استاد حسینی آملی مطرح کرد؛

نگاهی به سابقه علمی و عملی آیت الله یزدی از زمان شروع نهضت امام خمینی (ره)

آیت الله یزدی در آن شرایط سخت، با شجاعت رو به آنها با بلندگو فریاد کشید: «ای دژخیمان وابسته به اجانب....» در آن شرایط، چنین با دشمن حرف زدن، کسانی مانند آیت الله یزدی را می طلبید که با شجاعت و اینچنین فریاد بکشند. با نیروهای رژیم پهلوی با این لحن تند صحبت کرد.

 

به مناسبت ارتحال آیت الله محمد یزدی رضوان الله علیه، استاد سید علی حسینی آملی با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو درباره این شخصیت گرانقدر پرداخت.

 

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: وفات استاد گرامی حوزه، یار وفادار امام، انقلاب و رهبری و از پیشگامان نهضت از قبل انقلاب، آیت الله یزدی رضوان الله تعالی علیه را خدمت همه انقلابیون، از صدر انقلابی ها، مقام عظمای ولایت تا همه مردم ایران، تسلیت می گویم. حقیقتا بیان شریف روایت بر ایشان صدق می کند:

«إذا مات العالم ثلم‏ في‏ الإسلام‏ ثلمة لا يسدها شي‏ء إلى يوم القيامة» (ابن ادريس، محمد بن احمد، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي (و المستطرفات) - قم، چاپ: دوم، 1410 ق. ؛ ج‏ 3؛ ص 646)

 

استاد حسینی آملی در ادامه بیان کرد: گفتنی ها را مقام عظمای ولایت حفظه الله و دیگر بزرگان بیان نموده اند؛ اما هر موقع ایشان را می دیدم، یاد این خاطره بودم؛ قبل از پیروزی انقلاب، به گمانم در سال 1356 بود؛ زمانی که دژخیمان رژیم شاهنشاهی به خود جرأت دادند و به بیوت اعاظم حوزه و مراجع عظام جسارت می کردند.

در زمان هجوم به بیت شریف آیت الله العظمی گلپایگانی رضوان الله تعالی علیه حضور داشتم؛ داخل صحن منزل ایشان بودیم که در داخل منزل ایشان گاز اشک آور ریختند. صحنه دلخراشی بود؛ تنگی نفس و عارضه سنگین ناشی از گاز اشک آور بر همه ایجاد شده بود که توصیفش بماند!

آیت الله یزدی رضوان الله تعالی علیه بلندگو را در دست گرفتند و نیروهای رژیم شاهنشاهی را مخاطب قرار دادند. آنها در دو طرف کوچه بیت حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی بودند. یک سمت، در خیابان چارمردان و در سوی دیگر، به سمت ادامه کوچه بودند.

آیت الله یزدی در آن شرایط سخت، با شجاعت رو به آنها با بلندگو فریاد کشید: «ای دژخیمان وابسته به اجانب....» در آن شرایط، چنین با دشمن حرف زدن، کسانی مانند آیت الله یزدی را می طلبید که با شجاعت و اینچنین فریاد بکشند. با نیروهای رژیم پهلوی با این لحن تند صحبت کرد. من از قبل آن روز خدمت ایشان ارادت داشتم و بعد از این واقعه ارادتم به ایشان چندین برابر شد. ایشان را باید از پیشگامان انقلاب بدانیم.

 

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه گفتگو که به مناسبت ارتحال آیت الله محمد یزدی رضوان الله تعالی علیه برگزار شد خاطرنشان کرد: رمز استقامت ایشان در پیروی از ولایت، در تقوای فردی، اسلام شناسی، آگاهی از مبانی دینی و عمل به دین بود.

