استاد موسوی کرمانشاهی مطرح کرد؛

واکنش به سخنان آقای شیخ محمود امجد

تا دیر نشده و فرصت باقی است، نسبت به این گناه کبیره ‌ای که مرتکب شده ‌اید، استغفار کنید و مراتب پشیمانی خود را اعلام کنید والا فردای قیامت در پیشگاه عدل الهی باید جوابگو باشید. چون سخنان نسنجیده شما بازتاب بدی در جامعه و فضای مجازی داشته است و رسانه ‌های مغرض که می‌ خواهند سر به تن عالم اسلام و مسلمین نباشد، از آن سوء استفاده‌ های زیادی کرده‌ اند.

 

در واکنش به سخنان اخیر شیخ محمود امجد در مورد مقام معظم رهبری حفظه الله، استاد سید علی محمد موسوی کرمانشاهی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه، گفتگو را با بیتی از حافظ شیرازی آغاز نمود:

ما ز یاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم

 

وی افزود: دیروز وقتی کلیپی را از آقای شیخ محمود امجد مشاهده کردم که در آن رهبر حکیم و فرزانه انقلاب حضرت آیت‌ الله‌ العظمی خامنه ‌ای متع الله المسلمین بطول بقائه را مسئول اعدام فرد معلوم ‌الحالی مثل روح الله زم که دنیای خبیث غرب و سرویس‌ های جاسوسی و ضد انقلاب در ماتم او یقه چاک کرده ‌اند، می داند، مقداری شوکه شدم که چطور انسان زود رنگ عوض می کند! مگر ما را چه شده که این گونه ارزش های اسلام را به باد نسیان و فراموشی سپرده ایم! از این رو از باب نصح المؤمن چند جمله ای را متذکر می شوم. باشد که عبرتی برای ما و شاید راه بازگشتی برای امثال ایشان باشد. نکاتی را که عرض می‌ کنم، در سه محور است که به طور اختصار تقدیم می شود.

 

استاد موسوی کرمانشاهی خاطرنشان کرد: نکته اول ‌که باید بدان توجه کرد این است که حاکم اسلام واحد است و نمی شود در سیطره اسلام دو حاکم باشد. وقتی یکی از مجتهدین حاکم شد، حکمش بر تمام افراد مسلمان و حتی بر مجتهدین دیگر و حتی افرادی که از حاکم به یک لحاظی اعلم باشند، نافذ است.

 

وی اضافه نمود: خداوند به جهت حفظ مصالح نظام، حکم حاکم را حجت قرار داده است. در مقبوله عمر بن حنظله که سندا مقبول اصحاب واقع شده است و در سه مرحله قضا و افتاء و ولایت به آن تمسک می کنند، آمده است:

«مَنْ كَانَ مِنْكُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ عَرَفَ حَلَالَنَا وَ حَرَامَنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً فَإِذَا حَكَمَ بِحُكْمٍ وَ لَمْ يَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُكْمِ اللَّهِ اسْتَخَفَّ وَ عَلَيْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَيْنَا كَالرَّادِّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَّه‏»

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در این روایت شریفه استخفاف به حکم حاکم اسلامی به منزله استخفاف به حکم خدا و ردّ بر اهل البیت علیهم السلام و ردّ بر خدا شمرده شده است.

 

وی افزود: بله! مجتهدین دیگر در عبادات و معاملات و هر چیز دیگری که راجع به امور شخصی است، نمی ‌توانند از حاکم تقلید کنند؛ زیرا تقلید بر مجتهد حرام است اما در امور ولایی که راجع به حکومت اسلام است و شرع مقدس اختیار آن را به دست حاکم داده است، بر همه مجتهدین واجب است که تابع باشند. در امر صلح، جنگ، در خراب کردن خیابان ‌ها و حتی در حکم به دخول ماه و رؤیت هلال و مشخص کردن عید فطر و قربان که متأسفانه در این سنوات اخیر ما شاهد اختلاف‌ هایی در این زمینه ها بوده و هستیم.

