استاد احمدی:

امیرالمؤمنین (ع) به طور قطع نفسِ پیامبر اکرم (ص) است

: می دانیم که پیامبر عظیم الشأن اسلام قطعا به آیه مباهله امتثال و عمل فرموده اند. وقتی به گزارش تاریخی مراجعه می کنیم، این مطلب قطعی است و شیعه و سنی نقل کرده اند که پیامبر اسلام به همراه خودشان برای مباهله امیرالمؤمنین، حضرت زهرا و حسنین علیهم السلام را آوردند.

 

به مناسبت سالروز مباهله، استاد محسن احمدی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای این گفتگو خاطرنشان کرد: یکی از حوادث مهمی که در سال نهم هجری اتفاق افتاده است، واقعه مباهله است. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در این سال نامه ای به علمای مسیحیان نجران نوشتند و آنها را به اسلام دعوت فرمودند و آنها برای پاسخ به این دعوت نمایندگانی را به مدینه فرستادند تا آنها از نزدیک با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم آشنا شوند و از محتوای دعوت ایشان اطلاع پیدا کنند.

 

وی افزود: این نمایندگان در ابتدا از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره حضرت مسیح علیه السلام پرسیدند که آیات 59 تا 61 سوره مبارکه آل عمران در این رابطه نازل شد: «إِنَّ مَثَلَ عِيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (59) الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِين (60) فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِين (61)»

قطعاً داستان عيسى نزد خدا [از نظر چگونگى آفرينش‏] مانند داستان آدم است، كه [پيكر] او را از خاك آفريد، سپس به او فرمود: [موجود زنده‏] باش پس بى ‏درنگ [موجود زنده‏] شد. (59) حق از [ناحيه‏] پروردگار توست بنابراين از ترديدكنندگان مباش. (60) پس هر كه با تو درباره او [عيسى‏]  پس از آنكه بر تو [به واسطه وحى، نسبت به احوال وى‏] علم و آگاهى آمد، مجادله و ستيز كند، بگو: بياييد ما پسرانمان را و شما پسرانتان را، و ما زنانمان را و شما زنانتان را، و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت كنيم سپس يكديگر را نفرين نماييم، پس لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم (61).

 

استاد محسن احمدی در ادامه خاطرنشان کرد: پیشنهاد مباهله برای آن بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برهان روشنی برای آنها آورده بود؛ و اگر قرار باشد حضرت عیسی علیه السلام چون پدر ندارد، خدا باشد، حضرت آدم که اولی است بر این که خدا باشد؛ زیرا نه مادر و نه پدر داشت. این برهانی است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم ارائه فرموده بود.

 

وی خاطرنشان کرد: آیه 61 از سوره مبارکه آل عمران بیان می کند حال که اینها با وجود این برهان یقینی و قطعی که جای هیچ اشکالی در آن نمی ماند، باز هم قانع نشدند، بحث را ادامه نده و به آنها پیشنهاد مباهله بده.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: مباهله یعنی یکدیگر را نفرین کردن؛ یک نفرین طرفینی؛ به این شکل که هر کدام از ما دو طرف فرزندان و زنان و خودمان را بیاوریم؛ آنگاه از خدای متعال بخواهیم که اگر ما در ادعای خودمان صادق نیستیم، لعنت خدا بر ما و اگر شما صادق نیستید، لعنت خدا بر شما.

 

وی در ادامه بیان کرد: پیامبر عظیم الشأن اسلام بر اساس وحی الهی همین طور عمل کردند؛ یعنی بحث را مطرح کردند و برهان را اقامه کردند و پس از آنکه آنها قانع نشدند، پیشنهاد مباهله دادند. آنها هم قبول نمودند. ولی همان طور که در تاریخ گزارش شده است، آنها از مباهله امتناع کردند و قرار داد مصالحه ای را امضا کردند که داستانش مفصل است.

 

استاد محسن احمدی در بخش دیگری از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در مورد ماجرای مباهله به بیان دو نکته پرداخت.

 

وی افزود: اولین نکته در این است که اختلافات فکری و عقیدتی همیشه از روی جهل و نادانی نیست؛ بلکه در پاره ای از موارد این اختلافات ناشی از عناد، تعصّب و لجاجت است. در این موارد بحث و جدال هیچ فایده ای ندارد، بلکه چه بسا این بحث ها اگر به شکل عمومی هم باشد، موجب انتشار شبهات و انحرافات دیگران هم بشود. اینجاست که دیگر نباید بحث را ادامه داد و باید مباهله نمود.

