استاد احدی نسب مطرح کرد؛

نگاهی نو به حرکت جوهری ملاصدرا

در حوزه اجتماعی افول و بروز تمدن ها بر اساس حرکت جوهری کاملا توجیه پذیر است. امت ها می توانند با استفاده درست و به موقع از خرد جمعی، تمدن های مفید و تاثیرگذار، ایجاد کنند و یا تمدنی مخرب، طغیان گر و رو به انحطاط پدید آورند.

 

استاد مصطفی احدی نسب از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «حرکت جوهری» پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای این گفتگو خاطرنشان کرد: فلسفه صدرایی را می توان به عنوان یکی از ارزشمندترین پیشبردهای کاروان علمی و ظهور جنبش نرم افزاری در هزاره هجری قلمداد نمود که آثار فراوانی در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی از قبیل اثبات توحید و خداشناسی، اثبات معاد و واکاوی شبهات پیرامون آن، نگاهی نو به مسئله حرکت و زمان، یکپارچگی هستی و حرکت آن به سوی جهانی پایدار، حدوث عالم جسمانی و از همه مهم تر پیوند دادن حوزه ها و مشرب های مختلف فکری به همراه داشته است.

 

وی در ادامه بیان کرد: کمتر فلسفه ای را سراغ داریم که بتواند اینگونه تحولی بنیادین در عرصه های مختلف فکری، فرهنگی و اجتماعی به همراه آورده، حرکت جهشی و پله های ترقی دانش مدار را در آسمان دانش بشری ایجاد کند.

 

استاد احدی نسب افزود: البته این افکار و اندیشه های متعالی همچون اکثر اندیشه های متعالی، مترقی و نوظهور، با بداخلاقی های سیاسی، اجتماعی همراه بوده و البته این هجمه ها کم کم فروکش کرده و فضای تعقل و اندیشه، آرامش را به آغوش خرد باز گردانده است.

 

وی اضافه نمود: یکی از نوآوری های فکری ملاصدرا که جهان دانش را در پرتو خود روشن نموده و فضای فکر بشر را معطر ساخته است، بنا کردن پایه های حرکت جوهری است که سرانگشتان بهره وری خود را در زندگی بشر فرو برده و آثار مادی و معنوی را پی در پی به جامعه تزریق کرده است. مسئله ای که با زندگی فردی و اجتماعی بشر عجین شده و آثار شگفت انگیز به همراه آورده و بال های اثردهی خود را سخاوتمندانه در زندگی بشر گسترانده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: فلاسفه قبل از صدرا همچون ابن سینا و پیروان فکری او، بر این عقیده بودند که عَرَض ها در حال تغییر تدریجی و گذراندن سیر تکاملی اند و ذات و جوهر آنها ثابت است. به عنوان مثال، درختی که شکوفه داده و به بار می نشیند، میوه هایش در رنگ و طعم و حجم، سیر تدریجی را طی کرده و نهایتا به میوه ای آبدار و شیرین تبدیل می شود، ولی جوهر و ذات آن ثابت است و نشانه ای از تغییر در آن وجود ندارد. سیب، از اول تا آخر، سیب است و گلابی، گلابی است.

 

وی در ادامه بیان کرد: این رویه در سایر موجودات، از جمله انسان نیز تسرّی یافته و همین حکم را پذیرفته است. به همین خاطر وقتی بهمنیار، دست پرورده پرسشگر بوعلی، از او می پرسد؛ چرا حرکت جوهری جایگاهی در اندیشه فلسفی شما ندارد، ابن سینا با تأنّی پاسخ می دهد: پذیرش نظریه حرکت جوهری، ثبات انسانیّت را ویران کرده و پیوند لحظه به لحظه زندگی ابن سینا را گسیخته و لحظه قبل و بعد او را متفاوت می سازد. (جمعی از نویسندگان/ معارف اسلامی/ ص33)

 

