استاد شفیعی مطرح کرد؛

بررسی فقهی مسأله سقط جنین

تفاوتی در این نیست که سقط جنین به واسطه بلند کردن شیئی سنگین، یا خوردن دارویی مضرّ، یا استعمال برخی از مواد، یا از طریق انجام عمل جراحی و یا خوردن چیزی خارج از حدّ متعارف (مانند خوردن زیاد زعفران که به گفته برخی در اوایلِ حملِ موجب سقط جنین می شود) اتفاق افتاده باشد؛ بلکه آنچه که در گناه و کفاره و دیه سقط جنین مؤثّر است، همان از بین بردن جنین در شکم مادر است، حال به هر شکل و به هر نحوی که باشد، تفاوتی ندارد.

 

استاد محمد تقی شفیعی در موضوع سقط جنین با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت: زنان غربی در اواخر قرون وسطی و اوایل رنسانس فاقد هر گونه حقی بوده و آنان را از اموال مردان می شمردند. زنان اروپایی تا سده های پیشین نه تنها از حقّ آزادی بهره ای نداشتند، بلکه از حقوق دیگری چون حقّ مالکیت، حقّ اشتغال، حقّ مشارکت سیاسی در اجتماع و حقّ رأی نیز محروم بودند. در حقیقت ظهور برخی از مکاتب چون «فمنیسم» بازتاب ستمگری دولت ها و ملت های مدّعی تمدّن غربی و نشاندهنده اوج مظلومیت زن در این کشورها بوده است.

 

وی افزود: بخشی از حقوقی که زنان در این مکتب به دنبال  احقاق آنند عبارت است از: تمامیت بدنی، خود مختاری، حقّ رأی، حقّ کار، حقّ دستمزد برابر، حقّ مالکیّت، حقّ تحصیل، حقّ شرکت در ارتش، حقّ سرپرستی فرزندان، حقّ ازدواج آزادانه، آزادی مذهبی و حقّ انجام کارها بدون اذن همسر یا پدر.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: یکی از مسائلی که به عنوان یکی از راه کارهای احقاق حقوق زنان مطرح شد، مسئله ازدواج است. برخی از آنان ازدواج را امری غیر مفید و غیر ضروری می دانند که باعث عقب ماندگی زنان در جوامع است. به عقیده «سیمون دوبووار» که از مدافعان سرسخت حقّ بدن و سقط جنین است؛ ازدواج و عشق مسئله ای است که منجر به وابستگی زن به مرد و عدم استقلال و عدم خلاقیت وی می شود. دوبووار ازدواج را نوعی فساد و فحشای عمومی و عامل بدبختی انسان می داند. در سال 1969 میلادی نیز «مارتین دیکسون» استاد روان شناسی «دانشگاه شیکاگو» بر همین نگرش تصریح کرده و می گوید:

«بنیاد ازدواج اصلی ترین وسیله برای جاودانگی ظلم علیه زنان است و نقش زن به عنوان تابع در این بنیاد حفظ می شود. زن در نقش همسری زنانی را خواهد آفرید که مانند خود در طول تاریخ اسیر ظلم باشند.»

 

وی افزود: حتی در برخی از شاخه های این مکاتب، ازدواج نه تنها عاملی غیر مفید برای سلامتی روح و جسم زنان است؛ بلکه عمده ترین عامل استثمار و دشمن زن است، در این نگرش حتی زنان را به جایگزین کردن روابط جنسی با دیگر زنان به جای رابطه با شوهر توصیه می کنند. در نگاه آنان یک زن آزاد واقعی لزوما یک هم جنس گرا است؛ چرا که «ناهم جنس گرایی» به مثابه یک هویت مرد سالاری قلمداد می شود.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: خاتم «برنارد» از اندیشمندان این نظریه در این رابطه می گوید: «اگر زنی با شوهرش به کابین برود، با دشمن خود هم بستر شده است. پس اولین و بهترین راه حل برای ارضای زنان هم جنس گرایی است.» بر اساس چنین مکاتبی به ارضای نیازهای جنسی بدون قید و شرط معتقدند و تشکیل خانواده را قرار گرفتن در شرایط مرد سالاری می دانند.

