خلاصه آنکه قصور و نارسائی علوم متداول از درک این حقائق برتر، نباید اساس آن را که در اختیار توانمندان این عرصه است، متزلزل نماید و به انکار این حقیقت مسلم کشیده شود.
استاد مصطفی احدی نسب از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در موضوع: «ترنّم دل نواز هستی» به گفتگو پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: اعضای پیکره هستی در کنار هم صف کشیده و ترنّم زیبا و دل نواز خدا شناسی سرداده اند، ذره ذره عالم به مناجات نشسته و در معبد هستی، پیشانی بندگی به خاک می سایند و آینه وجود خود را به نمایش می گذارند، جن و ملک در یک مشارکت جمعی سرود یکتا پرستی سر داده اند، کوه ها با داود نبی هم آوا می شوند و پرندگان نغمه سرائی می کنند؛ رعد غرش تسبیح سر می دهد و در هرم هستی، پژواک ناله ها، رکوع لاله ها، سجود سرشاخه ها و قیام سروها، مشهود است؛
وی افزود: در این جوشش مستانه هستی، آسمان و زمین با افتخار، سربر آستان این درگاه فرود می آورد و لباس سربازی این کیان را به تن می کند؛ چه اجتماع با شکوهی! چه ترّنم زیبائی! چه نغمه آشنائی! خوشا به حال صاحب نظران، که زمزمه ی روز "الست" را هنوز به یاد دارند و صحنه گردان این نمایش زیبا هستند.
ناظر روی تو صاحب نظرانند آری
سّر گیسوی تو درهیچ سری نیست که نیست
گزینش آیات:
استاد احدی نسب در ادامه بیان کرد: برای باز خوانی پرونده آیات تسبیح و تحمید موجودات و کنکاش در حقایق آن، باید ابتدا ازهفت پله معرفت، گام به گام بالا رفت تا بستر لازم برای دریافت معرفت مهیا شود و به خیمه گاه معرفت دست یافت.
وی خاطرنشان کرد: در قدمگاه نخست قرآن به این حقیقت اشاره می کند که ذره ذره جهان از قله های سر به فلک کشیده، تا دشت های به خاک آرمیده، از گیاهان قامت کشیده، تا پیچک های خزنده، از کرات بزرگ آسمانی، تا موجودات ریزاتمی، همگی لشکریان و پیاده نظام سپاه حق تعالی هستند و سر به فرمان او دارند. " وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً". (فتح: 7)
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: گام دوم پی بردن به این حقیقت است که تمام اعضای خانواده ی بزرگ هستی وحتی پیکره انسان آینه تمام نمای حق هستند و در ذره ذره وجود آنان نور حقیقت آشکار است. آینه ای که نه فقط جلوه گاه نمایش دیگران است، بلکه خود نیز تجلی گاه جلوه رحمان است. "سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ" (فصلت: 53)
وی افزود: سومین گام معرفت این است که بدانیم نسیم فروتنی ومهرورزی در سبزه زار آفرینش می وزد و تواضع فراگیر و ستودنی برای همگان ایجاد می کند. "وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قانِتُون" (روم: 26)
استاد احدی نسب در ادامه بیان کرد: گام چهارم آن است که بدانیم اعضای این کنگره جهانی لباس یک رنگی و صفا و اطاعت و بندگی به تن کرده و از تکبر و خود نمائی به دور هستند ."ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ:" (فصلت: 11)
وی خاطرنشان کرد: گام پنجم آن است که بدانیم در این پرستش گاه جهانی با تمام اختلاف لهجه ها و آواها سرود یکتا پرستی و ستایش جمعی طنین انداز شده است وهمگی در معبد هستی، پیشانی بندگی به خاک می سایند و نماز عشق می خوانند. "تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُورا" (اسراء: 44)
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: گام ششم این است که بدانیم در بحرموّاج و پرتلاطم آفرینش، گردباد محبت و جذبه الهی همه را لحظه به لحظه به سوی خود می کشاند. "إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراق وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّاب" (ص: 18 و 19)
وی افزود: آخرین مرحله معرفت در این حوزه آن است که بعد از گذرگاه دنیا، در یک فراخوان عمومی و جمعی، همگان جمع شده و شاهدان به جایگاه ویژه دعوت می شوند، این شاهدان که به حوزه ی وسیع و دائره عام مخاطبان، توسعه می یابند، از دست وپا و اعضای بدن انسان گرفته، تا زمین و زمان، در کنار هم صف کشیده وسخن گوی دادگاه حق تعالی می شوند."... قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُون" فصلت: 21)
استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: خداوند دراین هفت حلقه معرفتی به ترسیم نقشه ی کامل و جامع نظام آفرینش پرداخته است و به خوبی، آشکار می نماید که مجموعه ی نظام هستی، سپاهی گوش به فرمان است که لباس اطاعت و بندگی به تن کرده و با داشتن ظاهری آراسته و با وقار، ترّنم جمعی سر داده و آهنگ واحد را زمزمه می کنند و پیشانی بندگی به خاک می سایند و نهایتا در گرداب محبت و جذبه الهی مستغرق شده و در قیامت نیز سخن گوی دادگاه آفریدگار دادار می شوند. آیات گزینش شده، که تلاش شده است با داشتن نمونه های فراوان در هر حلقه معرفتی، فقط یک نمونه از آن ذکر شود، دارای عناوین دهگانه پیش رو هستند که سیر فهم و شعور درجهان هستی را به نمایش می گذارد.