استاد مصطفی احدی نسب اضافه نمود: این دیدگاه فلسفی که ریشه در آثار ارسطو داشت و نظریه بسیط و ساده توده مردم در برخورد با تحولات و حرکت اشیاء نیز به شمار می آمد، بر افکار فلاسفه بعدی سایه افکنده و امکان برون رفت از آن را کاملا دشوار ساخته بود. تا اینکه در هزاره هجری، نور فلسفه صدرایی درخشش نموده و افق تازه ای را در افکار و اندیشه های بشری به وجود آورد و موانع فکری و ابرهای تیرگی را آرام آرام کنار زد، لذت تماشای آسمان آبی اندیشه را برای همگان به نمایش گذاشت.

 

وی افزود: بر اساس دیدگاه فلسفه صدرایی، دقت در مفهوم جوهر و عَرَض، خود بهترین دلیل حرکت جوهری است. چه کسی است که نداند؛ عَرَض، تابع و وابسته به جوهر است، و جوهر، پایه و تکیه گاه عرض است. بنابراین اگر خاصیتی همچون حرکت، در عرض یافت شود، به اولویت قطعی، مطابق قانون اصل و فرع، باید در جوهر و ذات نیز ظهور داشته باشد و اگر ذات و جوهر موجودات، ثابت باشد، هرگونه دگرگونی در حالات و عوارض آن نیز غیرممکن خواهد بود و اگر رنگ و بو و طعم و شکل اجسام در حرکت و سیر تدریجی است، ذات و جوهر آن نیز نمی تواند از این قاعده بی نصیب باشد و الا ارتباط میان جوهر ثابت و عرض های متحرک، ناممکن خواهد بود. (علامه طباطبایی/ بدایة الحمکة/ ص128)

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه به کلامی از حکیم سبزواری اشاره نمود که با لطافت شعری، پرده از این حقیقت می گشاید و در شرح منظومه، صفحه 249 می فرماید:

 

و جوهریة لدینا ثابتة

اذ کانت الاعراض کلا تابعة

و الطبع ان یثبت فینسدّ العطاء

بالثابت السیال کیف ارتبطا

 

وی اضافه نمود: صدرا تلاش می کند با دلیلی دیگر به میدان آمده و این حقیقت را با روش دیگر شفاف سازی نموده و همگان را وادار به تسلیم در برابر ادعای خود کند. از آنجا که عرض در سلسله مراتب طولی جوهر است، اگر صفتی در جوهر ظهور کند، به مراتب، به زیر دست نیز انتشار خواهد یافت، همچنان که صفاتی همانند علم، اراده، خشم و.... با اینکه دارای واقعیت های مستقل هستند، در سلسله مراتب طولی نفس قرار گرفته و تابع آن هستند و همانند طول و عرض و عمق که در سلسله مراتب طولی جسم قرار گرفته و حرکت آنها تابع حرکت جسم خواهد بود. (بدایة الحکمة/ ص 129)

 

استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: صدرا برای اقناع عقل گرایان مذهبی، در این مسئله فلسفی از مذاق عرفانی خود نیز کمک گرفته و از آیات قرآنی استمداد کرده و این پایه عقلی را تقویت می نماید. این شیوه صدرایی که در مقایسه با فلسفه ارسطویی، متفاوت به نظر می رسد، به آیاتی که تطورات و تحولات آدمی را از ابتدا تا انتها تشریح می کند، تمسک کرده و آن را در صدر سلسله این دلیل نقلی قرار می دهد. همانند آیه: «اً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَر» (مؤمنون/ 14) و آیه: «هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَاللَّه» (آل عمران/ 163) و آیه: «وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة» (بقره/ 24) و آیه: «فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِين فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيم» (واقعه/ 88 و 89)

 