 

وی افزود: این نگرش پست و مادی گرایانه به زن، نه تنها زن را از آن جایگاه رفیع تنزل داد، پیامدهای جبران ناپذیری برای او به همراه آورد؛ مانند به وجود آمدن فرزندان نامشروع، حاملگی های ناخواسته و عدم تعهد والدین نسبت به فرزندان، در سپتامبر 1996 میلادی نشریه «ریدرز دایجت» بر اساس گزارشی اعلام کرد، هر ساله 350 هزار دختر 15 تا 19 ساله به سبب ارتباطات نامشروع حامله شده اند و این روند رو به افزایش است؛ به گونه ای که از 11 درصد در سال 1970 میلادی به 50 درصد در سال 1993 میلادی رسیده است.

 

استاد شفیعی بیان داشت: در حقیقت آنچه از روابط آزاد به دست آمد، آزادی زنان نبود؛ بلکه مشروعیت بخشیدن به هوسرانی و تنوع طلبی مردان بود؛ زنان را ابزاری برای التذاذ معرفی کردند و اسمش را آزادی گذاشتند. (به اسم زنان و به کام مردان) شما ببینید در برخی از ایالت های امریکا مثل ایالت ورمونت جرم دزدیدن گاو از تجاوز به دختران سنگین تر می شود.

 

وی اضافه کرد: این بود ارزش و تعالی زن؟؟!! این بود دفاع از حقوق از دست رفته زنان مظلوم؟؟!! این بود ادعای حقوق بشری؟؟!! با زنان در قبل از مدرنیته به مانند یک کالا و بعضا یک حیوان برخورد می شد و اکنون نیز همان مسئله به صورت متجدد و مدرن آن اتفاق افتاده است و زنان را در ویترین های مغازه خود می فروشند و یا اجاره می دهند. حتی می توان گفت وضع بسیار بدتر از سابق است؛ چرا که به حیوان نیز چنین نظری نمی شود.

 

این استاد حوزه علمیه بیان داشت: در همین رابطه «وندی شلیت» در نقد نظریه انقلاب جنسی می گوید: «در گذشته مردانی به دنبال روابط جنسی بودند، به سراغ زنان روسپی می رفتند؛ اما امروزه انتظار دارند که بتوانند با همه زنان مانند روسپیان رفتار کنند؛ با این تفاوت که هزینه ای هم نمی کنند.» البته بروز این مسائل به خاطر نگاه کاملا مادی به این مسئله بود؛ از این رو حقیقت ازدواج و تشکیل خانواده را آن طور که شایسته است، در ک نکردند؛ همان طور که حقیقت روابط زن و شوهر را در ارضای شهوات حیوانی خلاصه می کنند و حال آنکه هدف حقیقی و الهی همان تشکیل صورت انسانی است؛ آن گونه که علامه حسن زده آملی فرمود: «ازدواج برای تشکیل صورت انسانی است؛ نه صرفا برای اطفاء شهوات حیوانی.»

 

وی افزود: به عقیده بنده برای فرار از این آسیب ها مسئله سقط جنین در میان این مکاتب مطرح شد و به دفاع از آن پرداختند و آن را به رنگ و لعاب دفاع از حقوق زن و حقّ بدن بزک کردند تا جایی که امریکا در سال 1992 میلادی قانون را به این مضمون به تصویب رساند که: «شوهر حق ندارد از همسر خود درخواست نماید قبل از اجرای سقط جنین، وی را  از آن مطلع نماید؛ نه تنها زن موظف به کسب اجازه شوهر برای سقط جنین نیست، بلکه وظیفه ای برای مطلع کردن شوهر نیز ندارد.»

 

استاد شفیعی مطرح کرد: همین مسئله باعث شده که طبق آمار رسمی آنلاین جهانی در 6 ماه نخست سال  2019 بیش از 21 میلیون سقط جنین در جهان به ثبت رسد.

 

وی اضافه کرد: متأسفانه این نگرش را در قالب های فریبنده ای چون بهداشت مادر و کودک به خورد کشورهایی چون ایران دادند و اوج ظهور چنین مکاتبی در ایران در حکومت منحوس پدر و پسر پهلوی تحقق یافت و به اسم آزادی زن و یا احقاق حقوق زنان، چه ظلم ها که به آنان نکردند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان کرد: در حقیقت تصویب قوانینی چون اختیار در حجاب و یا حق سقط جنین بود که فریاد بسیاری از علمای قم من جمله امام راحل بلند شد؛ امام در همان رابطه در ج 6 صحیفه نور، ص 185 – 187 می فرماید: «زن در دو مرحله مظلوم بوده است؛ یکی در دوران جاهلیت، و اسلام منّت گذاشت بر انسان و زن را از آن مظلومیتی که داشت، بیرون کشید. مورد دیگر در ایران ما، زن مظلوم شد و آن دوره شاه سابق و شاه لاحق بود. با اسم این که زن را می خواهند آزاد کنند، ظلم ها کردند به زن. زن را از آن مقام شرافت و عزّت که داشت، پایین کشیدند. زن را از آن مقام معنویت که داشت، شیء کردند و به اسم آزادی، آزادی را از زن و مرد سلب کردند و زن ها را و جوانان ما را فاسد الاخلاق کردند.»

