از کلام الهی و آیات قرآن برداشت می شود که ولایت در ولایت الله و ولایت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و امیر مؤمنان و ائمه معصومین علیهم السلام از نسل حضرت امیر، منحصر است و آنچه آن بزرگواران در زمینه ولایت بر امور مسلمین و مؤمنین بیان بفرمایند و اشخاصی را که به نصب خاص یا نصب عام بر این مسأله بگمارند، باید از آنها تبعیت شود.
استاد سید محمد رضا رهنمایی، از اساتید درس خارج حوزه علمیه در موضوع «ولایت فقیه» با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.
وی با اشاره به اینکه پایان درس خارج امسال رهبر معظم انقلاب، به بررسی این موضوع اختصاص یافته بود، خاطرنشان کرد: همان گونه که حضرت امام قدس سرّه الشریف در رساله شریفه «ولایت فقیه» فرموده اند، این مهم از موضوعاتی است که تصوّرش موجب تصدیقش می شود که در شریعت مقدس برای فقیه، ولایت در نظر گرفته شده است.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: از کلام الهی و آیات قرآن برداشت می شود که ولایت در ولایت الله و ولایت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و امیر مؤمنان و ائمه معصومین علیهم السلام از نسل حضرت امیر، منحصر است و آنچه آن بزرگواران در زمینه ولایت بر امور مسلمین و مؤمنین بیان بفرمایند و اشخاصی را که به نصب خاص یا نصب عام بر این مسأله بگمارند، باید از آنها تبعیت شود.
استاد سید محمدرضا رهنمایی در ادامه به بیان چند روایت در موضوع «ولایت فقیه» پرداخت.
روایت اول:
این استاد درس خارج حوزه در اولین مورد، به روایتی از آقا ابی عبدالله الحسین علیه السلام اشاره نمود: «أَنَّ مَجَارِيَ الْأُمُورِ وَ الْأَحْكَامِ عَلَى أَيْدِي الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ الْأُمَنَاءِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِه....» (تحف العقول، النص، ص: 238؛ مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل / ج17 / 316 / 11 - باب وجوب الرجوع في القضاء و الفتوى إلى رواة الحديث من الشيعة فيما رووه عن الأئمة ع من أحكام الشريعة لا فيما يقولونه برأيهم ..... ص : 311؛ الوافي / ج15 / 179 / بيان ..... ص: 177؛ بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج97 / 80 / باب 1 وجوب الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر و فضلهما .. ص: 68)
وی در همین راستا افزود: رشته امور و احکام، چه از باب شرعی و چه احکامی که به زندگی مسلمان ها و غیر مسلمانان ارتباط داشته است، به دست عالمان دینی است که در این روایت از آنها به «العلماء بالله» تعبیر شده است؛ یعنی کسانی که معارف الهی و احکام الهی را می دانند و کسانی که در حلال و حرام خداوند امین هستند که به مجتهد جامع الشرایط منحصر می گردد.
روایت دوم:
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به روایتی از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم پرداخت که می فرمایند: «عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْفُقَهَاءُ أُمَنَاءُ الرُّسُلِ مَا لَمْ يَدْخُلُوا فِي الدُّنْيَا قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا دُخُولُهُمْ فِي الدُّنْيَا قَالَ اتِّبَاعُ السُّلْطَانِ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ فَاحْذَرُوهُمْ عَلَى دِينِكُمْ.» (الكافي (ط - الإسلامية)، ج1، ص: 46؛ النوادر (للراوندي)، ص: 27؛ كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)، ج2، ص: 184؛ مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج1، ص: 150؛ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج2، ص: 36)
وی افزود: بر اساس این روایت، فقیهان، امینان امت هستند؛ یعنی در امور مربوط به زندگی دنیایی مسلمانان از سوی پیغمبران، امین هستند؛ البته امور دنیای مسلمانان باید به گونه ای اداره بشوند که مرضیّ رضای الهی باشد و مرضیّ خداوند آن است که مردم در دنیا و آخرت سعادتمند و اهل حساب باشند.
روایت سوم:
استاد سید محمدرضا رهنمایی در ادامه به بیان روایتی نبوی پرداخت: «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي ثَلَاثاً قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُكَ قَالَ الَّذِينَ يَأْتُونَ بَعْدِي يَرْوُونَ حَدِيثِي وَ سُنَّتِي.) (وسائل الشيعة ؛ ج27؛ ص 139؛ ح 33422؛ )
وی در همین راستا خاطرنشان کرد: پس منظور از جانشین رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به این معنا است که همان کارهایی را که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام می دادند، اینها هم به عنوان جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام دهند.