وی در ادامه بیان کرد: نکته اساسی در این دست آیات، تحول لحظه به لحظه انسان تا رسیدن به جایگاه ثابت است. این تحول، گاهی انسان را به درجات عالی و ملکات پاک نفسانی می رساند و در خلد برین مستقر می سازد و گاهی نتیجه عکس داده و او را به انحطاط و پستی کشانده و وقود آتش می سازد. در آیات دیگر نیز می توان رد پای این تغییر و تحول دائمی را دنبال کرد که شامل همه موجودات مادی و زمانمند می شود. همانند آیه: «کل یوم هو فی شأن» (الرحمن/ 29) و آیه: «وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ» (نمل/ 88)، که تغییر تدریجی جهان طبیعی را در پس چهره به ظاهر ثابت جهان، ثابت می کند.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: علاوه بر آیات یاد شده، مشاهده مستقیم موجودات طبیعی نیز، گواهی روشن بر این مبنای فلسفی خواهد بود؛ همانند مشاهده کرم ابریشم، و لارو، که در پرتو فرایند حرکت جوهری، تبدیل به پروانه و مگس می شوند.

 

آثار حرکت جوهری

استاد مصطفی احدی نسب در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به معرفی آثار حرکت جوهری پرداخت و در این زمینه بیان کرد: صدرا در مقدمه سَفر سوم، هدف اصلی فلسفه خود را، که مشتمل بر علم به مبدأ و معاد است، ایمان به خدا و روز جزا می داند (صدرالدین محمد شیرازی/ الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة/ ج 6/ ص 10) به همین خاطر اثبات خداشناسی و معاد بر اساس حرکت جوهری، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

 

1. اثبات خداشناسی:

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: در فلسفه های پیشین قبل از صدرا، اثبات صانع، بر اساس برهان نظم و نیاز متحرک به محرک، استوار بوده است. در این میان، ابن سینا برای دستیابی به برهانی برتر، برهان صدیقین را بر اساس وجود واجب و ممکن، طرح ریزی می کند.

 

وی در ادامه بیان کرد: این برهان سینایی که هنوز هم با گذشت هزار سال، نمونه ای اعلا و ارزشمند از افکار متعالی بشر محسوب می شود، و هر انسان متفکری را وادار به خضوع و خشوع در برابر فلسفه او می نماید، همانند برهان نظم، از موجوات جزئی برای اثبات صانع استفاده نمی کند و گامی فراتر نهاده و صرفا از وجود ممکن و واجب استفاده کرده و بر اساس ابطال دور و تسلسل، وجود ممکن را وابسته به واجب دانسته است. (ابن سینا/ اشارات و تنبیهات/ ج 1/  ص 18)

 

استاد احدی نسب اضافه نمود: البته این برهان با همه استواری و قوت، ذائقه فیلسوف شیرازی را شیرین نکرده است، به همین خاطر، او شهد شیرین معرفت را در جای دیگر سراغ گرفته تا فلسفه خود را بر پایه آن پی ریزی کند. اساس طرح اصالت وجود و دغدغه اصلی آن که از نوآوری های صدراست، از همین جا نشأت گرفته و دگرگونی اساسی در اثبات صانع را به همراه آورده است.

 

وی افزود: مطابق دیدگاه صدرا، برای اثبات صانع، باید تنها از آینه جمال و جلال خداوند نظاره کرده، غرق در تجلی پیاپی او قرار گرفته، از دریچه معرفت و شناخت حقیقی او، پی به خدا برد، همچون برادران حضرت یوسف (ع) که یوسف را از دریچه یوسف شناختند.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: مشکل اساسی برهان نظم و برهان صدیقین سینایی، از دیدگاه صدرا، این است که برای اثبات صانع، از موجودات امکانی استفاده می کند و این، با ساحت عظیم و ملکوتی خداوند، ناسازگار است و نمی تواند شناخت عمیق و اساسی از خداوند به همراه آورد و شایسته برهان صدیقین است، زیرا؛ برهان صدیقین، باید مبرّا از موجودات امکانی باشد. به همین خاطر، صدرا، برهان صدیقین خود را اینگونه تبیین می کند:

«و اسدّ البراهین و اشرفها الیه هوالذی لا یکون الوسط فی البرهان غیره بالحقیقة، فیکون الطریق الی المقصود هو عین المقصود و هو سبیل الصدّیقین الذین یستشهدون به تعالی علیه» (اسفار/ ج6 / ص 14) .

