به مناسبت شهادت امام زین العابدین علیه السلام، استاد مصطفی احدی نسب از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «فضیلت سخن بر سکوت» پرداخت.
طلب موعظه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از جبرئیل
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه دومین قسمت از گفتگو خاطرنشان کرد: در روایتی از امام صادق علیه السلام می خوانیم که پیغمبر خدا، رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به جبرئیل فرمود: «عظنی»؛ اگرچه ممکن است که سمبلیک باشد و پیغمبر احتیاجی نداشته باشد.
«نَزَلَ جَبْرَئِيلُ علیه السلام عَلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ لَهُ: يَا جَبْرَئِيلُ عِظْنِي
فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ عِشْ مَا شِئْتَ فَإِنَّكَ مَيِّتٌ وَ أَحْبِبْ مَنْ شِئْتَ فَإِنَّكَ مُفَارِقُهُ وَ اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنَّكَ مُلَاقِيهِ شَرَفُ الْمُؤْمِنِ صَلَاتُهُ بِاللَّيْلِ وَ عِزُّهُ كَفُّ الْأَذَى عَنِ النَّاسِ» (ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه - قم، چاپ: دوم، 1413 ق.)
اصحاب و موعظه علی علیه السلام
استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: گاهی خود علی علیه السلام هم اصحاب خودش را موعظه می کرد؛ در حدیثی می خوانیم: ای مردم گویی مرگ در این زمین برای غیر ما نوشته شده است؛ گویا حق برای غیر ما واجب شده که ما رعایت حق را نمی کنیم و گویی کسی که در تشییع جنازه اش شرکت کردید، و فاتحه برایش می خوانید، مسافری است که از بین ما رفته و چند روز دیگری بر می گردد؛ و حال آنکه اینگونه نیست.
«وَ شَيَّعَ عَلِيٌّ علیه السلام جِنَازَةً فَسَمِعَ رَجُلًا يَضْحَكُ فَقَالَ علیه السلام: كَأَنَّ الْمَوْتَ فِيهَا عَلَى غَيْرِنَا كُتِبَ وَ كَأَنَّ الْحَقَّ فِيهَا عَلَى غَيْرِنَا وَجَبَ وَ كَأَنَّ الَّذِي نَرَى مِنَ الْأَمْوَاتِ سَفْرٌ عَمَّا قَلِيلٍ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ نُبَوِّئُهُمْ أَجْدَاثَهُمْ وَ نَأْكُلُ تُرَاثَهُمْ قَدْ نَسِينَا كُلِّ وَاعِظَةٍ وَ رُمِينَا بِكُلِّ جَائِحَة» (خصائص الأئمة عليهم السلام (خصائص أمير المؤمنين عليه السلام)؛ ص 99)
استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: در حالات امیرالمؤمنین علیه السلام می خوانیم وقتی از جنگ صفین بر می گشتند و پشت دروازه کوفه که رسیدند، این کلمات را دارند؛
«وَ قَالَ علیه السلام: وَ قَدْ رَجَعَ مِنْ صِفِّينَ فَأَشْرَفَ عَلَى الْقُبُورِ بِظَاهِرِ الْكُوفَةِ يَا أَهْلَ الدِّيَارِ الْمُوحِشَةِ وَ الْمَحَالِّ الْمُقْفِرَةِ وَ الْقُبُورِ الْمُظْلِمَةِ يَا أَهْلَ التُّرْبَةِ يَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ يَا أَهْلَ الْوَحْدَةِ يَا أَهْلَ الْوَحْشَةِ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ وَ نَحْنُ لَكُمْ تَبَعٌ لَاحِقٌ أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُكِحَتْ وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَكُمْ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَمَا [وَ اللَّهِ] لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِي الْكَلَامِ لَأَخْبَرُوكُمْ أَنَ «خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى» و آن حضرت وقتى از صفّين بازگشت به گورستان بيرون كوفه نظر كرد و فرمود: اى صاحبان سراهاى وحشتزا، و مكان هاى بى آب و گياه، و قبرهاى تاريك؛ اى خاكيان، اى غريبان، اى بى كسان، اى وحشت زدگان، شما ما را پيشرويد كه بر ما پيشى جستيد، و ما شما را پيرويم كه به دنبال شما مى رسيم. اما خانه ها: غير شما در آن ساكن شدند، امّا همسران: ديگران با آنان ازدواج كردند، اما اموال: همه آنها تقسيم شد. اين است خبرى كه نزد ماست، خبر آنچه نزد شماست، چيست؟ پس رو به جانب ياران كرد و فرمود: اگر به آنان اجازه سخن مى دادند، به شما مى گفتند كه بهترين توشه تقواست. (حکمت 130)
موعظه بر هارون
استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: هارون الرشید گاهی افرادی را دعوت می کرد که او را موعظه کنند؛ از همین رو روزی بهلول بر هارونالرشید وارد شد؛ خلیفه گفت: مرا پندی بده
بهلول پرسید: اگر در بیابانی بی آب ، تشنگی بر تو غلبه نماید؛ چندان که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعه ای آب که عطش تو را فرو نشاند، چه می دهی؟
هارون الرشید گفت: صد دینار طلا
بهلول پرسید: اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟
هارون الرشید گفت: نصف پادشاهی ام را.
بهلول گفت: حال اگر به بلایی مبتلا گردی که آنچه نوشیدی، خارج نشود و رفع آن نتوانی، چه می دهی که آن را علاج کنند؟
هارون الرشید گفت: نیم دیگر سلطنتم را.
بهلول گفت: پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و خروج آن وابسته است، تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی.
پیرزن و موعظه برشیخ
استاد احدی نسب اضافه نمود: ما دانشمندانی داشتیم که صاحب نفس بودند و با مردم صحبت می کردند. عالمی کلام نافذی داشت؛ گاه آنقدر کلام نافذ بود که بعضا حتی برخی از مستمعین از هوش می رفتند.
روزی در یکی از همین جلسات، یکی از مستمعین تاب نیاورد و از شدت نفوذ کلام این خطیب توانا، جان به جان آفرین تسلیم نمود.
پیرزن که مادر این جوان بود، ناراحت شد؛ آن عالم را یافت که به خانه اش و سوار بر مرکبی می رود. این دو بیت را برای او سرود: مردم را هدایت می کنی و خود هدایت نمی شوی، ای سنگ سفت و برّآن تا چه زمانی آهن ها را قطع می کنی و خودت هدایت نمی شوی.
لتهدی الانام و لا تهتدی
الا ان ذلک لا ینفع
فیا حجر السحذ حتی متی
تسنّ الحدید و لا تقطع
استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: از این رو می بینیم که اممام سجاد علیه السلام می فرماید: کلام است که معیار است؛ معیار ورود به بهشت، معیار دور شدن از جهنم و رسیدن به ولایت الهی.
/270/260/21/