حضرت امام شخصیت ذو ابعادی داشته اند؛ درست است که بسیاری از عالمان و بزرگان ما که تذکره ها درباره آنها به نیکی یاد می کنند، معمولا دارای ابعاد مختلف هستند؛ اما حضرت امام رضوان الله تعالی علیه دارای ویژگیهایی هستند که ایشان را نسبت به سایرین ممتاز می کند؛
به مناسبت سالگرد ارتحال بنیانگزار انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی قدس سرّه الشریف، استاد مجتبی فروزان فر با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به گفتگو پرداخت.
وی در ابتدای این گفتگو خاطرنشان کرد: برای سخن درباره امام راحل باید متوسل به بیتی از مولانا شویم:
یک دهان خواهم به پهنای فلک
تا بگویم وصف آن رشک ملک
این استاد مؤسسه فقهی امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، افزود: حضرت امام شخصیت ذو ابعادی بوده است؛ درست است که بسیاری از عالمان و بزرگان ما که تذکره ها درباره آنها به نیکی یاد می کنند، معمولا دارای ابعاد مختلف هستند؛ اما حضرت امام رضوان الله تعالی علیه دارای ویژگیهایی هستند که ایشان را نسبت به سایرین ممتاز می کند؛
استاد فروزان فر در همین زمینه، به بیتی از صفی الدین حلی در مدح امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره کرد: «علی جان صفات متضاد در تو جمع شده است، از این رو دیگر مانند تو را نمی توانیم پیدا کنیم.»
جمعت في صفاتك الأضداد
فلهذا عزّت لك الأنداد
وی افزود: ما علمایی را داریم که در جنبه های تفسیری سرآمد هستند؛ علمای دیگری هم داریم که در عرصه مبارزه با استعمار سرآمد شده اند؛ اما در ابعاد دیگر نوعا نامی از آنها برده نمی شود.
این استاد مقطع خارج حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: امام رحمت الله علیه دارای ابعاد مختلفی است و اختلاف ایشان با دیگران در موارد همسو نیست؛ بلکه در جهات مختلف است و حداقل تا آنجا که ما تحقیق کردیم، شبیه ایشان را کمتر دیده ایم.
وی در این زمینه اضافه نمود: امام در بعد علمی فقیهی صاحب فتوا و بلکه صاحب مکتب اصولی است، امام از متعمّقین است.
استاد فروزان فر با بیان این مطلب، خاطرنشان کرد: سالیان زیادی است که تدریس می کنم، تمام کتب حوزوی را تقریبا تدریس کرده ام، چند سالی هم درس خارج دارم، اما کمتر به مباحث امام رجوع داشتم، علتش هم سنگینی فهم مطالب امام بوده است؛ چه اینکه قلم ایشان به روانی قلم برخی از بزرگانی که می شناسیم، نیست.
وی اضافه نمود: ما امام را به عنوان فردی انقلابی می شناختیم؛ اما به عنوان یک صاحب مبنا که دارای مبانی قوی و قابل اتکا باشد نمی شناختیم، در این سال های اخیر است که به این مطلب دست یافته ایم. الحق، اگر ابعاد دیگر وجود امام نبود، باید امام را به واسطه مبانی قوی، متین و علمی ایشان، در میان علمای طراز اول معاصر قلمداد کرد.
حجیت اجتهاد
استاد فروزان فر از اساتید مدرسه فقهی امام خمینی رضوان الله تعالی علیه به جایگاه اجتهاد در مذهب شیعه پرداخت و در این باره خاطرنشان کرد: در مسأله اجتهاد که در واقع ردّ فروع بر اصول است، چیزی است که معصومین علیهم السلام ما را به آن ارجاع دادند؛
وی افزود: امام در بحث تعادل و تراجیح و همین طور در بحث اجتهاد و تقلید تصریح می کند بر اینکه اجتهاد و لزوم رجوع مردم به مجتهدین، نه تنها در عصر غیبت حضرت ولی عصر علیه السلام، حتی در زمان حضور معصومین علیهم السلام هم بوده است.
این استاد مقطع خارج حوزه علمیه در این باره به فرمایش امام باقر علیه السلام به ابان بن تغلب اشاره کرد: «قال له أبو جعفر عليه السّلام: اجلس في مسجد المدينة و أفت الناس فانى أحبّ أن يرى في شيعتى مثلك.»
وی افزود: بر اساس این حدیث، حضرت علیه السلام به ابان بن تغلب برای فتوا دادن دستور می دهد و البته می دانیم که فتوا دادن با مسأله گفتن تفاوت دارد؛ حضرت نمی خواهد بفرماید که ابان بن تغلب صرفا مسأله بگوید، بلکه می فرماید تا ابان حکم شرعی را به خودش نسبت داده و فتوا بدهد.
استاد فروزان فر خاطرنشان کرد: بزرگانی چون امام راحل این مطلب را فرموده اند و این برداشت را از حدیث داشته اند. امام به صراحت بیان می کنند که سنت ارجاع عموم مردم به مجتهدین، نه یک سنت و سیره حادث، بلکه یک سیره شناخته شده حتی در زمان حضور معصومین علیهم السلام بوده است.
وی افزود: این مطلب نافی نگرش تُند اخباری ها است که نسبت به اجتهاد فقها نظر مخالف دارند.
روند تکاملی اجتهاد
اجتهاد در عصر حضور ائمه علیهم السلام
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: اصل مسأله اجتهاد و استفاده کردن از نصوص، مطلب حادثی نیست و پیشینه داشته است؛ اما شیوه اجتهاد روند تکاملی به خود دیده است، این امر از زمان قدیم شروع می شود.
وی افزود: اگر بخواهیم قدری تاریخ مند صحبت کنیم، باید بگوییم قبل از فقیهین قدیمین، ابن جنید و ابن ابی عقیل، فضل بن شاذان نیشابوری و حتی قبل تر از آن، یونس بن عبدالرحمن و محمد بن ابی عمیر و پیش از آن نیز امثال ابان بن تغلب از افرادی بودند که اجتهاد با آنها شروع شده است.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اگر از ابان بن تغلب شروع کنیم و به جلو پیش برویم، می بینیم که اجتهاد سفره گسترده ای بوده است که در طول زمان بر اساس اقتضائات و نیازهایی که شیعه داشته، گسترده تر شده است.
اجتهاد مصطلح از زمان شیخ مفید
وی افزود: آغاز اجتهاد مصطلح با شیخ مفید شروع می شود؛ اگر چه قبل از شیخ مفید هم اجتهاد به صورت ممتد بوده است و بزرگانی چون ابن جنید و ابن ابی عقیل و ابن قولویه پیش قراولانند اما اجتهادی که به فنون پیچیده اجتهاد اخذ بشود و از مبانی خاص اصولی در آن استفاده گردد، از زمان شیخ مفید شروع می شود. بزرگان این فن سید مرتضی و شیخ طوسی بودند که منقِّح این مبانی هستند و کتاب هایی را از خود در این رابطه به جا گذاشتند.
استاد فروزان فر خاطرنشان کرد: روند رشد اجتهاد ادامه می یابد تا به علامه حلی می رسد که تنها در اصول چند کتاب تالیف کرده اند و مفصل آنها پنج جلد کتاب به نام نهایة الوصول الی علم الاصول است که مؤسسه آیت الله سبحانی این کتاب را چاپ کردند و در دسترس محققان قرار دادند. بعد از ایشان باز این فرآیند اجتهاد ادامه می یابد تا اینکه به زمان ما می رسد.
اجتهاد معاصر
وی افزود: اگر بخواهیم اجتهاد در زمان معاصر را در نگرشی کلی تقسیم بندی کنیم، می توانیم به دو شیوه اشاره کنیم.
این استاد خارج حوزه علمیه قم در مورد شیوه نخست به اجتهاد مبتنی بر خطوط اصلی ترسیم شده اجتهاد اصولی اشاره و خاطرنشان کرد: نماینده این تفکر آیت الله العظمی خویی بوده است.
وی افزود: شیوه دوم اجتهادی است که اگر چه آن هم اصولی است، اما اینگونه نیست که در فقه تنها به خطوط اصلی اصولی بپردازد، بلکه به تراکم ظنون و حصول اطمینان هم در آن توجه دارد.
استاد فروزان فر، اضافه نمود: مرحوم امام رضوان الله علیه در گروه دوم است.
شیوه اجتهاد امام
وی افزود: امام فقیهی اصولی است و بحث های اصولی ایشان هم تدوین شده است؛ امام درس اصول مستقل داشته که پربار و فنی بوده است.
