به مناسبت شهادت امام صادق علیه السلام، استاد علی محمدلو از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: مشهور است که یکی از القاب امام صادق علیه السلام «شیخ الائمه» است؛ دشمنان معمولا نمی گذاشتند که ائمه اطهار علیهم السلام عمر طولانی داشته باشند؛ عمر شریف امام صادق علیه السلام از 65 سال تا 71 سال ذکر گردیده است؛ از این جهت که امام صادق علیه السلام مسن ترین امام شیعیان بوده است، به این بزرگوار شیخ الائمه می گفتند.
استاد علی محمدلو در ادامه به این روایت، از عبدالله بن سنان اشاره نمود: سؤالی که عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السلام می پرسد، سؤالی که نیاز امروز ما است؛ عبدالله بن سنان مي گويد: به همراه پدرم نزد امام صادق علیه السلام رفتيم.
حضرت جعفر الصادق علیه السلام به ما فرمود: چه حالي داريد، اگر در زماني قرار گيريد كه در آن زمان، امام هدايتگر براي شما نيست و نمي توانيد از حيرت و سردرگمي رهايي پيدا كنيد؟ پس براي رهايي از حيرت، دعاي حريق [غريق] را بخوانيد. پدرم گفت: فدايت شوم، در آن وقت، وظيفه ما چيست؟ حضرت فرمود: در آن زمان به احكامي عمل كنيد كه حجيت آن براي شما ثابت شده است تا اينكه حقيقت احكام [در زمان ظهور امام عصر(عج)] برايتان روشن شود.
«محمد بن الحسن الصفار، عن العباس بن معروف، عن علي بن مهزيار، عن الحسن بن محبوب، عن حماد بن عيسى، عن إسحاق بن جرير، عن عبد الله بن سنان، قال: دخلت أنا و أبي على أبي عبد الله عليه السلام، فقال: فكيف أنتم إذا صرتم في حال لا ترون فيها إمام هدى؟ و لا علما يرى؟ و لا ينجو منها إلا من دعا دعاء الغريق؟
فقال له أبي: إذا وقع هذا ليلا فكيف نصنع؟
فقال: أما أنت فلا تدركه، فإذا كان ذلك، فتمسكوا بما في أيديكم، حتى يتضح لكم الأمر» (كمال الدين و تمام النعمة؛ ج 2؛ ص 349)
شرح «تمسكوا بما في أيديكم»
استاد محمدلو تصریح کرد: باید دید که مراد از «فتمسكوا بما في أيديكم» چیست. علامه فیض کاشانی اعلی الله مقامه الشریف بعد از تفکر بسیار بر آن، بیان می کند که تمام فرمایشات همه انبیاء، اولیاء و ائمه علیهم السلام در زیر سایه سه کلمه بوده است: «عقیده، فعل، ترک»
وی افزود: منظور از «عقیده»، همان توحید، امامت، ولایت و نبوت و ... است؛ مراد از «فعل»، عبارت است از تمام خیرات، واجبات، مستحبات و امور خیر، و مراد از «ترک»، خبائث، مکروه و حرام است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: رشته کلام از دست نرود؛ در مقام این هستیم که معنای «فتمسکوا ...» چیست. این بیان، حتی قطره ای از دریای علوم اهل بیت علیهم السلام هم نیست؛ اگر امام معصوم در دسترس نباشد، چه باید کرد. مذهب جعفری بیش از هزار و دویست سال است که باقی مانده است و ماندگار هم خواهد ماند. شاید بتوان برای درک این راز، به این روایت از امام باقر علیه السلام اشاره نمود:
«عنه عن أبيه عمن ذكره عن زيد الشحام عن أبي جعفر علیه السلام في قول الله «فلينظر الإنسان إلى طعامه» قال قلت ما طعامه قال علمه الذي يأخذه ممن يأخذ» (برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن - قم، چاپ: دوم، 1371 ق، ج 1، ص 220)
استاد محمدلو خاطرنشان کرد: شخص عالِمی که خود نیز عرب بود، معنای «طعام» را در این آیه شریفه از امام باقر علیه السلام می پرسد و امام باقر علیه السلام در پاسخ می فرماید: مراد از طعام، یعنی علم و معرفت، یعنی حفظ عقیده، یعنی به حرام و حرام و عقایده دقت کردن و آموختن.
