به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد حسین بنیادی ضمن تبریک دهه کرامت و میلاد امام رضا علیهالسلام بیان داشت: امام رضا(ع) از ویژگی های ممتازی برخوردارند که در روایات بسیاری از این خصوصیات نامبرده شده است، دوران امامت حضرت مواجه است با اتفاقاتی که زمینه تمام آنها تحولات فکری و نفوذ جریانهای عقیدتی در میان مسلمانان می باشدکه سهم سه گروه در این میان زیاد است؛ اسلام عباسی، که خلفای بنی العباس مروج آن بودهاند، جریان اهل کتاب، که بیشتر توسط علمای آنان ترویج می شد و جریان فرقههای ساختگی که در جامعه رواج پیداکرده بود.
او افزود: از اینرو امام رضا علیهالسلام علاوه بر مقابله با ترویج اسلام تحریف و تعریفشده توسط امویان و عباسیان، رویارویی مستقیمی با اصحاب مکاتب مختلف داشتند که نقطه اشتراک تمام فعالیت آنها از بین بردن اعتقادات مذهب تشیع و امامیه بوده است، اضافه بر این عوامل، رواج ترجمه نوشتهها و کتابهای کلامی یونان باستان به دستور خلفای عباسی و روی آوردن جامعه اسلامی به اندیشههای فلاسفه و متکلمین یونانی، فضای جامعه را به سمت و سویی می برده که اصول اعتقادات جامعه مورد هجمههای سهمگین فکری و تزلزل باورها قرار می گرفته است.
نایب رئیس مجمع عمومی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به دشمنی آمیخته با تظاهر و نفاق خلفای عباسی با اهلبیت نبی اکرم(ص) اشاره کرد و افزود: این یک نمای کلی از وضعیت خطرناک فکری و اعتقادی دوره امامت آن حضرت می باشد که به نظر می رسد مطالعه این بخش از تاریخ اسلام با رویکرد خطر جریانهایی که هدف آنها زدودن اعتقادات در جامعه است، می تواند راه روشنی درباره شناخت علل و عوامل گسترش و آسیبهایی که از این ناحیه به جامعه می زند را پیش روی انسان قرار دهد.
او در توضیح شهرت امام رضا(ع) به عالم آل محمد بیان داشت: منشأ این شهرت – علاوه بر آنکه اهلبیت نبی اکرم از این ویژگی ممتاز برخوردارند – روایات معتبری است که بیانگر این ویژگی و لقب حضرت رضا علیهالسلام از جانب معصومین علیهمالسلام وارد شده است. از امام کاظم علیهالسلام روایتشده که به فرزندان خویش می فرمودند: «برادرتان على بن موسى، عالم آل محمد صلی الله علیه و آله است. امور و مسائل دینى را از او بپرسید و آنچه به شما می گوید را نگهدارید، زیرا بارها از پدرم جعفر بن محمد شنیدم که می فرمود: دانشمند آل محمّد در صلب توست ایکاش من او را می دیدم. او با حضرت على(ع) هم نام است»
بنیادی، افزود: توجه به شرایط زمانی، مکانی و فکری جامعه نیز این ویژگی حضرت را بهصورت برجستهای نمایان می کند. شیوه و تلاش امام رضا علیهالسلام در ترویج اصول و فروع اعتقادی، مقابله و مناظره با مخالفینی که در دل عناد نیز داشتهاند، تمرکز حضرت بر حفظ اندیشه اسلام ناب و تقویت آن در جامعه، اصلاح و استحکام نگرشهای برخی شیعیان که بر اثر فعالیتهای دستگاه جور، در افکار آنان رسوخ کرده بود، نمونههایی از جهاد عالمانه امام رضا علیهالسلام است که شهرت به عالم آل محمد صلی الله علیه و آله را رقم زده است.
نایب رئیس مجمع عمومی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: هنگامیکه از مناظرات امام رضا علیهالسلام با عالمان ادیان و مذاهب صحبت می شود یا در توصیههای امام رضا علیهالسلام به خلفای عباسی دقت می شود یا از بیانات آن حضرت با شیعیان و مسلمان گفته می شود مانند حدیث سلسلهالذهب، بهوضوح مشخص می گردد که اهتمام حضرت رضا علیهالسلام بر ترویج و پاسداری از عقاید جامعه بیش از امور دیگر است، در حقیقت شناخت امام از تحولات فکری جامعه باعث شد در مقابل انحراف بزرگی که منشأ تمام مفاسد است، ایستادگی و مبارزه کنند، فهم این مسئله که دشمنان چه مسیر و چه مقصدی را برای آسیب رساندن به ارزشهای دینی جامعه، انتخاب کردهاند، مهمترین نکته در هدایت جامعه است. ازاینرو سیر هدایت جامعه چنانکه سیره انبیاء و ائمه معصومین علیهمالسلام است، بر تقویت و ترویج اصول اعتقادات متمرکز بوده است.
