به مناسبت ماه ربیع الاول و سالگرد وقایع بعد از ارتحال پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، استاد مصطفی احدی نسب، از اساتید حوزه علمیه قم، با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.
عوامل بقای دین اسلام
عامل اول: شخصیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: عوامل بقای دین اسلام را می توان در سه مورد بیان کرد؛ یکی از آن عوامل، شخصیت خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده است.
وی افزود: رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بر همه پیغمبران گذشته برتری دارد؛ از این رو می بینیم آنچه را که برخی از پیامبران گذشته، با دعا و خواهش از خدا به دست می آوردند، خداوند متعال بدون اینکه پیامبر درخواستی داشته باشد، به او عطا می فرماید.
حضرت آدم و پیامبر اسلام علیهما السلام
استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: حضرت آدم صفی الله درخواست غفران الهی را داشت و فرمود:
«قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ» گفتند: پروردگارا! ما بر خود ستم ورزيديم، و اگر ما را نيامرزى و به ما رحم نكنى، مسلماً از زيانكاران خواهيم بود. (اعراف: 123)
وی اضافه نمود: هر چند خداوند تقاضای حضرت آدم علیه السلام را بر آورده می کند، اما در مورد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:
«لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقيماً» تا خدا آنچه را از تبعات گذشته [كه به نا حق از گفتار و كردار مردم، درباره تو پديد آمده] و پس از آن را براى تو بپوشاند، و نعمتش را بر تو كامل كند، و به راهى راست راهنمايى ات نمايد (فتح: 2)
حضرت نوح و پیامبر اسلام علیهما السلام
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: نوح نجی الله قوم خودش را نفرین کرد و به خداوند متعال عرض کرد: خدایا ریشه این قوم کافر را از زمین بکَن؛ و درخواست این پیامبر الوالعزم هم اجابت گردید. در آیه 26 از سوره مبارکه نوح می خوانیم:
«وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرينَ دَيَّاراً» و نوح گفت: پروردگارا! هيچ يك از كافران را بر روى زمين باقى مگذار (نوح: 26)
وی افزود: این کلام حضرت نوح علیه السلام را در مقابل این آیه شریفه در نظر بگیرید، آنجا که خداوند متعال به حبیب خود می فرماید:
«إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئينَ» كه ما [شرّ] استهزا كنندگان را از تو بازداشته ايم. (حجر: 95)
استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: در این آیه شریفه شاهدیم بدون اینکه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از خداوند درخواست کند که کفار قریش را نابود کند، خود خدا وعده داد که استهزاء کنندگان را از بین می برد.
حضرت موسی و پیامبر اسلام علیهما السلام
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت موسی علیه السلام آن هنگام که به دستور خداوند متعال، باید به سوی فرعون برود، از خداوند متعال تقاضا می کند تا به او شرح صدر عطا نماید؛ در سوره طه می خوانیم:
«قالَ رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري (25) وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي (26) وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي (27) يَفْقَهُوا قَوْلِي (28) ....» گفت: پروردگارا! سينه ام را [براى تحمل اين وظيفه سنگين] گشاده گردان، و كارم را برايم آسان ساز، و گِرِهى را [كه مانع روان سخن گفتن من است] از زبانم بگشاى، [تا] سخنم را بفهمند.(طه: 25 به بعد)
وی افزود: در مقابل، در سوره انشراح می خوانیم که خداوند متعال به حبیب خود می فرماید:
«أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَك الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَك وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَك ...» آيا سينه ات را [به نورى از سوى خود] گشاده نكرديم؟ و بار گرانت را فرو ننهاديم؟ همان بار گرانى كه پشتت را شكست. و آوازه ات را برايت بلند نكرديم؟ ...»
حضرت ابراهیم و پیامبر اسلام علیهما السلام
استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: ابراهیم خلیل الله نگران فرزندان خود بود و از این رو به خداوند متعال عرضه می دارد:
«وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْني وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ» و [ياد كن] هنگامى را كه ابراهيم گفت: پروردگارا! اين شهر [مكه] را منطقهاى امن قرار ده و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور بدار. (ابراهیم: 35)
وی اضافه نمود: اگر چه خدای متعال، تقاضای حضرت ابراهیم علیه السلام را اجابت نمود، اما برای حبیب خود می فرماید:
«.... إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» جز اين نيست كه همواره خدا مى خواهد هرگونه پليدى را از شما اهل بيت [كه به روايت شيعه و سنى محمّد، على، فاطمه، حسن و حسين عليهمالسلام اند] برطرف نمايد، و شما را چنان كه شايسته است [از همه گناهان و معاصى] پاك و پاكيزه گرداند (احزاب: 33)
«إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ» بى ترديد ما به تو خير فراوان [كه بركت در نسل است و از فاطمه ريشه مى گيرد] عطا كرديم (کوثر: 1)
استاد مصطفی احدی نسب در ادامه گفتگو خاطرنشان کرد: در آیات دیگر نیز به برتری پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به دیگر انبیای الهی پی می بریم.