 

استاد احدی نسب افزود: برهان صدیقین صدرایی بر اساس اصالت وجود و حرکت جوهری، پایه های خود را مستحکم کرده و وجود عالی و بسیط و نامتناهی را به همراه می آورد. بر این اساس، همه موجودات، پرتو این وجود عالی، و انعکاس آینه نامتناهی هستند. بنابراین، جهان مادی و حرکت دم به دم آن، تکیه گاهی جز موجود عالی و مجرد نخواهد داشت که این مفهوم، با مفاد آیه: «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْن» (الرحمن/ 29) و آیه: «بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيد» (ق/ 15) کاملا هماهنگ است.

 

وی خاطرنشان کرد: فیلسوفی که به این قله معرفتی نائل شده و مفهوم بسیط الحقیقه را دریافت کند، یکجا به حقیقت، دست یافته و بی نیاز از برهان نظم خواهد بود. این مسیر خداشناسی که برای اولیاء و انبیاء گشوده شده و نوعی کشف و شهود باطنی محسوب می شود، در فلسفه صدرایی، رنگ استدلال پذیرفته و حکمت متعالیه را به وجود آورده است. استدلال صدرا چنین است:

«الوجود حقیقة عینیة واحدة بسیطة لا اختلاف بین افرادها لذاتها الا بالکمال و النقص و الشدة و الضعف او بامور زائدة... فاذن الوجود اما مستغن عن غیره و اما مفتقر لذاته الی غیره و الاول هو واجب الوجود و هو صرف الوجود الذی لا اتم منه و لا یشوبه عدم و لا نقص، الثانی هو ما سواه من افعاله و آثاره و لا قوام لما سواه الا به، لما مرّ انّ حقیقة الوجود لا نقص لها و انما یلحقه النقص لاجل المعلولیة.» (اسفار/ ج 6/ ص14)

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: صدرا این برهان لمّی خود را مدیون کتاب و سنت نبوی دانسته و می فرماید:

«و قد اشیر فی الکتاب اللهی الی تلک الطرق بقوله: " سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم الحق" و الی هذه الطریقة بقوله "او لم یکف بربک انه علی کل شیء شهید" و ذالک لان الربانیین ینظرون ال الوجود و یحققونه و یعلمون انه اصل کل شیء ثم یصلون بالنظر الیه الی انه بحسب اصل حقیقته واجب الوجود و اما الآثار فیلحقه لا لاجل حقیقته بما هی حقیقته بل لاجل نقائص و اَعدام خارجة عن اصل حقیقته» (همان/ ص14)

 

وی افزود: مطابق دیدگاه صدرا، آغاز آیه به برهان اِنّی و پی بردن از معلول به علت و برهان نظم اشاره دارد و پایان آیه به برهان لمّی و پی بردن از علت به معلول و برهان صدیقین اشاره دارد. یعنی وجود صرف و خالص، بی نیاز از سایر موجودات است و محتاج هیچ موجود دیگری نیست و چنین موجودی کمال مطلق است و باید فیض خود را دم به دم به سایر موجودات، سرازیر نماید.

 

2- اثبات معاد

استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: یکی از دغدغه های مهم فلاسفه اسلامی که ذهن و فکرشان را درگیر نموده و متکلمان مسلمان را علیه آنان بسیج کرده است، نقادی و کنکاش در مورد معاد جسمانی است که در طول تاریخ به عنوان ابزاری مخرب علیه فلاسفه به کار برده شده است. متکلمان نیز همواره این خرده گیری را به فلاسفه کرده اند که فلسفه از اثبات معاد جسمانی عاجز است.

