قطعا پیامبر گرامی اسلام به دستور الهی و به وظیفه آسمانیِ خود عمل کردند و شخصیتی چون علی علیه السلام را به عنوان جانشینِ خود معرفی کردند، اما سقیفه نشینان، علمِ محض و نور خالص را کنار گذاشتند و جهل، نادانی و ظلمت را به جایش نشاندند.
به مناسبت عید سعید غدیر خم، استاد سید محمد موسوی حجازی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای این گفتگو خاطرنشان کرد: خلافت عمر بن خطاب نزدیک ده سال طول کشید. در اواخر خلافتش کسانی از نزدیکانش این زمزمه را آغاز کردند: «لزومِ تعیین خلیفه بعدی توسط خلیفه فعلی».
وی در ادامه بیان نمود: عبدالله بن عمر، پسر ارشد خلیفه وقت، درباره این نگرانی به پدرش می گوید: «مردم درباره تو می گویند کسی را خلیفه خود قرار نمی دهی! اگر چوپانی برای گله ات داشتی و آن چوپان بدون آن که جایگزینی برای خود قرار دهد، گله را به حال خود رها کند، می گفتی که این چوپان حق مرا ضایع کرد. مسأله سرپرستیِ مردم مهم تر از چوپانی شتر و گوسفند است. چه جوابی به خداوند عزوجل می دهی اگر بعد از مرگ او را ملاقات کنی و برای سرپرستیِ بندگانش خلیفه ای تعیین نکرده باشی؟!» (سنن بیهقی؛۱۴۹/۸ به نقل از صحیح مسلم ۱۰۲/۴؛ح۱۲؛کتاب الامارة)
عایشه نیز از فرزند عمر خواست تا این پیام را به پدرش بدهد: «فرزند عزیزم، سلام مرا به پدرت برسان و به او بگو: «امّت محمد را بدون سرپرست نگذار، خلیفه ای برایشان معین کن و آنها را بعد از خود رها نکن که من از وقوع فتنه در بین آنها هراسانم» (الامامة و السیاسة۲۲/۱)
بعدها معاویه بن ابی سفیان تصمیم گرفت فرزند فاسقش یزید را به عنوان خلیفه بعد از خود معین و معرفی کند و برای توجیه این کارش همین منطق را دست آویز قرار داد و گفت: «می ترسم امت محمد را پس از خود مانند گله گوسفندی که چوپان ندارد، رها کنم». (همان۱۵۱/۱؛ تاریخ طبری۱۷۰/۶)
استاد سید محمد موسوی حجازی در ادامه این گفتگو و بعد از بیان این 3 روایت خاطرنشان کرد: اینک از عایشه و معاویه و پیروانشان می پرسیم آیا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله برای خود جانشینی تعیین کردند یا نه؟
اگر بگویند بله، می گوییم عجبا! پس چرا شما ابوبکر را خلیفه می خوانید، در حالی که خود اعتراف دارید پیامبر صلی الله علیه و اله هیچ گاه او را به عنوان جانشین خود معرفی نکردند.
و اگر جواب دهند خیر، رسول الله برای خود جانشین و خلیفه معین نکرد، می گوییم عجبا! یعنی پیامبر مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم به وظیفه اش عمل نکرده است اما شما به مثابه دایه های دلسوزتر از مادر، نگرانید مبادا این امر خطیر زمین بماند و امت اسلام، بی سرپرست بماند؟!
وی در ادامه بیان کرد: قطعا پیامبر گرامی اسلام به دستور الهی و به وظیفه آسمانیِ خود عمل کردند و شخصیتی چون علی علیه السلام را به عنوان جانشینِ خود معرفی کردند، اما سقیفه نشینان، علمِ محض و نور خالص را کنار گذاشتند و جهل، نادانی و ظلمت را به جایش نشاندند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: ممکن است کسی بگوید تعیین خلیفه مسلمین، دو راه دارد، یکی آن که پیامبر یا خلیفه قبلی جانشین خود را معرفی و منصوب کند و دوم آن که گروهی از مردم خود برای خودشان خلیفه برگزینند. در مورد برگزیدن ابوبکر راه دوم صورت پذیرفت، اما در مورد خلفای بعدی، راه اول در پیش گرفته شد.
