استاد صحرایی مطرح کرد؛

جستاری در مفهوم واژه شهید به مناسبت شهادت آیت الله سعیدی و شهید چمران

«شهید»، چه به معنای فاعلی آن، «شاهد» و چه به معنای اسم مفعولی آن، «مشهود»، در هر دو صورت از آن نکته ای که مرتبه نازله است، عبور می کند و در یک فرآیند زمانی خاص، بر اساس عنایات خاص، تمامی مراحل مادون را عبور نموده، به مرحله عقلانی می رسد.

 

به مناسبت سالروز شهادت شاگرد مکتب امام، مجتهد بزرگوار، آیت الله سعیدی، استاد عبدالعلی صحرایی، از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به گفتگو پرداخت.

 

وی ضمن تسلیت ایام رحلت امام راحل رضوان الله تعالی علیه و بزرگداشت پانزدهم خرداد، به سالروز شهادت آیت الله سعیدی، این شاگرد مجتهد مکتب امام راحل اشاره کرد و در همین زمینه به موضوع «شهید و شهادت» پرداخت.

 

این استاد حوزه علمیه قم ضمن اشاره به لزوم توجه به شهادت از دید فلسفی، خاطرنشان کرد: گاه مجبور می شویم از مفهوم استفاده کنیم تا به یک حقیقتی اشاره نماییم.

 

وی افزود: برای نگاه فلسفی به شهید، نیازمند بیان مقدماتی هستیم، در نگاه فلسفی یک وجود از یک نقطه حرکت می کند و به یک نقطه دیگر می رسد؛

 

استاد  صحرایی اضافه نمود: در این مبدأ آنچه اصل است، وجود است، آنچه مسیر را طی می کند، وجود است، این وجود دارای مراتب است و از مرتبه ای به مرتبه دیگر می رود. این وجود دارای حرکت اشتدادیه است که می خواهد به آنجا که باید، برسد.

 

وی خاطرنشان کرد: اگر همه این موارد را توجه کنید، «شهید»، چه به معنای فاعلی آن، «شاهد» و چه به معنای اسم مفعولی آن، «مشهود»، در هر دو صورت از آن نکته ای که مرتبه نازله است، عبور می کند و در یک فرآیند زمانی خاص، بر اساس عنایات خاص، تمامی مراحل مادون را عبور نموده، به مرحله عقلانی می رسد.

 

این استاد حوزه علمیه افزود: در مرحله عقلانی، نه از این ماده و تعلقات مادی خبری هست و نه از آثار مادی خبری است؛ بلکه هر چه هست، عقلانیت است؛ هر چه هست، کلیت وجودیه و فعل وجودیه است.

 

وی اضافه نمود: شما اگر «شهید» را به معنای «شاهد» بگیرید، آن فرایند همه آن چه را که باید دریافت کند، دریافت کرده است و چیزی برای او پنهان نیست، حضور محض و حاضر محض است؛ هر آنچه را که باید می دید، دیده است.

 

استاد عبدالعلی صحرایی در ادامه خاطرنشان کرد: «شهید» حضور کامل دارد و حضور او ناقص نیست؛ زیرا عالَم ماده، عالم مثال و عالم برزخ را طی کرده است و به عالم عقلانیت و شهادت و شهود مطلق رسیده است که بر اساس مرتبه اش، هر آنچه باید ببیند را می بیند.

 

وی افزود: در همین معنای اسم فاعلی از «شهید»، به تعبیر قرآنی، از شهادت به «فوز عظیم» یاد می شود؛ یعنی «رسیدن به آن نتیجه بزرگ».

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: شهید به دنبال چه بوده است؟ وقتی به دستور خداوند تبارک، از همه تعلقات جدا شده و آنچه را که خدا می خواهد را می خواهد، از خود دیگر هیچ ندارد، به آن نتیجه عظمی رسیده و از عالم مادی طیّ طریق کرده و به شهادت و لقاء حق رسیده است.

 

وی در مصداق یابی از «فوز عظیم»، به شهادت مولا امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره کرد که در لحظه ضربت خوردن در محراب عبادت فرمود: «فُزت و ربّ الکعبة»؛ یعنی مدّت مدیدی به دنبال چیزی بود که امروز یافته است.

 

استاد عبدالعلی صحرایی در ادامه به «شهید» در معنای اسم مفعولی، یعنی «مشهود» پرداخت و در مقدمه به آیه 30 از سوره مبارکه بقره، اشاره نمود: «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ»

(و [ياد كن‏] هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان فرمود: مسلماً من جانشينى در زمين قرار خواهم داد. گفتند: آيا كسى را در آن قرار مى ‏دهى كه فساد مى‏كند و خون مى‏ريزد؟! در حالى كه ما تو را همراه با سپاس و ستايشت تسبيح مى ‏گوييم و تقديست مى‏كنيم. [پروردگار] فرمود: من [واقعيات و اسرارى از قرار گرفتن اين جانشين در زمين‏] مى ‏دانم كه شما نمى‏ دانيد.)