1-- جنود و لشگریان
2-- آیه ها و نمایش گران
3-- قانتان و فرو تنان
4-- مطیعان و گوش به فرمان ها
5-- تسبیح کنندگان
6-- حمد گویان
7-- ساجدان
8-- نماز گزاران
9-- اوّابین و بازگشت کنندگان
10- ناطقان و سخن گویان
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: البته قرآن کریم تلاش می کند با عبور از این عناوین کلی، مخاطب را به لایه های ملموس و عینی تر رهبری کند و صرفا در مفاهیم پر پیچ و خم کلی متوقف نسازد، ماجرا و الگوی مکالمات سلیمان نبی با هدهد و مورچه و استدلال طرفین این ماجرا، در حقیقت تلنگری به کودک خفته عقل است که نا شناخته های فراوانی پیش رو دارد و باید همانند مولوی این گونه زمزمه نماید که:
با تو ذرات جهان هم راز شد
گرتو را ازغیب چشمی باز شد
جمله ی ذرات عالم در نهان
با تو می گویند روزان و شبان
ما سمیعم و بصیر و باهشیم
با شما نامحرمان ما خاموشیم
نطق آب و نطق خاک و نطق گِل
هست محسوس حواس اهل دل
گونه های روائی:
استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: گونه های روائی این ماجرا که در کتب تفسیری و روائی شیعه و سنی منعکس شده است، برخی بسان خورشید آن چنان عالم گیر شده است که در نسخه شعر شاعران و نثر ادیبان و حلقه درس مفسران بازتاب گسترده پیدا کرده است و برخی نیز زیر گرد و غبار فراموشی فرو غلطیده و باید با وارسی در کتب پیشین، مورد واکاوی قرار گیرد و البته روشن است که هماهنگی و همسانی معنائی و محتوائی این روایات با قرآن کریم، می تواند ما را از کند وکاو در اسناد آن بی نیاز نماید.
1 ستون حنانه:
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: پیامبر (ص) با ورود به شهر مدینه، در اولین اقدام عبادی – تربیتی به ساختن مسجد النبی پرداخته و مسلمانان را به یک مشارکت جمعی فرا خواندند، پس از اتمام این پروژه فرهنگی، پیامبر (ص) در کنار ستونی که بعدها حنانه نامیده شد می ایستادند و به ارشاد خلق می پرداختند.
وی افزود: با ساخته شدن منبری کوچک در کنار مسجد و تغییر رفتار پیامبر (ص)، ناگاه صدای ناله ای ملاطفت آمیز و نا آشنا، فضای مسجد را پر کرد و مسلمانان متعجب، سراسیمه راز آن را از پیامبر (ص) سؤال کردند و ایشان در پاسخ فرمودند: این ناله فراغ و سوز وگداز آن ستون است و با اشاره پیامبر (ص) آن ستون آرام گرفت.) (شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القران، ج 2 ص110، احیاء التراث العربی، 1409ق.)
استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: شیخ طوسی این ماجرا را گونه ای از اعجاز پیامبر (ص) برشمرده که بر خلاف مسیر طبیعی رخ داده است. (همان، ص110)
وی در ادامه بیان کرد: برخی دیگرگفته اند: دستان پرتوان، صنعت گر آفرینش، توان آن را دارد که ستونی را با حنجره ای خاص طراحی کند که ساختارهای طبیعی متعارف را کنار گذاشته و با ناله خود شگفتی بیافریند. (همان، 110) به هر روی، وجود آگاهی و شعور در ستون حنانه، به هر شیوه ای که توجیه شود، غیر قابل انکار است.
2- سنگ سخن گو:
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود سنگی را که در زمان جاهلیت بر من سلام می کرد، هنوز هم می شناسم. "روی انه قال :ان حجرا کان یسلم علی فی الجاهلیه، انی لَاَعرفه الآن." (همان)
وی افزود: شیخ طوسی برای اصلاح محتوائی این حدیث مرسل، از اعجاز حق تعالی بهره جسته، که با سرانگشتان قدرت خود می تواند به سنگ بی جان ،حیات داده تا به نبی خاتم سلام کند. (همان)
3- تسبیح سنگ ریزه:
استاد احدی نسب اضافه نمود: ابن مسعود می گوید: ما در کنار پیامبر (ص) نشسته بودیم و هنگام غذا خوردن پیامبر (ص) صدای تسبیح غذای او را می شنیدیم و عامری وارد شد و معجزه ای طلب کرد و پیامبر (ص) 9 سنگ ریزه طلب کرد و در دست پیامبر (ص) تسبیح گفتند.
وی افزود: در حدیث ابوذر نیز آمده است وقتی پیامبر (ص) سنگ ریزه ها را رها می کرد، ساکت می شدند و وقتی بر می داشتند شروع به تسبیح می کردند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ابن عباس هم می گوید: پادشاهان حضرموت نزد پیامبر (ص) آمدند و گفتند: چگونه بدانیم تو پیامبر خدا هستی؟ پیامبر (ص) مقداری سنگ ریزه برداشتند و فرمودند: اینها شهادت به رسالت من می دهند و سنگ ریزه ها شهادت به رسالت پیامبر (ص) دادند. (طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القران، ج 13 ص 122،قم، منشورات جامعه مدرسین.)
4- تسبیح حیوانات:
استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: امام صادق (ع) از پدرشان نقل کردند که پیامبر (ص) نهی کردند از اینکه بر چهره حیوان علامت گذاری شود و یا به صورت حیوان سیلی زده شودز (مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الانوار، ج 64 ص 210بیروت، دار الاحیاء التراث العربی،1403ق.)
وی افزود: همچنین از امام صادق (ع) نقل کردند که مردی وارد شد و از کلام خدا که فرمود: "وان من شیئ الا یسبح بحمده ..." سؤال کرد و امام فرمود: همان گونه است که خدا فرمود. راوی سؤال کرد آیا درخت خشک هم تسبیح می گوید؟ فرمود بله آیا صدای شکسته شدن چوب خشک را نمی شنوی، همین تسبیح اوست. (علی بن جمعه العروسی حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج 3 ص 169، انتشارات نشر، 1382ش.)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: همچنین امام فرمود: هیچ پرنده ای در دریا و خشکی و هیچ کدام از وحوش، در صید صیاد در نمی آیند، جز به خاطر کوتاهی در تسبیح (همان، ص 168)
وی اضافه نمود: همچنین انس از پیامبر (ص) نقل می کند که اجل حیوانات اعم ازاسبان و استران و مورچگان و جنبندگان و پشه گان و گیاهان، در گرو تسبیح است و با کوتاهی در تسبیح خدا، جانشان را می ستایند نه ملک الموت (همان، ص 168)
استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: همچنین عایشه می گوید: به حضور پیامبر (ص) رسیدم و ایشان فرمودند: این دو لباس را بشوی. گفتم دیروز این کار را انجام دادم. فرمود: مگر نمی دانی لباس تسبیح می گوید و با آلودگی، از تسبیح باز می ایستد. (همان ، ص 122)
وی افزود: همچنین پیامبر (ص) فرمود: پشت حیوانات را استراحت گاه خود قرار ندهید؛ چه بسا حیوانی که از سوار خود برتر است و در اطاعت و یاد خدا نیز، ذاکرتر و مطیع تر. ((مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الانوار، ج 64 ص 210، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی،1403ق.)
