استاد موسوی مطرح کرد؛

نقش خواص در واقعه کربلا

خواص در هر دوره ای و در هر برهه از زمان، نقش مهمی در اتفاقات مهم آن دوران، اعم از اتفاقات مثبت و اتفاقات منفی داشته اند؛ در بحث واقعه عاشورا هم اینگونه بود که خواص در وقوع این حادثه نقش اساسی داشته اند. خوب است که خواص را به دو دسته تقسیم کنیم؛ عده ای بودند که نقش منفی داشتند و باعث ایجاد واقعه کربلا شدند و برخی از خواص هم بودند که نقش مثبتی ایفا کردند و در واقعه کربلا در رکاب و کنار آقا ابی عبدالله الحسین علیه السلام بودند و هر دو گروه در این زمینه نقش آفرینی کردند.

 

به مناسبت فرا رسیدن ایام شهادت سید و سالار شهیدان، آقا ابی عبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفایش، استاد سید موسی موسوی از اساتید حوزه علمیه قم، در موضوع «نقش خواص در واقعه کربلا» با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: خواص در هر دوره ای و در هر برهه از زمان، نقش مهمی در اتفاقات مهم آن دوران، اعم از اتفاقات مثبت و اتفاقات منفی داشته اند؛ در بحث واقعه عاشورا هم اینگونه بود که خواص در وقوع این حادثه نقش اساسی داشته اند.

 

وی افزود: خوب است که خواص را به دو دسته تقسیم کنیم؛ عده ای بودند که نقش منفی داشتند و باعث ایجاد واقعه کربلا شدند و برخی از خواص هم بودند که نقش مثبتی ایفا کردند و در واقعه کربلا در رکاب و کنار آقا ابی عبدالله الحسین علیه السلام بودند و هر دو گروه در این زمینه نقش آفرینی کردند.

 

استاد سید موسی موسوی اضافه نمود: درباره خواص با بصیرت که در کنار ابی عبدالله الحسین علیه السلام بوده اند، کلام بسیار است و البته سخن های بسیاری در این رابطه بیان شده است؛ خواصی که بصیرت داشتند و امام شناس بودند و می توانستند تا حق را از باطل تشخیص دهند و توانستند نام عاشورا را تا امروز استمرار ببخشند و البته ادامه هم خواهد داشت اما برخی از خواص در کربلا عامل ایجاد واقعه عاشورا بودند؛ خواص بی بصیرتی بودند که این افراد قابل تقسیم بندی هستند.

 

گروه اول: برخی از آن خواص بی بصیرت، نقش اساسی در به وجود آمدن واقعه کربلا داشته اند.

گروه دوم: برخی از آنها بودند که از ابتدا نقش نداشتند، بلکه در میانه راه به این قائله اضافه شدند.

گروه سوم: برخی  از آنها غفلت کردند؛ اینها کسانی بودند که در ایجاد واقعه کربلا نقشی نداشتند و یا در میانه راه به لشکر عمر بن سعد نپیوستند؛ اما افرادی بودند که غفلت کردند و خودشان را کنار کشیدند.

 

وی در ادامه افزود: از هر کدام از این گروه ها چند مثال می زنم و عمده بحث من این است که این افراد را با جامعه امروزی خود مطابقت دهم و اینکه اگر خواص در جامعه امروزی زمان شناس نباشند، این اتفاقات می تواند بیفتد.

 

خواص بی بصیرت در گروه اول:

استاد سید موسی موسوی، از اساتید حوزه علمیه قم در ادامه به شرح مختصری در مورد خواص بی بصیرتی پرداختند که در ایجاد واقعه کربلا نقش ایفا کردند؛ از جمله خواصی که این اتفاق را رقم زده بود، شریح قاضی بوده است.

 

وی خاطرنشان کرد: شریح قاضی در ظاهر یک عالمی است که به گونه ای جلوه کرده است که در جامعه همه او را قبول دارند و یکی از خواصّ تأثیرگزار در جامعه خود بود. وقتی ابی عبدالله الحسین علیه السلام پسرعموی خودشان را به عنوان سفیر به کوفه فرستادند، افرادی با ایشان همراهی کردند؛ از جمله هانی بن عروه بود که مدتی مسلم بن عقیل را در خانه خود پناه داد.دستگاه ظلم بعد از اطلاع از این قضیه، هانی بن عروه را دستگیر کردند و مورد ضرب و جرح قرار دادند. قبیله هانی که از دستگیری او با خبر شدند، برای آزادی او به امارت کوفه آمدند.

عبیدالله بن زیاد از قاضی شارح خواست تا به عنوان شخص مورد پذیرش قوم مذحج، به دروغ به آنها اطلاع برساند که هانی سالم و مهمان امارت کوفه است. قاضی شارح این چنین کرد و به این ترتیب، امارت کوفه از سقوط نجات پیدا می کند و حکومت عبیدالله بن زیاد، به عنوان عامل قتل ابی عبدالله الحسین علیه السلام ادامه می یابد و به این ترتیب در ادامه عاشورا اتفاق می افتد.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: از نکاتی که در اینجا بیان شده، این است که هانی از او می پرسد کجاست قبیله مذحج تا من را نجات بدهد و چرا به آنها خبر ندادید؟ شریح به هانی می گوید: من از عبیدالله بن زیاد ترسیدم و الا می خواستم به قبیله مذحج خبر برسانم.

