استاد باقریان ساروی مطرح کرد؛

کشتار مردم قندهار و قندوز

به مناسبت فرا رسیدن هفته وحدت و میلاد پرنور پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم و امام صادق علیه السلام، استاداحمد باقریان ساروی با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

«زیور خلافت»

این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد:  يكى از اشكالاتى كه برخى از دانشمندان اهل سنّت به موضوع طرح مباحث امامت و ولايت وارد كرده اند، اين است كه اينگونه بحث با وحدت شيعه و سنّى ناسازگار است.

 

 

وی افزود: «تليدى» پژوهشگر اهل سنّت ضمن اينكه دعوت شيعه اماميه به توحيد صفوف مسلمانان را امرى مثبت تلقى كرده، به گروهى از شيعه كه آنان را غلات خوانده، تاخته و گفته است آنان  تلاش در تفرقه دارند.

 

استاد باقریان در ادامه بیان  کرد: البته ما تفرقه افكنى برخى از شيعيان را انکار نمی کنيم؛ ولى اين مشكل در ميان شيعه به برخى از ناآگاهان اختصاص دارد، چنان كه برخى از علماى اهل سنّت كه به طور خاص سلفيون هستند، در تفرقه ميان مسلمانان بيش از همه گام بر مى‏ دارند و با نهايت تاسّف در ميان هر دو دسته، تندروى ‏ها مانند تكفير، تفسيق و لعن وجود دارد. اين تندروها و كاسه‏ هاى داغتر از آش ناخودآگاه بازيچه استكبار و كفر جهانى و دشمنان اسلام و مسلمانان هستند.

 

وی اضافه نمود: در هر صورت هم برای پاسخ به اشکال و هم برای بیان مقصود از وحدت که مورد ندای علمای شیعه است، پاسخ هایی تقدیم می ‌شود.

 

پاسخ 1: تحقيق با وحدت ناسازگار نيست

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: برخی از علمای اهل سنت  بزرگانى از شيعه را مورد انتقاد خود قرار داده اند که آنچه را نگاشته ‏اند، از روى تحقيق و استدلال و به دور از لعن و توهين بوده و در مسائل نقلى به منابع اهل سنّت استناد كرده ‏اند و اگر اشكال وارد است در درجه نخست بر خود اهل سنّت وارد مى‏ شود كه آن احاديث را نقل كرده‏ اند، بر اين اساس علماى اهل سنّت اگر پاسخ قانع كننده ‏اى براى آن كتاب ‏ها دارند، آنها را بيان نمايند و اگر پاسخى ندارند از لعن، دشنام و توهين كه اسلحه شكست‏خوردگان است، خوددارى نمايند.

 

 پاسخ 2: مقصود از وحدت شيعه و سنّى

وی افزود: موضوع وحدت ميان شيعه و سنّى معنايش اين نيست كه شيعه از اعتقادات خود دست كشيده و تسليم افكار و انديشه‏ هاى مورد اختلاف خود با اهل سنّت شوند، چون در اين صورت شيعه نخواهند بود، اين ‏گونه وحدت، وحدت تسنّن مى ‏شود، چنان ‏كه شيعه از اهل سنّت انتظار ندارند بدون قانع شدن از اعتقادت خود دست كشيده و تسليم اعتقادات تشيّع گردند، بالاخره شيعه در دو مسئله «خلافت و امامت» و «صحابه» آراء مخصوص به خود را دارند و تاكنون در اين آراء با منطق و استدلال وارد شده و مى‏شوند و به توهين، هتاكى، دشنام، نفرين، تفسيق و تكفير [كه روش شكست‏ خوردگان بى منطق است] نياز ندارند.