این استاد مؤسسه فقهی امام خمینی رضوان الله علیه خاطرنشان کرد: امام با اینکه به اصول اعتقاد داشته و به آن پروبال داده و خودش هم فقیه اصولی است؛ با این حال مشخصاتی را در فقه رعایت می کند که شاید بسیاری از بزرگان نجف یا پرورش یافتگان آیت الله العظمی خویی آنها را رعایت نکنند.
شهرت از دیدگاه مرحوم خویی
وی در ادامه به عنوان مثال به شهرت اشاره کرد و در این باره افزود: آیت الله العظمی خویی به راحتی شهرت را کنار می گذارد و معتقد است خبر ضعیف با شهرت موافق منجبر نمی شود؛ کما اینکه خبر قوی هم با شهرت مخالف ضعیف نمی شود.
شهرت از دیدگاه آیت الله العظمی بروجردی
استاد فروزان فر بعد از بیان دیدگاه مرحوم خویی خاطرنشان کرد: این حرف، خلاف مبنای مرحوم شیخ انصاری و آیت الله العظمی بروجردی است.
وی افزود: آیت الله العظمی بروجردی صریحا جایگاه شهرت را به عنوان یکی از منابع استنباط قبول می کند؛ تنها تفصیل قائل می شود و «شهرت قدما» را می پذیرد؛ اما مرحوم محقق خویی شهرت قدما را به صورت مطلق رد می کند.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: وقتی کلمات فقها را بررسی کنیم، می بینیم که برای شهرت، اعتبار قائل شدند، از این رو معتقد هستند که نمی شود به راحتی شهرت را کنار گذاشت؛ گر چه مرحوم محقق خویی به راحتی آن را کنار می گذارند.
وی اضافه نمود: اگر چه نمی خواهیم مبنای مرحوم خویی را رد کنیم اما باید دید که کدام مبنا به صواب نزدیک تر است؛
شهرت از دیدگاه امام
استاد فروزان فر در ادامه بیان کرد: امام رضوان الله علیه در این مورد حالت میانه ای دارند، نه آنچنان هستند که مبنای قدما را به طور مطلق بپذیرند؛ و نه آنچنان هستند که به راحتی آن را کنار بگذارند البته اگر از شهرت به حصول اطمینان شخصی برسیم طبق نظر هر دو بزرگوار این شهرت معتبر است زیرا اطمینان اعتبار عقلایی دارد. محل بحث در جایی است که مرحوم اقای خویی به حصول اطمینان شخصی در نفس شهرت و لو قدمایی آن باور ندارند ولی حضرت امام اینجا تفصیل قایل می شوند و شهرت قدمایی را معتبر می دانند. به این بیان که فتاوی قدما برگرفته از نصوص معصومین علیهم السلام است و کمترین تصرف اجتهادی در آن رخ داده است و لذا کاشف نوعی، بلکه شخصی از نظر معصوم است و همین اختلاف اصولی تأثیر شگرفی در فتاوی این دو بزرگ نهاده است و رجوع به کتب فتواییشان گویای این ادعا است البته مرحوم امام به مقبوله عمربن حنظله هم تمسک می کنند که مرحوم اقای خویی سندا و دلالتا آن را نمی پذیرند.
ابعاد گوناگون علمی امام
استاد فروزان فر خاطرنشان کرد: مرحوم امام رضوان الله تعالی علیه ابعاد گوناگون علمی را در خود جمع کردند که هر کدام از اینها شاید کار یک عالم در طول عمرش است. امام در عرفان نظری، در فلسفه، در فقه و در اصول از جایگاه طراز اول برخوردار هستند و اینها کافی است تا شخصیتی را در حوزه برجسته کند و اگر عالمی مورد توفیق الهی باشد و ممحض در علم باشد، بیشتر از آنچه که امام به دست آورد را بعید است به دست آورد.
وی افزود: فقاهت امام، فقاهت قابل قبولی است؛ اصولی که مرحوم امام در پی آن بودند، ساختارمند است که البته اصولی واقع بین و هماهنگ با فهم عرف عام است و اجزاء آن به هم مرتبط هستند.
استاد مجتبی فروزان فر در ادامه بیان ابعاد علمی امام راحل رحمت الله علیه، به جایگاه فلسفی امام اشاره کرد و در این باره افزود: امام قبل از ورود علامه طباطبایی رضوان الله علیه به قم، یکی از چند استاد معدود فلسفه در قم بودند.
وی افزود: امام با در نظر گرفتن حضور شیخ مهدی مازندرانی و علامه طباطبایی که دو استاد بزرگ فلسفه قم در آن زمان بودند، نیاز به تدریس آن را رفع شده می دیدند و از این رو تدریس فلسفه را کنار گذاشتند و به کار فقه و اصول پرداختند.
وی دراین زمینه اضافه نمود: بزرگانی مانند فرزند آیت الله شیخ مرتضی حائری، مرحوم آقا رضا صدر که هر کدام از بزرگان حوزه و از فحول علما بوده اند، نزد امام رضوان الله علیه منظومه خوانده اند.
بیان شیخ مرتضی حائری
این استاد سطوح خارج حوزه به کلامی از شیخ مرتضی حائری اشاره کرد که گفتند: «اگر مرحوم ملاصدرای شیرازی نیز دوباره زنده شوند، نمی تواند بهتر از امام منظومه را توضیح بدهد.» این بیان، شهادت یک فرد ملّای درجه یک حوزه است.
بیان دکتر مهدی حائری
وی افزود: دکتر مهدی حائری که دارای دکترای فلسفه و عضو هیئت علمی یکی از دانشگاه های کانادا بوده است؛ ارادت عمیقی از حیث علمی به امام داشت؛ ایشان در شرح حال خود می گوید: «در فهم کلامی از محی الدین ابن عربی دچار مشکل شدم، هیچ کس را نیافتم که این معضل را حل کند، تنها کسی را که واجد صلاحیت یافتم، امام خمینی است.»
استاد فروزان فر خاطرنشان کرد: امام در عرفان نظری تقریبا جزو نوادر زمان خود است. امام در بیست و هشت سالگی دعای سحر را شرحی عرفانی می زند.
وی افزود: کسی را بعد از اساتید ایشان از معاصران نمی شناسیم که همچون ایشان مبانی عرفان نظری را کسب کرده و نسبت به آنها مسلط باشد؛ حتی استاد جلال آشتیانی، عرفان شناسِ معاصر و استاد ممتاز دانشگاه مشهد و تهران در عرفان نظری امام را بر علامه طباطبایی ترجیح می دادند.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: استاد سید جلال آشتیانی که خود از شاگردان مرحوم امام، علامه طباطبایی و همینطور علامه قزوینی بوده است، درباره امام خاطرنشان می کنند: «در زمان معاصر کسی مانند آقای خمینی تلقّی واسع، روشن، سلیس و درست از مبانی عرفانی ندارد.» این مطلب شهادت استاد بزرگ عرفان نظری حوزه و دانشگاه است.
وی بعد از بیان شهادت این استاد بزرگ عرفان نظری، یعنی استاد سید جلال آشتیانی در مورد حضرت امام، افزود: من نمی خواهم حضرت امام را در همه ابعاد بر علامه طباطبایی ترجیح داده باشم خیر علامه طباطبائی عمده عمر خود را در انواع فلسفه و تربیت شاگردانی نهادند که با نقل این میراث علمی گرانمایه بیشترین خدمت را به علم و جو دینی جامعه و دفع شبهات اعتقادی به ویژه جوانان کردند درجاتشان متعالی باد اما مرحوم امام در حکمت متعالیه که برآیند فلسفه ها است، شاگردانی در طراز آقا رضا صدر تربیت کرده است که خود از اساتید برجسته فلسفه و فصوص هستند.
وحدت وجود
استاد فروزان فر خاطرنشان کرد: مسائل علمی، وقتی پیچیدگی پیدا می کند، نمی توانیم به راحتی فتوا به له یا علیه آنها بدهیم.
وی افزود: یکی از شالوده های حکمت متعالیه بحث وحدت وجود است که ثابت واقعی در خارج جز وجود و آن هم ذات مقدس الهی نیست.
استاد فروزان فر خاطرنشان کرد: کلام اصالت الماهوی ها در اینجا رنگ می بازد و اصالت الوجودی ها کلامشان محکّم است. اگر چه مشائی ها هم بر اصالت الوجود تأکید داشتند، اما امتیاز حکمت متعالیه بر آن است که قائل به وحدت حقیقت خارجیه است.
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم تأکید کرد: نمی توانیم ملتزمین به وحدت وجود را به اسم معتقدان به وحدت وجود تفسیق یا تکفیر کنیم؛ این در حالی است که می بینیم به راحتی در برخی رساله ها نوشته شده، معتقدان به وحدت وجود کافر هستند.
