استاد خندان مطرح کرد؛

تلاش های حضرت زهرا (س) برای احقاق حق امیرالمومنین علیه السلام

حضرت فاطمه سلام الله علیها چه در دوران تنگدستی و چه در زمان گشایش مادی مسلمانان، اصل ساده‌ زیستی را همواره با توجه به شرایط زمانه خودشان اجرا می ‌نمودند.

 

به مناسبت ایام فاطمیه و شهادت صدیقه طاهره زهرای مرضیه سلام الله علیها استاد مجتبی خندان از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی در ابتدای  گفتگو دقایقی را به بیان دلنوشته ای در این زمینه پرداخت.

زهرا که عنایتش به دنیا برسد

جز او که به فریادِ دلِ ما برسد

یا رب سببی ساز که در روز جزا

پرونده ما به دست زهرا برسد

 

بانوی آینه و آفتاب

سرآغاز سخن را با نامِ درخشانِ حبیبه خدا و دردانه رسول الله عطرآگین می سازیم و بدین آهنگ، دل را به حریم کبریائی آن حضرت روانه می کنیم و از سویدایِ وجود با صدّیقۀ کبری و مادرِ خوبی ها به نجوا می پردازیم. الا ای یادگار کرامت رسول و ای یگانه زهرای بتول، باز هم فاطمیّه فرا رسید تا بیش از پیش، رو به ساحت قدس تو آوریم و دل به دریای معرفت تو زنیم.

 

باز ندای «أین الفاطمیّون» به گوش می رسد و دوباره دل در کمندِ مهرت گرفتار می آید. ای خورشید کهکشان علی خورشیدِ عالم تاب، دلخوش از آن است که از نورِ کمالت نیرو گیرد و ذرّه ای از گرمای حضورت را بر روی زمین بگستراند.

 

عمقِ اقیانوس، در برابر ژرفایِ حقیقت تو، مبهوت و سرافکنده است وه که چه شکوه و جلالی! حضرت مریم کجاست تا در محرابِ معرفت، فضائل تو را قبلگاهِ آمال گیرد؟ و حضرت آسیه را گو کجاست تا خاک مقدمت را توتیایِ چشم خویش سازد.

 

یا فاطمه!

بر گو که طاهره ای یا طهارت بخشِ اهل بهشت؟! تقیّه ای یا تلاقی گاهِ قرآن و عترت؟ معصومه ای یا میعادگاه کتاب با رسالت و امامت؟

 

در حیرتم که چگونه توسنِ قلم را به سراپرده تو رهنمون سازم و با چه توشه ای به وصف تو بپردازم؟ حاشا و کلّا که شگفتی و شیفتگیِ بشر را در تو پایانی نیست! تو کیستی و چگونه مکانتی داری که سرحلقۀ اتّصال رسالت و امامت شدی؟

 

چنین ژرفای دست نیافتنی، تنها سزاوار مقام توست که در پویۀ عمر، دوام بخش رسالت پدر بودی و بلا گردان ولایت حیدر و زیبا ترجمانِ کتاب برتر؛ استمراردهندۀ خط رسالت بودی و حفظ کنندۀ سیر امامت و منع کنندۀ تحریف از کتاب پر کرامت بر تو و بر حیات سبز و فرجام سرخت، درود فراوان باد.

 

دردا و دریغا که تا مرغ روح پدرت، رسول الله پر کشید، ابرهایِ تیره فتنه، از سمت سقیفه برخواست؛ رعدِ دسیسه غرّش گرفت و آتشِ کینه و نفاق، از در و دیوار خانۀ علی علیه السلام بالا رفت؛ اما دلِ دریایی تو بر رشته مودّتِ مولا چنگ زد و با تمامِ وجود، به دفاع از حق برخواست و امیرمؤمنان را در معرکه پر تلاطم تاریخ، تنها نگذاشت.

 

باطل همه جا پر شد و حق تنها بود

یک فاطمه یار و یاورِ مولا بود

پهلوی شکسته، عمر کم، روی کبود

تفسیر علی، دوستی زهرا بود.

 

آری، تو آن یاورِ با وفای مولا و شهیده غیور ولایتی که فریادت تا ابد در گوش تاریخ، طنین انداز گشت.

