جلسه پرسش و پاسخ با دکتر شیخ تاج الدین الهلالی استاد برجسته دانشگاه الازهر

پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید - مفتی سابق استرالیا و عضو شورای مرکزی مجمع جهانی بیداری اسلامی گفت: ما در جهان اسلام شاهد دو پروژه هستیم، یکی پروژه ولایت فقیه است و دیگری پروژه ای است که با مطرح کردن مسئله ای به نام ولایت عهدی سعی در استحمار مردم دارد.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، پنجمین نشست علمی با هدف شناخت و نقد سلفیه با موضوع نقد جریان های تکفیری با حضور دکتر شیخ تاج الدین الهلالی استاد برجسته دانشگاه الازهر مصر و مفتی سابق استرالیا در مرکز تخصصی ائمه اطهار علیهم السلام برگزار شد.

 

پس از صحبتهای شیخ الهلالی، از طرف مخاطبین سؤالاتی مطرح شد که این استاد الازهر به پاسخ آنها پرداخت، متن پرسشها و پاسخها به شرح زیر است:

 

سؤال: چرا آخر حدیث سلسلة الذهب را نفرمودید؟

 

جواب: اگر قید آخر را اضافه کنیم در این صورت همانگونه که شیعه تکفیر می شود شیعیان هم سایر مذاهب را تکفیر می کنند، البته این شرط در قلب ماست و خداوند ما را امر کرده با ظاهر افراد معامله کنیم.

 

علاوه بر این قطعا اعتقاد و ایمان به امامت از ارکان مکتب اهل بیت است و کسی که قائل به امامت باشد فضیلتی بالاتر از آن فردی دارد که قائل به امامت نیست اما کسی که قائل به امامت نیست از اسلام خارج نمی شود.

 

سؤال: حضرت عالی در رابطه با پیدایش تکفیر و تکفیری ها صحبت کردید اما این فقط یک مسئله تاریخی نیست و باید یک مشکل دیگری مثل یک مشکل روحی یا روانی بین مسلمانان هم بررسی شود، مشکلاتی که به خاطر شکستها و سرخوردگیهایی که در جهان اسلام در مقابل استعمار بوده به وجود آمده است، ما هم این احساس را داریم و فرقی بین شیعه و سایر مذاهب نیست، کمی توقع داشتیم از بحث شعار گونه خارج و مسائلی را مطرح کنیم که ریشه های فکری این اندیشه را در مورد توجه قرار دهد؟

 

جواب: من صحبتم را خلاصه می کنم و می گویم مشکل اصلی چیست، در جهان اسلام ما شاهد دو پروژه هستیم، یکی پروژه ولایت فقیه، فقیه به معنای کسی که فقیه مسلمانان است و باید در رأس امور قرار بگیرد و دیگری پروژه ای است که سعی در استحمار و استنعاج (خر کردن و گوسفند کردن) مردم دارد، یعنی می خواهد با مطرح کردن مسئله ای به نام ولایت عهدی به گونه ای به این سمت هدایت کند که یک انحراف از سنت پیامبر و از سال شصت هجری شروع شد، هنگامی که معاویه فرزند خودش یزید را به عنوان ولی عهد انتخاب کرد، ممکن است کسی از دوستان بگوید که چرا قبل از آنرا نمی گویید و چرا راجع به سقیفه چیزی نمی گویید، باید عرض کنم مشکل سقیفه را امیرالمومنین علیه السلام حل کردند، برای همین بهتر است ما به سمت سال شصت حرکت کنیم و آن را مورد بحث قرار دهیم، هنگامی که معاویه این یزید میمون باز را به ولایت عهدی اش منصوب کرد، این پروژه ای که تابع این ولایت عهدی است و از این فکر تبعیت می کند واضح است که فکر اهل بیت را دشمن خودش می داند و تابع فکر سرسپردگی است، ما در منطقه دو اندیشه و روش می بینیم، یکی مقاومت است و پشتیبان اصلی اش همین کشوری است که ما الان در آن هستیم یعنی جمهوری اسلامی ایران و دیگری سرسپردگی است و این فکر دوم هم یک اندیشه برخاسته از عقایدی است که اندیشه و تعالیم اهل بیت را مخالف خودش می داند، اینها اندیشه اهل بیت را مخالف سه چیز می دانند؛ شکمشان، مقامشان و پولهایشان فلذا مخالفت می کنند.