وی افزود: مرحوم آشیخ ابوالحسن رفیعی قزوینی استاد فلسفه امام که از مراجع تقلید معاصر قلمداد می شوند، شخصِ مرحوم امام و مرحوم علامه رضوان الله علیهم از جمله قائلین به وحدت وجود هستند.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: امام قائل به «وحدت وجود و موجود» است. می بینیم که امام راحل ما، نگاه عرفانی خالص دارد.
استاد فروزان فر خاطرنشان کرد: اگر کسی مبانی اصولی قوی داشته باشد، در فقاهت اشتباه کمتری مرتکب می شود. زمانی اصل عملی را به جان اماره می انداختند تا اینکه شیخ انصاری حکومت اماره بر اصل عملی را مطرح کردند.
این استاد مؤسسه فقهی امام خمینی افزود: فقه ایشان در عین حال که «عرف محور» است اما در عین حال از مبانی عمیق اصولی برخوردار است که البته باید گفت مبانی ایشان در این زمینه هم مغفول واقع شده است؛
وی اضافه نمود: مرحوم امام هم در برداشت های فکریشان علاوه بر اینکه مبانی عمیق اصولی دارند از«ذوق عرفی» سرشاری هم بهره می برند.
استاد فروزان فر خاطرنشان کرد: یکی از مواردی که در این زمینه می توان تا حدی به آن اشاره کرد، آن است که مرحوم امام آنقدر به جایگاه عرف توجه دارد که نه تنها در «تشخیص مفاهیم عناوین موضوعات» که در لسان شرع بیان شده است، به عرف رجوع می کند، حتی در «تشخیص مصداق» هم عرف را محکم می داند. به خلاف بزرگان نجف و سردمدار این فکر یعنی آیت الله العظمی خویی.
وی در نگرش آیت الله خویی در این زمینه افزود: ایشان گرچه در «تشخیص مفاهیم»، عرف را ملاک قرار می دهند، اما در «تشخیص مصداق یابی»، می فرماید: دقت عقلی معیار است، یعنی در مصادیق خارجی، دیگر جای فهم عرف نیست، بلکه جای دقت عقلی است.
این استاد حوزه علمیه قم ضمن اشاره به مخالفت امام با مبنای آیت الله خویی در این زمینه، افزود: مگر نه این است این عناوین وارد عرف شده است؛ مگر نه این است که شارع به زبان عرف سخن گفته است پس همان گونه که فهم این معنا و مفهوم موضوعات با عرف است، تطبیق آن بر مصادیق هم با عرف است.
وی خاطرنشان کرد: البته حضرت امام فرق می گذارند بین «عرف جدی» و «عرف مسامحه ای»، ایشان می گوید در تشخیص مفاهیم، عرف معیار است، ولو «عرف مسامحه ای». یعنی آنچه را که عرف متعارف و مسامحه ای و همگانی در ارتکاز دارد، همان مفادّ و معنای مأخوذ در لسان دلیل است ولی در باب تطبیق، همان عرف ملاک است، اما به دقت دیگر نباید در آن تسامح را دخیل کنیم. این مسائل حاوی دقت های لطیف امام راحل است.
استاد فروزان فر در بخش دیگر از بیان مبانی اصولی امام، به قانونی بودن احکام اشاره کرد و ضمن اشاره به تعبیر «قانون برای احکام» توسط مرحوم آخوند، خاطرنشان کرد: به نظر من، بیان قانونی بودن احکام که در کلام امام آمده است، نظری ابداعی است؛
وی در این باره افزود: البته خیلی هم با قاطعیت نمی گویم؛ اما تا آنجا که تحقیق کرده ام، قبل از امام کسی این بیان را نداشته است؛ یعنی مرحوم امام معتقد هستند که احکام به نحو قانونی جعل شده است.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در مقابل نظر «قانونی بودن احکام»، نظر «انحلالی بودن احکام» مطرح است که شاید بیشتر فضای مدرسی را پر کرده باشد. از جمله کسانی که قائل به انحلالی بودن احکام هستند، می توان به مرحوم علامه نائینی و شاگرد بارزشان مرحوم محقق خویی اشاره کرد.
مراتب حکم
استاد مجتبی فروزان فر در ادامه به مراتب احکام پرداخت.
این استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: وقتی احکام از طرف شارع جعل می شوند، جعل یعنی انشاء اعتباری؛ البته ما اعتبار شخصی هم داریم؛ مثلا خدای متعال در قرآن کریم به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر نماز شب فرمان می دهد که نشان دهنده جعل شخصی برای حضرت است و بر امت وجوب ندارد.
وی افزود: ما با جعل شخصی کار نداریم، بلکه به دنبال جعل احکام برای کل امت هستیم.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: در این رابطه، ابتدا شارع متعلق حکم را تصور می کند؛ در مقام تصور، مناط هایی وجود دارد؛ مثلا در نماز مناط هایی چون مصلحت روند و در مسیر تکامل انسان بودن وجود دارد؛ کما اینکه شرب خمر نیز مفاسدی دارد که مصحح جعل حرمت می باشد؛
وی اضافه نمود: خداوند ابتدا مصالح و مفاسد را می بیند؛ در نفس شارع انقداح محبت و یا بغض می شود بعد از آن اراده یا کراهت پیش می آید بعد از این مرحله اعتبار حرمت یا اعتبار وجوب پیش می آید.
استاد فروزان فر افزود: اعتبار وجوب یا حرمت بر همان مفهوم کلی که از همان عنوان تصور شده است، قرار گرفته است؛
وی خاطرنشان کرد: یعنی شرب خمر به عنوان یک مفهوم کلی تصور می شود و جعل حرمت بر آن اعتبار و انشاء می گردد؛ به این فرآیند مقام انشاء می گویند و می دانیم مقام انشاء، مقام جعل و اعتبار است.
این استاد حوزه علمیه بعد از بیان این فرآیند، خاطرنشان کرد: فرآیند جعل، یک امر تکوینی است، اما مجعول امری اعتباری است؛ نفس اعتبار، فعل نفس است و از این رو تکوینی لحاظ می شود؛ اما معتبر یک امر اعتباری است؛ مانند وجوبی که برای نماز جعل می شود، وجوب اعتباری پایدار است و تا نسخ نشود دایما باقیست.
وی افزود: تا قبل از بلوغ تکلیفی نیست، اما بعد از بلوغ، موضوع برای فعلیت وجوب این حکم تکلیفی صلاه برای من در این مقطع زمانی، فعلی می شود. یعنی آن حکم کلی که شارع جعل کرده، گریبان من را می گیرد. به این گریبان گیری مقام فعلیت می گوییم.
استاد فروزان فر خاطرنشان کرد: این امر، یک حکم کلی جعل شده و برای همه یکسان تا روز قیامت است؛ اگر شراب در دسترس نیست، پس برای ما فعلی نیست؛ هر وقت در دسترس ما قرار گرفت و امکان شرب آن برای من ممکن بود، آن موقع حکم برای ما فعلی می شود. پس در واقع فعلیت، مرتبه ای از مراتب حکم است.
وی افزود: حکم در ابتداء انشاء می شود؛ یعنی اعتبار و حکم به نحو مثلا قضیه حقیقیه و با تصور ماهیت کلیه متعلق و موضوع مانند «فعل شرب خمر» واقع می گردد؛ اما در فعلیت حکم مجعول برای هر مکلفی، منوط به تحقق موضوع با تمام قیود آن ست.
این استاد خارج حوزه افزود: به تعبیر دیگر انقداح اراده و کراهت جدی مولا در میان است تا قبل از تحقق موضوع، مولا اراده فعلی ندارد و حکم نسبت به من انشائی است. چه موقع فعلی می شود؟ وقتی موضوع برای من فعلی شده باشد یعنی در خارج با تمام قیود موجود شود. آنچه گفتیم از حصول اراده و کراهت جدی به دنبال تحقق موضوع که از آن تعبیر به مرحله فعلیت کردیم، طبق مبنای آخوند و امام است ولی آقای خویی اصلا مرحله فعلیت را مربوط به شارع نمی داند و صرفا منوط به تحقق موضوع می دانند که مربوط به واقع و تکوین است و قوام حکم را به انشای به داعی بعث و زجر می دانند که در مرحله جعل واقع می شود و حالت منتظره ای از تحقق موضوع در خارج که آن هم تکوینی است ندارد.
استاد فروزان فر افزود: می توان گفت در این رابطه دو دیدگاه وجود دارد؛ دیدگاه مشهور که قایل به دو مرحله شرعی برای حکمند، انشا و فعلیت و این مختار امام و اخوند و شاید مشهور است و دیدگاه دوم از آن علامه نایینی و محقق خویی است که حکم را یک مرحله ای می بینند. نایینی حقیقت حکم را فعلیت و مرحوم خویی انشا می دانند.