نام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پر آوازه شده است: « وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ» (انشراح: 4)
دین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دین کاملی است: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا» (مائده: 3)
اخلاق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اخلاق عظیم معرفی شده است: «وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ» (قلم: 4)
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان اسوه و نمونه برای کل بشر معرفی شده است: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً (احزاب: 21)
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مقام محمود دست یافته است: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً» (اسراء: 79)
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در معراج به مقام عبودیت رسید.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مقام قرب مخصوص الهی رسید: «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى» (نجم: 8 و 9)
خداوند در قرآن کریم نام پیامبران دیگر را با اسم می برد؛ اما در خطاب قرار دادن حبیب خود صلی الله علیه و آله و سلم، با احترام بیشتر بیان می دارد؛ به عنوان مثال، 13 بار از لفظ «یا ایها النبی» و 2 بار از لفظ «یا ایها الرسول» در خطاب، استفاده می کند.
استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: این آیات، بخشی از آیه های فراوانی است که حاکی از برتری پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بر همه انبیای الهی است؛ و از این رو مشخص می گردد شخصیتِ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، خود، یکی از عوامل بقای دین اسلام است.
عامل دوم: محتوای اسلام
وحی
وی افزود: یکی دیگر از عوامل بقای دین اسلام، محتوانی این دین مبین است که البته مانند همه ادیان گذشته، برگرفته از وحی است. در آیات کثیری داریم که خداوند متعال خطاب به حبیبش می فرماید: تو نمی دانستی و از ناحیه غیب به تو آموختیم که حوادث گذشته و انبیای گذشته به چه صورت بود و در آینده چه می شود. همه در پرتو وحی روی داده است.
عقل و علم
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بخشی از تعالیم اسلامی هم بر اساس عقل و علم است. یعنی در دین اسلام، تعارضی بین عقل و دین نیست؛ برخلاف عقل و دین تحریف شده مسیحیت، ما در اسلام عقل و دین را کنار هم قرار می دهیم.
وی اضافه نمود: ما قانون ملازمه داریم که می گوید: «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و کل ما حکم به الشرع حکم به العقل» رابطه دو طرفه ین عقل سلیم و شرع قطعی وجود دارد. البته ممکن است که روایتی متشابه باشد که با عقل احیانا جور در نیاید یا عقلی باشد؛ اما مقدماتش کامل نباشد؛ منظئور ما عقل سلیم و شرع قطعی است؛ بین این دو ملازمه برقرار است و اختلافی نیست و همدیگر را تطبیق و تکمیل می کنند.
این استاد حوزه علمیه قم در همین رابطه افزود: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در کلام خود که به عنوان وصیت حضرت است، بیان می دارد: عقل، اساس دین من و علم سلاح من است. «العقل اصل دینی ... و العلم سلاحی»
روایت کامل از این قرار است:
«عَوَالِي اللآَّلِي، عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ: الشَّرِيعَةُ أَقْوَالِي وَ الطَّرِيقَةُ أَقْوَالِي وَ الْحَقِيقَةُ أَحْوَالِي وَ الْمَعْرِفَةُ رَأْسُ مَالِي وَ الْعَقْلُ أَصْلُ دِينِي وَ الْحُبُّ أَسَاسِي وَ الشَّوْقُ مَرْكَبِي وَ الْخَوْفُ رَفِيقِي وَ الْعِلْمُ سِلَاحِي وَ الْحِلْمُ صَاحِبِي وَ التَّوَكُّلُ زَادِي (فی نسخة: ردائی) وَ الْقَنَاعَةُ كَنْزِي وَ الصِّدْقُ مَنْزِلِي وَ الْيَقِينُ مَأْوَايَ وَ الْفَقْرُ فَخْرِي وَ بِهِ أَفْتَخِرُ عَلَى سَائِرِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِينَ» (نورى، حسين بن محمد تقى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل - قم، چاپ: اول، 1408ق؛ ج 11؛ ص 173)
فطرت
استاد احدی نسب در ادامه بیان کرد: یکی دیگر از جنبه های محتوایی دین اسلام که موجب بقای این دین مبین شده است، همخوانی با فطرت بشری است؛ و چون دین اسلام بر پایه فطرت و همخوان فطرت است، تا قیامت باقی خواهد ماند؛ همان فطرتی که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» پس [با توجه به بىپايه بودن شرك] حق گرايانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوى اين دين [توحيدى] روى آور، [پاىبند و استوار بر] سرشت خدا كه مردم را بر آن سرشته است باش براى آفرينش خدا هيچگونه تغيير و تبديلى نيست اين است دين درست و استوار؛ ولى بيشتر مردم معرفت و دانش [به اين حقيقت اصيل] ندارند. (روم: 30)
عامل سوم: پیروان دین
استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: سومین عامل بقای دین اسلام، علاوه بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و محتوای دین، پیروان دین هستند که باید این دین را ادامه بدهند؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از این باب، ناراحتی داشت که آیا پیروان پیامبر می توانند این دین را ادامه بدهند یا خیر. به عنوان مثال، این حدیث شریف از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که این آیه از سوره هود، من را پیر کرده است:
«فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ» پس همان گونه كه فرمان يافته اى ايستادگى كن و نيز آنان كه همراهت به سوى خدا روى آورده اند [ايستادگى كنند] و سركشى مكنيد كه او به آنچه انجام مى دهيد، بيناست. (هود: 112)
وی افزود: «فاستقم کما امرت» در سوره دیگر نیز آمده است؛ اما «و من تابع معک» در آن سوره نیست؛ نکته در این است که خودِ پیامبر صلی الله علیه و آله استقامت در این مسیر دارد؛ ولی این که پیروانشان هم استقامت در این مسیر داشته باشند، کار مشکلی است. البته بعضی از پیروان خاص پیامبر بودند که فداکار بودند و تا آخر ایستادند و ذره ای هم کوتاه نیامدند؛ ولی توده اصحاب اینچنین نبودند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیم این را داشت که مبادا در این مسیر بلغزند و مسیر را ادامه ندهند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم از منافقان که در باطن ایمان ندارند، بیمناک بود و در مواقع مختلف هشدار می دادند. در حدیثی دیگر این خوف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم معرفی شده است
«اِنّی لا اَخافُ عَلی اُمَّتی مُؤمِناً وَ لامُشرِکاً اَمّا المُؤمِن فَیَمنَعُهُ اللّهُ بِایمانِهِ وَ اَمّا المُشرِکُ فَیُخزیهِ اللّهُ بِشِرکِه وَلکِنّی اَخافُ عَلَیکُم کلَّ مُنافِقٍ عالِمِ اللِّسان یَقُولُ ما تَعرِفُونَ وَ یَفعلُ ما تُنکِرُون» من برای امت خود نه از مؤمن می ترسم و نه از مشرک زیرا مؤمن بر اثر ایمانی که دارد کاری به کار برادر دینی ندارد مشرک را هم خدا به خاطر شرکش سرنگون می سازد. من برای شما فقط از منافق ها می ترسم. منافقی که آگاه است. با زبان مطلبی را می گوید که شما می دانید و عمل می کند آنچه را شما منکر آن هستید. (سفینة البحار، ج 2، ص 606)
وی افزود: رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در حدیث دیگر نیز به این اندوه خود اشاره می کنند: «و ثمرة فؤادي في ذكره، و غمّي لأجل أمتي و شوقي إلى ربي عز و جل»
استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم غم امت خودش را داشت و از این ماجرا ناراحت بودند؛ در زمان های مختلف که دعوتش را علنی کرد، تا لحظات آخر که قلم و دوات درخواست نمود و به حضرت تحویل ندادند، همه تلاشش را انجام داد که مردم در مسیر حق باقی بمانند.
.وی اضافه نمود: رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در یوم الدار، علی علیه السلام را به عنوان برادر، وصی و جانشین خود معرفی کردند؛ در بسیاری از مواقع دیگر همانند مباهله و نزول آیه تطهیر و ولایت و جنگ تبوک از ایشان و اهل بیت طاهرین و صراط مستقیم یاد کرده اند، حدیث منزلت و حدیث سفینه و طیر مشوی و دیگر احادیث در منقبت حضرت، بیانگر این واقعیت است؛ اوج آن در حجة الوداع و غدیر خم بود که حدیث ثقلین و «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه» در آن جمعیت عظیم مسلمان ها بیان گردید
وی افزود: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم با پیروان خودش اتمام حجت کرد که اگر می خواهید در این مسیر پایدارباشید و نلغزید، به کتاب الله و عترت من تمسک نمایید.
استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: در زمانی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در بستر بودند، پیامبر قلم و دوات طلبیدند تا چیزی نگاشته شود که امت، بعد از ایشان گمراه نشوند؛ این گمراه نشدن امت، در حدیث ثقلین هم بیان شده است که «ما ان تمسکتم بهما لن تضلّوا ابدا»؛ معلوم می شود که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روزهای پایانی عمرشان، در آن پنجشنبه، می خواستند برای صحابه، همان را مکتوب کنند؛ اما دیگران نگذاشتند؛ همان اقلیتی که ما معتقدیم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیم آنها را داشت؛ فرمود:من از مؤمن و مشرک نمی ترسم، ولی از یک گروهی که اقلیت هستند و منافق صفتانه در میان مسلمان ها هستند، می ترسم که مبادا آنها مسلط بشوند و نظر خودشان را به اجبار و یا تطمیع بر مسلمان ها قالب کنند.
وی افزود: متأسفانه بعد از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم این اتفاق افتاد؛ برخی را با تطمیع و برخی را با تهدید تحت شعاع خودشان قرار دادند و مسیر اسلام را به مسیر انحرافی کشاندند.
استاد مصطفی احدی نسب در پایان خاطرنشان کرد: عوامل بقای دین اسلام، «شخصیت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم»، «محتوای دین مبین» و «پیروان دین» هستند. از نظر دو عامل اول، مشکلی در میان نبود؛ اما در مورد عامل سوم، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم دچار ناراحتی بودند؛ «و غمّی لأجل امتی»؛ در مواردی سعی کردند که جلوی این قضیه را بگیرند،اما با تمام تلاش های پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلمگروه اقلیت منافق توانستند مسیر را به انحراف بکشانند.
/270/260/20/