 

 وی افزود: عمده ترین این هجمه ها در کتاب تهافت الفلاسفه از سوی غزالی مطرح شده است. اگر چه ابن سینا به عنوان تنها سکان دار کشتی فلسفه اسلامی در مقابل معاد جسمانی بر اساس تعالیم دینی، سر تسلیم فرود می آورد، ولی استدلال عقلی او برای اثبات معاد جسمانی، کام متکلمان را شیرین نکرده و مانع نقادی متکلمان؛ از جمله غزالی نگردیده است. به همین خاطر حل شبهه معاد جسمانی در فلسفه صدرا، تحولی شگرف و بنیادی محسوب شده و گامی مثبت در کاروان علمی فلسفی تلقی می شود. این حرکت به نوعی خلع سلاح متکلمان را به همراه دارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مسئله معاد در فلسفه صدرا از دو منظر مورد کاوش قرار گرفته است؛ یکی به صورت عام و فراگیر که شامل همه موجودات مادی و زمانمند اعم از انسان، حیوان، و جماد می شود و دیگری به صورت خاص و محدود به انسان.

 

وی اضافه نمود: بر اساس حرکت جوهری، همه موجودات جهان مادی، لحظه به لحظه و آن به آن، در حرکت و سیر تدریجی بوده و از قوه به فعلیت می رسند و هر کجا حرکتی باشد باید هدف و جهتی پیش روی آن وجود داشته باشد و الا کار عبث و بیهوده ای اتفاق می افتد که در منظر عقل، قبیح است.

 

استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: بنابراین همه موجودات هستی و جهان مادی، کاروانی را تشکیل می دهند که به سوی جهان پایدار که ثبات محض و فعلیت خالص است، و قوه و استعداد در آن راه ندارد، در حرکت است و نهایتا بار خود را در آن منزلگاه پایدار و ثابت به زمین خواهد گذاشت. (بدایة الحکمة/ ص 130)

 

وی افزود: صدرا برای اثبات این مسئله مهم فلسفی، علاوه بر استدلال عقلی، برای اقناع عقل گرایان مذهبی، از آیات قرآن نیز استمداد می کند تا بنیان آن را مستحکم تر نماید. این شیوه صدرا در حل معضل معاد، که در نوع خود بی نظیر است، در فلسفه ارسطویی و سینایی سابقه ای ندارد و راه کار مناسبی برای برون رفت از این مسئله مهم فلسفی، دینی به شمار می آید.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: برخی از آیاتی که صدرا برای معاد و حشر جمعی موجودات مطرح کرده است، این آیات است: «يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْدا» (مریم/ 85)  «وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَت» (تکویر/ 5) «وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَدا» (کهف/ 47) « ... ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيم » (هود/ 56) «وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّاب» (ص/ 19).

 

وی اضافه نمود: بر اساس این آیات، صدرا معتقد است همه موجودات اعم از انسان، نبات و حیوان، به سوی هدف نهایی حرکت می کنند و نزد خدا محشور خواهند شد. البته حشر هر موجودی، مناسب و مطابق با شأن خودش است. این دیدگاه را، صدرا، در رساله ای مستقل و جداگانه تشریح کرده است. (اسفار/ ج 9/ ص 170)

 

استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: صدرا برای اثبات معاد جسمانی انسان، بالخصوص، اصول یازده گانه فلسفه خود را ذکر می کند. این اصول چکیده فلسفه صدرا و دغدغه اصلی او در مورد توحید و معاد به شمار می آید که برخی از آنها در فلسفه صدرا بسیار حیاتی هستند؛ همانند اصالت وجود و اعتباری بودن ماهیت، شدت و ضعف، حرکت اشتدادی وجود، قوام و شکل گیری هر موجود مرکب به وسیله صورت و نه ماده؛ که حامل قوه و استعداد است، هویت انسان به روح اوست نه بدن و جسم او،  تقسیم عالم به سه عالم: عالم مادی، برزخ و عقل، عالم صورت های ادراکی حسی مجرد از ماده، و عالم صورت های عقلی و مُثُل الهی. (همان)

 