 

این استاد حوزه علمیه قم در راستای بیان اهمیت این واقعه مهم، به بیان روایتی از اصول کافی پرداخت:

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ أَبِي مَسْرُوقٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ إِنَّا نُكَلِّمُ النَّاسَ فَنَحْتَجُّ عَلَيْهِمْ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ‏» فَيَقُولُونَ نَزَلَتْ فِي أُمَرَاءِ السَّرَايَا فَنَحْتَجُّ عَلَيْهِمْ بِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ‏» إِلَى آخِرِ الْآيَةِ ...  فَيَقُولُونَ نَزَلَتْ فِي الْمُؤْمِنِينَ وَ نَحْتَجُّ عَلَيْهِمْ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «قُلْ‏ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏» فَيَقُولُونَ نَزَلَتْ فِي قُرْبَى الْمُسْلِمِينَ قَالَ‏ فَلَمْ أَدَعْ شَيْئاً مِمَّا حَضَرَنِي ذِكْرُهُ مِنْ هَذِهِ وَ شِبْهِهِ إِلَّا ذَكَرْتُهُ فَقَالَ لِي إِذَا كَانَ ذَلِكَ فَادْعُهُمْ إِلَى الْمُبَاهَلَةِ قُلْتُ وَ كَيْفَ أَصْنَعُ قَالَ أَصْلِحْ نَفْسَكَ ثَلَاثاً وَ أَظُنُّهُ قَالَ وَ صُمْ وَ اغْتَسِلْ وَ ابْرُزْ أَنْتَ وَ هُوَ إِلَى الْجَبَّانِ فَشَبِّكْ أَصَابِعَكَ مِنْ يَدِكَ الْيُمْنَى فِي أَصَابِعِهِ ثُمَّ أَنْصِفْهُ وَ ابْدَأْ بِنَفْسِكَ وَ قُلِ اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبَّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الرَّحْمَنَ الرَّحِيمَ إِنْ كَانَ أَبُو مَسْرُوقٍ جَحَدَ حَقّاً وَ ادَّعَى بَاطِلًا فَأَنْزِلْ عَلَيْهِ حُسْبَاناً مِنَ السَّمَاءِ أَوْ عَذَاباً أَلِيماً ثُمَّ رُدَّ الدَّعْوَةَ عَلَيْهِ فَقُلْ وَ إِنْ كَانَ فُلَانٌ جَحَدَ حَقّاً وَ ادَّعَى بَاطِلًا فَأَنْزِلْ عَلَيْهِ حُسْبَاناً مِنَ السَّمَاءِ أَوْ عَذَاباً أَلِيماً ثُمَّ قَالَ لِي فَإِنَّكَ لَا تَلْبَثُ أَنْ تَرَى ذَلِكَ فِيهِ فَوَ اللَّهِ مَا وَجَدْتُ خَلْقاً يُجِيبُنِي إِلَيْهِ‏.»

