امام صادق علیه السلام در حدیثی می فرماید: کسی که ایمان مستقر دارد، باید خدا را شکر کند و حمد به جا بیاورد. کسانی که ایمان مستقر دارند، باید خدا را شکر کنند و حمد او را بجا بیاورند، بر آن منتی که خدا به آنها گذاشته است.
به مناسبت دهه آخر ماه صفر و ایام عزای آل الله علیهم السلام، استاد اسماعیل احمدی منش از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: قرآن کریم می فرماید:
«مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً» از مؤمنان مردانى هستند كه به آنچه با خدا بر آن پيمان بستند [و آن ثبات قدم و دفاع از حق تا نثار جان بود] صادقانه وفا كردند، برخى از آنان پيمانشان را به انجام رساندند [و به شرف شهادت نايل شدند] و برخى از آنان [شهادت را] انتظار مى برند و هيچ تغيير و تبديلى [در پيمانشان] نداده اند. (احزاب: 23)
وی افزود: این ایام قرین است با اربعین حسینی، هفته دفاع مقدس؛ و همچنین با ارتحال علامه حسن زاده آملی رضوان الله تعالی علیه مصادفت پیدا کرده است. به نظر می رسد بحثی که مناسب این ایام باشد، بررسی این آیه قرآنی است و اینکه ما بتوانیم خودمان را به این آیه عرضه کنیم.
استاد احمدی منش در ادامه بیان کرد: خدای متعال در این آیه شریفه یک دسته بندی از مؤمنین را مطرح فرموده است. این آیه شریفه یک رنگ و بوی حسینی دارد؛ در تفسیر صافی آمده است که هر کدام از اصحاب امام حسین علیه السلام که قصد داشتند تا به میدان بروند، با حضرت خداحافظی می کرد؛ به این صورت که «السلام علیک یابن رسول الله» و اباعبدالله الحسین علیه السلام پاسخش را می دادند که «و علیک السلام و ما نیز پشت سر شما می آییم»؛ و سپس این آیه شریفه را می خواندند.
«و في المناقب انّ اصحاب الحسين عليه السلام بكربلاء كانوا كلّ من أراد الخروج ودّع الحسين عليه السلام و قال السلام عليك يا ابن رسول اللَّه فيجيبه و عليك السلام و نحن خلفك و يقرأ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ» (تفسير الصافي، ج 4، ص: 181)
وی اضافه نمود: جالب در این است؛ هر یک از بزرگوارانی که می خواستند به شهادت برسند، این آیه را در هنگام اذن گرفتن از حضرت می خواند. خود آقا سیدالشهداء سلام الله علیه هم در کنار پیکر پاک چند تن از شهدای کربلا این آیه را تلاوت کردند؛ از جمله در کنار پیکر پاک مسلم بن عوسجه بود و همچنین آنگاه که خبر شهادت عبدالله بن یقطر را به حضرت می دهند، ایشان همین آیه را تلاوت کردند. از این رو این آیه رنگ و بوی حسینی دارد.
استاد احمدی منش خاطرنشان کرد: در این آیه مؤمنین تقسیم می شوند؛ در فقره «من المؤمنین رجالٌ صدقوا...»، شاهدِ «من تبعیضیه» هستیم و نشان می دهد که مؤمنین دو قسم می شوند؛ برخی از مؤمنین افرادی هستند که «صدقوا ما عاهدوا الله علیه» بر پیمانی که با خداوند متعال بسته اند، صادقانه ایستاده اند. همان پیمان که در راه آرمان های اسلام ثابت قدم بمانند و تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون فداکاری کنند.
وی افزود: این مؤمنین به دو دسته تقسیم می شوند «فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر»، عده ای از آنها به پیمانی که با خدای متعال بسته اند، وفا می کنند جان عزیزشان را نثار اسلام عزیز می کنند؛ همانند حمزه سیدالشهداء علیه السلام و اصحاب دیگر، و عده ای از آنها در انتظار شهادت می مانند؛ زمان انتظار شهادت در اینها دگرگونی و تغییری نسبت به آرمان ها ایجاد نمی کند و ثبات قدم دارند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: با توجه به این آیه شریفه مشخص می گردد که همه مؤمنین اینچنین نیستند؛ در آن زمان عده ای از مؤمنان اینچنین نبودند و بر اساس عموم و شمولی که از آیه شریفه فهمیده می شود، باید گفت که الآن هم همین گونه است. یعنی عده ای از مؤمنین بر سر پیمانی که با خدای متعال بسته اند، وفا نداشتند.
