استاد بامری (موسوی) مطرح کرد؛

بخش هایی از خطبه حضرت زهرا (س) «قسمت اول»

اینکه حضرت می فرماید: «مردم بدانید من فاطمه هستم» دنیایی از مطلب و نکات دارد. من کیستم. فاطمه کیست. شما فاطمه را می شناسید می دانید که او تنها یادگار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و جایگاه او را نزد خدای متعال و نزد پیامبر مکرمشان می دانید. یک زن عادی نیست که حرف می زند.

 

 

به مناسبت ایام شهادت صدیقه طاهره سلام الله علیها و ایام فاطمیه استاد سید عظیم بامری (سید حسن موسوی) از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان نکاتی در مورد خطبه فدکیه پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم ضمن تسلیت شهادت سیده نساء العالمین به محضر امام عصر (عج) خاطرنشان کرد: با یک بررسی اجمالی نسبت به بخش های مختلف خطبه فدکیه نکاتی بیان می شود.

 

وی افزود: این خطبه از نظر سند، معتبرترین سند را در بین خطبه ها دارد. محققین سندها را از کتاب های قرون نخستین تاکنون بررسی کرده اند و کتاب هایی در این زمینه به نگارش در آمده است که در بازار موجود است.

 

استاد بامری در ادامه بیان کرد: این خطبه از نظر متن نیز متقن ترین متن را دارد و مشابه این متن را فقط در خطبه های امیرالمؤمنین در نهج البلاغه می توان دید.

 

وی اضافه نمود: در این زمینه علما نکته ای را بیان می کنند: گاه خود متن نشان دهنده این است که این متن از معصوم علیه السلام صادر شده است و نمی تواند از غیر معصوم باشد. این خطبه اگر سندی هم نداشت، خود این متن نشان می داد که از غیر معصوم صادر نشده است؛ چون جز معصوم، کسی دیگر نمی تواند اینگونه سخن براند.

 

استاد سید عظیم بامری (سید حسن موسوی) در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: محورها و بخش های این خطبه مورد بحث است. به طور کلی می شود این خطبه را به 7 بخش تقسیم کرد.

 

بخش اول: توحید، صفات الهی و هدف از آفرینش

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بخش اول با این عبارات شروع می شود؛ «فقالت سلام الله علیها: الحمد لله‏ على‏ ما أنعم‏ و له‏ الشكر على‏ ما ألهم ... » (طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) - مشهد، چاپ: اول، 1403 ق؛ ج‏ 1؛ ص  98)

 

وی افزود: بخش نخست توحید و صفات خداوند و اهداف آفرینش را بیان می کند؛ نکته ای که قابل توجه است، این است که خدا باوری خیلی از مشکلات را می تواند حل بکند و ضعف خداباوری مشکل ساز خواهد بود؛ آنان که در سقیفه جمع شده بودند، مسأله اصلیشان همین مسأله بود؛ آنها نسبت به همین اصول اولیه، یعنی توحید و خدا باوری ضعف داشتند.

 

بخش دوم: مقام والای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، خصوصیات و اهداف ایشان

استاد سید عظیم بامری (سید حسن موسوی) خاطرنشان کرد: بخش دوم با این عبارت شروع می شود: «و أشهد أن أبي محمدا عبده و رسوله اختاره قبل أن أرسله و سماه قبل أن اجتباه و اصطفاه قبل أن ابتعثه...» (الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)؛ ج ‏1؛ ص 99)

 

وی در ادامه بیان کرد: در بخش دوم راجع به مقام والای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ویژگی ها و اهداف آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم سخن می گوید و جالب است این بخش را با این بیان شروع می کند: «و اشهد انّ ابی محمدا عبده و رسوله ....» اینکه حضرت زهرا سلام الله علیها اینگونه شهادت می دهد و تصریح می کند: «محمد صلی الله علیه و آله و سلم » پدر من است، از نکات برجسته این بخش است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: صدیقه طاهره سلام الله علیها ویژگی ها و صفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را بیان می کند؛ از مردم و فرهنگ مردم سخن می گوید و چگونگی زندگانی مردم قبل بعثت را بیان می کند و اینکه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در همین مدت کوتاه چه تحولاتی را ایجاد کرده اند.