وی افزود: بر اساس آخرین اصل صدرا، انسان آغاز زندگی خود را از جهان مادی شروع می کند که مکان مادی، به عنوان مهد او و زمان، به عنوان دایه او، انسان را تا رسیدن به نشأ نفسانی و اخروی که صلاحیت بعثت و قیام را پیدا کند، همراهی می کند. و از نشأ نفسانی، به سوی جهان عقلی به پیش می رود.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: هر یک از این مراحل سه گانه، تکامل یافته مرحله قبل است؛ همانند رابطه فرزند شیرخوار نسبت به جنین و فرزند بالغ نسبت به فرزند نابالغ. صدرا معتقد است: کسی که در این اصول پیش گفته تامل نماید، ذره ای شک نسبت به معاد جسمانی با همین بدن، وی در این باره می گوید:

«انّ من تامل فی هذه الاصول...لم یبین له شک و ریب فی مسئلة المعاد و حشر النفوس و الاجساد و یعم یقینا و یحکم بانّ هذا البدن بعینه سیحشر یوم القیامة بصورة الاجساد و ینکشف له ان المُعاد فی المَعاد مجموع النفس و البدن بعینهما و شخصهما و ان المبعوث فی القیامة هذا البدن بعینه لا بدن آخر مباین له عنصریا...» (26)

 

وی خاطرنشان کرد: بنابراین، صدرا با استناد بر آیات فراوانی از قرآن، ثابت می کند که بر اساس حرکت جوهری، انسان اخروی، شکل پیشرفته، تکامل یافته و بالغ انسان دنیوی است: «... ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِين» (مؤمنون/ 14) «هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ» (آل عمران/ 163) «فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِين فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيم» (واقعه/ 88 و 89) « يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْن» (الرحمن/ 29).

 

 استاد مصطفی احدی نسب در ادامه بیان کرد: این گونه آیات، اشاره به تحول و تبدل لحظه به لحظه انسان دارد که در قیامت، ظاهر و روشن می شود و هر انسانی بر اساس ملکات نفسانی خود، بهشت و جهنم خود را می سازد. به همین خاطر برخی از انسان ها بهشت مجسم و درجه ای از درجات بهشت هستند و برخی نیز، جهنم و آتش دان جهنم می شوند، که روایاتی نیز این مفهوم را تایید می کنند. (اسفار/ ج 9/ ص 198).

 

وی افزود: علاوه بر آن، مشاهده برخی از موجودات طبیعی همچون کرم ابریشم و تبدیل شدن آن به پروانه، نمونه ای ملموس از دو زندگی ناقص و کامل را به نمایش می گذارد که یکی شکل پیش رفته دیگری محسوب می شود که بر اساس حرکت جوهری شکل گرفته است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: به دنبال بحث معاد، طرح شبهه یکسان انگاری میان عمل و جزای آن، از یک سو و نا برابری و عدم همخوانی این دو در بحث خلود مجرمان در آتش، از سوی دیگر، چالشی عمیق و اساسی پیش روی معتقدان به این مقوله قرار داده است که با سر انگشتان هنرور و توانای صدرای شیرازی و بر اساس حرکت جوهری بازگشایی شده، که از دیگر دستاوردهای ایشان به شمار می آید.

 

وی افزود: مطابق دیدگاه صدرا، خلود مجرمان در عذاب الیم و پاداش جاودان و دائمی مؤمنان، هر دو بر معیار حرکت جوهری و تغییر و تحول در ملکات نفسانی رخ داده است و عمل، و جزای آن، طوری به هم طنیده شده است که جداسازی آنها از یکدیگر میسر نیست. انسان مجرم و شیطان صفتی که با طی کردن حرکت جوهری، حیوانی درنده و غیر قابل کنترل شده است، خود، آتش مجسم است که از درونش شعله می کشد و فضای جهنم را متعفن می سازد و جامه آتشی که بافته خود اوست، رهایش نمی کند. بنابراین طرح پرسش نابرابری و عدم همخوانی عمل و جزای آن، با پیمودن راه درست مسئله، رنگ می بازد و از اساس باطل می شود.

