امام صادق علیه السلام می فرماید: اگر شما می بینید که کسی حکیم است و حرف های حکمت آمیز می زند و همیشه با طمأنینه و محکم و قاطع سخن می گوید، این امر ناشی از آن است که در دنیا زهد را انتخاب کرده است و زاهد شده است.
استاد حسن قیومی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به شرح دو آیه از آیات قرآن کریم پرداخت.
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو به دو آیه 24 از سوره توبه و 22 از سوره مجادله اشاره نمود:
«قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ» (توبه: 24)
(بگو: اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و خويشانتان و اموالى كه فراهم آورده ايد و تجارتى كه از بى رونقى و كسادى اش مى ترسيد و خانه هايى كه به آنها دل خوش كرده ايد، نزد شما از خدا و پيامبرش و جهاد در راهش محبوب ترند، پس منتظر بمانيد تا خدا فرمان عذابش را بياورد و خدا گروه فاسقان را هدايت نمى كند.) (توبه: 24)
«لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (مجادله: 22)
گروهى را كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند، نمى يابى كه با كسانى كه با خدا و پيامبرش دشمنى و مخالفت دارند، دوستى برقرار كنند، گرچه پدرانشان يا فرزاندانشان يا برادرانشان يا خويشانشان باشند. اينانند كه خدا ايمان را در دل هايشان ثابت و پايدار كرده، و به روحى از جانب خود نيرومندشان ساخته، و آنان را به بهشت هايى كه از زير [درختان] آن نهرها جارى است درمى آورد، در آنجا جاودانه اند، خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند. اينان حزب خدا هستند، آگاه باش كه بى ترديد حزب خدا همان رستگارانند. (22)
استاد حسن قیومی در ادامه بیان کرد: این دو آیه به دو صف از دو گروه اشاره می نماید؛ گروهی که از حزب الله، مؤمنین و اهل ایمان هستند و گروهی که در تقابل با اهل ایمان هستند؛ هم چنان که اهل ایمان مایل به تحکیم مبانی دینی خود و در پی ترویج مرام و مسلک صحیح خود هستند، اهل فسق و باطل هم در تقابل با اینها به دنبال تحکیم عقاید خود هستند و با جدّیت تمام به دنبال اضمحلال اساس عقاید دینی هستند و سعی می کنند که پیروان قرآن و مؤمنین را به زانو در بیاورند.
وی افزود: اگر مؤمنین از حریم اعتقادی خود دفاع نکنند، قطعا فاسقین بر آنها پیروز خواهند شد و اگر دفاع کنند، قطعا عقاید فساق مضمحل خواهد گردید. پس همیشه در یک جامعه دو صف متخالف در برابر هم وجود داشته است و این فرض بر اهل خدا پرستان و اهل دیانت است که از حریم و مقدسات خود دفاع کنند و اگر مجبور شدند، بصورت متشکل بتقابل برخیزند چه اینکه در جنگ ایران و عراق این اتفاق افتاد؛ من خود یکی از نیروهای آن زمان هستم و آن زمان را درک کردم؛ نسلی در انقلاب به وجود آمد که در حقیقت مصداق همین آیه آخر سوره مجادله است.
آیه می فرماید: «لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (مجادله: 22)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه خاطرنشان کرد: این افراد با دشمنان خدا و رسول دوستی نمی کنند؛ چون ملاک و معیارشان خدا و رسول است. هر چند آن دشمنان، پدران، برادران و خویشانشان باشد. خداوند می فرماید: این مردم پایدار هستند؛ خدا بر دل هایشان نورِ ایمان نگاشته است و روح قدسی آنها را مؤید و منصور قرار داده است. در انتها می فرماید: خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنود هستند؛ اینها هستند که به حقیقت رستگارانند. پدران اینها، فرزندان اینها، قوم و قبیله اینها، هیچ یک از اینها مانع از دوستی با خدا و پیروی از رسول خدا نمی باشد؛ یعنی ملاک و معیار این گروه دین و پیغمبر است.