وی خاطرنشان کرد: مرحوم آقای نائینی از مشهور جدا شده است؛ مشهور قائل به انحلال عقلی است؛ یعنی احکام جعل شده، اما به تعداد موضوعاتی که در خارج داریم؛ هر کدام از مصادیقش را که بخواهیم لحاظ کنیم، حکم به تعداد موضوعات خارجی منحل می شود.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: اگر مولا می گوید: «صل»، به تعداد کلّ مکلفینی که شرایط را داشته باشند، حکم صلاة برای آنها فعلی می شود؛ یعنی به تعداد مکلفین، احکام منحلّه انشائیه داریم و البته تعداد حکم های منحلّه را تنها خدا می داند.
وی اضافه نمود: این انحلال، عقلی است؛ چون شارع در فرآیند تحقق موضوع کاری نمی کند و تنها در عالم خارج است که موضوع قهرا محقق می شود و از آن جهت که شارع حکم را به موضوع کلی برده است، بر موضوع انطباق قهری پیدا می کند و انحلال ایجاد می شود و این انحلال عقلی است.
استاد فروزان فر خاطرنشان کرد: اما مرحوم نائینی قائل بر انحلال شرعی است؛ ایشان می گوید: ما از همان ابتدا چیزی به نام مقام «انشاء» در مقابل مقام «فعلیت» نداریم؛ حکم، یک مقام بیشتر ندارد و آن هم مقام «فعلیت» است.
وی در توضیح بیشتر افزود: یعنی از همان ابتدا که شارع جعل حکم می کند، گویی تمام مکلفین با تمام شرایطشان را تا روز قیامت می بیند و حکم را برای تک تک کسانی اعتبار می کند که شرایطشان فعلی می شود. یعنی احکام فعلی را اعتبار می کند.
این استاد خارج حوزه در این رابطه افزود: سؤال این است که مگر شارع می تواند تمام مکلفین را تا روز قیامت با شرایط و قیود ببیند؟ معنای این سخن اینست که تشریع فرایندی مستمر خواهد بود با اینکه به ضرورت و اجماع تشریع فرایندی دفعی داشته و پایان پذیرفته است؛ مرحوم نائینی می گوید: در اینجا همان تعبیری را داریم که در «وضع عام، موضوع له خاص»، در خصوص معانی حرفیه داشتیم.
وی خاطرنشان کرد: تمام معانی حرفیه که جزئی حقیقیه است را در نظر نمی گرفتیم؛ اما عنوان کلی به آنها می دادیم؛ یعنی واضع، یک عنوان کلی را تصور می کند، از مرآت آن معنای اسمی تمام حقایق رابط، یعنی معانی حرفی را می بیند و این انحلال شرعی است.
استاد فروزان فر افزود: مرحوم امام به شدت با این کلام مرحوم نائینی مخالفت می کنند و می فرمایند: حتی تصور این حرف هم غلط است. حتی در جعل عقلا هم شاهد هستیم که عقلا چنین جعل نمی کنند؛ بلکه به نحو کلی قانونی را وضع می کنند؛ به این صورت که حکم کلی بر عناوین کلی قرار گرفته است. این عناوین کلی انطباق قهری بر مصادیق دارد و دست ما نیست که انطباق بدهیم یا انطباق ندهیم.
وی افزود: حکم بر مفهوم و عنوان اخذ شده، قرار می گیرد و دیگر این حکم قهرا بر روی مکلفین می رود و این انطباق قهری است که ربطی هم به ما ندارد و انحلال هم ندارد زیرا یک حکم بیشتر نیست و تا قیامت هم همان یک حکم است اما انطباق همین حکم بر مصادیق قهری است.
وی خاطرنشان کرد: پس این انطباق قهری تنافی با آن جعل واحد و انشاء واحد ندارد. از این رو امام انحلال را نمی پذیرند.
دیدگاه امام:
استاد فروزان فر افزود: دیدگاه امام این است که احکام به نحو کلی قانونی جعل می شود که این مقام برای شارع است. زمانی فعلیت می یابد که در موضوعات در عالم خارج محقق بشوند البته تخصیصات و تقییدات هم به طور کامل ورود پیدا کرده، در آن صورت احکام انشائی برای مکلف فعلی می شود.
وی خاطرنشان کرد: البته در مقام فعلیت چون مقام انقداح است، مقام اراده و کراهت جدی از طرف شارع است، در واقع این مراتب فعلیت هم از مراتب حکمی است.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: طبق نظر آیت الله خویی رحمت الله علیه مرتبه فعلی جزو مراتب حکم نیست؛ حکم تنها یک مرتبه دارد و آن هم انشاء است؛ بر خلاف استادشان جناب مرحوم نائینی که می گفتند: حکم تنها یک مرحله دارد و آن هم فعلیت است.
وی در تبیین کلام مرحوم خویی بیان کرد: تنها مرحله حکم، انشاء است و فعلیت یک امر قهری عقلی است؛ در عالم خارج موضوع یا محقق می شود و یا نمی شود؛ اگر محقق شد، فعلی می شود و اگر هم محقق نشد، برای آن فرد فعلی نمی شود و این مسأله دست شارع نیست؛ از این رو از مراتب حکم هم نیست.
وی افزود: اما مرحوم امام هر دو را می پذیرند و می فرمایند: حکم دارای دو مرتبه است؛ هم مرتبه انشاء و هم مرتبه فعلیت را دارد؛ البته مرحوم امام قائل به این هستند که برخی از احکام مرتبه فعلیت ندارند.
این استاد سطوح خارج در تبیین بیشتر کلام اخیر امام اضافه نمود: آن احکامی که منتهی به امام عصر علیه السلام است؛ اگر حکمی نزد امام عصر علیه السلام بود که برای ما ابلاغ نشده است، اما انشاء شده، به فعلیت نرسیده است. اما در عمده احکام که محل بحث ما است، مقام انشاء وجود دارد و همین طور، مقام فعلیت.
استاد فروزان فر خاطرنشان کرد: در مورد مقام انشاء، نعت آن همان نعت قانون است، یعنی حکم بر روی عنوان کلی و روی طبیعت، می رود نه به صورت قضیه طبیعیه که موطن تحقق آن هم ذهن است بلکه به صورت قضیه قانونیه که موازی حقیقیه است؛ مانند جعل وجوب و حرمت برای طبیعت صلاة یا طبیعت شرب خمر؛ اما فعلیت آن به این است که احکام به نحو عمومات یا اطلاقی بیان شده است، مانند: «اقیموا الصلاة» در این رابطه اگر مخصصات و مقیداتی دارند باید ذکر شوند.
وی افزود: باید حکم شارع از جنبه مطلقات و مقیدات روشن بشود، اگر موضوع در خارج محقق شد و مکلف مرتبط با موضوع شد، البته موضوع همان مکلف است، با تمام قیودی که دارد، حکم فعلی می شود، یعنی آن بعث و زجر انشائی، به بعث و زجر واقعی می رسد.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: لازمه این کلام امام، آن است که امام باید قائل شود در مقام جعل حکم، عناوین کلی به نحو قانونی است و اصولا مکلفین دیده نمی شوند؛ چرا که حکم روی عنوان رفته است؛ این حکم با این شرایط و با این قیودات طلب شده است؛ اما اصلا مکلفین در آن دیده نشده اند کما اینکه در سایر وضع قوانین بشری هم به همین نحو است.
وی در تکمیل کلام امام افزود: این قوانینی که مولا در مقام انشاء جعل می کند، مشترک بین عالم، جاهل، قادر، عاجز، ملتفت و غیر ملتفت است. از این رو مشهور می گوید: شارع، تکالیف را از عاجز نمی خواهد بلکه احکامش فقط مربوط به قادر است، از غیر ملتفت نمی خواهد و فقط برای ملتفت است؛ بر غیر مبتلا به نیست و فقط برای امور مبتلا به است، چون تکلیف عاجز و غیر ملتفت قبیح است.
استاد فروزان فر اضافه کردند: از دیدگاه امام هیچ یک از این قیود وجود ندارد، اصلا مکلف لحاظ نشده است که ببینیم قادر و ملتفت و بالغ هست یا نیست. تکلیف منتفی نیست، نهایت آن است که مکلف تکلیف دارد اما تنجیز ندارد و منجز نشده است؛ به تعبیر دیگر از بابت مخالفت، عقاب نمی شود.
وی تأکید کرد: در واقع تکلیف کردن عاجز قبیح نیست، عقاب کردن شخص عاجز است که قبیح است.
نتایج این مسأله
این استاد حوزه علمیه قم، در ادامه این مسأله، به نتایج آن اشاره کرد و افزود: امام از این مسأله در جاهای مختلف استفاده کرده است.