 

مقام معظم در سخنرانی خود در جمع مداحان در 29 اسفند 1395 در مورد ترویج مفاهیمی همچون «عدالت جنسیتی» و «برابری جنسیتی» در غرب این طور فرمودند: «عدالت یعنی شناخت ظرفیت های خدادادی و پرورش آنها؛ امروز اندیشمندان غربی و افرادی که مسائلی همچون برابری جنسیتی را دنبال می کردند، از کار خود به دلیل مفاسد ناشی از آن پشیمانند و ما امیدواریم کسانی که در داخل کشور چنین مباحثی را مطرح می کنند، مرادشان همان مفهوم نادرست غربی نباشد.» برابری زن و مرد در نگاه ایشان یعنی مرد و زن از جهاتی همچون عروج به مقامات معنوی، قدرت رهبری و توانایی هدایت بشر، تفاوتی با هم ندارند، اما از جنبه هایی چون وظایف در اداره زندگی با هم متفاوتند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: اما با اتمام این اوصاف و با وجود چنین رویکردی که حضرت امام و مقام معظم رهبری نسبت به زن و خانواده داشتند و دارند، در حال حاضر شاهد شیوع چنین نگرش هایی هستیم؛ من جمله مسئله سقط جنین .... واقعا بحث سقط جنین بسیار مهم است و اصلا باید نام آن را «قتل جنین» گذاشت.

 

وی بیان داشت: وقتی یک نگاه کوتاه به آمارها می کنیم، سیر صعودی مسئله سقط جنین را مخصوصا در دهه اخیر به وضوح مشاهده می کنیم. در مطالعه ای که به سرپرستی دکتر ملک افضلی، معاون بهداشتی وزارت بهداشت در آن زمان، در سال 1374 منتشر شد، در آن آمار سقط های غیر قانونی، سالانه 80 هزار مورد تخمین زده شده بود.

 

استاد شفیعی افزود: سال 2005 میلادی (1384) مطالعه ای توسط مرتجی و همکارانش انجام شد که در آن تعداد سقط جنین عمدی ایرانیان 100 هزار مورد بدست آمد و در سال 2017 میلادی نرخ سقط عمدی جنین در ایران را 14 مورد به ازای هر هزار زن در سنین باروری تخمین زد که معادل تقریبا 300 هزار سقط سالانه می شود.

 

وی اظهار داشت: متأسفانه آمار سقط به صورت شفاف مطرح نمی شود؛ مثلا محمد باقر لاریجانی معاون آموزشی وزیر بهداشت نیز در پنجمین کنگره سالانه اخلاق پزشکی ایران در سال 1396 آمار سالانه سقط را بین 300 هزار تا 500 هزار سقط جنین غیر قانونی در کشور گزارش می دهد. همچنین حامد برکاتی، رئیس دفتر سلامت خانواده وزارت بهداشت در مصاحبه ای در تیر ماه 98 مجموع سقط های غیر قانونی، قانونی (به دلایل پزشکی و با مجوز ) و سقط های خود به خودی را 250 هزار مورد دانست. در نهایت محمد مهدی آخوندی، رئیس انجمن جنین شناسی ایران در 2 مصاحبه در سال 95 و 98 سقط های غیر قانونی را 600 هزار تا 700 هزار مورد در سال تخمین زد.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: این آمار وحشتناک است و سالانه بیش از 8 سال دفاع مقدس در این مسأله کشته می دهیم و بلکه با دستان خود می کشیم. طبق آمار بیماری های قلبی_ عروقی در ایران سالانه منجر به 93 هزار سکته قلبی می شود. 34 هزار مورد مرگ سالانه مربوط به چاقی بوده و 16 هزار مرگ سالانه مربوط به تصادفات جاده ای است.