وی اضافه نمود: در مقابل، ما شاهد آیه 24 از سوره توبه هستیم که دلبستگی ها مانع از انجام وظیفه می گردد و در مورد این گروه از افراد خداوند متعال می فرماید: «فتربّصوا حتّی یأتی الله أمره»؛ که منظور این است که خداوند، اسلام را بر کفر غلبه داده، فاتح می گرداند؛ آن موقع دشمنان و بدکاران پشیمان خواهند شد و خدا بدکاران و فاسقان را هدایت نخواهد کرد.
استاد قیومی در ادامه بیان کرد: حرف اصلی اینجا است که ما باید بدانیم، چطور می شود انسان هایی به این درجه می رسند که اموال دنیا و پدر و مادر و خویش و عشیره مانع از رسیدن به حق می شود؛ اما در مقابل، برای کسانی این امور مانع آنها نمی شود.
وی افزود: من در سال 1359، 60 و 61 در میان رزمندگان حضور داشتم و امروز هم باز حضور دارم و می بینم؛ افرادی را که روزی جانفشانی می کردند و تلاش می نمودند، امروز آن مسیر را رها کردند.
این استاد درس خارج حوزه علمیه و برادر دو شهید خاطرنشان کرد: در حدود 40 سال پیش این روایت را دیدم و نظرم را جلب کرد که در طول این مدت بر منابر برای دیگران بیان می کردم و به نتایجی در باره این روایت رسیدم که نشان می دهد امّ و اساس کار اینجا است.
«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ وَاقِدٍ الْحَرِيرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَنْ زَهِدَ فِي الدُّنْيَا أَثْبَتَ اللَّهُ الْحِكْمَةَ فِي قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ وَ بَصَّرَهُ عُيُوبَ الدُّنْيَا دَاءَهَا وَ دَوَاءَهَا وَ أَخْرَجَهُ مِنَ الدُّنْيَا سَالِماً إِلَى دَارِ السَّلَامِ.» (الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج 2؛ ص128)
استاد حسن قیومی در ادامه ضمن اشاره به عمیق بودن محتوای این روایت، بیان کرد: امام صادق علیه السلام می فرماید: اگر شما می بینید که کسی حکیم است و حرف های حکمت آمیز می زند و همیشه با طمأنینه و محکم و قاطع سخن می گوید، این امر ناشی از آن است که در دنیا زهد را انتخاب کرده است و زاهد شده است.
وی افزود: در این روایت دو متغیر وجود دارد؛ زهد و حکمت؛ اگر با دیدگاه علوم اجتماعی به این دو متغیر نگاه کنیم، به این می رسیم که این دو متغیر بر هم اثر می گذارند. یعنی متغیر حکمت وابسته به متغیر زهد است به موازات اینکه زهد بالا رود، حکمت بالا می رود و به موازات اینکه زهد کم شود، حکمت هم پایین می آید؛ یعنی این زهد روی حکمت اثرگذار است.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: جالب است که روایت می گوید: کسی که در دنیا زاهد بشود، خداوند حکمت را در قلبش قرار می دهد؛ یعنی حکمت خواندنی نیست؛ نه در حوزه های علمیه و نه در دانشگاه ها؛ ولو آنکه به درجه بالای علمی برسی؛ بلکه حکمت قراردادنی است و خداوند حکیم باید آن را در قلب انسان قرار بدهد؛ نمی شود که انسان در دنیا زاهد باشد و از طرفی دارای حکمت نباشد.
وی خاطرنشان کرد: من کنجکاو بودم که ببینم آیا خود زهد به متغیر دیگری وابسته است؟ دیدم بله! این زهد به متغیر اخلاص وابسته است. روایتی دیدم که می فرماید: اخلاص است که زهد می آورد و تا اخلاص نباشد، زهد نمی آید. به موازات اینکه اخلاص می ورزید، زاهد می شوید و به موازات اینکه زاهد می شوید، حکمت می آید؛ یعنی اگر به درجه 100 از اخلاص برسیم، به درجه 100 از زهد می رسیم و به تبع زهد، به درجه 100 از حکمت نائل می گردیم؛ یعنی خداوند متعال این حکمت را در قلب ما قرار می دهد.
