استاد احمدی منش مطرح کرد؛

عید قربان؛ عید شکستن بت های ظاهری و باطنی

اگر فرد و جامعه، ابراهیم خلیل علیه السلام را الگوی خود قرار دهند و بت های ظاهری و باطنی خود را بشکنند؛ قطعا در مسیر هدایت قدم برخواهند داشت.

 

به مناسبت سالروز عید سعید قربان، استاد اسماعیل احمدی منش از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای این گفتگو خاطرنشان کرد: نکته ای که در بحث عید اضحی مهم است، گذشتن از تعلقات و علاقه ها است؛

 

وی در این راستا به آیه 39 سوره مبارکه ابراهیم اشاره نمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ» (ستایش خدای را که به من در زمان پیری دو فرزندم اسماعیل و اسحاق را عطا فرمود (و درخواست مرا اجابت کرد) که پروردگار من البته دعای بندگان را شنواست.)

 

استاد احمدی منش افزود: می بینیم که خداوند متعال به حضرت ابراهیم علیه السلام در سنّ بالا و  پیری اولاد داد؛ معلوم است که در این زمان، اولاد چه درّ گرانبهایی است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به بیان روایتی از ابی بصیر پرداخت: «عَنْ أَبِی ‌بَصِیرٍ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَاجَعْفَرٍ (وَ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (یَذْکُرَان: لَمَّا کَانَ یَوْمُ التَّرْوِیَه قَالَ جَبْرَئِیلُ لِإِبْرَاهِیمَ (... أَنْ أَمَرَهُ اللَّهُ أَنْ یَذْبَحَ ابْنَهُ وَ قَدْ رَأَی فِیهِ شَمَائِلَهُ وَ خَلَائِقَهُ وَ أَنِسَ مَا کَانَ إِلَیْهِ...»

 

وی خاطرنشان کرد: نکته بسیار مهم در اینجاست که حضرت ابراهیم می بیند که این فرزند آن چنان خوب تربیت شده است که هم از جهت شمائل ظاهری مانند پدر است و هم از جهت خلقیات شبیه اوست؛ یعنی اسماعیل که سنّ او را بعضی 7 سال و برخی 13 سال نوشته اند، آن چنان خوب تربیت شده است که آیینه تمام نمای پدر بوده است.

 

استاد احمدی منش در ادامه به آیه 103 تا  105 از سوره مبارکه صافات اشاره نمود: «فَلَمَّا أَسْلَمَا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ» (پس چون هر دو تسلیم امر حق گشتند و او را (برای کشتن) به روی در افکند و ما در آن حال (که کارد به گلویش کشید) خطاب کردیم که ای ابراهیم، تو مأموریت عالم رؤیا را انجام دادی (کارد را از گلویش بردار). ما نیکوکاران را چنین نیکو پاداش می ‌دهیم.)

 

وی افزود: ابراهیم خلیل الله همانطور که قبل از آن ماجرا بت های بیرونی را شکست، توانست بت درونی خود را هم بشکند و این برای ما درس است که ما شیعیان و پیروان امام زمان (عج) هم باید چنین باشیم و بت نفس را بشکنیم و خود را به طور کامل در مسیری قرار دهیم که امام زمان (عج) در آن راه رضایت دارند. به نظر می رسد که اگر کسی بخواهد اعمالش مورد رضای خدا و ولی خدا باشد، باید بت شکنی کند.

 

استاد اسماعیل احمدی منش در بخش دیگری از این گفتگو خاطرنشان کرد: خوشبختانه در میان علمای برجسته ما این صفت بارز بوده است که هم در مقابل بت های ظاهری و طواغیت بت شکنی کرده اند و هم با بت های درونی و  تعلقات نفسی و درونی مبارزه می کردند.