 

وی افزود: انسان هم وظیفه ای و هم غریزه ای است، هم طبیعت دارد و هم فطرت دارد؛ که اگر طبیعتش غالب شد، فطرتش مغلوب می گردد؛ اما اگر فطرتش جولان پیدا کرد، طبیعتش تحت الشعاع قرار می گیرد.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: به بیان دیگر انسان هم نفسانی و هم عقلانی است؛ اگر عقل، تحت اشراف نفس باشد، به حضیض ذلت می رسد؛ چنان که در آیه 179 از سوره اعراف  و 44 از سوره فرقان، عبارت «بل هم اضل» را می بینیم.

 

وی در ادامه خاطرنشان کرد: اگر عقل بر نفسش احاطه پیدا کند، به جایی می رسد که خداوند متعال به وجودش مباهات می کند.

 

استاد صحرایی در ادامه به شهید در معنای اسم مفعولی آن یعنی مشهود پرداخت و افزود: اگر چه زندگی خوب است، اما وقتی هدف ما چیز بزرگتری باشد، زندگی در نظر انسان کوچک می شود.

 

وی اضافه نمود: وقتی انسان راه جهاد را انتخاب می کند و تمام زندگی خود، مال دنیا، خانواده را و حتی فرزندش را کنار می گذارد، برای ادای وظیفه ای مهم که حفظ ناموس الهی است در این مسیر قدم برمی دارد عیارش با دیگر انسان ها متفاوت می شود.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: وقتی که به ادای وظیفه اقدام کرد، آن لحظه ای که در خون خود دست و پا می زند، اینجاست که کلام خداوند به فرشتگان را بهتر می فهمیم که می فرماید: «انّی اعلم ما لا تعلمون».

 

وی افزود: این شهید است که مورد مباهات خداوند واقع می شود؛ چرا که با همه تعلقاتی که برای انسان وجود داشت، برای حفظ ناموس دین و ناموس الهی از همه اجتناب کرد.

 

استاد صحرایی افزود: معنای شهید را هم می توانیم به معنای شاهد بگیریم که حضور محض است و هم به معنای مشهود بگیریم که به واسطه رها کردن همه تعلقات، در یک مقطع وجودی، مایه مباهات باری تعالی قرار می گیرد؛ مقام شهید این است.

 

وی اضافه نمود: در مقاطعی و در شرایطی، حرکت شهید می تواند حجت باشد؛ البته معنای حجت در این جا حجیت شرعی یا حجیت فقهی نیست؛ چرا که منابع فقهی مشخص است که کتاب و سنت است و اگر اجماع به معصوم برگردد، حجت می شود؛ اگر عقل به عنوان مؤید سنت باشد، حجت است. شهید به لحاظ اینکه مسیری را برای انسان باز می کند و هدف و فضای بهتری را به انسان نشان می دهد، انقلابی بودن و استکبار ستیزی را نشان می دهد برای انسان حجت است.

 

وی افزود: روز شهادت شهید بزرگوار چمران را به عنوان روز بسیج اساتید معرفی کردند. برای بسیجی بودن، مهم آن است که در هر منطقه ای، به وظیفه ای که انسان دارد، عمل کند، اگر باید اسلحه بردارد، چنین کند و اگر باید قلم بردارد، بردارد؛ و اگر باید بیان کند، بیان کند.

 

استاد صحرایی تأکید کرد: از وظایف متصوره برای اساتید دانشگاه، تربیت دانشجویان، برای آینده نظام و انقلاب است تا نگذارند تا مسیر انقلاب عوض شود.

 

وی در بخش پایانی این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: انقلاب فرزند حوزه است؛ اگر ما شهید سلیمانی ها و شهید صیادها و شهید چمران ها را داریم، همه اینها از پای منبرهای شهید اشرفی ها، شهید مطهری ها، شهید مدنی ها رشد کردند.

 

این استاد حوزه علمیه تأکید کرد: انقلاب ارتباط ناگسستنی با حوزه دارد؛ نمی توان این دو را از یکدیگر تفکیک شده در نظر گرفت. اگر انقلاب آسیبی ببیند و شکست بخورد، شیعه تا قرن ها سر بلند نخواهد کرد و حوزه از بین می رود.

 

وی خاطرنشان کرد: حوزه باید انقلاب و انقلابی گری و انقلابی بودن را تعریف کند؛ حوزه نباید نیروهایی را که برای انقلاب زحمت کشیده و به جبهه رفته اند و از مال و جان خود برای انقلاب و اعتلای آن هزینه نموده است، کنار بزند.

 

این استاد حوزه علمیه اضافه نمود: ضمن یادآوری کلام مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه: «حوزه باید انقلابی بماند»؛ افزود: البته برای انقلابی بودن حوزه باید خود را آسیب  شناسی کند و ببیند که کجا ضعف و در کجا قوت داشته است. نقاط قوت را تقویت کند و نقاط ضعف را برطرف کند که این امر به تضارب آراء نیاز دارد. اگر تضارب آراء نباشد، تکامل آراء شکل نمی گیرد، نیاز به تحمل آراء دارد.

/270/260/21

ج, 03/30/1399 - 12:41