وی اضافه نمود: علاوه بر موارد یاد شده، صحنه های اعجاز گونه ی دیگری نیز در گنجینه مخزون روایات شیعی به چشم می خورد، که در پرتو دستان معجزه آسای نبوی و بازوان اراده رضوی به پرده نمایش رفته است، آن چنان که با اشارت پیامبر (ص) درخت از جا کنده می شود و همچون بنده ای گوش به فرمان، دوباره در جای خویش قرار می گیرد. (نهج البلاغة، خطبه 192)
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: عکس شیر نشسته در پرچم، با کرشمه امام رضا (ع ) از جا برمی خیزد و ساحران را در کام خویش فرو می برد و آهوی گریز پای بیابان، اسرار دل، با امام باز می گوید. (قمی، شیخ عباس، منتهی الامال، ج 2 ص 286، قم، انتشارات قدس، 1387)
وی خاطرنشان کرد: این همه نشان از آن دارد که موج آگاهی و شعور در اقیانوس هستی، در تلاطم است و ارتعاش آن پرده گوش خفتگان را می آزارد.
دیدگاه علماء و دانشمندان:
استاد مصطفی احدی نسب در ادامه بیان کرد: با عبور از گذرگاه نخستین، به بازخوانی تسبیح و حمد و نماز و سجود موجودات، این گردنه نفس گیر و صعب العبور و لغزش خیز، باز می گردیم و به واکاوی نظرات می پردازیم.
الف) وی افزود: گروهی را عقیده براین است که همه موجودات، همچون انسان، مکالمه عاشقانه با خدا دارند و درغالب قیل و قال الفاظ به محراب تهجد با معبود می روند و با خروج صدا از حنجره، فریادش می کنند و این گوش انسان است که در حصار تعلّق جسم وماده اسیر است و توان درک سخن آنان را ندارد و با خروج روح از بدن و قطع تعلق مادی، به مکاشفه عینی نائل می شوند. (فی ضلال القران، سید قطب ج 5 ص 40)
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: یکسان انگاری گفتاری، میان انسان و سائر موجودات و همطرازی این دو مقوله در گفتار- با توجه به امکان دسترسی به گزینه برتر- مهمترین خدشه ای است که معترضین این نظریه، به آن وارد می کنند.
ب) وی در ادامه بیان کرد: گروهی دیگر که صاحب تفسیر تبیان نیز در جمع آنان است، مجموعه آفرینش را جلوه ی هنری نقاش خلقت می دانند که از قلم گهر بارش تراوش کرده است و با زبان خموشی، فریاد "سبّوح قّدوس" سر می دهند، آنچنان که تابلوهای نقاشی استاد کمال الملک به هنرمندی او گواهی می دهند.
استاد احدی نسب افزود: به دیگر سخن، از آنجا که هر موجودی کوله بار سنگینی از فقر و نیاز و احتیاج را بر دوش می کشد، و آیت و نشانه خداست، این خود تجسّم عملی تسبیح و حمد است که از حنجره بی صدای آنان شنیده می شود. (شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القران، ج 2 ص 256، احیاء التراث العربی، 1409ق.)
وی خاطرنشان کرد: این نظریه می تواند به آن کلام وحی اشاره داشته باشد که جهان را آیت و نشانه ی خدا می داند و نسبت به 9 حوزه معرفتی دیگر از قبیل صلات، سجود، تسبیح و...که پیش از این برشمردیم ، توجیه قابل قبولی، ارائه می کند .
ج) این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: دیدگاه علامه طباطبائی: هنگام باز گشایی دفتر معرفت قرآنی و باز نگریستن از دریچه فرهنگ لغت این کتاب آسمانی و نظاره کردن از پنجره ادبیات وحیانی، به روشنی می یابیم که نطق و تسبیح و حمد و سجود و صلات موجودات حقیقی است و نه مجازی و ظاهر الفاظ قرآن نیز تا دلیلی بر خلاف آن ارائه نشود، برحجت خود باقی است.