روایت چهارم:
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه به صحیحه ابی خدیجه پرداخت که سندش چه از نظر مشهور و چه غیر مشهور هیچ اشکالی ندارد.
«محمّدبْنِ حَسن بِاسْنادِهِ عن محمد بْنِ علی بْن محبوب، عن احمد بْن محمد، عن حسین بْنِ سعید، عن أَبی الجَهْم، عن أبی خدیجة، قال بعثنی أبو عبدالله (ع) إلی أحد مِن أَصحابنا فقالَ:قُلْ لَهُمْ: إیّاکُمْ، إذا وَقَعَتْ بَیْنکُمُ الْخُصُومَةُ أَوْ تَدَارَی فی شَئ مِنَ الاَخْذِ وَالْعَطاء اَنْ تَحاکَموُا إلی أحَدٍ مِنْ هؤُلاء الفُسّاقِ. إجْعَلوُا بَیْنَکُمْ رَجُلاً قَدْ عَرَفَ حَلالَنا وَحَرامَنٰا؛ فَإنّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ قاضِیاً. وَ إیّاکُمْ أنْ یُخاصِمَ بَعْضُکُم بَعْضاً إلَی السُلْطانِ الْجائِر.»
(وسائل الشيعة / ج27 / 139 / 11 - باب وجوب الرجوع في القضاء و الفتوى إلى رواة الحديث من الشيعة فيما رووه عن الأئمة ع من أحكام الشريعة لا فيما يقولونه برأيهم ..... ص : 136؛ هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام / ج-8 / 383 / [الباب] السابع: في وجوب الرجوع في القضاء و الفتوى إلى رواة الحديث فيما رووه عن الأئمة عليهم السلام، ..... ص : 383)
وی تأکید کرد: بر اساس این روایت، ولایت مطلقه فقیه حتی در عصر غیبت معلوم می شود وقتی امام صادق علیه السلام می فرماید: «من فقیه جامع الشرایط را قاضی قرار دادم»، مقتضای اطلاقش این است که هر اثری از قاضی و حاکم انتظار می رود، بر روّات و فقها هم مترتب است.
استاد رهنمایی اضافه نمود: یکی از آثار این است که آنها متصدّی، نصب قیّم می شوند، بر کسانی که ولی و قیم ندارند. همچنین متولّی بر اوقاف که متولّی ندارند؛ همچنین حکم به رؤیت هلال؛ و از این بالاتر، در همه اموری که مربوط به زندگی مردم و مسلمان ها می شود.
وی افزود: این افراد از سوی حضرت علیه السلام منتصب هستند و حکم و ولایتشان، حکم و ولایت امام معصوم علیه السلام است.
روایت پنجم:
استاد سید محمدرضا رهنمایی در ادامه به مقبوله عمر بن حنظله پرداخت و خاطرنشان کرد: علی رغم اینکه برخی بر سند این روایت اشکال کردند که در مورد برخی از راویان آن مدحی نیامده است اما چه بر نظر مشهور و چه غیر مشهور تلقّی به قبول شده است.
«عن عمر بن حنظلة: قال سألت أبا عبْد اللَّهِ (ع) عنْ رجلین من أصحابنا بینهما منازعة فی دَین او میراث فتحاکما إلى السلطان وَ إلى القضاة أیحلّ ذلِکَ؟ قال: مَنْ تَحاکَمَ إلَیْهِمْ، فی حَقٍّ أَوْ باطِلٍ، فَإنَّما تَحاکَمَ إلَى الطّاغُوتِ وَ ما یُحْکَمُ لَهُ، فَإنّما یَأْخُذُهُ سُحْتاً و إنْ کانَ حَقّاً ثابِتاً لَهُ؛ لَأَنّهُ أَخَذَهُ بِحُکْمِ الطّاغُوتِ وَ ما أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُکْفَرَ بِهِ. قالَ اللَّهُ تَعالى: یُریدوُنَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إلَى الطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِروُا انْ یَکْفُرُوا بِهِ. قلت: فَکیف یصنعان؟ قال: یَنْظُرانِ مَنْ کانَ مِنْکُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوى حَدیثَنا وَ نَظَرَ فِی حَلالِنا وَ حَرامِنا وَ عَرَف أَحکامَنا... فَلْیَرْضَوْا بِهِ حَکَماً. فإنّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حاکِماً. فاذا حکم بحکمنا فلم یقبله منه فانما استخف بحکم الله و علینا رد و الراد علینا الراد علی الله و هو علی حد الشرک بالله».