 

وی افزود: خوب است تا در این راستا به بیان ماجرایی از شیخ اعظم رحمت الله علیه بپردازیم:

پس از تأیید و اقرار به افضل و اعلم بودن شیخ انصاری توسط آیت الله سید حسین کوه کمری و شرکت در درس او، به تدریج شیخ مورد توجه طلاب و علما قرار گرفت و بیش از گذشته در حوزه علمیه نجف شناخته شد. هنگامی که آیت الله محمدحسن نجفی (صاحب جواهر) مرجع و زعیم حوزه نجف در آخرین روزهای حیاتش در بستر بیماری آرمیده بود، شاگردان، عالمان و بزرگان شیعه بر سر بالین وی گرد آمدند تا نظر آن عالم بزرگوار را درباره ریاست و مرجعیت پس از وی بشنوند.

 

صاحب جواهر نگاهی به اطراف خویش کرد و وقتی شیخ انصاری را ندید، دستور داد تا وی را حاضر کنند. هنگامی که به جستجوی شیخ رفتند، وی را در حرم مطهر حضرت علی علیه السلام یافتند؛ در حالی که مشغول دعا برای سلامتی و شفای صاحب جواهر بود. هنگامی که شیخ نزد صاحب جواهر حاضر شد، او دست شیخ را روی قلب خویش گذاشت و گفت: اکنون مرگ برای من گوارا شد.

 

سپس رو به اطرافیان کرد و گفت: «هذا مرجعکم من بعدی»، مرجع و رئیس حوزه پس از من، ایشان هستند؛ و رو به شیخ نموده، گفت: «ای شیخ! در مسائل فقهی از احتیاط های خود کم کن؛ زیرا اسلام شریعتی است که احکام آن بر آسانی و سادگی بنیان نهاده شده است.»

 

شاگردان صاحب جواهر و دیگر عالمان و اطرافیان حاضر در مجلس شیخ را به زعامت و مرجعیت پذیرفتند، امّا شیخ از پذیرش این مسئولیت خودداری کرد و در نامه ای برای سعیدالعلمای مازندرانی نوشت: «هنگامی که من و شما در کربلا نزد شریف العلما تحصیل می کردیم، شما از نظر درس و تحصیل بر من برتری داشتید و اکنون شایسته است که به نجف بیایید و ریاست حوزه را عهده دار شوید».

سعیدالعلما در پاسخ شیخ نوشت: «من مدتی است که به امور درسی اشتغال ندارم و شما که همواره به تدریس و مباحثه مشغولید، برای تصدی این مسئولیت، سزاوارترید.»

 

شیخ پس از دریافت پاسخ سعیدالعلما به منبر رفت و برای جمع کثیری از فقها، طلاب و مردم، سخنانی در اثبات تقلید از اعلم بیان کرد. دلایل شیخ چنان متقن، قوی و مستدل بود که حتی مخالفین نیز به اعلمیت وی اذعان کردند. شیخ سپس به حرم مطهر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام رفت و در آن جا از خداوند خواست تا در امر خطیر ریاست و مرجعیت، وی را از لغزش های مختلف حفظ کند.

 

 

استاد احمدی منش افزود: پس معلوم می شود که در سیره رفتاری علمای برجسته شیعه همواره این امر بر قرار بوده است که سعی می کردند تا سیره ابراهیم علیه السلام را الگوی رفتاری خود قرار بدهند و امروز در زمان ما هم خانواده های شهدا و مدافعان حرم که از خواسته های نفسانی دست کشیده اند همان راه را طی می کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در این ایام که بیماری کرونا جهان را در برگرفته است، در کشور ما افرادی هستند که هنوز در پی چپاول اموال این مردم اند، اما در مقابل افرادی هم هستند که با جان و مال خود به مقابله با این ویروس برآمده اند و به یاری مردم شتافته اند.

 

استاد اسماعیل احمدی منش در بخش پایانی این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید اضافه نمود: بنابراین به نظر می رسد که اگر فرد و جامعه، ابراهیم خلیل علیه السلام را الگوی خود قرار دهند و بت های ظاهری و باطنی خود را بشکنند؛ قطعا در مسیر هدایت قدم برخواهند داشت./270/260/21/

ش, 05/11/1399 - 17:23