 

استاد موسوی کرمانشاهی خاطرنشان کرد: حاکم اسلام اگر حکم به دخول ماه شوال کرد، بر سایر مجتهدین عظام هم لازم است از او تبعیت کنند. البته این اختلاف ها و تشتت آراء جای تعجب ندارد؛ به خاطر اینکه ما در امر ولایت و حکومت اسلام کار نکردیم و حقّا باید از این جهت تأسف خورد.

 

وی اضافه نمود: همانطوری که مرحوم نایینی (ره) در تنبیه الامه تأسف می خورد که این همه درباره حدیث نورانی «لاتنقض الیقین بالشک» که مدرک استصحاب است، بحث کردیم، ولی درباره مسأله حکومت اسلام و حاکم اسلامی بحث نکردیم تا امروز شاهد این مصائب، آن هم از جانب افراد مسن و درس خوانده نباشیم.

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه در ادامه بیان کرد: البته متأسفانه این مطالب در میان تعدادی از حوزویان ریشه دوانده هست که حقّا خطری بزرگ برای حکومت اسلامی هست که باید چاره ای در رابطه با آن اندیشیده شود.

 

وی افزود: مردم ایران اسلامی در دوازدهم فروردین سال ۵۸ با بیش از ۹۸ درصد آراء به جمهوری اسلامی رأی دادند و با زعیم بزرگ نظام اسلامی مرحوم آیت ‌الله ‌العظمی امام خمینی قدس‌ سره بیعت کردند و بعد از رحلت ایشان بار دیگر این بیعت مردم از طریق خبرگان رهبری که نمایندگان مردم ایران هستند، مجدداً تکرار شد و با حضرت آیت‌ الله‌ خامنه ‌ای دام ظله به عنوان حاکم اسلامی بیعت کردند؛ از این رو اطاعت از ایشان برای تمام افراد، اعمّ از مقلّد و مجتهد واجب و لازم است و مجتهدین عظام در امور حکومتی حق مخالفت با ایشان را ندارند.

 

 استاد سید علی محمد موسوی کرمانشاهی خاطرنشان کرد: بد نیست که شما را به یک جریانی که در تاریخ فقه شیعه اتفاق افتاده است و در رسائل مشروطیت انعکاس پیدا کرده است، توجه بدهم تا به اهمیت موضوع توجه بیشتری بشود.

 

وی اضافه نمود: مرحوم شیخ جعفر کاشف‌ الغطاء (ره) فقیه زبردست شیعی که مرحوم شیخ انصاری با حساسیت بالایی که در بکار بردن عناوین دارد، از او به بعض الاساطین یاد می کند و از ایشان نقل کرده اند که اگر فقه را از طهارت تا دیات با آب شستشو دهند و از بین ببرند، همه آن را از اول تا به آخر می ‌نویسم، در مقابل ستاندن تعهداتی چند اجازه نامه معروف نسبت به فتحعلی‌ شاه قاجار دارد. ایشان می ‌گوید:

 «من اگر مجتهد هستم و اگر قابلیت نیابت از سادات زمان را دارم، به سلطان ابن سلطان خاقان بن خاقان مؤید به عنایات خدای منّان فتحعلی ‌شاه که خدا سایه او را بر سر مردم مستدام بدارد، اذن می ‌دهم که آنچه برای هزینه جنگ و سرکوبی اهل کفر و طغیان نیاز دارد، از خراج و درآمد زمین ‌های مفتوح العنوة (که با قهر و زور از کفار به غنیمت گرفته شده است) و نظیر آن و نیز زکات طلا و نقره و جو و... بگیرد و اگر اینها خرج جنگ را تامین نکرد و راه دیگری برای تامین هزینه جنگ و دفع شر این دشمنان شقاوت مند وجود ندارد، مجاز است از اموال مردم سرحدات و مرزنشینان بگیرد تا از جان و ناموس آنان دفاع کند و اگر باز هم خرج جنگ تامین نشد، از اموال دیگر مردم که از مرز دورند به اندازه هزینه جنگ بگیرد و بر هر مسلمانی واجب است امر سلطان را اطاعت کند.»