 

سقط جنین گناهی نابخشودنی

وی ادامه داد: سقط جنین در حقیقت همان فرزند کشی دوران جاهلیت است که با توحّش و جاهلیت دنیای مدرن تناسب پیدا کرده؛ سقط جنین عملی حرام بوده و از گناهان کبیره و نابخشودنی محسوب می شود که در قرآن و روایات بر آن وعده عذاب داده شده است. سقط جنین به وزان قتل نفس است و قتل نفس از بزرگترین گناهان در همه ادیان الهی به شمار می رود. چنین عملی همانند بسیاری از گناهان کبیره دیه و کفاره (دو ماه روزه متوالی و اطعام 60 فقیر) دارد و مرتکب آن باید توبه کند. دیه آن نیز نسبت به میزان روزهای گذشته از بارداری جنین تغییر می کند.

 

خداوند متعال در آیه 140 سوره انعام می فرماید: «قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلَادَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ ۚ قَدْ ضَلُّوا وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ»

 

خداوند متعال در آیاتی دیگر، گرفتنِ جان انسان را از بزرگترین گناهان برشمرده و برای آن وعده خلود در جهنم داده است.

«انّه من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکأنّما قتل الناس جمیعا و من احیاها فکأنّما احیا الناس  جمیعا» (مائده: 32)

 

عده ای هم از ترس فقر و شرایط سخت معیشتی فرزندان خود را می کشند. خداوند متعال خطاب به اینان می گوید: «و لا تقتلوا اولادکم خشیة إملاق نحن نرزقهم و إیاکم إن قتلهم کان خطا کثیرا» (اسراء: 32)

 

ممکن است برخی بگویند نطفه را سقط کردن که سقط محسوب نمی شود. در پاسخ، روایت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم را که مرحوم صاحب وسائل نیز آورده است، باید به تأمل نظاره کرد.

 

«عن اسحاق بن عمار: قلت لأبی الحسن علیه السلام: المرأة تخافالحبل فتشرب الدواء فتلقی ما فی بطنها؟ فقال: لا، فقلت: إنّما هو نطفة، قال: إن اوّل ما یخلق نطفة. (الوسائل، ابواب القصاص، ج 19، ص 15)

(اسحاق بن عمار می گوید: به حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام عرض کردم: زن از آبستن شدن می ترسد؛ دوایی می آشامد و آن چه را که در شکمش دارد بیرون می اندازد؛ حکمش چیست؟

فرمود: نه، این کار جایز نیست؛

عمار می گوید: عرض کردم: آن چه که زن از شکمش بیرون می اندازد، نطفه است.

فرمود: آغاز خلقت انسانی نطفه است.)

 

همچنین روایت صحیحه ابو عبیده از حضرت باقر علیه السلام:

فی إمراة شربت دواء و هی حامل لتطرح ولدها فالقت ولدها فقال إن کان عظما قد نبت علیه اللحم و سوی له السمع والبصر فإنّ علیها دیته تسلمّمها إلی أبیه و إن کان علقة أو مصغة فإنّ علیها أربعین دینارا دو غرة تسلمّها الی ابیه قلت فیه لا تریث من ولدها دیته؟ قال: لا لأنها قتلته»

(زنی در حالی که آبستن است، دوایی می آشامد که فرزندش را سقط کند؛ حکمش چیست؟

فرمود: اگر استخوانی باشد که گوشت بر او روییده و گوش و چشم برای او ایجاد شده است، باید دیه او را به پدرش تسلیم کند و اگر علقه یا مضغه بوده باشد، باید چهل دینار یا برده ای به پدرش تسلیم نماید. گفتم: آیا این زن از دیه فرزندش ارث نمی برد؟ فرمود: نه، زیرا او قاتل فرزندش است.)

 

وی افزود: ضمن اینکه خود لفظ دیه به تصریح لغویون مشهور همچون تاج العروس در کشته شدن انسان استفاده می شود و اگر برای نطفه و علقه در لسان رسول مکرم اسلام و اهل بیت علیهم السلام دیه تعیین شده است، پس حتما قتل نفس به شمار می رود که از گناهان کبیره است.

 

احکام سقط جنین

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدّ ظلّه العالی) در این رابطه می فرمایند: سقط جنین شرعا حرام است و در هیچ حالتی جایز نمی باشد؛ مگر آنکه استمرار حاملگی برای حیات مادر خطرناک باشد که در این صورت سقط جنین قبل از دمیده شدن روح اشکال ندارد؛ ولی بعد از دمیدن روح جایز نیست؛ حتی اگر ادامه حاملگی برای حیات مادر خطرناک باشد. البته اگر استمرار بارداری هم حیات مادر و هم حیات جنین را تهدید کند و نجات زندگی طفل به هیچ وجه ممکن نباشد، ولی نجات زندگی مادر به تنهایی با سقط جنین امکان پذیر باشد، در این صورت سقط مانعی ندارد.