 

وی افزود: ناگفته نماند در این مقام بنا نیست که به تفصیل فرازهای این خطبه شرح داده شود؛ چه اینکه در طول تاریخ در مورد این خطبه شرح های زیادی به رشته تحریر در آمده است. البته بعد از انقلاب کمّاً و کیفاً بر این نوع کتاب ها افزوده شده است؛ کتاب هایی روان در این باره نوشته شده است که بسیار قابل استفاده هستند.

 

استاد بامری (موسوی) در ادامه بیان کرد: نکته ای که لازم است به آن اشاره شود، این است که اهل سقیفه ضعف در توحید و نبوت داشتند؛ یعنی خداباوری و پیامبرباوری در آنها دچار مشکل بود؛ باز هم تکرار می کنیم، ضعف در این دو اصل مهم، ضعف در معاد باوری و پذیرش خلافت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را به دنبال دارد.

 

وی اضافه نمود: اگر خداباوری و پیغمبرباوری ضعف داشته باشند، نمی توانند به امامت و ولایت تن بدهند؛ چون مردم موقعی می توانند جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را با جان و دل بپذیرند که قبول کنند خدایی، پیغمبری را فرستاده است و آن خدا حقّ است و آن رسول فرستاده شده از طرف خدا، حقّ است و این پیغمبر اگر امیرالمؤمنین را منصوب کرده، به حق منصوب کرده است؛ ضعف در باور توحید و نبوت بوده است که سقیفه را بنا کرده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: کلامی از مرحوم  فیض کاشانی قدّس سرّه در ذهن است که مضمون آن اینچنین است: آیا علی علیه السلام را مردم منصوب کرده اند یا خدا معرفی کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنچه را که خدا معرفی کرده است، اعلام نمود. اگر بنا است که هر جایی به نفع ما نباشد، حرف خدا و پیغمبر را نپذیریم که نمی شود گفت خدا باور و پیامبر باوریم.

 

بخش سوم خطبه توصیف کتاب الله و توصیف اهمیت کتاب الله

استاد سید عظیم بامری (سید حسن موسوی) در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: این بخش از جایگاه اهمیتی بالایی برخوردار است؛ البته می توان همین بخش را در دو قسمت بیان نمود؛

الف: اهمیت قرآن

ب: اسرار و فلسفه احکام

 

وی افزود: نکته ای جالب در این خطبه وجود دارد و درسی است که صدیقه طاهره سلام الله علیها به ما آموخته است؛ در یک خطبه، حضرت زهرا سلام الله علیها چند بار از آیات قرآن استفاده کرده باشد؟ بیست و نه بار از آیات قرآن استفاده کرده است؛ که دو موردش تکراری است بیست و هشت آیه مستقل، حضرت استفاده کرده است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: قرآن در جامعه ما متأسفانه آن چنان که شایسته است، رواج ندارد؛ البته نباید از حق گذشت و باید قبول نمود بعد از انقلاب با قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست. ولی باز هم نیاز به تقویت و رواج قرآن در جامعه داریم.

 

وی افزود: قرآن در زندگانی، در گفتار و در رفتار باید نمود داشته باشد؛ خواندن قرآن یک مسأله است و عمل به قرآن مسأله دیگری است؛ اینکه انسان مسلمان بتواند قرآن را در زندگانی خودش پیاده کند اهمیت ویژه ای دارد. پس باید هر کس نسبت به توان و موقعیت خودش با قرآن مأنوس باشد و اثر این انس به قرآن در زندگانی، در گفتار، در رفتار قابل ارزیابی است.