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در اینجا اهل دقت را به تأمل کردن در این عبارات توجه می‌ دهم که چقدر مسأله حکومت اسلام مهم است تا جایی که ایشان اطاعت فتحعلی ‌شاه قاجار با آن وضعیتی را که داشته است، بر مردم واجب کرده است و حتی به او اجازه داده که از اموال شخصیه مردم بردارد.

 

وی افزود: کسانی که با تاریخ اسلام آشنایی دارند، خود بهتر می‌ دانند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وقتی کسانی را برای جمع‌ آوری زکات می فرستادند و آنها از دادن زکات طفره می ‌رفتند، به بهانه اینکه احکام اسلام را قبول ندارند، پیامبر بر آنها حکم ارتداد صادر می ‌کردند و خود بهتر می‌ دانید که حکم ارتداد چیست.

 

استاد موسوی کرمانشاهی خاطرنشان کرد: حکم اسلام لازم ‌الاجرا است و آیت ‌الله خامنه ‌ای دام ظله حاکم اسلام هستند و اوامر ایشان بر همه مطاع است حتی بر مجتهدین.

 

وی در ادامه بیان کرد: البته من از مقامات علمی جناب اقای امجد تفصیلا خبر ندارم و نمی ‌دانم مجتهد هستند یا نه؛ ولی به حسب شواهد و قرائن بسیار مستبعد می ‌دانم که به مقام اجتهاد نائل شده باشند و اگر هم شک کنیم مجرای اصل عدم اجتهاد است و بر فرض اینکه مماشات کنیم و فرضا ایشان را مجتهد بنامیم، ایشان هم مثل سایرین از مکلفین باید تابع احکام اسلام باشند و حق اعتراض ندارند؛ مگر حکومت اسلامی بدون قوه قضائیه و عدلیه امکان بقا دارد و مگر امنیت کشور اسلامی چیز ساده ای است که بتوان در مقابل آن سکوت کرد؟!

 

وی افزود: چرا فراموش کرده ‌اید که ما در زیر چتر چه ابر جنایتکارانی، اعم از شرقی و غربی زندگی می‌ کردیم و امروز در زیر چتر اسلام زندگی می ‌کنیم؟ بنای حکومت اسلامی بر اجرای قوانین اسلام است؛ ممکن است گفته بشود امروز هم نارسایی ‌هایی وجود دارد. بله! قبول داریم؛ ولی انسان باید این نارسایی ‌ها را تحمل کند؛ به خاطر اینکه مصلحت بالاتر و عالی ‌تری در میان است.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: مگر زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مشکلات و کمبود اقتصادی و غیر اقتصادی در میان مردم نبود! قصه ما و فقرای جامعه ما از قصه اصحاب صفّه که در مضیقه شدید اقتصادی بودند و لباس کافی برای پوشش بدن نداشتند و بر اساس برخی گزارش‌ ها عده ‌ای از آنها برای نماز ساتر عورت نداشتند، بدتر است؟!

 

وی در ادامه بیان کرد: بله! برای رسیدن به استقلال و علوّ اسلام در مقابل دنیای خبیث غرب باید هزینه داد. اساسا برای رسیدن به مقاصد عالی بدون هزینه نمی شود به آنها نائل آمد. در حکومت اسلام ما وظیفه داریم کارهای مثبت حکومت اسلامی را رواج بدهیم.

 

استاد کرمانشاهی افزود:  خدا را شکر ‌کنیم امروز بساط شراب فروشی ‌ها و کاباره ‌ها و امثال ذلک به ‌صورت علنی در جامعه برداشته شده است. ممکن است گفته بشود که برخی در خلوتگاه هایشان کارهای ناروا می کنند؛ این مسائل به حکم اسلام به ما ارتباطی ندارد که در اندرون مردم چه می گذرد و البته با اجرای برنامه‌ های دقیق فرهنگی و بالا آوردن عقلانیت جامعه و سطح فرهنگ مردم و آشنایی با حقائق نورانی و شیرین اسلام می‌ توان اینها را هم از میان برد.