 

وی اضافه کرد: حتی ناقص الخلقة بودن جنین، مجوز شرعی برای سقط جنین نمی شود، اگر هنوز روح در آن دمیده نشده باشد و توبه جدی از آن لازم است و باید دیه سقط جنین پرداخت شود. اگر نطفه باشد، دیه آن 20 دینار (هر دینار معادل یک مثقال شرعی 3.6 گرم یا 18 نخود طلا است) است و اگر علقه باشد 40 دینار و اگر مضغه باشد، 60 دینار و اگر استخوان بدون گوشت باشد، 80 دینار و اگر گوشت بر روی آن روییده باشد، 100 دینار و اگر روح در آن دمیده شده باشد، دیه کامل انسان که 1000 دینار برای پسر و 500 دینار برای دختر است را باید پرداخت کند. دیه به وارث جنین با رعایت طبقات ارث پرداخت می شود ولی وارثی که مباشر سقط جنین بوده، از آن سهمی ندارد.

 

استاد شفیعی بیان داشت: حضرت آیت الله العظمی سیستانی می فرماید: پس از انعقاد نطفه، سقط جنین به هیچ وجه جایز نیست؛ مگر زمانی که مادر بر جان خود بترسد و یا ماندن جنین در شکم او آن قدر پر زحمت باشد که غیر قابل تحمل گردد و خلاصی از آن جز با سقط جنین ممکن نباشد. در این صورت تا روح در جنین دمیده نشده است، سقط جایز است و اما بنابر احتیاط واجب پس از دمیده شدن روح در جنین، سقط آن به هیچ وجه حتی با وجود شرایط مذکور جایز نیست. پرداخت دیه نیز بر کسی واجب است که مباشر در سقط بوده است، یعنی در صورتی که مادر خود اقدام به انداختن حمل کند، دیه آن بر مادر واجب است و باید آن را به پدر یا دیگر ورثه اش بپردازد و اگر پدر بر این کار اقدام کند، دیه اش بر او واجب است و باید آن را به مادر بپردازد و اگر پزشک این عمل را انجام دهد، دیه بر او واجب است و دیه به ورثه جنین یعنی پدر و مادر می رسد، مگر اینکه وارث ببخشد.

 

وی افزود: حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی: اسقاط جنین حرام است، ولی هرگاه جنین در مراحل ابتدایی باشد و به صورت انسان کامل در نیامده باشد و باقیماندن جنین در آن حالت و سپس تولد ناقص آن به تصدیق اهل اطلاع متدین باعث عسر و حرج شدید برای پدر و مادر گردد، پایان دادن به حاملگی جایز است و احتیاطا باید دیه را بدهند. دیه جنین بر کسانی که در سقط دست داشته اند، اگر چنانچه مادر با میل و اختیار، خود را در اختیار طبیب قرار داده که جنین را سقط کند، نیمی از دیه بر عهده اوست و باید علاوه بر پرداخت دیه از گناه بزرگی که مرتکب شده است، به طور جدی توبه کند و با اعمال نیک آینده، گذشته را جبران نماید.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: نکته آخر آنکه تفاوتی در این نیست که سقط جنین به واسطه بلند کردن شیئی سنگین، یا خوردن دارویی مضرّ، یا استعمال برخی از مواد، یا از طریق انجام عمل جراحی و یا خوردن چیزی خارج از حدّ متعارف (مانند خوردن زیاد زعفران که به گفته برخی در اوایلِ حملِ موجب سقط جنین می شود) اتفاق افتاده باشد؛ بلکه آنچه که در گناه و کفاره و دیه سقط جنین مؤثّر است، همان از بین بردن جنین در شکم مادر است، حال به هر شکل و به هر نحوی که باشد، تفاوتی ندارد. وای و افسوس که برخی از پزشکان بدون دلیل عقلی و قطعی بچه را از طریق کورتاژ و در حالی که هنوز زنده است و نفس می کشد، بی رحمانه تکه تکه کرده و از رحم مادر بیرون می کشند؛ اینان بدانند که عذاب و عقوبت سخت الهی در انتظار آنان است. (علامه طهرانی، رساله نکاحیه، «کاهش جمعیت ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین»، ص 35)/270/260/20/

 

 

 

 

ي, 07/20/1399 - 10:28