 

استاد بامری خاطرنشان کرد: بعضی وقت ها حرف هایی که خودمان می گوییم، بیشتر از حرف های خدا و پیغمبر اهمیت دارد؟! مرحوم کراجکی در کتاب خودش، معدن الجواهر و ریاضة الخواطر این کلام از حضرت زهرا سلام الله علیها را بیان کرده است:

«حبب إلي من‏ دنياكم‏ ثلاث‏ الطيب و النساء و قرة عيني في الصلاة» (كراجكى، محمد بن على، معدن الجواهر و رياضة الخواطر - تهران، چاپ: دوم، 1394ق / 1353ش؛ ص 31)

 

وی افزود: در این بخش حضرت به فلسفه احکام می پردازد؛ خیلی متقن، موجز و مفید فلسفه احکام و فروع دین را بیان می کند. البته علما در مورد فلسفه احکام نکته ای دارند، می گویند ما علت احکام را نمی توانیم تشخیص بدهیم؛ حقیقت و واقعیت هم همین است. ما حکمت ها را می توانیم دریابیم و حضرت زهرا سلام الله علیها حکمت ها و فضایل و اخلاقیات را در این خطبه بیان می کنند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آنچه که در جامعه ما فراموش شده است، احترام به پدر و مادر است؛ حضرت سلام الله علیها به خوبی بیان می کند: «... و بر الوالدين وقاية من السخط» خداوند احترام به پدر و مادر را واجب کرده است تا از «سخط» حفظ نماید. یکی از فلسفه های حرمت نهادن به پدر و مادر، جلوگیری از عذاب الهی است. «ربنا آتنا فی الدّنیا حسنة و فی الآخرة حسنة و قِنا عذاب النار» اگر بخواهیم وقایه از عذاب الهی داشته باشیم، باید نسبت به به پدر و مادر خود احترام داشته باشیم.

 

وی اضافه نمود: نکته ای وجود دارد که اگر چه طنز است، اما طنز تلخی است؛ روزی یکی از علما می فرمود: «در زمان ما پدر سالاری بود؛ وقتی پدر شدیم، فرزند سالاری شد؛ در هر دو سو ضرر کردیم.» باید دانست که این فرزند سالاری ها بازتاب دارد. در هر صورت در بخش سوم، اهمیت کتاب خدا و فلسفه احکام بیان می شود.

 

بخش چهارم: محوریت شخصِ صدیقه طاهره سلام الله علیها

استاد سید عظیم بامری خاطرنشان کرد: در بخش چهارم خطبه، خودِ حضرت سلام الله علیها محور هستند و موضع گیری آن حضرت در مقابل حکّامی که سقیفه را تشکیل داده بودند و امور مردم را به دست گرفته بودند بیان می شود.

 

وی افزود: جالب است که حضرت زهرا سلام الله علیها این بخش از خطبه را این گونه بیان می دارد: «ثم قالت: أيها الناس! اعلموا أنّي فاطمة و أبي محمد صلى الله عليه و آله، أقول عودا و بدءا، و لا أقول ما أقول غلطا، و لا أفعل ما أفعل شططا «لقد جاءكم رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رؤف رحيم‏»، فإن تعزوه و تعرفوه تجدوه أبي دون آبائكم، و أخا ابن عمي دون رجالكم، و لنعم المعزي إليه صلى الله عليه و آله و سلم .... »

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اینکه حضرت می فرماید: «مردم بدانید من فاطمه هستم» دنیایی از مطلب و نکات دارد. من کیستم. فاطمه کیست. شما فاطمه را می شناسید می دانید که او تنها یادگار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و جایگاه او را نزد خدای متعال و نزد پیامبر مکرمشان می دانید. یک زن عادی نیست که حرف می زند.

 

وی اضافه نمود: همین قضیه را در ماجرای پشت در نیز می بینید؛ حضرت سلام الله علیه در پشت در هم فرمود: چکار دارید؟ آن مرد گفت: ما با زن ها سر و کار نداریم؛ بگو علی بیاید! از همان موقع می خواستند شأن حضرت سلام الله علیها را پایین بیاورند.

 

استاد بامری خاطرنشان کرد: حضرت در این بخش از خطبه خودشان را معرفی می فرمایند؛ «من دختر پیغمبر هستم؛ جایگاه من را نزد پیامبر می دانید؛ من هستم که با شما حرف می زنم.»

/270/260/20/

 

 

ي, 10/28/1399 - 19:49