 

وی اضافه نمود: ما را چه شده است؟ مگر گذشته تاریک خود را به یاد نمی آوریم؟ آیا دلمان برای محمدرضای پهلوی تنگ شده است که با آن همه جنایت و خیانتی که در حق این مردم روا داشت، تا کمر خم می ‌شدیم و دستان پلیدش را می ‌بوسیدیم و یا برای خواهرش اشرف خانم که اولین قاچاقچی در دنیا بود و صندوق های مواد مخدر را خودش از مرز وارد می‌ کرد و بعد مردم تا کمر خم می شدند و دستان نجس او را می بوسیدند؟!

 

وی افزود: وظیفه دیگر ما این است که خرابی‌ها را اصلاح کنیم؛ به قول آن بزرگ که می ‌فرمودند اگر دیواری یک آجرش کم باشد، نباید بگوییم حال که این طور است، اصلاً باید این دیوار را تخریب کرد، بلکه با ملات باید آن یک آجر را چسباند. این راه اصلاح است، نه بد گویی کردن و در مقابل رأس و رئیس نظام اسلامی ایستادن.

 

استاد سید علی محمد موسوی کرمانشاهی در بخش دوم از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: برخی از مغرضین در این روزها که عداوت و دشمنی آنها با آرمیدگان در عالم ولایت و تند پروازهای عالم توحید و تجرید امثال سند العرفان و الایقان حضرت آیت‌ الله ‌العظمی آقای حاج سید علی قاضی طباطبائی افاض الله علینا من برکات تربته و عارف بالله شیخ الفقها مرحوم آیت ‌الله ‌العظمی حاج شیخ محمدتقی بهجت فومنی رضوان‌ الله‌ علیه تمامی ندارد، این مطلب را بهانه کرده‌ اند که خروجی این مکتب امثال آقای شیخ محمود امجد است. حقا باید به حال اینها گریست و به ایشان گفت:

کار پاکان را قیاس از خود مگیر

گرچه ماند در نبشتن شیر شیر

جمله عالم زین سبب گمراه شد

کم کسی ز ابدال حق آگاه شد

همسری با انبیا برداشتند

اولیا را همچون خود پنداشتند

هردوگون زنبور خوردند از محل

لیک شدزان شیروزین عسل

 

وی افزود: آخر کسی نیست به این مفلوکان و گرفتارهای عالم طبع و ظلمت بگوید که اولاً بین مدعی عرفان وعارف تفاوت هفتاد ساله است؛ شما به چه سندی می‌ گویید آقای فلانی تربیت‌ شده مکتب آیت الله قاضی طباطبائی (ره) یا آیت الله بهجت (ره) است! مگر به صرف اینکه شخصی چند سال در درس خارج فقه بزرگی شرکت کند، او هم اهل رمز و راز می شود؟! کلا و حاشا

نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند

نه هرکه آینه سازد سکندری داند

نه هرکه طرف کله کج نهاد و تند نشست

کلاه داری و آیین سروری داند

غلام همت آن رند عافیت سوزم

که در گدا صفتی کیمیا گری داند

هزار نکته باریک ‌تر زمو اینجاست

نه  هرکه سر بتراشد قلندری داند

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حقیر ایشان را در زمان حیات نورانی شیخ السالکین عارف و فقیه بزرگ معاصر حضرت آیت الله بهجت روحی له الفدا در قم و در مشهد مقدس رضوی علی شاهدها آلاف التحیه والسلام مکرر دیده بودم؛ اما برخورد آن پیر فرزانه با ایشان بسیار معمولی و فقط علاقه استاد و شاگردی در بحث فقه بود و مرحوم آیت الله بهجت (ره) کسی نبود که به این سادگی کسی را در حریم خود راه بدهد و شاید اصلاً در باب تربیت شاگرد سلوکی مأموریت نداشتند؛ آن وقت اگر کسی خود را به او بچسباند تا از این راه کسب آبرویی کند و بعدها هم این ‌گونه مسیرش را از انقلاب که قرة العین اولیاء خدا بود عبور دهد ما باید به آن باریافتگان عالم انس بدبین بشویم؟! یا اینکه باید مراقبت کنیم که خدایی نکرده از مسیر گمراه نشویم؟