(عمر بن حنظله می گوید از امام صادق علیه السلام درباره دو نفر از دوستانمان (یعنی شیعه) که نزاعی بینشان بود در مورد قرض یا میراث، و به قضات برای رسیدگی مراجعه کرده بودند، سؤال کردم که آیا این رواست؟
فرمود: هر که در مورد دعاوی حق یا دعاوی ناحق به ایشان مراجعه کند، در حقیقت به طاغوت (یعنی قدرت حاکمه ناروا) مراجعه کرده است؛ و هر چه را که به حکم آنها بگیرد، در حقیقت به طور حرام می گیرد؛ گرچه آن را که دریافت می کند حق ثابت او باشد؛ زیرا که آن را به حکم و با رأی طاغوت و آن قدرتی گرفته که خدا دستور داده به آن کافر شود. خدای تعالی می فرماید: «یریدُونَ انْ یتَحاکَمُوا إلَی الطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِروا أَنْ یکْفُرُوا به.»
پرسیدم: چه باید بکنند؟
فرمود: باید نگاه کنند ببینند از شما چه کسی است که حدیث ما را روایت کرده، و در حلال و حرام ما مطالعه نموده، و صاحب نظر شده و احکام و قوانین ما را شناخته است... بایستی او را به عنوان قاضی و داور بپذیرند، زیرا که من او را حاکم بر شما قرار داده ام. پس آنگاه که به حکم ما حکم نمود و از وی نپذیرفتند بی گمان حکم خدا را سبک شمرده و به ما پشت کرده اند و کسی به ما پشت کند به خداوند پشت کرده و این در حد شرک به خداوند است.)
(الكافي (ط - الإسلامية) / ج1 / 67 / باب اختلاف الحديث ..... ص : 62؛ تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) / ج6 / 301 / 92 باب من الزيادات في القضايا و الأحكام ..... ص : 287؛ الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ج2 / 356 / احتجاج أبي عبد الله الصادق ع في أنواع شتى من العلوم الدينية على أصناف كثيرة من أهل الملل و الديانات ..... ص : 331؛ عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية / ج4 / 133 / الجملة الثانية في الأحاديث المتعلقة بالعلم و أهله و حامليه ..... ص : 59؛ وسائل الشيعة / ج27 / 13 / 1 - باب أنه يشترط فيه الإيمان و العدالة فلا يجوز الترافع إلى قضاة الجور و حكامهم إلا مع التقية و الخوف و لا يمضي حكمهم و إن وافق الحق ..... ص : 11)
استاد رهنمایی افزود: نطاق حاکم از نطاق قاضی وسیع تر است. وقتی حاکم می گوید، یعنی حتی در امور حکومتی و امور مربوط به زندگی و سیاسی و اداره بلاد و اداره کشور هم از سوی ائمه صلوات الله علیهم اجمعین منصوب شده اند.
وی خاطرنشان کرد: ما در اینجا از امور و اطلاق تنزیل استفاده می کنیم. وقتی امام صادق علیه السلام در یک مورد خاص، می فرماید: من آنها را بر شما حاکم قرار دادم، نطاقش وسیع تر است از اینکه در امر مورد منازعه به او رجوع کنیم؛ او حاکم است؛ نه تنها برای این مورد منازعه، بلکه در اداره امور بر مملکت داری هم حاکم است.
استاد سید محمدرضا رهنمایی در بخش دیگری از این گفتگو اضافه نمود: روایاتی که در کتب اربعه نقل شده است، در نزد مشهور علما، مورد اعتبار است؛ و غیر از کتب اربعه هم روایاتی را که بزرگانی چون مرحوم طبرسی در الاحتجاج جمع آوری کرده است، از نظر مشهور مورد اعتبار است.
وی افزود: از سوی دیگر روایات در باب اثبات ولایت فقیه منحصر به یک یا دو روایت نیست و به همین مضامین روایات دیگری هم داریم که مجموعه این روایات، برخی به عنوان سند سخن و بعضی به عنوان تأیید مطرح می شود.