 

وی تأکید کرد: مقصود از وحدت اشاره شده اين است كه هر يك از دو مذهب ضمن پايبندى به اعتقادات خود، در اصول و فروع مشترك گرد هم آيند و دست در دست يكديگر گذارده و نگذارند دشمنان اسلام با ايجاد آشوب و فتنه در ميان آنان به اسلام خدشه وارد نمايند، از اين‏ رو لازم است افراد هر يك از دو گروه از تكفير، تفسيق، توهين، لعن و نفرين افراد و شخصيت‏ هاى مورد احترام مذهب مقابل خوددارى نمايند و با يكديگر رابطه‏اى صميمى داشته باشند و اگر بخواهند در مسائل مورد اختلاف سخن بگويند در صورت توافق دو طرف به صورت برادرانه و دوستانه، همانند برادران عضو يك خانواده مناظره كنند.

 

استاد باقریان خاطرنشان کرد: پيشواى بزرگ شيعه و وصىّ پيامبر صلی الله علیه وآله‏، يعنى على علیه السلام ضمن اينكه به صورت معقول و منطقى تا آنجا كه اقتضا مى ‏كرد، در دفاع از حقانيت و ولايت خود گام‏ هاى لازم را برداشته و در مواقع مناسب و در حدّ ضرورى به روشنگرى پرداخته بود، با اين حال با خليفه تعيين شده از سوى سقيفه و خليفه پس از وى، بلكه با خليفه سوم به هدف پيشبرد آرمان‏هاى اسلام و قرآن همكارى داشته و در مجامع آنان حاضر مى‏ شد؛ چنان‏ كه شيعيان وفادار او همانند سلمان، ابوذر، عمار ياسر، مقداد و ابن عباس نيز همين سيره و روش على علیه السلام را پيموده بودند.

 

 پاسخ 3: لزوم مناظرات با خوددارى از توهين

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: طرح مباحث اعتقادى در صورتى كه از توهين، لعن، نفرين، تفسيق و تكفير خوددارى شود، براى روشن شدن حقايق لازم است. بالاخره دانشمندان بزرگوار اهل سنّت نمى‏ خواهند مسلمانان در جهالت باقى بمانند، از سوى ديگر اين‏ گونه نيست كه همه مسلمانان در همه اعتقادات مشترك باشند؛ بلكه اختلافاتى دارند و در موارد اختلاف آيا مى‏خواهيد حقيقت روشن شود يا نه؟ بنا براين طرح مباحث اعتقادى اختلافى تا آنجا كه عاقلانه باشد، براى روشن شدن حقيقت و زدوده شدن شبهات و جهالت ‏ها لازم و ضرورى است.

 

وی افزود: مسلمانان بايد بدانند پيامبر صلی الله علیه وآله  براى پس از خود جانشين تعيين كرده بود يا نه؟ و آيا همه صحابه عادل بودند يا نه؟ هر يك از ما و شما با استناد به قرآن و احاديث صحيح نبوى بنويسيم و تلاش كنيم و بدون توهين به يكديگر ادعای خود را ثابت كنيم، در اين صورت اگر يك محقق منصف از روى تحقيق و به دور از تعصبات و با تدبّر در قرآن و منابع اسلامى پس از تحقيق نتيجه بگيرد كه پيامبر صلی الله علیه وآله  جانشين تعيين نكرده بود و يا صحابه همه عادل هستند، آيا یک محقق منصف سنی مذهب آن شخص را محكوم مى ‏كنند و مى‏گويد او ناقض وحدت است؟

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آقاى تليدى یکی از منادیان وحدت در میان اهل سنت است، او در كتاب «فضائل الصحابة» براى اثبات حقانيت ابوبكر، عمر و عثمان و نيز براى اثبات عدالت همه صحابه تلاش كرده است، آيا شيعه او را به اين جهت ناقض وحدت مى ‏داند؟ نه! هرگز! آرى از جهت توهين نارواى او به شيعه و متهم كردن برخى از بزرگان و محققان منصف شيعه، ادّعاى آقاى تليدى براى وحدت را نمى‏تواند باور كند، چون مدعى وحدت بايد براى اثبات ادعاى خود كار خردمندانه داشته باشد.