وی در جواب این شبهه افزود: در کلام پسر عمر و عایشه، نکاتی است که نشان می دهد به اعتقاد این دو نفر و تایید خلیفه وقت، مردم صلاحیت انتخاب خلیفه را ندارند.
این استاد حوزه علمیه در همین راستا اضافه نمود: عبدالله بن عمر به پدرش چنین می گوید: «چه جوابی به خداوند می دهی آن گاه که پس از مرگ او را ملاقات کنی در حالی که برای سرپرستیِ بندگانش خلیفه و جانشین تعیین نکرده باشی؟»
وی خاطرنشان کرد: اگر انتخاب خلیفه توسط مردم روش صحیحی بود، پسر عمر به پدرش چنین جمله ای نمی گفت، زیرا در آن صورت انتخاب خلیفه بعدی جزء وظایف و واجباتِ خلیفه فعلی نبود تا خداوند به خاطر ترک وظیفه اش، او را بازخواست کند.
استاد حجازی در ادامه بیان کرد: اما از کلام عبدالله بن عمر فهمیده می شود که «تعیین خلیفه بعدی»، برای خلیفه فعلی، وظیفه ای شرعی و واجب بوده و عمر بن خطاب حق ترک این وظیفه را نداشته است.
استاد سید محمد موسوی حجازی خاطرنشان کرد: حال سئوال این است که به گمان اهل سنت، چرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این وظیفه شرعی و واجب الهی را ترک کرده است؟
وی افزود: پاسخ شیعه آن است که نه تنها نبیّ مکرّم صلی الله علیه و آله و سلم این وظیفه را ترک نکرده، بلکه امیرمؤمنان علیه السلام را در غدیر خم و همچنین در مناسبت های دیگر، به عنوان جانشین خود معیّن و معرفی کرده اند، اما افسوس که متمِّم نور وحی را خانه نشین کردند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: از سویِ دیگر عایشه در پیامی که برای خلیفه دوم فرستاد، گفت:«خلیفه ای برای مردم معین کن و آنها را بعد از خود رها نکن که من از وقوع فتنه بین آنها هراسانم».
وی اضافه نمود: این سخنان به معنای آن است که اگر مردم بدون خلیفه رها شوند و خود دست به کار انتخاب خلیفه بزنند، فتنه ایجاد می شود زیرا بیم آن می رود که خلیفه مناسبی انتخاب نمی شود یا بین مردم اختلاف می افتد، پس به نظر عایشه انتخاب خلیفه جدید باید توسط خلیفه قبلی صورت پذیرد و نه مردم.
استاد موسوی در ادامه بیان کرد: رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز به دستورِ خداوند تنها فردِ شایسته برای جانشینی خود را معرفی کرد تا از دو فتنه «خلیفه شدنِ فرد نالایق» و «وقوعِ اختلاف بین مردم» جلوگیری کند، اما ابوبکر و عمر او را خانه نشین کردند تا خود بر تخت حکومت بنشینند و هر دو فتنه اتفاق بیفتد، و این جایِ بسی تأسف دارد!
وی در همین راستا خاطرنشان کرد: همچنین جای تعجب دارد که دو فرزندِ غاصبین خلافت، عایشه و عبدالله بن عمر، از ترس آن که مبادا مردم به طور طبیعی به سرچشمه عدل و علم یعنی علی علیه السلام متوجه شوند، اصرار دارند که عمر بن خطاب خودش خلیفه ای از جنس و قماش خودشان تعیین کند تا قدرت و حکومت در دستِ «حزبِ خلیفه سازان» باقی بماند، گویا فراموش کرده اند چندین سال پیش اصرار داشتند پیامبر خلیفه ای برای خود تعیین نکرده و این کار بر عهده خود مردم باشد اما اکنون دایه مهربان تر از مادر شده اند و می ترسند که اگر مردم خلیفه انتخاب کنند، به فتنه دچار شوند!!