 

وی در همین زمینه تأکید کرد: شخصی که جزو خواص است، اگر ترس و عدم شجاعت در وجودش باشد، چنین اتفاقی می تواند از جانب او رخ دهد. به تعبیر مقام معظم رهبری حفظه الله اگر شریح در آنجا آن تصمیم را نمی گرفت، شاید تاریخ عوض می شد و به گونه دیگری پیش می رفت. چون اگر قوم هانی خبردار می شد که هانی در زیر شکنجه است، طبیعتا بر علیه عبیدالله بن زیاد شورش می کردند و او را از منصبش عزل می کردند؛ ولی وقتی شریح از ترس عبیدالله چنین کاری را کرد، باعث شد تا مردم آرام بشوند و فکر کنند که قضیه به صورت عادی پیش می رود.

 

استاد سید موسی موسوی اضافه نمود: از این رو اگر در خواص ترس و نگرانی از حکّام جور باشد، چنین اتفاقی می تواند بیفتد؛ در جامعه امروزی هم همین طور است که اگر خواص در جامعه، از کسانی که استکبار دارند، ترس و واهمه داشته باشند، طبیعتا این خواص می توانند در جامعه تأثیر بگذارند؛ پی در قضیه شریح قاضی ترس موجب تصمیم گیری غلط او شده بود.

 

وی در ادامه بیان کرد: خواصّی در زمان امام حسین علیه السلام وجود داشتند که جعل حدیث می کردند؛ نمونه های متعددی در این باره هست که در تاریخ هم ذکر شده است که این چنین کردند و در تاریخ کربلا هم نقش آفرینی داشتند.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: وقتی یزید به حکومت ظاهری رسید، همه می دانستند که یزید فرد شایسته ای نیست؛ یکی از خواصّی که در زمان او اقدام به جعل حدیث کرد، بشیر بن عمرو انصاری است.

 

وی در این باره خاطرنشان کرد: شخصی به نام حمد بن عبدالرحمان می گوید: به نزد بشیر بن عمرو رفتم و گفتم، معلوم است که یزید با ویژگی هایی که دارد، نمی تواند فرد شایسته ای برای حکومت باشد، پس چرا شما به عنوان فردی که متنفذ هستید، رضایت به این کار دارید؟ بشیر این حدیث جعلی را گفت: من این حدیث را از پیامبر شنیدم که جماعت به سوی کاری نمی روند، مگر آنکه در آن کار، خیری وجود داشته باشد. توجیه او این بود که چون جماعت به سمت او رفتند، ما هم می رویم ولو لاابالی باشد؛ اما می دانیم که این حدیث با اصول مسلم قرآنی ما تنافی شدید دارد؛ اگر بر روی واژه «اکثرهم» در قرآن تحقیق کنید، به این نتیجه می رسید.

 

 

وی تأکید کرد: اگر خواصّ جای حق را با باطل به هر بهانه و ترفندی عوض کنند، طبیعتا مسیر مردم و جامعه عوض می شود. مقام معظم رهبری حفظه الله به این مطلب اشاره می نماید: ما باید مواظب باشیم که جایگاه شهید و جلاد عوض نشود.

 

استاد موسوی خاطرنشان کرد: چه کسی می تواند این کار را انجام بدهد؟ طبیعتا خواص می توانند این کار را انجام بدهند که شخص ناپاک را پاک جلوه دهد و برعکس؛ و خواصّ هستند که می توانند چنین تأثیری را داشته باشند.

 

دو ویژگی در خواصّ بی بصیرت

استاد سید موسی موسوی در بخش پایانی این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به این سؤال پرداخت که چرا خواص به سمتی می روند که در جامعه انحراف ایجاد کنند؟

 

دنیازدگی:

این استاد حوزه علمیه قم در بیان عامل اول به دنیازدگی اشاره نمود و در این راستا خاطرنشان کرد: اگر در جامعه خواصی بودند که ظواهر دنیوی برای آنها مهم باشد، این مسأله از زمینه های ایجاد انحراف در جامعه است؛ نمونه واضح این مسأله در مورد، عمر بن سعد بن ابی وقاص است که به خاطر حکومت ری حاضر به قتال با ابی عبدالله الحسین علیه السلام شد.

 

بی بصیرتی:

وی در ادامه به «بی بصیرتی» به عنوان یکی دیگر از عوامل انحراف، توسط خواص اشاره نمود و در این زمینه به روایتی از حضرت امیر علیه السلام پرداخت: «فَقْـدُ الْبَـصَرِ أَهْوَنُ مِنْ فِقْـدانِ الْبَـصيرَةِ.» (نابينايى، آسان تر و قابل تحمل تر از نداشتن بينش و بصيرت است.) (غررالحكم ج 4 ص 413)

 

وی در کلام پایانی خاطرنشان کرد: همه آن خواص امام حسین علیه السلام را می شناختند؛ اما آن بصیرت لازم را نداشتند؛ و در مقابل حبیب بن مظاهر و مسلم ابن عوسجه را می بینیم که بصیرت لازم را داشتند تا حسین بن علی علیهما السلام را همراهی نمایند و در راه او جانفشانی کنند./270/260/21/

 

س, 06/11/1399 - 15:51