استاد حسن قیومی در ادامه بیان کرد: آن وقت می بینیم که در جبهه ها نگاه می کردیم، کشاورز، کارگر، بچه ای 14 ساله از روستایی به جبهه رسیده است؛ حرف هایی می زند که در قلب انسان تأثیرگزار است؛ محکم و با قدرت حرف می زند؛ در مقابل کسانی را شاهد هستیم که حتی 40 سال هم در حوزه تحصیل و تدریس داشته اند؛ اما نمی توانند آن چنان تأثیرگزار صحبت کنند؛ چون حکمت خواندنی نیست بلکه قراردادی است.
وی افزود: این امر به خاطر آن است که این افراد وابستگی ها را رها کردند. مانند آیه 22 از سوره مجادله که در صدر کلام بیان گردید؛ کسی که از تمام دلبستگی های دنیا برید و به درجه اخلاص و زهد رسید، خداوند هم حکمت را در دل او قرار داد.
این استاد حوزه و رزمنده دفاع مقدس، به ادامه روایت اشاره نمود: بعد از آن که خداوند حکمت را قرار داد، در همین روایت می فرماید: «و انطق بها لسانه» کسی که به درجه بالای اخلاص و زهد رسید و خداوند حکمت را در دل او قرار داد، او را به این حکمت ناطق می کند؛ یعنی خیلی راحت و روان، سخن حکمت آموز بر لبانش جاری می شود. چون زاهد است؛ نه چیزی دارد که از او بگیرند و نه دنبال چیزی است که به او ندهند و اکثریت افرادی که لال هستند در مقابل ظلم و بیداد نمی توانند حرفی بزنند؛ بخاطر ترس از دست دادن چیزی است و یا دنبال چیزی هستند می ترسند به آن نرسند.
وی خاطرنشان کرد: از امام علی علیه السلام سؤال کردند که زهد چیست؟ حضرت امام علی علیه السلام فرمود: الزهد کله بین کلمتین من القرآن قال الله سبحانه: «لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ» (سوره حدید آیه 23) نه نسبت به آن چیزی که از دست می دهند، تاسف و غم دارند و نه نسبت به آن چیزی که به دست می آورند، شاد و فرحناک می شوند؛ چنین آدمی غم دنیا ندارد.
استاد حسن قیومی در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید بیان کرد: نمی شود امروز بگوییم اینهایی که مسئول هستند و با حقوق های چند ده میلیونی و کاخ های آنچنانی، اینها بتوانند جهاد کنند و گروه های جهادی تشکیل بدهند. این شدنی نیست. نمی شود با شکم پُر، سر بر بالش پَر، آروغ انقلابی زد! بله می شود شعار انقلابی داد ولی اهلش می فهمند که صرف حرف است.
وی افزود: آن کسی می تواند حرف های انقلابی بزند و تأثیرگزار هم صحبت کند، که قبلا خودش را ساخته و در راه حق قرار گرفته؛ نسبت به دنیا و زخارف آن بی رغبت است. نه آنکه یک کاخ در لواسان ساخته باشد؛ یک ویلا در شمال و خانه ای دیگر در لندن داشته باشد و بعد وزیر و وکیل و نماینده بشود و بعد بخواهد کاری برای ما انجام دهد؛ اصلا امکان این قضیه نیست؛ ما باید از آنها دست بکشیم و انتظار بیجا از آنها نداشته باشیم.
این استاد درس خارج حوزه علمیه اضافه نمود: اگر بخواهیم پایبند اعتقادات بچه های انقلابی باشیم که برگرفته از قرآن مجید و سنت رسول الله و ائمه طاهرین است، باید به این روایت برسیم؛ که «أنطق بها لسانه».
وی به ادامه روایت اشاره نمود که امام صادق علیه السلام می فرماید: «و بصّره عیوب الدنیا دائها و دوائها» خداوند درد و درمان را به او نشان می دهد. بصیرت پیدا می کند. بصیرت پیدا می کند؛ هم درد را می شناسد و هم دوایش را می داند که چییست. «و أخرجه من الدنیا سالما الی دار القرار» در حقیقت حکمت، نطق، بصیرت و دخول در بهشت از دست انسان خارج است و خداوند است که فاعل حکمت، نطق و بصیرت دخول در بهشت است انسان فقط باید فاعل زهد شود.
