید تکرار کنیم و تقاضایمان را اصرار بورزیم.
وی اضافه نمود: البته باید این نکته را از قلم نیداخت که در سال های قبل برخی از مسئولان ذی ربط در امر آب، ناکارآمدی ها داشتند و ما این امر را تأیید می کنیم. بسیاری از بزرگان هم بر این امر متفق هستند که برخی از مدیران کارهایی کردند که زمینه تشدید خشکسالی را داشته است.
استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: البته در خشکسالی تنها ناکارآمدی های مسئولین دخیل نبوده است؛ اگر چه ممکن است که برخی سدها نباید ساخته می شد؛ یا در کندن برخی از چاه ها نباید زیاده روی می شد؛ اما نکته اصلی این است: آن عامل اصلی برای ایجاد خشکسالی، گناه است.
وی افزود: گناه عامل بزرگی برای خشکسالی است. ما دعای کمیل و کلام امیرالمؤمنین علیه السلام را داریم که در ابتدای این دعای شریفه می فرماید: «اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعاء اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل البلاء»
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت موسی علیه السلام به خدای متعال عرض کرد: «خدایا من را از دست فرعون نجات بده.» روایت داریم که بین دعای حضرت موسی علیه السلام تا نابودی فرعون، 40 سال طول کشید. اینگونه نیست که به محض دعا کردن، دعا بالعیان مستجاب بشود.
وی اضافه نمود: در روایتی دیگر داریم که در زمان حضرت موسی علیه السلام خشکسالی شده بود؛ آن حضرت مردم را برای دعای باران در بیابانی جمع کرد. همه مشغول دعا، تضرع و زاری شدند و از خداوند متعال طلب نزول باران نمودند.
خداوند سبحان به حضرت موسی علیه السلام وحی فرمود: «من دعای تو و همراهانت را مستجاب نمی کنم؛ زیرا یک سخن چین در بین شما است؛ که مانع استجابت دعای جمع می شود. »
حضرت موسی علیه السلام گفت: پروردگارا، او را به من معرفی کن تا از خود برانیم.
پروردگار مهربان که در هر حالی ستار العیوب است و بندگانش را دوست دارد و مانع رسوایی آنان می شود، فرمود: «وقتی من شما را از رذیله سخن چینی نهی می کنم، چگونه خود سخن چین شوم؟»
حضرت موسی علیه السلام رو به جمعیت کرد و فرمود: ای کسی که سخن چین هستی، تو مانع نزول رحمت حق تعالی شده ای.
در این هنگام همه حضار و به خصوص آن سخن چین توبه کردند و در پی آن، باران رحمت الهی نازل شد.
«وَ رُوِيَ أَنَّ مُوسَى علیه السلام اسْتَسْقَى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ حِينَ أَصَابَهُمْ قَحْطٌ فَأَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ أَنِّي لَا أَسْتَجِيبُ لَكَ وَ لَا لِمَنْ مَعَكَ وَ فِيكُمْ نَمَّامٌ قَدْ أَصَرَّ عَلَى النَّمِيمَةَ فَقَالَ مُوسَى علیه السلام يَا رَبِّ مَنْ هُوَ حَتَّى نُخْرِجَهُ مِنْ بَيْنِنَا فَقَالَ يَا مُوسَى أَنْهَاكُمْ عَنِ النَّمِيمَةِ وَ أَكُونُ نَمَّاماً فَتَابُوا بِأَجْمَعِهِمْ فَسُقُوا.» (بحار الانوار، ج 72، ص 268)
استاد صادق ابراهیمی خاطرنشان کرد: از این حکایت می توان به روشنی نتیجه گرفت که نزول رحمتت خداوند و جاری شدن باران فراوان، مرهون توبه همان سخن چین بوده است؛ زیرا حقیقتا از گناه خویش، پشیمان شده و توبه کرده و بعد از پاک شدن از آلودگی گناه سخن چینی، مانع اجاب دعا رفع گردیده و دعی او و جمع استجابت شده است. به بیان دیگر خداوند در قرآن کریم امر به دعا می فرماید و اجابت دعا را نیز وعده فرموده است دعا کنید. در سوره غافر می فرماید:
«وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ» و پروردگارتان گفت: مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم، آنان كه از عبادت من تكبّر ورزند، به زودى خوار و رسوا به دوزخ درآيند. (غافر: 60)
وی افزود: ما باید به وظایفه خودمان و اوامری که به ما شده است، عمل کنیم و مطاع باشیم؛ به ما دستور داده شده است که نماز باران بخوانیم و توبه کنیم تا خداوند فضل و بخشش و رحمتش را شامل حال همه ما کند. البته خیلی از موارد هست که ظاهرش بلا است، اما بسیاری از مواهب نیز بر اساس همین کرونا به ما عطا شدهد است.
/270/260/20/