(ابو مسروق گويد: به حضرت صادق عليه السلام عرض كردم: ما با مردم (در باره مذهب و امامت شما) گفتگو كنيم و با آنان احتجاج كنيم و به گفتار خداى عزوجل دليل آوريم كه می فرمايد: «خدا و رسول را و اولياء امر را فرمان ببريد» (سوره نساء آيه 59) مردم گويند: اين آيه درباره فرماندهان قشون ها نازل‏ گشته، پس براى آنان به گفتار (ديگر) خداى عزوجل حجت آوريم (كه فرمايد): «جز اين نيست كه ولىّ شما خدا و رسول او است»- تا آخر آيه (55 از سوره مائده) پس مردم گويند: اين آيه در باره مؤمنين نازل شده، و دليل آوريم براى آنها به گفتار خداى عزوجل: «بگو اى محمد من از شما مزدى نخواهم جز دوستى در باره نزديكان (و خويشان)...» (سوره شورى آيه 23) گويند: اين آيه درباره نزديكان و خويشان اسلامى نازل شده، گويد: من آنچه در خاطر داشتم از اين آيات و مانند آن (و جواب هائى كه مردم از آنها دهند) ذكر كردم؟ حضرت به من فرمود: اگر اين طور است آنها را به مباهله دعوت كن، عرض كردم: چگونه (مباهله) كنم؟ فرمود: سه روز خود را اصلاح كن- و گمانم كه فرمود: روزه بگير- (يعنى در آن سه روز كه در صدد اصلاح خود بتوبه و استغفار و دعا و امثال اينها برآئى روزه هم بگير) و غسل كن و تو با طرف خود به صحرا برويد و انگشتان دست راست خود را در انگشتان او شبكه ‏وار بينداز، و او را انصاف ده (يعنى) ابتداء بخود (لعن و نفرين) كن و بگو: «بار خدايا اى پروردگار هفت آسمان و هفت زمين، و اى داناى نهان و عيان، و اى بخشاينده مهربان، اگر أبو مسروق حقى را انكار كرده و ادعاى باطلى كرده پس بر او از آسمان عذابى دردناك نازل فرما» سپس نفرين را به او برگردان و بگو: «و اگر فلان كس حقى را انكار كرده و باطلى را ادعا كرده پس عذابى دردناك از آسمان بر او فرو آور» سپس فرمود: پس از آن درنگ نكنى كه اثر آن را در آن شخص به چشم خود خواهى ديد، (ابو مسروق گويد): پس به خدا سوگند هيچ كس را نديدم كه مرا در اين كار اجابت كند (و به مباهله حاضر شود) (الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‏ 2؛ ص513)

 

استاد محسن احمدی در ادامه این گفتگو خاطرنشان کرد: نکته دوم فضیلت بی نظیری است که در این آیه کریمه برای امیرالمؤمنین علیه السلام ثابت شده است.

 

وی تأکید کرد: می دانیم که پیامبر عظیم الشأن اسلام قطعا به آیه مباهله امتثال و عمل فرموده اند. وقتی به گزارش تاریخی مراجعه می کنیم، این مطلب قطعی است و شیعه و سنی نقل کرده اند که پیامبر اسلام به همراه خودشان برای مباهله امیرالمؤمنین، حضرت زهرا و حسنین علیهم السلام را آوردند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم جز این افراد هیچ کس دیگری را نیاوردند. پس «أنفسنا» بر امیرالمؤمنین مطابقت دارد؛ چه اینکه «أبناء» بر حسنین علیهما السلام و «أزواجنا»  بر صدیقه طاهره سلام الله علیها تطابق دارد.

 

وی افزود: اینگونه نیست که «أنفسنا» یعنی خودمان، خلاف ظاهر هست و به کار نمی آید، کسی که خودش را دعوت نمی کند. «دعوت زیدا» درست است و «دعوتُ نفسی» به کار برده نمی شود. پیامبر اسلام این آیه را این گونه فهمیدند و فهم پیامبر عظیم الشأن اسلام از قول خداوند متعال اینگونه بود و این فهم پیامبر اسلام مانند قول و فعل ایشان حجت است.

 

استاد احمدی خاطرنشان کرد: ما اجماع مفسرین را نمی خواهیم، همین که این گزارش حتمی است که پیامبر خدا این افراد را با خود آوردند. با توجه به اینکه پیامبر خدا در مقام عمل به این آیه این افراد را با خودشان آوردند، معلوم می شود که فهم پیامبر خدا این بوده است که «أنفسنا» بر امیر مؤمنان تطبیق می شود و این فضیلت بسیار بسیار والایی است که امیر مؤمنان به منزله نفس پیامبر هستند.

 

وی خاطرنشان کرد: مرحوم عزّی هم به این مطلب اشاره کردند: «و هو فی آیة التباهل نفس المصطفی لیس غیره ایّاها»

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: با این بیانی که بیان شد، برای اثبات این فضیلت امیرالمؤمنین که یکی از بالاترین فضایل مولا است که به منزله نفس پیامبر هستند، دیگر به هیچ وجه به بحث های ادبی در ذیل آیه نیازی نداریم؛ چون فهم پیامبر خدا و تطبیق ایشان، قطعی است.

 

وی اضافه نمود: این که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم آیه را بر این افراد تطبیق کردند، قطعی است و دیگر به چیز اضافه ای نیاز نداریم که «أنفسنا» باید بر امیرالمؤمنین علیه السلام تطبیق شود و مصداق دیگری ندارد./270/260/20/

 

 

 

ج, 05/24/1399 - 10:40