ترتب
وی خاطرنشان کرد: مسأله ترتب که یکی از مسائل پر پیچ و خم اصولی است و برخی از بزرگان، شدیدا به ترتب ملتزم هستند و از جمله قائلین آن، مرحوم خویی و برخی از شاگردان ایشان هستند.
استاد فروزان فر افزود: مرحوم امام «ترتب» را قبول ندارند و در ادامه می گویند: برای آن اهدافی که شما به دنبال آن هستید، ما نیاز به ترتب نداریم؛ نفس جعل احکام به نحو قانونی، جایگزین نیاز ما و جایگزین قول به ترتب است که احساس نیاز به آن کردیم.
وی در این راستا به مثال معروف ترتب پرداخت: ما به تنجیس مسجد مبتلا هستیم و می دانیم تطهیر مسجد واجب فوری کفایی است؛ از آن طرف، وقت نماز هم هست و نماز باید خوانده بشود که البته وقت نماز توسعه دارد.
وی افزود: این بیان صغرای باب تزاحم است که دو واجب بر عهده من است که متناقض نیستند اما تزاحم دارند و امکان امتثال هر دو را در یک زمان نداریم؛ آن شخص از باب اهمّ و مهمّ، مکلف بر تطهیر مسجد است.
استاد فروزان فر خاطرنشان کرد: آیا در آن زمان که حکم تطهیر مسجد بر او منجز شده است، حکم نماز هم، هم زمان بر او فعلی است؟ آقایان می گویند: امکان ندارد؛ و الا لازمه اش طلب الضدین است؛ از این رو برای حلّ مشکل می گویند می توانیم آن را از طلب الضدین خارج کنیم و بگوییم: امر به صلاة مقید به عصیان وجوب ازاله نجاست از مسجد است.
وی افزود: این حکم ترتب است که البته مرحوم آخوند شدیدا آن را نفی می کند اما برخی از بزرگان مانند مرحوم صدر و مرحوم خویی به این مسأله پاسخ می دهند.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: امام اصلا وارد این بحث ها نمی شود و می گوید: هر دو امر، فعلی است؛ هیچ مشکلی هم پیش نمی آید؛ طلب الضدین هم نمی شود و طلب الضدین اشکالی ندارد.
وی خاطرنشان کرد: اگر بگویید امتثال آن مقدور نیست، می گوییم نباشد؛ مگر ما تکالیف را مقیّد به قدرت کردیم؟ خیر! بلکه تکلیف به نحو قانونی است؛ به شما گفتیم که هر موقع امکانش بود، «صلّ صلاة الظهر»؛ از آن طرف هم به شما گفتیم: «اذا کان المسجد نجسا، ازل النجاسة».
وی افزود: هر دو جعل و هر دو اعتبار وجود دارد و هر دو حکم هم وجود دارد؛ پس مشکلی وجود ندارد؛ پس اگر واجب اهمّ را انجام دادیم، می بینیم که حکم شارع هم اهمّ است و آن را امتثال کردیم و هیچ عصیان هم نکردیم؛
بطلان نماز
استاد فروزان فر در ادامه بحث، به این سؤال پرداخت: اگر عصیان کردیم و ازاله نجاست نکرده، سراغ نماز رفتیم، آیا نماز باطل است؟
وی افزود: برخی از بزرگان بر این قائل بودند که نماز در این حالت باطل است؛ اما بزرگانی مانند آیت الله خویی و دیگران گفتند: نماز درست است؛ زیرا جمع بین دو امر مطلق نیست تا لازمه آن، طلب الضدین بشود؛ بلکه مشروط است یعنی شارع به لزوم ازاله امر مطلق و به نماز امر مشروط به عصیان امر ازاله کرده اند و در این صورت اشکالی پیش نمی آید.
وی در ادامه به بیان دیدگاه امام خمینی پرداخت: امام اصلا وارد این بحث ها نمی شود و می گوید: نمازش درست است و نیاز به حمل مشروط هم ندارد بلکه هر دو حکم هم مطلق است؛ نهایت امر، آن است که چون تکلیف اهم را انجام نداده است، عذاب می شود؛ اما نمازش امر دارد و به آن امر اطاعت شده است.
علم اجمالی
استاد فروزان فر در ادامه به یکی دیگر از ثمرات قانونیت احکام پرداخت: یکی از شرایط منجزیت علم اجمالی آن است که برخی از اطراف از محل ابتلا خارج نباشد؛ که اگر خارج باشد، تنجیزی برای طرف دیگر علم اجمالی باقی نمی ماند.
وی مخالفت امام با این دیدگاه را بیان کرده، افزود: ولو اینکه بخشی از علم اجمالی خارج بشود، تنجیز برای بقیه همچنان باقی هست، چون امام بنا بر دیدگاه قانونیت احکام، معتقد است تکالیف از ابتدا مقید به قدرت یا مقید به عدم خروج از محل ابتلا نبوده است و از این رو تنجیز به قوت خود باقی است.
شک در قدرت
این استاد مؤسسه فقهی امام خمینی در ادامه بیان نتایج اعتقاد به «قانونیت احکام» به مسأله «شک در قدرت» اشاره کرد و افزود: در این مسأله بحث است که آیا به اصل برائت تمسک شود زیرا شک در قید تکلیف یعنی شک در تکلیف که البته آن هم باید بررسی شود که مجرای اصل برائت است یا خیر؟ می دانیم که این مسأله نتایج فقهی عجیبی دارد که برخی از فقها زیر بار آن نمی روند و در صدد حل مشکل آن هستند.
وی به دیدگاه امام در این باره پرداخت: اصولا قدرت، شرط در انجام تکلیف نیست تا در نهایت به اصل برائت منجر بشود. تکلیفی به تو واصل شده، منجز است، شک در قدرت داشتن، شک در امتثال است؛ شک در امتثال هم محل برائت نیست و باید احتیاط کند.
دیدگاه امام درباره: «الماهیة یوجد بفرد منها و ینعدم بجمیع افرادها»
استاد فروزان فر در ادامه بیان دیدگاه های ابداعی مرحوم امام، به کلام مشهور اصولیون اشاره کرد که می گویند: «الماهیة یوجد بفرد منها و ینعدم بجمیع افرادها» یا «لا تنعدم الماهیة الا بانعدام تمام افرادها».
وی افزود: مرحوم امام این قاعده را قبول ندارند و می فرماید: همان طور که «الماهیة یوجد بفرد منها»، همان طور هم «ینعدم بفرد منها»؛ یعنی لازم نیست تمام افرادش منتفی شود تا ماهیت هم منتفی بشود.
این استاد مؤسسه فقهی امام خمینی خاطرنشان کرد: روشن شدن این امر به تبیین درست وجود کلی طبیعی در خارج بر می گردد؛ کلی طبیعی با کلی عقلی یا کلی منطقی متفاوت است.
وی افزود: منظور از کلی طبیعی همان طبایعی است که در عالم خارج وجود دارد، این طبایع وقتی در ذهن تصور می شوند و از ممیزات شخصیه جدا می گردند، مفهومی کلی از طبیعت در ذهن ایجاد می شود که به آن «کلی طبیعی» می گویند؛
وی در همین رابطه به مثالی پرداخت: تصوری که از انسان کلی داریم؛ «انسان» بدون هیچ قیدی، کلی است که «ینطبق علی کثیرین» که البته مفهوم «ینطبق علی کثیرین»، خود، «کلی منطقی» است و از موضوعات علم منطق است.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: اگر خود انسان را ببینیم، انسان همان کلی طبیعیه ای است که قابلیت صدق بر کثیرین را دارد این انسان با نعت کلی اش را، کلی طبیعی می دانیم.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: بحث در این است که آیا این کلی طبیعی در خارج هم موجود است و یا اینکه تنها در ذهن است که موجود است.
وی کلام علما را بیان کرد که می گویند: کلی طبیعی در خارج هیچ گونه وجودی ندارد؛ زیرا خارج موطن کلیت به معنای انطباق علی کثیرین نیست؛ انطباق علی کثیرین ظرف ذهن است و خارج ظرف تشخص و شخصیت است و اصولا در خارج کلیت معنا ندارد.
استاد فروزان فر افزود: بوعلی سینا در اشارات کلامی را به رجل همدانی نسبت می دهد و با مذمت هم از او یاد می کند. آن رجل همدانی فکر می کرد که کلیت در خارج موجود می تواند باشد؛ بوعلی او را تمسخر می کند و می گوید: اصولا کلیت چیزی نیست که در خارج قابلیت تحقق داشته باشد.