او به حدیثی از امام رضا علیهالسلام در مورد حقیقت ایمان اشاره کرد و گفت: ایشان فرمودند: «الإیمانُ هُوَ مَعرِفَهُ بِالقَلبِ وَ اِقرارُ بالِلسّانِ وَ عَملَ بِالاَرکانِ؛ ایمان عبارت است از: شناخت قلبی، اقرار زبانی و عمل با اعضا و جوارح». این نشانگر آن است که ماهیت ایمان و اعتقاد بسته به این سه امر است، هرچند برخی نسبت به خارج بودن عمل از حقیقت ایمان، نکاتی را بیان کردهاند اما آنچه در سیاق و بیان نورانی امام رضا علیهالسلام مشاهده می گردد، جامعیت ایمان است که شامل عمل انسان نیز می شود. به هر صورت جامعه ایمانی، از نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام جامعهای است که در آن تمام شئون فکری، نظری و عملی، رعایت شود. دقت در این کلام نورانی، نشاندهنده تقابل جدی حضرت با بسیاری از القاءآت و شبهات می باشد نه صرفاً یک تعریف مدرسهای! از موضوع ایمان بلکه حضرت رضا علیهالسلام ایمان و اعتقادی را که موجب سعادت بشر و تعالی جامعه میشود را دارای سه رکن: معرفت، اقرار و عمل میدانند که تفسیری مطابق با حقیقت آیات قران کریم است.
بنیادی با بیان اینکه سبک زندگی از مباحث مهم تمام جوامع در تمام دوران بوده است، عنوان کرد: حقیقت مدنیت، پیوندی ناگسستنی با سبک زندگی انسانها دارد، اهمیت بحث از نوع سبک زندگی علاوه بر آنکه در کمال و سقوط بشر و جامعه، نقش اساسی دارد، همواره ظالمین باهدف استعمار فکری و در نتیجه استیلا بر جوامع، درصدد تسلط بر انسانها بودهاند.
او ادامه داد: مهمترین بخش سبک زندگی، مربوط به جهانبینی انسان است که مربوط به بینش و معرفت انسانها می باشد، آموزههای دینی جهانبینی توحیدی را ملاک نجات بشر و کمال جامعه می دانند این موضوع علاوه بر آنکه مطابق با فطرت بشر است، میزان و معیار حیات طیبه است، در مقابل جهانبینی توحیدی هر نوع بینش دیگری، در زمره جهانبینی مادی می باشد که معیارها را در نگاه محدود به دنیا خلاصه می کند. ازاینرو اساس تمام مباحث سبک زندگی موفق، مربوط به جهانبینی انسانها می شود. امام رضا علیهالسلام ضمن تبیین ارکان و ابعاد اعتقادات صحیح، جهت جامعه را به سمت جهانبینی توحیدی هدایت نمودند، در عصر حاضر نیز که سرعت تحولات در حوزههای مختلف زندگی، بشر را متحیر نموده، علاج برونرفت از این تحیر، تغییر نگرش و معرفت بشر به جهانبینی توحیدی می باشد که ضامن سلامت زندگی دز تمام مراحل و مراتب آن است.
استاد حوزه علمیه قم به حدیث دیگری از پیشوای هشتم شیعیان اشاره کرده و افزود: امام رضا علیهالسلام می فرماید: «الایمان أربعه أرکان: التوکل علی الله، و الرضا بقضاء الله، و التسلیم لأمر الله، و التفویض الی الله؛ ایمان چهارستون و پایه است: توکل بر خدا و خشنودی به قضای الهی و مطیع فرمان خدا شدن و وانهادن همهی کارها به خدا» این چهار رکن، در تمام جهات نظری و عملی، رفتار بشر را در مسیر صحیح قرار می دهد.
او مهمترین و برجستهترین آثار پایبندی به اصول عقاید را عمل به تکلیف به معنای عام آن دانست و گفت: انسان مکلّف به تکالیف الهی و وظائف انسانی پایبندی و پایداری در اعتقادات است که انسانها را به وادی تکلیف در برابر خداوند و مسئولیت در قبال جامعه سوق میدهد.