وی افزود: با توجه به این روایت، می توان گفت که منظور از «تمسکوا بما فی ایدیکم»، یعنی این عقاید حقّه، واجبات و محرماتی را از که از دین ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم که از طریق شیخ الائمه و مدرسه با برکتشان به دستمان رسیده است، را حفظ کنیم؛ چرا که همان منظور واقعی از «طعام» این مطلب را می رساند که عبارت است از علم، معرفت، عقاید و حرام و حلال.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پس مراد از «تمسكوا بما في أيديكم» یعنی هر آنچه را که از عقاید حقّه از حرام و حلال الهی به دست شما رسیده را متمسک شویم؛ همان که امروزه سکان دارش، بزرگان دینی ما و مراجع عظام ما هستند و به برکت این نظام مقدس جمهوری اسلامی، در آرامش و سکینه زندگی می کنیم.
وی افزود: این عقاید حقه و دین ناب، یداً بیدٍ به دست ما رسیده است؛ اگر خدای نکرده دستمان از دامان ائمه معصومین علیهم السلام کوتاه شود، باید به آنها متمسک شویم که اگر نگردیم، راه ما به سوی وهابیت و سلفیت باز می گردد.
استاد محمدلو خاطرنشان کرد: این کلام امام صادق علیه السلام در این ایام آخر الزمان که ایام غرقاء است، به این معنا است که به دین ناب و مذهب حقّه شیعه که راه نجات است، تمسک کنیم؛ همان مذهبی که سکان دارش، بزرگان دینی و مراجع ما هستند.
این استاد حوزه علمیه قم در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید بیان کرد: مجالس اهل بیت علیهم السلام را هر چقدر که می توانیم، باید برایش کار کنیم؛ کم نگذاریم؛ اگر کم بگذاریم خودمان خسران و ضرر کردیم.
وی افزود: اهل دلی می گفت که من به مجلس عزای ابی عبدالله علیه السلام رفته بودم؛ از منزل، یک حبّه قند درجیبم باقی مانده بود؛ وقتی در مجلس، چای به من دادند، یادشان رفت که قندی بدهند؛ من با همان حبّه قندی که از خانه در جیبم مانده بود، چای خوردم؛ شب خواب دیدم که فرمودند: «همین مقدار را هم از شما قبول کردیم. یک قندت را در مجلس ما صرف کردی؛ همین مقدار را برای شما ثبت کردیم.»
استاد محمدلو در ادامه بیان کرد: در احوالات آیت الله قاضی اعلی الله مقامه الشریف در امر برگزاری مجالس عزا بسیار مقیّد بودند. اصولا علمای قدیم، بسیار بر این امر تأکید داشتند؛ کما اینکه علمای معاصر نیز اینچنین هستند.
وی افزود: آیت الله قاضی اعلی الله مقامه الشریف در نجف هر هفته مجلس روضه داشت؛ خودش هم دم در، کنار سماور چای می نشستند و چای می ریختند؛ کفش های مردم را خودشان جفت می کردند. شاگردان اصرار می کردند که اجازه بدهید ما این چای را بریزیم. اما قبول نمی کردند.
استاد محمدلو خاطرنشان کرد: از زبان آیت الله العظمی خویی بیان می کنم. ایشان می گفتند: من نیز به جلسات آیت الله العظمی قاضی شرکت می کردم؛ وقتی به مجلس ایشان می رفتم، کفش هایم را از روی ادب، زیر بغلم می داشتم و با خود به داخل مجلس می بردم که ایشان کفش های من را جفت نکند.
به ایشان می گفتیم جوان ها هستند؛ چرا خودتان را به زحمت می اندازید. می فرمودند: من از این مجلس دو خواسته دارم؛ اول اینکه خودم برای آنها چای بریزم؛ و دوم اینکه کفش های عزاداران امام حسین علیه السلام را جفت کنم.
استاد علی محمدلو از اساتید بزرگوار حوزه علمیه قم تأکید کرد: ما سرِ کلاس درس، شیعه گری را یاد نگرفتیم؛ به ما درس شیعه گری را در کلاس های درس نیاموختند؛ بلکه در همین مجالس عزاداری شیعه گری را یاد گرفتیم.
وی افزود: شکر خدا که در طیّ چهل و اندی سال که از انقلاب اسلامی می گذرد، در جای جای ایران و مخصوصا در قم مقدس، مجالس اهل بیت علیهم السلام به زیبایی برگزار می گردد.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: یکی از اساتید برجسته آیت الله العظمی خویی اعلی الله مقامه الشریف، مرحوم آشیخ محمد حسین اصفهانی اعلی الله مقامه الشریف بوده است؛ ایشان به «کمپانی» معروف بودند که البته خودشان این لقب را نمی پسندیدند. من در حالاتش ملاحظه کردم؛ ایشان هر هفته پنج شنبه یا جمعه برای اهل بیت علیهم السلام مجلس داشته بودند. این سیره علمای ما بود؛ برای اهل بیت علیهم السلام کم نمی گذاشتند.