استاد قیومی خاطرنشان کرد: در گفتگوی قبل با خبرنگار این سایت بیان کردم که اگر این مملکت می خواهد تا سر و سامان بگیرد، هزار عمار می خواهد؛ با طلحه و زبیر و زید ابن ثابت و... که نمی شود کار سامان بپذیرد؛ با کسانی کار پیش می رود که جیفه دنیا را، نه در زبان، بلکه در عمل رها کرده باشند. آنهایی را که در صدر انقلاب و جبهه های جنگ دیدیم، همانند مهاجرین و انصاری بودند که در صدر اسلام در جنگ ها به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یاری می رساندند. این رزمندگان از همان تبار بودند که توانستند خوش بدرخشند و نگاه جامعه را عوض کنند و اما رفته رفته به خاطر مسائلی که به وجود آمده است، ما باید با این وضعیت روبرو شویم.
وی افزود: امکان سامان گرفتن این مملکت وجود دارد؛ اما سامانی که متوقف بر آیه انتهای سوره مجادله و 24 سوره توبه است؛ گروهی وابستگی به زن، فرزند و اموال دارند و گروهی این وابستگی را ندارند؛ آیا می توان این دو گروه را به مقابله با گروهی سوم قرار دهیم؟ خیر! این امکان وجود ندارد. دلبستگان به دنیا مانع هستند و اجازه نمی دهند؛ چرا هر کاری می کنیم، جلو نمی رود؟ چون اینها باور ندارند و می خواهند با شکم پُر، سر بر بالش پَر بگذارند و فقط شعار بدهند.
استاد قیومی، از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس و برادر دو تن از شهیدان خاطرنشان کرد: امکان ندارد که ما بدون اخلاص به زهد برسیم و بدون زهد، خداوند به ما حکمت عنایت نمی کند. اگر بخواهیم که خدا به دست ما این امر فرج را پیش ببرد، ما باید صالح باشیم، مصلح بشویم، از گذشته توبه کنیم تا به سرمنزل مقصود برسیم.
وی در ادامه بیان کرد: بسیاری از حرف های ما برای بسیاری از مسوولین خریدار ندارد؛ می گویند: زمانه گذشته است و شما در سال 59 گیر کرده اید؛ راست می گویند. وضعیت تغییر کرده است؛ وضعیت آن گونه نیست که بچه ای 14 ساله در جنگ آن کلمات حکیمانه را بگوید؛ یا همانند دو برادر 18 و 19 ساله ام به شهادت رسیده باشند که اگر بند بند کلماتشان را بیان کنیم، مصداق همان روایت است که بیان شد؛ «انطق بها لسانه»؛ آنها مجاهد هستند و بدون وابستگی به دنیا برای شهادت پرواز می کنند.
استاد حسن قیومی در قسمت پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: مشکلات امروز هم راهکار دارد؛ مثلا تمام سرداران، مسئولین و کسانی که در این مدت 40 سال اموال فراوان جمع کرده اند، بگویند ما می خواهیم به تبعیت از امام حسن مجتبی علیه السلام که اموالشان را بین خود و فقرا تقسیم کردند؛ ما هم اموالمان را تقسیم کنیم؛ مملکت راه می افتد. کسانی که در طول انقلاب به اموالی دست یافته اند، حالا لازم نیست که همه اموال را برگردانند؛ یک سوم آن را بدهند؛ خزانه پر می شود؛ خزانه که پر شود، چرخ اقتصادی به چرخش در می آید؛ اما دلشان نمی آید؛ مگر می توانند! مگر طلحه و زبیر و زید بن ثابت ها می توانند از اموالی که جمع کرده اند دل بکنند؛ تصورش برای اینها وجود ندارد. که اگر این اتفاق بیفتد خود بخود وحدت اجتماعی شکل می گیرد.
/270/260/20/