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: شیوه آیت الله العظمی خویی آن است که روایات صحیح را به عنوان مستند موضوع مطرح می کنند و روایاتی را از نظر آن بزرگواران غیر مشهور هستند، به عنوان مؤید می آورند.
وی خاطرنشان کرد: در زمینه روایات مربوط به ولایت فقیه، روایاتی وجود دارد که بر اساس شیوه آیت الله العظمی خویی و همفکران ایشان نیز صحیح است و مشکلی در سند آن وجود ندارد. روایاتی هم که در سندشان اشکالی هست، به عنوان مؤیّد حساب می شود.
استاد رهنمایی در همین راستا افزود: اما اصل مسأله با روایاتی که حتی در نظر غیر مشهور صحیح هستند، مسأله ولایت فقیه ثابت می شود.
وی اضافه نمود: اگر هم بر شیوه مشهور قدم بگذاریم، که باید گفت تمام روایات در این زمینه دلالت تامّه دارد و سندش هم سند خوبی است. بنابراین بنابر شیوه غیر مشهور هم ما روایات صحیحه در این زمینه داریم.
عقل
استاد سید محمدرضا رهنمایی، از اساتید درس خارج حوزه علمیه قم بعد از بیان ادله روایی در اثبات ولایت فقیه، به بیان دلیل عقلی پرداخت و در این باره افزود: امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: «لابدّ للناس مِن إمامٍ برّ او فاجر»
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: مردم بدون رهبر و ولی نمی توانند زندگی کنند؛ اصلا اداره امور بدون اینکه کسی ولایت داشته باشد، ممکن نیست، ولو حکومت مستبد هم باشد، از هرج و مرج بهتر است؛ زیرا مردم نیاز به رهبر دارند.
وی خاطرنشان کرد: آیا وقتی بنا شد که مردم با رهبر زندگی کنند و بدون حاکم ممکن نباشد، عقل و فطرت و درون پیراسته از هوای نفسانی نسبت به انتخاب ولیّ سفیه یا ولیّ فقیه چه حکمی دارد؟
استاد رهنمایی در ادامه اضافه نمود: فقیه یعنی کسی که اداره دینی و اداره مملکت را بر شیوه پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و کتاب و سنت می داند و فقیه عادل، یعنی کسی که تهی از هوا و هوس است و از اولیاء الله باشد.
استاد سید محمدرضا رهنمایی در بخش دیگری از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به مخالفت های بازرگان و بنی صدر با امام راحل رضوان الله علیه اشاره نمود و خاطرنشان کرد: برخی از افراد هستند که مخالفتشان با حقّ، خود، اثباتی دیگر برای حقّ است.
این استاد حوزه علمیه قم در همین راستا افزود: مثلا اگر امروزه ترامپ با انقلاب اسلامی مخالفت کند، نشانه حقّانیت ما است. این آقایان هم یا بی مزد و مواجب یا با مزد و مواجب پیرو چنین افرادی بودند.
وی خاطرنشان کرد: یکی از دانشمندان غیر مسلمان وقتی به ایران آمد، گفت: امروز دنیا یا با ولایت سفیه اداره می شود و یا ولایت فقیه.
استاد رهنمایی در ادامه اضافه نمود: گاهی ممکن است از سوی مسئولان ما ایراداتی صورت بگیرد، اما به ولایت فقیه ربطی ندارد؛ چنان که در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام هم این چنین بود که والیان خطا می کردند.
وی افزود: ما نمی گوییم حتی امور شهرداری را هم ولیّ فقیه باید انجام بدهد، مسئولیت اداره شهرداری بر عهده متخصص آن است؛ اما رشته کلیّ امور در دست ولیّ فقیه جامع الشرایط است؛ آن فقیه جامع الشرایط است که می گوید: یک انسان کاربلد باید بر سر کار باشد و تقوا هم داشته باشد.
این استاد درس خارج حوزه اضافه نمود: همه می گویند: آن کسی که بر سرِ کار است، باید کاربلد باشد؛ این مطلب را عقل می گوید و همه دنیا هم قبول دارند؛ اما ما یک شرط اضافه داریم و آن اینکه: تخصص در کنار تدیّن باشد.
وی افزود: در مسأله ولایت فقیه، استبدادی در کار نیست و فقیه یک انسان رؤوف و مهربان نسبت به مردم است.