 

وی افزود: ثانیاً بر فرض اینکه ایشان ورودی در این مکتب داشته باشد؛ مگر اشتباهات افراد را باید به پای مکتب نوشت؟ اگر یکی از علمای علم فقه یا علم اصول خبطی بکند، ما باید به همه فقها و به مکتبشان بدبین شویم و اشتباه ایشان را به پای آن مکتب بنویسیم؟ً! اف بر این منطق و پیروی کنندگان آن.

 

استاد موسوی کرمانشاهی خاطرنشان کرد: باری! سخن گفتن درباره امثال قاضی‌ ها و بهجت ها در این مجال نمی ‌گنجد. فقط اشاره به یک داستان از زندگی ابرمرد عالم توحید مرحوم قاضی رضوان‌ الله‌ علیه می کنم که شاید غافلین را انتباهی ببخشد.

 

وی اضافه نمود: از زبان یکی از طلاب نجف نوشته اند با عرفان و عرفا میانه خوبی نداشتم؛ شنیده بودم که آقای قاضی در نجف جلسات عرفانی دارد. به ذهنم رسید بروم گوشه ‌ای از جلسه‌ اش بنشینم و وقتی مطالب عرفانی مطرح می کند، بلند شوم و اعتراض کنم. روزی که به مجلس آقای قاضی رفتم، پشت ستونی نشستم تا من را نبینند.

 آقای قاضی آمد و درس را شروع کرد: بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحیم؛ قدری سکوت کرد؛ دوباره فرمودند: بسم ‌الله ‌الرحمن‌ الرحیم؛ دوباره سکوت کردند؛

دفعه سوم فرمودند: بسم ‌الله ‌الرحمن ‌الرحیم؛ تعجب می کنم شخصی تشنه است و در بیابان هراسان می ‌چرخد به او ظرفی می دهند تا برود از شیر گوسفندان گله استفاده کند؛ اما به سوی سگ گله می ‌رود و می‌ خواهد از شیر آن سگ بنوشد.

 این جملات را که شنیدم، ناگهان به خود لرزیدم. فهمیدم ماجرا از چه قرار است. با خود گفتم چرا آمده‌ ای برای انتقاد، بنشین حرف‌ ها را گوش بده؛ شاید درست باشد.

 یک ‌دفعه تصمیمی که گرفته بودم عوض شد؛ نرم شده بودم. آقای قاضی فرمودند: خوب حالا درست شد. درس که تمام شد رفتم جلو دستش را بوسیدم و معذرت ‌خواهی کردم. او به گرمی مرا پذیرفت و باب ارتباط من با او باز شد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در پایان به جناب آقای شیخ محمود امجد از باب نصح المومن و اینکه همشهری حقیر هم به حساب می ‌آیند، توصیه‌ ای می کنم که تا دیر نشده و فرصت باقی است، نسبت به این گناه کبیره ‌ای که مرتکب شده ‌اید، استغفار کنید و مراتب پشیمانی خود را اعلام کنید والا فردای قیامت در پیشگاه عدل الهی باید جوابگو باشید. چون سخنان نسنجیده شما بازتاب بدی در جامعه و فضای مجازی داشته است و رسانه ‌های مغرض که می‌ خواهند سر به تن عالم اسلام و مسلمین نباشد، از آن سوء استفاده‌ های زیادی کرده‌ اند.

یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد

آنکه یوسف به زر ناسره  بفروخته بود

 

«اللهم اغفرلنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان و لاتجعل فی قلوبنا غلّا للذین امنوا و السلام علی من اتبع الهدی»

/270/260/20/

 

 

ي, 09/30/1399 - 07:00