وی اضافه نمود: در روایات متعددی همین مطلب آمده است که مؤمنین دو قسم هستند؛ عده ای ایمان مستقر دارند؛ امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
«عن صفوان قال سألني أبو الحسن علیه السلام و محمد بن الخلف جالس فقال لي مات يحيى بن القاسم الحذاء فقلت له: نعم و مات زرعة فقال: كان جعفر علیه السلام يقول «فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ» فالمستقر قوم يعطون الإيمان و يستقر في قلوبهم، و المستودع قوم يعطون الإيمان ثم يسلبونه» (البحار ج 15( ج 1): 277. البرهان ج 1: 544)، (عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العيّاشي - تهران، چاپ: اول، 1380 ق؛ ج 1؛ ص 372)
استاد احدی منش خاطرنشان کرد: ایمان مستقر، ایمانی است که به افرادی داده می شود و آن ایمان در دلشان استقرار پیدا می کند؛ ولکن در مقابل، افرادی هستند که اگرچه ممکن است از ابتدا مؤمن بوده باشند و ادعای ایمان بکنند و شهادتین را نیز جاری بسازند، اما در ادامه نمی توانند این ایمان را نگاه بدارند. و این مطلب همان چیزی است که همه باید نسبت به آن نگران باشند.
وی افزود: در بیانی دیگر از امام باقر علیه السلام نقل شده است:
«عن أبي بصير عن أبي جعفر علیه السلام قال قلت: «هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ» قال: ما يقول أهل بلدك الذي أنت فيه قال: قلت: يقولون مستقر في الرحم و مستودع في الصلب- فقال: كذبوا المستقر- ما استقر الإيمان في قلبه فلا ينزع منه أبدا، و المستودع الذي يستودع الإيمان زمانا- ثم يسلبه و قد كان الزبير منهم». (البحار ج 15( ج 1): 277. البرهان ج 1: 544. الصافي ج 1: 534؛ عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العيّاشي - تهران، چاپ: اول، 1380 ق؛ ج 1؛ ص 371)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ایمان مستقر از قلب آن مؤمن جدا نخواهد شد. ولی ایمان مستودع و عاریه ای ایمانی است که مدت زمانی به شخص داده می شود، و سپس از آن گرفته می شود. و زبیر هم از این افراد بود که ایمان مستودع و عاریه ای داشت. مدتی در ذیل ایمان بود.
وی افزود: در تکمیل فرمایش امام باقر علیه السلام، فرزند بزرگوارشان، امام صادق علیه السلام در همین زمینه می فرماید:
«عن سعد بن أبى الأصبغ قال. سمعت أبا عبد الله عليه السلام و هو سئل عن مستقر و مستودع. قال مستقر في الرحم و مستودع في الصلب. و قد يكون مستودع الايمان ثم ينزع منه و لقد مشى الزبير في ضوء الايمان و نوره حين قبض رسول الله صلى الله عليه و آله حتى مشى بالسيف و هو يقول لا نبايع الا عليا» (العروسى الحويزى، عبد على بن جمعة، تفسير نور الثقلين - قم، چاپ: چهارم، 1415 ق؛ ج 1؛ ص 750)
وی افزود: زبیر در این روشنای ایمان، مدتی حرکت کرد؛ تا وقتی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رحلت فرمود؛ ایشان شمشیری به دست گرفت و گفت: ما فقط با علی بیعت می کنیم؛ تا اینجا می دانست که حق با علی علیه السلام است؛ اما این ایمان، بعدا در تکانه هایی که پیش آمد و فتنه هایی که روی داد، ایمان از این شخص گرفته شد و اینگونه نیست که به کسی تضمین کرده باشند که ایمان، ایمانِ مستقر است.
استاد احمدی منش خاطرنشان کرد: امام صادق علیه السلام در حدیثی می فرماید: کسی که ایمان مستقر دارد، باید خدا را شکر کند و حمد به جا بیاورد. کسانی که ایمان مستقر دارند، باید خدا را شکر کنند و حمد او را بجا بیاورند، بر آن منتی که خدا به آنها گذاشته است.
«ب، قرب الإسناد عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ عَنِ الْبَزَنْطِيِّ عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: إِنَّ جَعْفَراً علیه السلام كَانَ يَقُولُ «فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ» فَالْمُسْتَقَرُّ مَا ثَبَتَ مِنَ الْإِيمَانِ وَ الْمُسْتَوْدَعُ الْمُعَارُ وَ قَدْ هَدَاكُمُ اللَّهُ لِأَمْرٍ جَهِلَهُ النَّاسُ فَاحْمَدُوا اللَّهَ عَلَى مَا مَنَّ عَلَيْكُمْ بِه» (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، جلد ۶۶، صفحه ۲۲۲)
وی افزود: وقتی سخن از منت از طرف خدا به میان می آید، سخن از نعمت های بزرگ است. از نعمت های عادی تعبیر به منّت نمی شود؛ بله! وقتی در بشر سخن از منت می شود، جنبه منفی دارد؛ اما وقتی ماده «منّ» در کلام خداوند متعال می آید، در آنجا به نعمت های بزرگ است که اشاره می شود؛ مانند این آیه شریفه که می فرماید: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبين» (آلعمران: 164) می بینیم که در این آیه شریفه، منت الهی در بحث رسالت آمده است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بنابراین نعمت بزرگ ایمان، اگر ایمان، مستقر باشد، جای شکر دارد و مؤمنین واقعی اینگونه بودند که ایمان مستقر داشتند؛ اصحاب امام حسین علیه السلام اینگونه بودند،.شهدای ما در دفاع مقدس اینگونه بودند؛ شهدای مدافع حرم اینگونه بودند؛ امیدواریم که ما هم مانند آنها باشیم.