 

وی افزود: وقتی کسی سکّان امر ولایت را به دست می گیرد و او را به عنوان ولی امر می شناسیم، هم اطاعت و امتثال او بر ما واجب است، و هم این که هر چه از ما بر می آید باید انجام دهیم و در صحنه باشیم و باید گفت که آیت الله یزدی رضوان الله تعالی علیه اینچنین بود؛ ایشان هم کارآیی داشت و هم هر کجا به کارآمدی او نیاز بود، در صحنه حضور داشتند.

 

استاد حسینی آملی در ادامه بیان کرد: آن زمانی که به فرمان رهبر انقلاب حفظه الله، آیت الله یزدی ریاست قوه قضاییه را قبول کردند، اگر می خواستند قبول نکنند و در حوزه می ماندند، به عنوان مرجعیت فقهی و صاحب رساله شناخته می شدند اما با این حال به امر ولی فقیه گردن نهادند. خداوند وجود همه بزرگان را در پناه ویژه صاحب الامر حفظ کند. شاید ایشان از برخی از بزرگان فعلی حوزه کم نداشت؛ بلکه گاهی بینش قوی تری نیز داشتند.

 

وی اضافه نمود: در عین حال صلابت، تقوا، تعهد فردی و دین شناسی ایشان شاخصه اصلی بود. هم در صحنه بودند؛ هم هر چه از ایشان بر می آمد کوتاهی نمی کردند. برخی هستند که کارآیی لازم را دارند، اما جرأت لازم را ندارند؛ یا آن صلابت را دارند، اما مسئولیت نمی پذیرند. آیت الله یزدی دارای جامعیت از حیث تقوای فردی و شناخت دین بودند؛ ایشان شخصیت خود را می شناختند و می دانستند که چه توانایی هایی داشتند؛ و هم اینکه هر چه در توان داشتند را در صحنه به اجرا در می آوردند.

 

این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: آنانی که در تجلیل از این شخصیت هستند، ملتفت این نکته باشند که درس آموزی از این مکتب ها لازم است. اگر می گویم ایشان این دو خصیصه را داشت. مثل بنده هم هم باید متوجه شخصیت خودمان باشیم؛ اینکه چه مقدار کارآیی داریم و در کجا کار از دستمان بر می آید و باید ارائه بدهیم.

 

وی افزود: این نکته را همه حوزویان از بزرگان تا طلبه ها باید مورد عنایت قرار بدهند. در عرصه امروز، در صدر همه خصیصه ها، دفاع از انقلاب و دفاع از شخص رهبری حفظه الله تعالی اهمیت دارد. اگر همگان فریاد می زنیم: «مرگ بر ضد ولایت فقیه»، باید دانست که یک بار کلام در «ولایت فقیه» است و جای دیگر در «ولیّ فقیه».

 

استاد حسینی آملی در ادامه بیان کرد: در نبوت، نبوت عامه و نبوت خاصه داریم؛ در امامت هم امامت عامه و امامت خاصه داریم؛ یعنی یک بار اصل امامت عامه را مورد بحث و اثبات قرار می دهیم، اما در ادامه این عنوان را بر شخص خاصّ بار می کنیم. در نبوت عامه استدلال های کلی می کنیم؛ اما در نبوت خاصه یک شخص را معرفی می کنیم.

 

وی اضافه نمود: در ولایت فقیه هم همین ماجرا است؛ یک بار بحث مدرسه ای می کنیم و اصل ولایت فقیه را اثبات می کنیم؛ اما در مرحله بعد باید بدانیم که این عنوان بر چه کسی صدق می نماید و «ولی فقیه» کیست.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: در ادامه «نبوت عامه و خاصه» و «امامت عامه و خاصه»، «ولایت فقیه عامه و خاصه» قرار دارد؛ بر اصل ولایت فقیه استدلال می کنیم؛ اما ولیّ فقیه معین را هم معرفی می کنیم و از ایشان دفاع می کنیم که همان آیت الله العظمی امام خامنه ای حفظه الله تعالی هستند.

/270/260/21/

 

ج, 09/21/1399 - 11:30