 

اولین هجوم به خانه فاطمه!

استاد مجتبی خندان از اساتید حوزه علمیه قم در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به اولین هجوم به خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها پرداخت. پیروان امیرالمومنین علیه‌ السلام در خانه‌ فاطمه سلام ‌الله‌ علیها به گفتگو و مشاوره مى‌ پردازند و اين خبر به عمر بن خطاب می‌ رسد.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: او به خانه فاطمه سلام الله علیها می‌آید، و وی را تهدید می ‌کند: «اى دختر رسول خدا! محبوب ‌ترين فرد براى ما پدر توست و بعد از پدر تو، خود تو!!! ولى سوگند به خدا اين محبت مانع از آن نيست كه اگر اين افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آن‌ها بسوزانند.»

 

وی افزود: عمر بعد از گفتن این جمله، خانه فاطمه سلام‌ الله‌ علیها را ترک می‌ کند. زمانی که امیرالمومنین علیه ‌السلام به خانه بر می‌ گردد، فاطمه سلام‌ الله‌ علیها ماجرا را برای وی بازگو می‌ کند و می ‌گوید: عمر نزد من آمد و سوگند ياد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود، خانه را با اهلش خواهم سوزاند، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام می ‌دهد!

 

استاد خندان اضافه نمود: دوباره به خلیفه خبر می ‌رسد که گروهی از یاران امیرالمؤمنین علیه ‌السلام در خانه وی جمع شده‌ اند. خلیفه اول به عمر دستور می‌ دهد، تا به آنجا برود و با آنان برخورد کند.

 

وی خاطرنشان کرد: درب خانه، دق‌الباب می ‌شود، صدای خشنی از پشت در به گوش می ‌رسد که فریاد می ‌زند: ای کسانی که در خانه ‌اید، هر چه سریع ‌تر بیرون بیابید، اگر این کار را نکنید، این خانه را به آتش می‌ کشم.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این صدا آشناست، صدای عمر بن خطاب است، مشاور خلیفه اول. فاطمه سلام ‌الله‌ علیها نزد کسانی که در خانه جمع شده‌ اند می‌ رود و از آنان می ‌خواهد، آنجا را ترک کنند. سلمان، مقداد، عمار، ابوذر از خانه خارج می ‌شوند، در این میان زبیر، دست به شمشیر می ‌برد تا به مهاجمان خانه فاطمه سلام الله‌ علیها حمله کند که ناگهان پایش می ‌لغزد و شمشیر از دستش رها می ‌شود در این هنگام اطرافیان عمر به طرف او می ‌روند و  شمشیر را از او می ‌گیرند.

 

جریان سقیفه و اتفاقات بعد از آن

استاد مجتبی خندان خاطرنشان کرد: مردم برای خواندن نماز در مسجد جمع شده ‌بودند که امیرالمومنین علیه السلام وارد مسجد می‌ شود؛ همه تعجب می ‌کنند، چون ایشان قسم خورده بود تا قرآن را ننویسد از خانه خود خارج نشود. حضرت بعد از ورود به مسجد شروع به سخن می ‌کند و خطاب به مردم فرمود:

«ای مردم، من در این مدت، مشغول نوشتن قرآن بودم، نگاه کنید، این قرآنی است که من نوشته‌ ام، من به تفسیر همه آیه‌ های قرآن آگاه هستم، چرا که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد همه آنها سؤال کرده ‌ام».

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: عمر از جا بر می ‌خیزد و می ‌گوید: ما نیازی به قرآن تو نداریم. علی علیه السلام قرآن را که نوشته بوده است به خانه بر می‌ گرداند.

 

وی افزود: قبایل مختلف با خلیفه بیعت کرده‌ بودند، ولی‌ هنوز کسی از بنی‌ هاشم برای بیعت نیامده بود، از این سو خلیفه با گروهی به خانه عباس می ‌روند، تا وی را با خود همراه کنند، چون می دانستند اگر وی بیعت کند بقیه بنی هاشم نیز بیعت خواهند کرد.