 

سؤال: نظر شما راجع به اخوان المسلمین چیست و مخصوصا در رابطه با آینده اخوان المسلمین و محمد مرسی؟

 

جواب: هر کسی در کارها پیشی بگیرد طبیعتا محروم می شود و از دست می دهد، مثالی می زنم، اگر همسر شخصی باردار باشد و بچه شش ماهه داشته باشد اما وقتی می خواهد مسافرت برود به همسرش بگوید زود بچه را به دنیا بیاور در حالی که هنوز وقتش نشده نتیجه این اقدام چه می شود؟ معلوم است بچه را از دست می دهد و حتی ممکن است همسرش هم با خطر جدی مواجه شود؟ رهبران اخوان المسلمین افراد بسیار با هوشی بودند، سعی کردند چند چیز را به دست بیاورند؛ رضایت آمریکا، اسرائیل، سعودی، حزب نور و سلفی، ولی کسی که رضایت مردم را به رضای خدا ترجیح بدهد خداوند بر او غضب می کند و کاری می کند دیگران هم بر او غضب کنند، رضایت هیچکدام از اینها را که به دست نیاوردند هیچ، بلکه همه چیزشان را هم از دست دادند، آنها با همکاری فکر تکفیری ها می خواستند بر همه چیز مسلط شوند، اما یک دفعه به خودشان آمدند و دیدند ارتش آنها را بلعید.

 

سؤال: چرا جوانان اهل سنت فوج فوج به جریان تکفیر می پیوندند؟

 

جواب: چون آنها جوان اند و مشتاق حورالعین اند و نعمت های بهشتی را دوست دارند، چون به اینها یاد داده اند لحظه بعد از شهادت به این نعمت ها می رسند، شیعه حورالعین دوست ندارد ما چه کار کنیم، اینها همگی گمراه کردن جوانان است اما به نظر من حور العین در دروازه های فلسطیین است.

 

سؤال: شما اهل سنت را تبرئه کردید، در حالی که سخنان شما با سخنان حاکم نیشابوری در کتاب فضائل فاطمة الزهرا سلام الله علیها تعارض دارد، فکر نمی کنید ریشه تکفیر در نوشته ها و تفکرات اهل سنت باید پیدا کرد؟

 

جواب: به صورت خلاصه بگویم ما نیازمند هستیم کتب تاریخی خودمان را پاکسازی بکنیم از آن چیز های که به اهل بیت علیهم السلام وارد شده.

 

اهل بیت از دو جهت مورد ظلم واقع شده اند، از طرف دوستدارانشان و از طرف دشمنانشان، یعنی از طرف غلات که اهلبیت هم آنها را مشرک می دانستند، برای همین جایز نیست ما آنچه را غلات گفته اند به اندیشه شیعی نسبت دهیم، همانطوری که اهل بیت علیهم السلام از طرف ناصبی ها مورد ظلم واقع شده اند و حدود 80 سال به شکل های مختلف مورد لعن و نفرین واقع شده اند، این اندیشه یزیدی و ناصبی در طول تاریخ وجود و استمرار داشته و امروز نمودش را در جریان های تکفیری می بینیم، از چند سال قبل یک کتاب بسیار قطور تألیف کرده اند که یزید امیرالمؤمنین بوده و فضائل او را بر شمرده اند.

 

برای همین ما نظر ناصبی ها را تحمیل نمی کنیم و به اهل سنت نسبتش نمی دهیم، همانطور که نظریات غلات را به شیعه نسبت نمی دهیم./210/32/20

ج, 12/09/1392 - 10:20

دیدگاه جدیدی بگذارید