 

استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: صدرا، خود، از این واقعیت چنین پرده برمی دارد: «ان فی داخل کل انسان و ممکّن جوفه حیوانا صوریا بجمیع اعضائه و اَشکاله و قواه و حواسه، هو موجود قائم بالفعل، لا یموت بموت هذا البدن و هو المحشور یوم القیامة بصورته المناسبة لمعناه» (همان).

 

وی اضافه نمود: بنابراین کسانی که با فلسفه صدرایی آشنایی داشته باشند به راحتی مسئله خلود را پذیرفته و بر چالش های آن فائق می آیند.

 

3- سیر تحولی نبوت و شریعت

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از دیگر آثار خیره کننده حرکت جوهری، می توان به حرکت تکاملی ادیان آسمانی و انبیاء الهی اشاره کرد. از آنجا که آموزه های دینی و اصول شریعت آسمانی، آرام آرام شکل گرفته و تدریجا تکامل می یابد، همانند مدرسه ای جامع و کاربردی است که برای هر پایه تحصیلی، رتبه تحصیلی معرفی کرده اند که با بالا آمدن مدارج علمی دانش آموختگان آن، آموزه ها عمیق و عمیق تر و از غنا و استحکام بیشتری برخوردار می شود.

 

وی افزود: به همین خاطر، جایگاه و منزلت هر پیامبر و کتاب آسمانی، تعالیم و برنامه های تبلیغی او، سیر تدریجی و تکاملی، یافته، و قابلیت رتبه بندی پیدا می کند، و پیامبران اولوالعزم، از غیر آنان ممتاز و مشخص شده، و پیامبر خاتم، و کتاب آسمانی او و اوصیای پاکش، سرآمد همه پیامبران، و گل سر سبد هستی، و مهیمن بر سایر کتب آسمانی و جامع علوم اولین و آخرین شناخته می شوند.

 

استاد احدی نسب اضافه نمود: البته برای به بار نشستن کامل این شجره طیبه و نخل تناور و نظاره کردن تکامل حقیقی ادیان آسمانی، انتظار برای آخرین وصی پیامبر خاتم که در هنگام ظهورش، همه علوم انبیاء و معجزات آنان، یکجا نمود پیدا کرده و شکل تکامل یافته همه دستورات و آموزه های آنان آشکار می شود، ضروری است.

 

4- سیر تحول فردی و اجتماعی

استاد مصطفی احدی نسب در قسمت پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به «سیر تحول فردی و اجتماعی» پرداخت و در این زمینه خاطرنشان کرد: شاید تصور شود این مسئله فلسفی، ارتباطی با حوزه اجتماعی و تحولات پیرامون ما نداشته و بحثی صرفا عقلی و فلسفی است، ولی با ژرف نگری، می توان آثار حرکت جوهری را در حوزه های فردی و اجتماعی نیز دنبال نمود.

 

وی افزود: در حوزه فردی می توان از آثار مثبت خصوصیات اخلاقی همچون؛ علم، تقوی، شجاعت و...نام برد. فی المثل، کودک دبستانی بر اساس حرکت جوهری، مدارج علمی را طی کرده و پله های ترقی را یکی پس از دیگری بالا می رود و بر اساس اتحاد عقل و عاقل و معقول، یک حقیقت در هم تنیده را تشکیل می دهد. در خصوصیات منفی نیز می توان رد پای این نظریه را در جهت معکوس دنبال نمود.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: در حوزه اجتماعی نیز، افول و بروز تمدن ها بر اساس حرکت جوهری کاملا توجیه پذیر است. امت ها می توانند با استفاده درست و به موقع از خرد جمعی، تمدن های مفید و تاثیرگذار، ایجاد کنند و یا تمدنی مخرب، طغیان گر و رو به انحطاط پدید آورند.

/270/260/20/

 

 

د, 09/03/1399 - 11:00