وی افزود: آنچه در خارج بیاید، شخصی است. حتی وجود بی حدّ و حصر خدای متعال؛ که ذات وجود مبارک الله تعالی لایتناهی است اما در عین حال انطباق علی کثیرین ندارد و یک مصداق دارد.
این استاد حوزه علمیه قم بعد از بیان این نکات، خاطرنشان کرد: اگر با این نگاه، بنگریم درست است که کلی طبیعی در خارج نیست؛ اما آنچه امام می فرماید که کلی طبیعی در خارج وجود دارد، مراد، «نفس الطبیعة» است.
وی در ادامه بیان امام افزود: تعبیر درستش این است که «نفس الطبیعة محقق فی الخارج»؛ نه آنکه به مصداقش محقق باشد، بلکه واقعا به تعین افراد محقق است.
وی خاطرنشان کرد: یعنی زید که در عالم خارج موجود است، چنین نیست که هم زید موجود است و انسان موجود است و زید مصداق انسان است اما خود انسان نیست؛ خیر، بلکه زید انسان است؛ خاصیت طبایع همین است. طبایع در خارج «متحقق بوجود الافراد»؛ لذا «له وجود شخصی» می شود.
استاد فروزان فر افزود: از این رو برای سهولت در تعبیر در هر دو جا تسامحا به کلی طبیعی تعبیر می کنیم؛ کلی طبیعی در ذهن با کلی طبیعی در خارج متفاوت خواهد بود.
وی افزود: تعبیر درست آن است که طبیعت دو نحوه وجود دارد، یا در ذهن موجود می شود، وجود کلی می یابد، یا در خارج موجود می شود که وجود شخصی است. پس تعبیر «کلی طبیعی» تسامحی است و تعبیر درستش «نفس الطبیعة» است.
وی در ادامه به این سؤال پرداخت: آیا یک انسان در عالم خارج داریم یا انسان ها داریم؟
این استاد حوزه علمیه قم افزود: امام با مرحوم آخوند اختلاف دارد؛ آخوند قائل به این است که: «طبیعت یوجد بوجود فرد منها فی خارج؛ و لا ینعدم الا بانعدام جمیع افرادها»
وی در ادامه به پاسخ امام به آخوند و از قول ایشان بیان کرد: اولا فلاسفه حرف شما را نمی زنند. ملاصدرا می گوید: انسانها هستند. بله! تمام انسان ها یک قدر جامع مشترک دارند که همان «انسان کلی» است که ما در ذهن تصور می کنیم و «ینطبق علی کثیرین»؛ اما همین طبیعتی که در خارج، وجود شخصی یافته، این انسان شخصی، غیر از آن انسان شخصی است و این غیر از انسان شخصی دیگر است.
وی افزود: نتیجه کلام امام آن است که انسان ها موجودند و به وجود هر فرد یک انسان محقق است، همان طور که وجود آن انسان و آن طبیعت به وجود این فرد است، انعدام آن طبیعت هم به انعدام این فرد است؛ پس همان طور که «یوجد تلک الطبیعه بوجود فرد منها»، «تنعدم تلک الطبیعه بانعدام فردها ذاک».
وی افزود: البته انعدام طبیعت به انعدام فردی، تنافی با ثبوت طبیعت با ثبوت فرد دیگر ندارد؛ چه اشکالی دارد که بگوییم طبیعت انسان هم موجودة و هم معدومة. آن انسان متحقق به تحقق زید است و این انسان منعدم به انعدام بکر. نقد دیگری که امام به اخوند دارند این است که اخوند با استفاده از کلام فلاسفه که می گوید «الماهیه من حیث هی لیست الا هی » نتیجه میگیرد پس احکام تعلق به ماهیت نمی تواند بگیرد زیرا او غیر از خودش چیزی نیست و لذا باید حکم به وجود ماهیت تعلق بگیرد.
نقد امام
مرحوم اخوند کلام فلاسفه را درست تلقی نکرده اند زیرا آن عبارت ناظر به مقام مفهوم و ذات ماهیت است یعنی هر ماهیت در مقام مفهوم و به حمل اولی خودش است و اجزای مفهومیش نه چیز دیگر اما به لحاظ مصداقی می تواند معروض اوصاف خارج از صقع ماهوی شود و تعلق وجوب مثلا به وجود ماهیت که مدعای آخوند است کلا غلط است زیرا وجود ظرف سقوط تکلیف است نه ثبوت.
وی افزود: آخوند در بحث اجتماع یا امتناع امر و نهی در شیء واحد نیز این امر را دارد.
استاد فروزان فر خاطرنشان کرد: این بحث، صغرای بحث اجتماع ضدین می شود، می دانیم که اجتماع ضدین محال است.
وی افزود: مرحوم آخوند امتناعی است؛ اما مرحوم امام قائل به جواز اجتماع امر و نهی در عنوان هستند؛ چون می گویند: احکام به عناوین تعلق می گیرند، نه به معنونات خارجی.
وی اضافه نمود: آنجا که آخوند می فرماید: «الطبایع من حیث هی، لیست الا هی» یعنی «الماهیة من حیث هی لیست الا هی»، این فرمایش آخوند درست نیست؛ یعنی قول فلاسفه درست است، اما استعمال آخوند از کلمه فلاسفه بی جا است.
این استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: فلاسفه این حرف را دارند، از این رو وقتی ماهیت را تبیین می کنند، می گویند: ماهیت متصف به امکان خاص است؛ یعنی «ماهیة من حیث هی، لیست موجودة و لا معدومه»، به نحو سالبه محصّله؛ یعنی وقتی از مقام ماهیت نفی ضرورت وجود و ضرورت عدم می شود، ماهیت، ماهیت ممکنه می شود.
وی افزود: از این رو امکان خاص سلب و ضرورت است. ماهیت یکی از اوصافش، امکان خاص است، یعنی ماهیت در مقام ذات است و متصف به امکان خاصّه است.
وی در ادامه نتیجه گرفت: پس ماهیت در مقام ذات و ممکنه به امکان خاص است، امکان خاص هم سالبه محصله است؛ این وصف هم که وجودی نیست، عدمی است، یعنی سلب الوجود و سلب العدم است، پس «ماهیة من حیث هی لیست الا هی» و خودش هست.
وی افزود: حالا که ماهیت خودش هست، معنا ندارد که بگوییم مولا به ماهیت امر کرد، ماهیت قرار شد غیر از خودش هیچ نباشد.
وی خاطرنشان کرد: مرحوم آخوند از آن قاعده فلسفی، در اجتماع امر و نهی استفاده می کند و می گوید: حال که این قاعده را داریم، امر و نهی به مصداق تعلق می گیرد؛ اگر به مصداق تعلق بگیرد و نه به ماهیت، پس معنایش این است که نماز در زمین غصبی باطل است، زیرا طلب و نهی مولا به ماهیت نمی تواند بخورد، بلکه باید به فرد موجود بخورد.
استاد فروزان فر افزود: حال این عمل خارجی که در خارج در حال انجام آن هست، یا باید مأمور به باشد و یا منهی عنه؛ جمع بین هر دو امکان ندارد. جمع بین هر دو یعنی جمع بین ضدین، که امکان ندارد.
وی خاطرنشان کرد: بسیاری از علما کلام آخوند را قبول کردند، اما امام می فرماید: استفاده از این قاعده عقلی از سوی آخوند نابجا است.
وی افزود: این قاعده عقلی که می گوییم: «الماهیة من حیث هی، لیست الا هی» یا «الماهیة فی مقام الماهیة، لاموجودة و لا معدومة» حرف درستی است؛ اما جناب آخوند باید توجه می کردند که آیا به حمل اولی ماهیت را می بینند، یا به امر شایع؟
این استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: اگر به حمل اولی ببینید، معنایش مقام مفهوم است، یعنی مفاهیم و ماهیات که همان مقام جنس و فصل در آنها است، نه وجود در آن است و نه عدم؛
وی افزود: در تعریف انسان باید گفت: الانسان حیوان ناطق؛ نه حیوان موجود ناطق و نه حیوان معدوم ناطق؛ در واقع وجود و عدم هیچ ورودی در ماهیت و مفهوم ندارند، لذا در ماهیت و مفهوم هر ماهیتی خودش است. دیگر وجود و عدم، طلب و غیر طلب، امر و نهی خارج است.
وی خاطرنشان کرد: هر ماهیتی در مقام مفهوم خودش است، غیر مفهوم خودش هیچ چیزی نیست، از این رو کلام فلاسفه نظر دارد به مقام مفهومی ماهیت؛ یعنی حمل اولی؛ اما اگر می گوییم این ماهیت متعلق امر هست یا نیست، در مقام حمل شایع ماهیت و در مورد مصداق هست که می گوییم. مصداق ماهیت خود در مرتبه ذهن هست.