وی افزود: خودشان می نشستند و چای می ریختند. برخی از شاگردان می دیدیند که استاد، زیر لبشان هم وِردی را هم تکرار می کنند. به قدری ابهت آ شیخ محمد حسین اصفهانی بالا بود که کسی جرأت نمی کرد تا از ایشان بپرسد این ورد چیست که تکرار می کنید. یکی پرسید؛ ایشان در پاسخ گفتند: «مگر نمی دانید روزی هزار مرتبه «انا انزلناه» خواندن مستحب است.»
استاد محمدلو در ادامه بیان کرد: لحظات وفات آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی دیدنی است؛ به حالت احتضار که افتادند، پاها رو به قبله است؛ یک لحظه دیدند؛ بلند شد و نشست؛ فرمود: چرا احترام نمی کنید؛ مگر نمی دانید که محمد مصطفی آمده؛ علی مرتضی آمده است...»
در همان ساعت، شعری سروده اند که در دیوان شعرشان ثبت شده است:
آن که دائم هوس سوختن ما می کرد
کاش می آمد و از دور تماشا می کرد
ای شیطانی که می خواستی زیر پای محمد حسین را لرزان کنی، کاش می آمدی و این صحنه را تماشا می کردی؛ یک طرف علی مرتضی؛ یک طرف محمد مصطفی؛ به دنبالشان ملائک آسمان.
وی اضافه نمود: این مجالس صاحب دارد؛ ما صاحب داریم. از افریقا یک نفر به محضر امام صادق علیه السلام در مدینه آمده بود؛
گفت: آقا من را برادرم پیش شما فرستاده تا سلامشان را به شما برسانم.
فرمود: «علیه السلام و علیه الرحمة»
گفت: آقا برادرم زنده است.
فرمود: نه، سه روز پیش از دنیا رفت.
گفت: آقا جان شخصی قبل از من مسافر بود که به شما خبر داد؟
فرمود: نه، تمام کسانی که ما با آنها و آنها با ما آشنا هستند، پرونده آنها در سینه ما هست.
آشنا داند دوای آشنا
آشنا دارد هوای آشنا
آری آری جان فدای آشنا
استاد محمدلو خاطرنشان کرد: امام صادق علیه السلام فرمود: هر زمان که خواستید با دشمنان ما احتجاج باشید، سوره قدر را بیان کنید و احتجاج نمایید. «تنزل الملائکه و الروح»؛ اشرف مخلوقات در آن زمان، امام صادق علیه السلام، و در این زمان، امام عصر حجت بن الحسن العسگری علیهم السلام هستند. امید که مورد دعای حضرت بوده باشیم.
این استاد حوزه علمیه قم در بخش پایانی گفتگو بیان کرد: دو شباهت بین حضرت زهرا سلام الله علیها و امام صادق علیه السلام بوده است؛ یک جهت شباهت آن است که در اواخر عمر شریفشان، منصور دوانیقی به امام، فشار زیاد می آوردند.
منصور شخص خبیثی بود که به «معاویه بنی عباس» مشهور است. آن قدر حضرت را آزار کرده بود که در اواخر عمر شریف حضرت، بیشتر از یک پوست و استخوانی از ایشان باقی نمانده بود؛ با وجود اینکه حضرت علیه السلام از بدن خوبی برخوردار بودند. در اواخر عمرشان به قدری مورد آزار و اذیت این ملعون واقع شده بودند که پوستی بر استخوانی از ایشان باقی مانده بود.
در روایت هم هست که حضرت زهرا سلام الله علیها شبیه شبهی شده بودند. امام صادق علیه السلام هم همین گونه شده بودند.
جهت دوم شباهتشان به مادرشان آن است که خانه ایشان نیز مانند خانه مادرشان به آتش کشیده شده بود.
خانه امام صادق علیه السلام را نیز مانند خانه مادر بزرگوارشان به آتش کشیدند. زمانی که خانه آتش کشیده می شود، به طور طبیعی با صدای زن و فرزند، همسایه ها خبردار می شوند؛ زمانی که آتش خانه را خاموش کردند، دیدند امام صادق علیه السلام گریه می کنند.
همسایه ها گفتند: آقا نگران نباشید، آتش خاموش شد. امام حضرت فرمودند: من برای چیز دیگری گریه می کنم؛ من دیدم که وقتی خانه آتش گرفت، ما مردها آتش را سریع خاموش می کردیم؛ این زن و فرزند به ما پناه می بردند.
اما یادم آمد وقتی عصر عاشورا خیمه ها آتش گرفته بود، جدّم حسین علیه السلام نبود؛ زن و بچه ها هم پناهی نداشتند.
فداک یا ابا عبدالله.
/270/260/20/