 

وی اضافه نمود:  به همين‏گونه اين حق را براى دانشمندان و پژوهشگران شيعه بدهيد كه از روى تحقيق در آيات قرآن و منابع اهل سنّت نتيجه بگيرند كه پيامبر صلی الله علیه وآله براى پس از رحلت خود جانشين تعيين كرده بود و يا صحابه پيامبر صلی الله علیه واله همه عادل نبوده‏اند. اين ‏گونه پژوهشگران را، در صورتى كه از لعن و توهين خوددارى نمايند، نيز نبايد ناقض وحدت به شمار آوريم.

 

استاد باقریان خاطرنشان کرد: با توجه به آنچه بيان شد، اگر پژوهشگرى از روى تحقيق و با سندهاى دقيق ثابت كرد برخى مانند معاويه، نه تنها صحابى عادل و مجتهد نبود، بلكه مؤمن نيز نبود و از دانشمندان اهل سنت كسانى را نام ببرد كه او را فاسق، بلكه كافر دانسته ‏اند، در اين صورت چرا آن پژوهشگر شيعى را مورد توهين، هتاكى و لعن خود قرار مى ‏دهيد و با اين عبارت با او مواجه شويد كه «ما رَأَيْتُ فِى الشّيعَةِ الْمُتِأخِّرينَ الرَّفاوِضِ أَخْبَثَ مِنْهُ وَ أَقْذَرَ مِنْ كُتُبِهِ الَّتى مَلَأَها طَعْنا وَ تَجْريحا وَ إحْتِقارا لِلصِّحابَةِ»؟! (تليدى، فضائل الصحابه، ص 10).

 

وی افزود: اين پژوهشگر با استناد به منابع شما چنين نتيجه گرفته بود و آنچه به گمان شما در تضعيف و جرح برخى از صحابه آورده است در منابع شما وجود دارد، نه اينكه از خود چيزى افزوده باشد؛ ولى شما بدون هيچ دليلى به توهين او پرداخته و او را خبيث‏ ترين و كتابش را چركين‏ ترين كتاب خوانده ‏ايد!.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پرسش ديگر اين است كه چرا شخص معاويه را كه على علیه السلام را سبّ و لعن مى ‏كرد، تضعيف نمى‏كنيد و او را با ادعاى اجتهادش تنزيه مى‏ كنيد؟! در احكام اسلامى چه تفاوتى ميان صحابه و غير صحابه وجود دارد؟ مگر ما و آنان در تكاليف الهى مشترك نيستيم؟

 

وی اضافه نمود: همين آقاى تليدى (در کتاب فضائل الصحابه) در مقام بيان فضايل على علیه السلام از ابن حجر نقل كرده كه گفته است: «بنى اميّه او [على علیه السلام] را تنقيص و لعن او را بر روى منبرها سنّت قرار دادند - مقصود بغات و سركشان بنى أميّه و كسانى است كه از آنان پيروى كردند».( فضائل الصحابه، ص 155).

 

استاد باقریان خاطرنشان کرد: طبق اخبار اهل سنّت، بنيانگذار دشنام و لعن بر على علیه السلام از ميان بنى اميّه شخص معاويه بود كه فرمان به آن داده و خود در سخنرانى‏ها اين روش زشت را اعمال مى ‏كرد؛ ولى شما او را محكوم نمى‏كنيد؛ ولى شيعه را كه با استناد به قرآن و سنّت، معاويه را مستحق لعن مى‏دانند محكوم مى‏ كنيد و روش شيعه را خباثت مى‏ دانيد.

 

وی افزود: درباره اتهام برخى از علماى اهل سنّت بر شيعه به لعّان بودن نسبت به صحابه، در متمّم كتاب زیور خلافت به نام «شيعه در منابع اهل سنّت» پاسخ داده شد، ضمنا در آنجا نیر به تندروهاى شيعه و سنّى پند داده شد كه از توهين و لعن خلفا و به يكديگر جدّا خوددارى نموده و تنها راه جدال احسن را كه توصيه خدا است در پيش بگيرند و در اعتقادات و اعمال مشترك اتحاد و همبستگى اسلامى را رعايت نمايند.