وی اضافه نمود: در بیان امیرالمؤمنین علی علیه السلام اینگونه آمده است: «عَنْ عَلِيٍّ علیه السلام قَالَ: فِينَا نَزَلَتْ «رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ الْآيَةَ»، فَأَنَا وَ اللَّهِ الْمُنْتَظِر (هَذَا هُوَ الظَّاهِرُ الْمُوَافِقُ لِمَا رَوَاهُ عَنْهُ الطَّبْرِسِيُّ فِي تَفْسِيرِ الْآيَةِ الْكَرِيمَةِ مِنْ تَفْسِيرِ مَجْمَعِ الْبَيَانِ، وَ فِي الْأَصْلِ:( الْمُنْتَظِرُونَ) وَ مَا بَدَّلْتُ تَبْدِيلًا» (شواهد التنزيل لقواعد التفضيل؛ ج 2؛ ص 5) حضرت منتظر شهادت بودند تا آنکه در شب قدر به آرزویش رسید و با آن جمله معروف که «فزت و ربّ الکعبه» حمد خدا را بجا آورد.
استاد احمدی منش خاطرنشان کرد: در طول زمان این مؤمنین که دارای ایمان مستقر بودند، بر سر پیمان خود با خدای متعال ماندند.
وی افزود: هر روز در اذان و اقامه شهادت می دهیم: «اشهد ان لا الله الا الله، اشهدا انّ محمداً رسول الله و اشهدا انّ علیّاً ولیّ الله» این شهادت دادن ها در واقع همان پیمان بستن با خدای متعال است؛ حتی اگر خودش متوجه نباشد. روزی ممکن است از انسان سؤال بشود که وقتی شهادت به توحید، رسالت و ولایت می دادی، چقدر بر سرِ این پیمان خود ماندی؟
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ممکن است کسی بر سرِ پیمان باشد و دیگران قدرش را ندانند؛ گاهی افرادی به شهدا، همان کسانی که برای حفظ حرم و ناموس، جان نثار کردند، حرف های نامناسب بزنند، اما واقعیت این است که مؤمنین واقعی از هیچ سرزنش سرزنش کننده ای نمی ترسند. «لا یخافون لومة لائم»؛ به قول آن شاعر:
اذا التّضح لی الطریق
فلا یوحشنی عدم الرفیق
اگر راه برای من واضح شد که حق است، از این که هیچ کس من را همراهی نکند، نگران نیستم. مؤمن واقعی اینگونه است.
استاد اسماعیل احمدی منش خاطرنشان کرد: در بیانی زیبا از امام کاظم علیه السلام می خوانیم:
«يَا هِشَامُ لَوْ كَانَ فِي يَدِكَ جَوْزَةٌ وَ قَالَ النَّاسُ فِي يَدِكَ لُؤْلُؤَةٌ مَا كَانَ يَنْفَعُكَ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا جَوْزَةٌ وَ لَوْ كَانَ فِي يَدِكَ لُؤْلُؤَةٌ وَ قَالَ النَّاسُ إِنَّهَا جَوْزَةٌ مَا ضَرَّكَ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا لُؤْلُؤَة» ای هشام اگر در دست تو یک گردو باشد و مردم به تو بگویند که در دست تو لؤلؤ و مروارید است، این امر برای تو فایده ای ندارد؛ چون خودت می دانی که این گردو است و مروارید نیست؛ و اگر در دست تو مروارید باشد و مردم بگویند که یک گردو است، این امر برای تو ضرری نمی رساند؛ چون خودت که می دانی آنچه در دست توست، لؤلؤ است.
وی افزود: بنابراین ملاک کار، ارزش واقعی عمل است؛ هر چند به نظر عده ای ضد ارزش باشد. از این رو امیدواریم که خدای متعال به همه ما آن بصیرت لازم را بدهد که حساب کنیم آیا خدای متعال از ما راضی است یا نه، مهم کسب رضای الهی است. اگر آن کسب بشود، بندگان خدا هم راضی خواهند شد. از خدا می خواهیم که خدای متعال اعمال ما را مرضی رضای حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف قرار بدهد و به ما آن ثبات قدم و ثبات ایمان را عنایت بفرماید.
/270/260/20/