 

استاد خندان در ادامه خاطرنشان کرد: ابوبکر خطاب به عباس می‌ گوید: «بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مردم من ‌را به عنوان خلیفه او انتخاب کردند و من هم این مقام را قبول کردم، شنیده ‌ام که یک نفر می‌ خواهد میان مسلمانان اختلاف بیاندازد. ای عباس! چقدر خوب است تو هم مانند بقیه مردم با من بیعت کنی. اگر تو این کار بکنی من قول می ‌دهم که بعد از خود، تو را به عنوان جانشین معرفی کنم».

عمر رشته سخن را به دست گرفته و خطاب به عباس می ‌گوید: «ای عباس، ما نمی‌ خواهیم در میان مسلمانان اختلاف بیفتد، ما نمی ‌خواهیم کسی تو را به عنوان شخص تفرقه ‌انگیز بشناسد».

 

عباس در جواب خلیفه می ‌گوید: «اگر مردم تو را انتخاب کردند، آیا ما بنی‌هاشم از این مردم نبودیم، آیا ما حق رأی دادن نداشتیم؟ ای ابوبکر! مگر این خلافت ارث پدر توست که به هر کس می ‌خواهی می ‌بخشی!؟» خلیفه همراه با دوستانش بدون خداحافظی از خانه بیرون می‌روند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه گفتگو بیان کرد: پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم امیرالمومنین علیه السلام به همراه فاطمه و حسنین علیهما السلام برای هدایت مردم تلاش می‌کردند و یک شب که درِ خانه یکی از انصار را می ‌زنند.

 

وی افزود: صاحب خانه با خود می‌ گوید که این وقت شب کیست که در خانه ما را می ‌زند؟ او سراسیمه بیرون می ‌آید و اهل بیت رسول ‌خدا صلی الله علیه و آله و سلم را می ‌بیند.

 

استاد خندان خاطرنشان کرد: فاطمه سلام الله علیها با او سخن می‌ گوید:

«آیا تو به یاد داری که در غدیر خم با علی علیه السلام بیعت کردی، آیا به یاد داری که پدرم او را به عنوان جانشین و خلیفه خود معین کرد؟

ـ آری، ای دختر رسول خدا.

ـ «پس چرا پیمان خود را شکستی؟»

ـ اگر علی، زودتر از ابوبکر خود را به سقیفه می‌ رساند، ما با او بیعت می ‌کردیم.

ـ «آیا می‌ خواستی علی علیه السلام پیکر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به حال خود رها کند و به سقیفه بیاید؟

او به فکر فرو می‌ رود و از کار خود اظهار پشیمانی کرد.

امیرالمومنین علیه ‌السلام به وی فرمود: «وعده من و تو، فردا صبح، کنار مسجد، در حالی که موهای سر خود را تراشیده باشی».

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آن شب امیرالمومنین و فاطمه سلام الله علیهما از سیصد و شصت نفر دیگر نیز پیمان می‌گیرند که تا پای جان خود از حق دفاع کنند. وقت اذان صبح است، امیرالمومنین علیه ‌السلام به مسجد می ‌رود، تا به همراه افرادی که دیشب میثاق همراهی بسته ‌اند، مسیر تاریخ اسلام را به راه صحیح خویش باز گرداند. ولی تنها چهار نفر در کنار مسجد منتظر حضرت هستند؛ آنان «سلمان» ، «مقداد» ، «عمار» و «ابوذر» بودند.

 

ساده زیستی فاطمه زهرا سلام الله علیها

استاد مجتبی خندان در بخش دیگری ازگفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: اکتفا به ضروریات زندگی و ساده‌ زیستی، ویژگی برجسته حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است. حضرت فاطمه سلام الله علیها چه در دوران تنگدستی و چه در زمان گشایش مادی مسلمانان، اصل ساده‌ زیستی را همواره با توجه به شرایط زمانه خودشان اجرا می ‌نمودند.

 

وی افزود: تهیه ضروریات زندگی به عنوان جهیزیه که با فروش زره حضرت علی سلام الله علیه تهیه گردید، وسائل ساده زندگی و عدم استفاده از برخی امکانات همچون عدم استفاده از پرده‌ ای که برای منزل تهیه شده بود به توصیه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که در آن برهه زمانی، جزء تزئینات به شمار می ‌رفت، نمونه ‌هایی از آن است.