مسلمانان، اکنون متحد شوید
استاد سید محمد موسوی حجازی در بخش دیگری از این گفتگو خاطرنشان کرد: ۱۴ قرن پیش اسلام را از مسیر اصلی اش منحرف کردند و خلیفه به حق او را خانه نشین کردند و مسیر صحیحِ مسلمانی را به بیراهه بردند.
وی افزود: اما اکنون به همه مسلمانان، شیعه و سنی می گوییم بیایید حول یک پرچم متحد شویم و او را از خدا بطلبیم، پرچمی که همه ما آن را قبول داریم و معتقدیم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمدنِ او را نوید داده است: "مهدی موعود".
ما مهدی را، فرزند امام حسن عسکری علیه السلام می دانیم که دوازدهمین امام و جانشین به حق رسول الله است. اهل سنت هم به هر حال معتقدند در آخر الزمان مهدی موعود، نجات بخش بشریت خواهد بود.
پس بیایید اشتباه این ۱۴ قرن را جبران کنید و به دامن اهل بیت پیامبر صلوات الله علیهم برگردید و همه با هم دست به دعا برداریم مهدی موعود را از خدا بخواهیم تا بشریت به دست رحمتِ او از این همه بلا و مصیبت، نجات پیدا کند.
استاد سید محمد موسوی حجازی در بخش پایانی این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان پاسخ به یک شبهه پرداخت که ممکن است کسی ادعا کند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن زمان که در ایام بیماریشان، ابوبکر را به جای خود برای اقامه نماز به مسجد فرستادند، نشانه آن است که او را به عنوان جانشین تعیین کرده اند.
برای پاسخ به این شبهه باید مقاله و نوشتاری جدا تدارک دید، چنان که اهل تحقیق نوشته اند اما به اختصار به چند جواب اشاره می شود:
۱. در منابع شیعه و سنی نقل شده است که عایشه به پدرش پیام فرستاد که برای اقامه نماز به مسجد برود و آن گاه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از این اتفاق با خبر شد به سختی و با کمک دیگران به مسجد رفتند و ابوبکر را کنار زدند و خود نماز را اقامه کردند و یا به نقل بعضی منابع متعصب عامه، در کنار او به اقامه نماز پرداختند.
۲. پیامبر صلی الله علیه وآله در موارد متعددی در دوران نبوت، اشخاصی را به مناسبت های مختلف، به خصوص در جنگ ها، برای اقامه نماز معین کرده اند و این قضیه دلالت بر شایستگی آنان برای خلافت نمی کند که اگر هم بکند همه آنان در ادعای خلافت با ابوبکر شریکند.
۳.عجبا که تصریحات متعدد نبی مکرم بر جانشینی علی علیه السلام فراموشانده می شود و این قضیه ای که اصل و سندش مورد تشکیک است، دلیل خلافت شمرده شود.
۴. بسیاری از روایات نماز خواندنِ ابوبکر توسط خود اهل سنت مورد مناقشه سندی قرار گرفته و ناقلین آن را نامطمئن دانسته اند.
۵. آن گاه که در دوران بیماری، پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله، قلم و دوات خواستند تا به فرموده خودشان مطلبی بنویسند و امت از گمراهی حفظ شود، عمر بن خطاب با تهمتِ «هذیان گویی» مانع نوشته حضرت شد.
چگونه است که در مورد نامه نوشتن، العیاذ بالله پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حال هذیان است و کلامش ارزشی ندارد اما وقتی به ادعای شما نماز خواندن ابوبکر به جای خود را تایید می کند، هذیان نگفته و کلامش ارزش دارد؟!!
۶. ابوبکر و عمر موظف به حضور در سپاه اسامه در خارج از مدینه بودند و ماندن آنان در مدینه و حضورشان در مسجد، سرپیچی از دستور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده است.
چگونه قبول کنیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم علی رغم سرپیچی و نافرمانی ابوبکر از دستورشان، امام جماعت شدن او در نماز را تایید کرده اند؟!!
۷. بسیاری از بزرگان اهل سنت حتی عادل بودن را شرط امام جماعت نمی دانند، پس بر فرض آنکه ابوبکر امام جماعت شده باشد حتی بر عادل بودنش هم دلالت نمی کند چه برسد به خلیفه بودنش./270/260/20/