استاد فروزان فر افزود: شناخت مراتب ذهن بسیار مهم است؛ یک مرتبه ذهن، مرتبه ناشی از مفاهیم است، مرتبه دوم، مرتبه مصداق برای امور در ذهن است که همین ماهیت، این مصداق برای آن ماهیت مفهوم خاص، گاه معروض طلب و گاه معروض زجر قرار می گیرد؛
وی افزود: ماهیت صلاة یک مفهوم به حمل اولی دارد که نه وجود و نه عدم را شامل نمی شود و فقط خودش هست؛ اما مولا در مقام مصداق می تواند به او امر کند.
وی خاطرنشان کرد: مرحوم آخوند در ذهن مبارکشان بین حمل اولی و حمل شایع صلاة خلط کردند و این اشکال در ذهنشان ایجاد شد.
این استاد درس خارج در ادامه افزود: اوامر و نواهی به طبایع تعلق می گیرد و به خارج و مصداق سریان نمی کند؟ پس امر و نهی به عناوین و ماهیات تعلق می گیرد و از عنوان به معنون سریان نمی کند.
وی افزود: نتیجه اش این است که اتحاد در خارج در موارد اجتماع امر و نهی به مصادیق مربوط می شود؛ اما عناوین هیچ تعارضی با هم ندارند؛ از این رو عنوان متعلق امر با عنوان متعلق نهی دو عنوان است، عنوان غصب، متعلق نهی و عنوان صلاة متعلق امر است و این دو در مقام تعلقشان تنافی ندارند. از این رو نماز در مکان غصبی از لحاظ وضعی اشکالی ندارد و باطل نیست. البته گزاره های اصولی که باید مورد توجه قرار گیرد تا جایگاه حضرت امام بیش از پیش روشن شود بیشتر از این مقداریست که گفته آمد اما مجال مصاحبه تنگ است.
استاد مجتبی فروزان فر در ادامه بحث از ابعاد علمی امام، به دیدگاه ایشان و ابداعاتشان در برخی از مباحث منطقی پرداخت: مرحوم امام در مسائل منطقی هم مطالبی ابداعی برای گفتن دارد؛ حد اقل من اطلاع ندارم که در جای دیگر بیان شده باشد.
وی افزود: دیدگاه معروف برآن است که همه قضایا دارای نسبت است. این مطلب هم در منظومه مرحوم سبزواری، هم در شرح شمسیه، هم در حاشیه ملا عبدالله و هم در منطق مظفر بیان شده است که قوام قضایا به نسبت است؛ حال چه موجبه و چه سالبه، چه هلیه بسیطه و چه مرکبه.
وی خاطرنشان کرد: بر اساس دیدگاه مشهور، قضیه باید دارای موضوع و محمول و یک نسبت بین آنها باشد؛ و بعد اذعان به نسبت هم باشد که همان تصدیق است؛ «و التصدیق هو الاذعان بالنسبة.»
این استاد مؤسسه فقهی امام خمینی به ادامه کلام مشهور در این زمینه پرداخت: مقام محمول متأخر از مقام موضوع است، چون موضوع نهاد است و محمول آن گزاره، موضوعی باید باشد تا از آن خبر داده شود.
وی افزود: مرحوم امام می گویند: تمام این حرف ها اشتباه است؛ امام قضایا را به دو گونه تقسیم می کنند: قضایای مؤوله و غیر مؤوله.
قضایای غیر مؤوله:
وی خاطرنشان کرد: قضایای غیر مؤوله قضایایی هستند که محمول به نحو هو هو بر موضوع بار می شوند؛ اعم از اینکه حمل هو هو به نحو اوصاف ذاتی و یا اوصاف عرضی باشند. مثلا در «زید قائم» حمل قائم بر زید، حمل عرضی است و نه ذاتی؛ اگر چه به نحو هو هویی است؛ اگر بگوییم «زید ناطق» یا «زید حیوان» ذاتی است.
استاد فروزان فر در تبیین دقیق تر کلام امام افزود: حرف مرحوم امام این است، در قضایای غیر مؤول، صِرف وجود موضوع و محمول کفایت است و نسبت نمی خواهد. هیئت جمله خبریه، در تمام زبان ها حکایت از تصدیق و این همانی می کند.
وی افزود: زید و انسان را می دانید، قائم و زید، دو وجود هستند که حاکی از عینیت و وحدت است و نیاز نیست بگویید نسبتی میان آنها باشد.
وی در ادامه اضافه نمود: ما از هلیه بسیطه نمی توانیم جمله ساده تر گزاره ای را بیان کنیم، «زید موجود»؛ موضوع و محمول داریم، حکایت از این همانی وجود و زید به واسطه جعل هیئت خبریه است.
تصدیق:
این استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: تصدیق یک انتزاع عقلی از جمله خبری است؛ تصدیق فعل نفس ماست که در قالب جمله خبری انجام می دهیم و نیاز به توضیحات بیشتر و وجود نسبت و تصور ندارد.
قضایای مؤوله
وی افزود: قضایای مؤوله آنهایی است که به واسطه روابطی نیاز به تأویل دارد و این همانی نیست. در زید له القیام، از نسبتی حکایت می کنیم و در اینجا کلام مشهور ایرادی ندارد. تصدیق از روابطی حکایت می کند و قبول نسبت در اینجا مطابق واقع است.
این استاد خارج تأکید کرد: این مطلب امام، در بحث های منطقی، یک نوآوری است. در بحث های منطقی داریم که قضایای سالبه، نسبت سلبیه نیست؛ بلکه سلب النسبة است؛ اما اینکه در قضایای موجبه، نسبت نداریم، در جایی غیر از کلام امام ندیدم.
وی خاطرنشان کرد: این کلام ابداعی امام، در برخی از کتاب هایشان، یعنی در جلد دوم کتاب انوار الهدایه و به صورت کامل تر در مناهج الوصول ذکر شده است.
تشریع
استاد فروزان فر در ادامه بیان ابداعات علمی امام، به «تشریع» پرداخت: یکی از مطالبی که مرحوم امام را از نظر مشهور متمایز می کند، بحث تشریع است.
وی افزود: امام این بحث را در دو جا مطرح می کند؛ یکی در باب «موافقت التزامیه» و یکی در بحث «حرمت تشریع».
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: تشریع حرام است، چون از لحاظ عقل قبیح است؛ مرحوم آخوند هم دارد، البته مرحوم آخوند قائل به حرمت شرعی نیست؛ اما امام قائل به «حرمت شرعی» هم هست؛ یعنی هم این مطلب را قبیح عقلی می داند، هم مکان تعبد را برای آن محفوظ می داند.
وی از ادله شرعی دالّ بر حرمت تشریع سخن گفت و در این باره به این آیه شریفه استناد کرد: «ولو تقول علينا بعض الاقاویل لأخذنا منه باليمين ثم لقطعنا منه الوتين فما منكم من أحد عنه حاجزين»؛ وقتی خدا پیغمبر خود را تهدید می کند، بقیه باید حساب کار خود را بفهمند؛ یعنی پیغمبر هم حق تشریع بدون اذن را ندارد.
وی خاطرنشان کرد: در حرمت تشریع، هیچ بحثی نیست؛ بحث در تفسیر تشریع است.
استاد فروزان فر افزود: تفسیر رایج قائل است اگر تعبد بورزم به غیر ما انزل الله، یعنی متعبد بشوم به چیزی که می دانم خارج از دین است؛ یعنی دین را چیزی خارج از دین بدانم.
وی افزود: امام این بیان را غلط و محال می داند؛ کسی که تعبد بورزد، به عنوان فعل قلبی؛ به چیزی که علم به خلافش را دارد؛ اصلا نشدنی است؛ مثلا دروغ گفتن در شریعت جایز نیست و حرام است؛ حال اگر در دل خود متعبد بشوم و بپذیرم، لازمه اش آن است که در درون خودم دچار تناقض بشوم.
استاد فروزان فر خاطرنشان کرد: ریشه این بحث، در رابطه بین اعتقاد قلبی و علم است؛ ملاصدرا در اسفار، و علامه طباطبایی در المیزان نیز بحث کرده اند ولی دقیقا مقابل یکدیگرند مرحوم ملاصدرا قائل به وحدت علم و ایمان است در مقابل علامه بر این باورند که اعتقاد قلبی، غیر از علم است؛ چه بسا انسان به چیزی علم دارد اما ایمان و اعتقاد نداشته باشد.
وی افزود: قرآن می فرماید: «جحدوا بها و استیقنتها انفسهم»، با اینکه به وسیله معجزات و یا رصد احوال پیامبر قبل از بعثت، علم به حقانیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم داشتند، اما به آن ایمان نداشتند.