 

در الطبقات الکبری آمده است:

«أخبرنا وكيع بن الجراح عن المنذر بن ثعلبة عن علباء بن أحمر اليشكري أن عليا تزوج فاطمة فباع بعيرا له بثمانين وأربع مائة درهم فقال النبي صلى الله عليه و سلم اجعلوا ثلثين في الطيب وثلثا في الثياب أخبرنا أبو أسامة عن مجالد عن عامر قال قال علي لقد تزوجت فاطمة وما لي ولها فراش غير جلد كبش ننام عليه بالليل ونعلف عليه الناضح بالنهار وما لي ولها خادم غيرها أخبرنا محمد بن الفضل عن يحيى بن سعيد عن محمد بن إبراهيم قال كان صداق بنات رسول الله صلى الله عليه و سلم ونسائه خمس مائة درهم اثني عشر أوقية ونصفا أخبرنا عبد الوهاب بن عطاء عن سعيد بن أبي عروبة عن أيوب عن عكرمة قال لما زوج النبي صلى الله عليه و سلم عليا فاطمة قال أعطها شيئا قال يا رسول الله ليس عندي شىء قال فأين درعك الحطمية» (الطبقات الکبری، ج 8، ص 22)

 

در بحار الانوار می خوانیم:

«عن زرارة عن أبي جعفر علیه السلام قال: كان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم إذا أراد السفر سلم على من أراد التسليم عليه من أهله ثم يكون آخر من يسلم عليه فاطمة ع فيكون وجهه إلى سفره من بيتها و إذا رجع بدأ بها فسافر مرة و قد أصاب علي ع شيئا من الغنيمة فدفعه إلى فاطمة فخرج فأخذت سوارين من فضة و علقت على بابها سترا فلما قدم رسول الله ص دخل المسجد فتوجه نحو بيت فاطمة كما كان يصنع فقامت فرحة إلى أبيها صبابة و شوقا إليه فنظر فإذا في يدها سواران من فضة و إذا على بابها ستر فقعد رسول الله ص حيث ينظر إليها فبكت فاطمة و حزنت و قالت ما صنع هذا بي قبلها فدعت ابنيها فنزعت الستر من بابها و خلعت السوارين من يديها ثم دفعت السوارين إلى أحدهما و الستر إلى الآخر ثم قالت لهما انطلقا إلى أبي فأقرئاه‏ السلام و قولا له ما أحدثنا بعدك غير هذا فشأنك به فجاءاه فأبلغاه ذلك عن أمهما فقبلهما رسول الله ص و التزمهما و أقعد كل واحد منهما على فخذه ثم أمر بذينك السوارين فكسرا فجعلهما قطعا ثم دعا أهل الصفة و هم قوم من المهاجرين لم يكن لهم منازل و لا أموال فقسمه بينهم قطعا ثم جعل يدعو الرجل منهم العاري الذي لا يستتر بشي‏ء و كان ذلك الستر طويلا ليس له عرض فجعل يؤزر الرجل فإذا التقيا عليه قطعه حتى قسمه بينهم أزرا ثم أمر النساء لا يرفعن رءوسهن من الركوع و السجود حتى يرفع الرجال رءوسهم و ذلك أنهم كانوا من صغر إزارهم إذا ركعوا و سجدوا بدت عورتهم من خلفهم ثم جرت به السنة أن لا يرفع النساء رءوسهن من الركوع و السجود حتى يرفع الرجال ثم قال رسول الله ص رحم الله فاطمة ليكسونها الله بهذا الستر من كسوة الجنة و ليحلينها بهذين السوارين من حلية الجنة» (بحارالانوار، ج 43، ص 83)

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: زاویه دیگر ساده ‌زیستی حضرت فاطمه سلام الله علیها که حقیقت امر را بیشتر آشکار می‌سازد عدم وابستگی به امور مادی (زهد) در زندگی بود که جلوه ‌ای از آن را در بخشیدن نوترین لباس خویش در شب عروسی خود به یک نیازمند می توان دید. (شرح احقاق الحق، ج 33، ص 346.)

/270/260/20/

 

 

ش, 10/27/1399 - 09:15