با توجه به این پیش نیازلازم، باید گفت : مفهوم کلام، در ادبیات قرآن گستره ی وسیعی دارد که قدر جامع آن، آشکارساختن مکنونات درونی است که این آشکار سازی و بازتاب اسرار درونی درانسانها از طریق الفاظ و کنایات و اشارات، رخ می دهد و در سائر موجودات از طریق حالات، که با احساس حالت ضعف و نا توانی ونقص خود، نا خواسته موجود متکامل را می ستاید و تسبیح می کند و با مشاهده و درک نعمت وجود، خدا را حمد می کند. (المیزان، ج 13 ص 122)
استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: قرآن کریم تبیین این شیوه معرفتی را در غالب مثال این گونه به نمایش می گذارد، آن هنگام که یوسف در رؤیای کودکی، پدر ومادر خود را همچون شمس و قمر و برادران را چون ستارگان دیده است. (یوسف، 4)
وی افزود: این شاهد است که ادبیات محاوره انسان ها در عالم خواب و بیداری متفاوت است و یک مطلب را با دو بیان، ارائه می دهد. سائر موجودات نیز با ادبیات خاص خود – که شیوهای متفاوت با انسان هاست – مطالبات خود را بیان می کنند و آن را در غالب حمد و تسبیح و صلات و شهادت و...اظهار می کنند . بنابر این، تسبیح سنگ ریزه در دستان پیامبر (ص) ترجمه کلامی ادبیات خاص حاکم بر موجودات است که گوش ما آن را می شنود؛ همان طور که نوار قلب، ترجمه تصویری صدای تپش قلب است که در غالب علائم وحرکات و نقطه چین ها در آمده است و یا صدای رادیو ترجمه ی صوتی امواج موجود در فضا است.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: انسان بی بهره از دانش وحیانی، چون همه موجودات اطراف خود را جامد و بی روح و بی احساس تصور می کند، انتظار حمد و تسبیح و صلات و... را بی مورد تلقّی می کند و اگر به دانش برتری که توان مندان این عرصه به آن دست یافته اند، نائل شوند، تعجب آنان فروکش می کند.
وی اضافه نمود: پرسش حق جویانه راوی از امام کاظم (ع) در همین راستا صورت گرفته است که آیا پیامبر اسلام علم همه انبیاء از جمله حضرت سلیمان (ع) که زبان پرندگان را می دانست و بادها و مورچگان و جن و انس مطیع و گوش به فرمان او بودند، را دارا است؟ فرمود: خداوند هیچ پیامبری نفرستاد، مگر اینکه پیامبر اسلام از او بالاتر است، قرآنی در اختیار ماست که با آن می توان مردگان را زنده کرد و کوه ها و شهرها را در نوردید و.... (مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الانوار، ج 89 ص 105، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی،1403ق.)
استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: آنگاه که ابا صلت از روی تعجب از امام رضا (ع) سؤال می کند، آیا شما به همه زبان ها و لهجه ها آگاه هستید؟ می فرماید: من حجت خدا بر بندگانم و چگونه ممکن است خدا فردی ناآشنا به لغات و زبان ها را حجت بر آنان قرار دهد؟ آیا سخن امیرالمومنین (ع) را نشنیده ای فرمود به ما " فصل الخطاب" عطا شده است، مراد از " فصل الخطاب " آشنایی به لغات و زبان های متفاوت است. (صدوق،ابی جعفر، محمد بن علی بن الحسین، عیون اخبار الرضا (ع)، ج 2 ص 228قم، موسسه ال البیت لاحیا التراث، 1389 ش)
وی افزود: نیز امام صادق (ع) فرمود: علم خدا دو گونه است: بخشی از آن به فرشتگان و پیامبران اعطاء شده است که نهایتا به ما نیز رسیده است و بخشی دیگر از دسترس همگان خارج است و پشت پرده ی غیب الهی مخفی است. (کلینی ، محمد بن یقوب اسحاق، اصول کافی، ج 1 ص546، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1407 ق)
استاد مصطفی احدی نسب در کلام پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: خلاصه آنکه قصور و نارسائی علوم متداول از درک این حقائق برتر، نباید اساس آن را که در اختیار توانمندان این عرصه است، متزلزل نماید و به انکار این حقیقت مسلم کشیده شود.
/270/260/20/