علامه می فرماید: قرآن تفاوت قائل است بین علم و اعتقاد؛ بین علم و ایمان؛ و از این رو دستور می دهند، «یا ایها الذین آمنوا آمِنوا».
استاد مجتبی فروزان فر به کلام امام رحمت الله علیه اشاره می کند که ایشان هیچ کدام از آنها را نمی پذیرد؛ مرحوم امام می پذیرد که ایمان غیر از علم است و هر کدام در مرتبه خودشان هستند؛ اما امام می فرماید: ایمان یک جزء آن، اعتقاد است، جزء دیگر آن عمل به آن اعتقاد است.
وی در ادامه بیان کلام امام افزود: اگر به دنبال آن اعتقاد نرود و التزام عملی نداشته باشد، ایمان هم ندارد؛ حداقل التزام عملی، گفتنِ شهادتین است؛ ایمان با عمل استکمال پیدا می کند؛ «یا ایها الذین آمنوا آمنوا» با عمل و با تقوا است؛ با پرهیز از معصیت است؛ با یک عمر استقامت است که در نتیجه آن مراتب ایمان انسان تقویت می شود.
وی خاطرنشان کرد: امام ایمان را قبول دارد، ایمان عمل و قول است که اختیاری است. «آمِنوا» امر است و امر به امور اختیاری تعلق می گیرد؛ در حالی که اعتقادات قلبی، اختیاری نیست؛ بله مبانی آن اختیاری است که البته فراهم کردن آن هم از وظایف است.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: بعد از اینکه اعتقاد قلبی پیدا کردم، که همان تصدیق قلبی است، یعنی من گزاره های دینی را به علم دریافتم؛ دیدید که امام پذیرفتند که ایمان غیر از علم است؛ اما ایمان را بردند در وادی عمل و قول و ابراز؛ ابراز و قول و فعل باید در مسیر اعتقاد باشند، تا ایمان بشوند.
وی افزود: اگر در خلاف مسیر باشد، جحد می شود؛ «و جحدوا بها و استیقنتها انفسهم..»؛ معنای آیه این نیست که مقام اعتقاد غیر از مقام علم است؛ جحود به معنای عدم اعتقاد نیست؛ جحود یعنی انکار، انکار لسانی یا فعلی.
وی اضافه نمود: پس در مقام اعتقاد و علم، همان است که از جهت منطقی پیدا کردیم که قهرا برای شما ایجاد شده، این همان علم است و همان اعتقاد است، اما اگر شما مورد مذمت قرار گیرید، به خاطر عمل و انکار است؛ زیرا این مشرکان که به نبوت رسول خدا اعتقاد قلبی داشتند، اما جحود و انکار داشتند و کارشکنی می کردند.
این استاد خارج حوزه علمیه قم اضافه نمود: حضرت امام از این بیان کلامی، در فقه و تشریع استفاده می کند.
وی افزود: آیا تشریع یعنی اعتقاد به غیر ما یعلم؟ این بیان اصلا متصور نیست؛ پس تشریع یعنی در خارج رفتار شما به گونه ای باشد که گویی اعتقاد به آن ندارید؛ آن چه داخل در دین است، بگویید داخل در دین نیست؛ چیزی را که داخل در دین نیست، بگویید داخل در دین است.
وی خاطرنشان کرد: این بیان امام راحل را اولین بار از ایشان می شنوم، دیگران تشریع را به اعتقادها می برند؛ یعنی تشریع را یک عمل جانحی می دانند، در حالی که امام این عمل را جارحی می داند که مربوط به فعل و قول است.
این استاد مؤسسه فقهی امام خمینی رحمت الله علیه در ادامه به جایگاه فقهی امام پرداخت و خاطرنشان کرد: مرحوم امام دارای مبانی محکم و دارای استنباط های محکمی در فقه است.
وی افزود: ما به عنوان محقق وقتی آراء بزرگان را می سنجیم، دقت آنها و مبانی متّخذشان بیشتر مورد توجه ماست؛ و این است که مورد ارزیابی قرار می گیرد.
استاد فروزان فر اضافه نمود: امام واقعا شخصیتی قابل توجه است و در زمان معاصر ما، یعنی از حدود هشتاد سال قبل تا حال حاضر، که بزرگان فقها بوده اند، آیت الله بروجردی، مرحوم اصفهانی و .. در این زمان امام رحمت الله علیه حرف های برجسته خوبی دارد که قابل تأمل است.
وی افزود: و این حرکت انقلابی امام و کارستانی که انجام داده است، آن چنان اهمیت داشت و بزرگ است و جلوه کرد، که شخصیت علمی امام را تحت الشعاع قرار داد.
این استاد خارج حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: شاید یکی از عواملی که موجب شد مرحوم امام خیلی از لحاظ علمی به خوبی شناخته نشده اند، نبودِ شاگردان علمی باشد؛
وی افزود: البته من قبول دارم که امام شاگردان قوی کم نداشت، مانند آیت الله منتظری، آیت الله فاضل لنکرانی ایت الله سبحانی و به گونه ای شهید مطهری؛ همین طور آیت الله لنگرودی و بقیه بزرگواران؛ اما در قیاس با آیت الله العظمی خویی که پنجاه سال به تدریس درس خارج پرداخت و از این لحاظ فرصت مناسبی داشت تا بتواند به نحو بهتری شاگرد پروری کند؛ مرحوم امام شاگردان کمتری را تربیت کردند.
استاد فروزان فر اضافه نمود: امام فرصت زمانی لازم را به این مقدار نداشته است؛ و از طرفی به علت حساسیت رژیم پهلوی به امام، شرکت در درس ایشان با سختی روبرو بود. اگر امام با برخی از بزرگان حوزه نجف فرصت برابری را دارا می بود، ایشان همچون آنها، بلکه بالاتر از آنها می درخشید و نظرات امام نیز محطّ آراء قرار می گرفت با توجه به واقع حضرت امام در مقام ثبوت برتر از اقران خود بودند.
این استاد مؤسسه فقهی امام خمینی رحمت الله علیه خاطرنشان کرد: اتفاقا یکی از فلسفه های تأسیس مدرسه فقهی امام خمینی رضوان الله علیه همین بوده است؛ این مدرسه که تقریبا 9 سال از تأسیس آن می گذرد، بر آن است که نظرات و مبانی امام رضوان الله علیه را تبیین کند.
وی افزود: از این مدرسه شاگردانی تربیت شده است که مکاسب و رسائل و بعضا کفایه تدریس می کنند و نظرات حضرت امام را پشتوانه خود می بینند شیرینی کلام امام را به شاگردان خود می چشانند. این مسأله در حوزه خالی بود، اما فی الجمله در حال انجام است.
وی افزود: کسانی که در علم توفیق به دست آوردند، دو دسته اند؛ گروهی از آنها تنها تدریس می کنند اما کتابت آن را انجام نمی دهند؛ گروه دوم از اساتید کسانی هستند که خودشان نیز دست به قلم هستند؛ که بسیار سخت است؛
این استاد خارج حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: مرحوم امام از کسانی بودند که سختی را می پذیرفتند و می دانیم که «افضل الاعمال احمزها»،.
وی افزود: پنج جلد مفصل، بیع مرحوم امام است به گونه ای تدوین شده است که انگار امام در این عالم کاری جز مکاسب شیخ نداشته است. امام خمینی رحمة الله علیه با چه دقتی آراء تمام علما و صاحبان نظر را در این کتاب بیان می کند.
استاد فروزان فر افزود: یکی از اساتید خوب مؤسسه بیان می کرد که گاه می شود، چند ساعت را مطالعه می کنم تا یک صفحه از کتاب ایشان را بتوانم خوب متوجه بشوم؛ از همین جا بیابید که چرا مبانی ایشان شایع نیست.
وی در این باره خاطرنشان کرد: مقدار زمانی که می خواهیم فرمایش امام را بفهمیم، معادل آنرا می توانیم چندین نظر دیگر علما را جمع کنیم؛ از این رو برخی کمتر حاضر می شوند تا نظر امام را بیان بدارند. این، دقت نظر امام را می رساند که فهم مطالبشان زمان بر است.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: برای بیان مبانی دقیق امام، نیاز به ارائه زیبا داریم که البته این کار، کاری پژوهشی است.
استاد فروزان فر در پایان این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، ضمن اشاره به کتاب الطهارة امام و همین طور کتاب الصلاة و بحث های خلل الصلاة، به تحسین بی حدّ از امام پرداخت و افزود: بارک الله به این دقت، ارائه متین، من برخی از مطالبی را که در خلل الصلاة خواندم، در کتب دیگر ندیدم. کتاب های دیگر اعاظم را دیده ام؛ اما این مطالب به این تفصیل در آنها بیان نشده است.//270/260/40/