بنیادی، مسئولیت شناسی و مسئولیتپذیری، را دو عنصر کلیدی در پیشرفت جامعه دانست که در پرتو ایمان و اصول اعتقادی محقق می گردد و ادامه داد: مسئولیت غیر از صاحبمنصب بودن است که فعلاً بحث از مسئولیت انسانها است، به همین دلیل اگر برای سند پایه الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت بخواهیم پیوستی تمامعیار ارائه دهیم باید جایگاه مسئولیتشناسی و مسئولیتپذیری را در این سند بهوضوح مشخص کنیم. تحقق آرمانهای گام دوم انقلاب نیز مستلزم مسئولیتپذیری است. اینها مصادیقی از آثار پایبندی به اصول اعتقادات است که آینده سعادتبخش جامعه دینی را رقم میزند که بایسته است در سندهای مذکور محور تحقیقات و پژوهشها قرار گیرد.
او گفت: چنانچه بیان شد، امام رضا علیهالسلام با نگاهی جامع اعتقادات جامعه را رصد می کردند و نسبت به مواظبت از آنها تمام سعی خود را بکار می بستند، اساساً مواظبت از باورها و ارزشهای جامعه، بخش اعظمی از وظائف رهبری جامعه را به خود اختصاص میدهد، این امر زمانی مهمتر میشود که مکاتب توحیدی و فرقههای غیرتوحیدی درصدد جایگزینی بافتههای خود بهجای ارزشها واقعی در جامعه رواج دهند، که در این رابطه حافظان دین خدا رسالتی سنگین بر دوش دارند، و از طرفی باید بپذیریم که خطرناکترین سقوط که موجب از بین رفتن آثار و ارزشهای دینی میشود، سقوط اعتقادی جامعه میباشد با این احتساب باید گفت اعتقادات پایه تعالی اخلاقی و رویش معنویت و اخلاق در جامعه، میباشد.
استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: وقتی صحبت از فرهنگ میشود منظور مجموع تعلقات و تکالیف یک جامعه است، معنویت و اخلاق جزء لاینفک فرهنگ سالم است، فرهنگ منهای معنویت و اخلاق، امری خودساخته است که نمیتواند منجی بشر و جامعه شود و اساساً فرهنگ بدون معنویت و اخلاق، معنایی ندارد این اصل در جوامع اسلامی بیش از دیگر ممالک اهمیت دارد، ما مسلمانان مدعی کاملترین دین که تمام نیاز بشر را برطرف میکند – که همینگونه میباشد – میباشیم جای تأسف است که ما در تمام مؤلفههای فرهنگ اصیل باوجود منابع غنی، فاقد برنامه کامل و الگوی جامع هستیم و شاید همین امر سبب شده تا فرهنگهای بیگانه با اسلام و ایران بهراحتی در جامعه رسوخ می کنند و تأسفبارتر آنکه جامعه را نیز تحت تأثیر خود قرار می دهند.
او عنوان کرد: نکته دیگر در این بخش، شناخت علل و عوامل دینستیزی و دینگریزی میباشد، وظیفه نهچندان سخت مبلغین و محققین در عصر حاضر، شناخت علل و آسیبشناسی برخی رویکردها و به عبارتی خودباختگیها در جامعه می باشد، به نظر میرسد یکی از آسیبها در این زمینه، پرداختن به امور ظاهری دین و یا قشرینگری به موضوع فرهنگ میباشد، راه برونرفت از این وضعیت نابسامان، ترویج و استحکام مبانی و اصول اعتقادی می باشد، این یک امر مسلّم است که سالها مورد غفلت قرارگرفته است و این در حالی است که تجربه سالهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، نشان میدهد که تقویت اعتقادات در میان جوانان و عموم مردم، رمز موفقیت در برابر مستبدان و مستکبران بوده است.
بنیادی به رسالت تاریخی حوزههای علمیه و اهل علم نسبت به تقویت اعتقادات جامعه هم اشاره کرد و در ابتدا بیان کرد: سیره حضرت رضا سلاماللهعلیه در بخش تبلیغ و ترویج یک الگوی کامل برای تمام مبلغین دین است، سیره حضرت در برابر هجمههای مکاتب منحرف و فرقههای ضاله، سیره حضرت در قبال دوستان و شیعیان و سیره حضرت در مسئولیتشان در برابر جامعه و انحرافاتی که می دیدند.
امروز نیاز به این سیره و روش بیش از هرزمانی احساس می شود و نیز نیاز مبرم به همان هدف امام رضا علیهالسلام که تقویت اصول و فروع دین بهعنوان یک باور فردی و اجتماعی، و مطمئنا تا در این مسیر گام بر نداریم و سمتوسوی سخنان در امور غیرضروری یا مباحث قشری و سطحی مصروف شود، خارج از ارشاد و تبلیغ شایسته حرکت کردهایم./260/12/