 

 نصیحتی به پیروان دو مذهب

استاد باقریان خاطرنشان کرد:  پند ما به برادران شيعه اين است كه از لعن و توهين به سه خليفه پيش از على علیه السلام و نيز از توهين و لعن به همسران پيامبر صلی الله علیه وآله  خوددارى نمايند؛ بلكه از توهين به سران فتنه جمل و صفين نيز خوددارى نمايند و از اين راه به دست عالم نمايان سَلَفى بهانه توهين به شيعيان را ندهند.

 و آخرين پند ما به علماى اهل سنّت اين است كه از تكفير و نفسيق شيعه دست بردارند و افراد تندرو را از خود طرد نموده و تحت تأثير تندروى‏ هاى آنان قرار نگيرند و بگذارند جامعه اسلامى - با همه اختلافات مذهبى كه دارند - در برابر بيگانگان يك‏پارچه و متّحد، همانند بنيان مرصوص باشند، تا دشمنان اسلام و مسلمانان فكر تجاوز به كشورهاى اسلامى را از سر دور نموده و توطئه‏هاى آنان به شكست بيانجامد.

 

وی افزود: خوب است اين نكته را علماى اهل سنّت بدانند كه موضوع لعن بر خلفا در ميان شيعه تنها در ميان عوامان شيعه است و علماى شيعه با بصيرت كامل مقلدان خود را از آن باز مى ‏دارند؛ ولى تكفير و تفسيق شيعه در ميان اهل سنّت با نهايت تاسّف از سوى برخى علماى ناپخته مدعى پيروى از سلف صالح است، تا آنجا كه برخى از آنان به جواز كشتن شيعيان فتوا داده ‏اند و نتيجه اين فتواى ظالمانه و بى ‏خردانه، ترورهاى ناجوانمردانه و كشتار بی رحمانه شيعيان از سوى برخى مدعيان تسنّن در برخى كشورهاى خاورميانه است که دو نمونه اخیر ان در قتوز و قندهار افغانستان رخ داده و دل های جهاتیان را آکنده از غم و اندوه کرده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد:  ابن دسته از تكفيرى‏ هاى از خدا بى‏ خبر اين نكته را نيز بدانند كه اگر قتل، كشتار و خون ريزى شيعيان براى نابودى آنان نتيجه مى‏ بخشيد، تلاش‏ هاى بنى اميّه و بنى عباس نتيجه مى‏ داد؛ در حالى  كه آن تلاش‏ ها جدّا نافرجام مانده و به رغم آن همه جناياتى كه سردمداران ظلم و جنايت به نام خليفه مسلمانان در زمان امويان و عباسيان بر شيعيان به ويژه بر امامان معصوم آنان روا داشتند، اين ستمديدگان تاريخ با تمسّك به قرآن و سنّت درست پيامبر صلی الله علیه وآله   كه با پيروى از اهل بيت او جلوه پيدا مى ‏كند، بيش از پيش رشد كرده و به سان شكوفه‏ هاى بهاربا بوى زيباى اعتقادات سالم، اعمال صالح و خالصانه، منطق و استدلال محكم، كره زمين را عطر آگين و با نورانيت خود گيتى را نورافشانى مى‏كنند، به گونه‏اى كه نور پر فروغ شيعيان مخلص على علیه السلام را نمى‏ توان با حربه تكفير، تفسيق و ترور خاموش كرد.

 به اميد اينكه مسلمانان - شيعه و سنّى - با بصيرت كامل از سخنان تفرقه افكنانه خوددارى نموده و به جاى تكفير، تفسيق و لعن به مقدسات يكديگر، به الفت و همزيستى مسالمت‏آميز و جدال احسن روى آورند و اخلاق پسنديده، تقواى الهى، منطق، استدلال و برهان بر پايه عقل، قرآن و سنّت راستين برگرفته از صحابه راستين و اهل بيت پيامبر صلی الله علیه وآله   را سرلوحه انديشه‏ها، اعمال و اخلاق خود قرار بدهند؛ آمين يا ربّ العالمين.

/270/260/20/

ي, 08/02/1400 - 13:00