استاد سید محمدرضا رهنمایی در ادامه بحث ولایت فقیه خاطرنشان کرد:
این استاد حوزه علمیه قم بعد از بیان برخی از آثار وجودی نحوه اداره کشور با سیستم ولایت فقیه، افزود: در هفته های اخیر شاهد آن بوده ایم که توسط برخی از روزنامه های سعودی به مقام شامخ آیت الله العظمی سیستانی حفظه الله اهانت شد و همین طور از سوی موسوی خوئینی ها به مقام معظم رهبری دامت برکاته جسارتی شکل گرفت.
استاد رهنمایی افزود: در زمینه عربستان، باید گفت: هر وقت از ما تعریف کند، باید به خودمان شک کنیم؛ بگذارید تا دشمنی کنند. ما باید کار خود را انجام بدهیم.
وی در ادامه به بیان دلیلی دیگر بر اثبات ولایت فقیه پرداخت و در این زمینه خاطرنشان کرد: اموری که مربوط به ولایت فقیه است، اموری است که شارع راضی نمی شود که آن امور بر زمین بماند.
وی افزود: شارع اجازه نمی دهد یک ظالم بر سر امور باشد؛ بلکه باید عادل بر سر امور باشد، و این عادل کسی غیر از یک فقیه جامع الشرایط نیست.
این استاد حوزه علمیه قم در همین رابطه اضافه نمود: از این رو اگر ممکن باشد تا فقیهی جامع الشرایط بر سر کار باشد و زمینه برای اداره امور توسط او آماده بشود، نمی شود ظالم بر سر کار قرار بگیرد.
وی در ادامه بیان کرد: در شرایط برابر بین عادل و ظالم، از لحاظ توانایی اداره جامعه باید گفت: حتی اگر کسی که ولایت مطلقه را قبول نداشته باشد، در دوران بین حاکم ظالم و حاکم عادل، حاکم عادل را قبول می کند و کسی که مذاق شارع را بداند، همین برداشت را خواهد داشت.
وی افزود: منظور از فقیه هم فقیهی است که توان اداره جامعه را دارد و اصل اول بر این است که مملکت ما، مملکت ولایت فقیه است و باید بر اساس این اصل حرکت کنیم؛ و لازمه پیشرفت آن است که به کسی که تخصص دارد، و تابع ولایت فقیه باشد، رأی دهیم، تجربه هم نشان داده است که هر جا تابع ولایت فقیه بوده ایم، پیشرفت کرده ایم.
استاد سید محمدرضا رهنمایی در بخش دیگری از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به مراحل پنچ گانه تشکیل تمدن اسلامی اشاره نمود که مقام معظم رهبری به آن اشاره نمودند.
وی افزود: مقام معظم رهبری خاطرنشان کرده اند: برای تشکیل تمدن اسلامی، 5 مرحله لازم است:
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری اشاره نمودند که هنوز در میانه راه هستیم و تنها دو مرحله، یعنی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی را طی نموده ایم و هنوز نتوانسته ایم به دولت اسلامی و جامعه اسلامی دست بیابیم.
وی افزود: مردم تجربه می کنند؛ گاه درست رأی می دهند و یا از انتصاب شخصی خوشحال هستند و گاه خودشان هم از انتخاب خودشان ناراضی هستند؛ چنان که از انتخاب بنی صدر ناراضی بودند.
استاد رهنمایی در همین راستا اضافه نمود: این انتخاب ها طی می شود و مردم باید به این امر برسند که دشمن، دشمن است؛ جامعه باید تجربه کند تا زمینه برای ظهور امام زمان (عج) آماده شود.
وی افزود: ما داریم تجربه می کنیم تا جامعه به آن جایی برسد که بگوید: امر، امرِ رهبری است؛ باید به این نقطه برسیم تا زمینه برای پذیرش ظهور منجی موعود آماده بشود.
این استاد حوزه علمیه قم تأکید کرد: حرف آخر را باید رهبر بزند و البته هنوز به این مرحله از رشد دست نیافته ایم که بدانیم ولی فقیه به نصب عامّ توسط معصومین علیهم السلام نصب شده است.
وی خاطرنشان کرد: البته این تلاطم ها هست؛ زیرا حکومت کشور بر اساس سیستم ولایت فقیهِ جامع الشرایط، امری نوپدید است و می دانیم که حکومتی بر اساس ولایت فقیه سابقه نداشته است.
استاد رهنمایی در ادامه افزود: با تمام این نکات، باید در نظر داشت که این حکومت، نسبت به مشابه های خود، خیلی بهتر عمل کرده است./270/260/42/