آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:

هر آنچه در ستایش این دین و تعالیم و اصول و فروع آن گفته شود گزاف نیست

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، حضرت آیت ‌الله العظمی صافی گلپایگانی در ادامه سخنان خود در ماه مبارک رمضان فرمودند:

 

* نقش علم در ایمان
به گواهى دانشمندان بزرگ غرب و شرق، پیشرفت هاى علمى و صنعتى روز افزون- که حکایت از استعداد وسیع و توان اندیشه بشر دارد- به هیچ وجه موجب سستى ایمان به خداى جهان و برنامه هاى آسمانى و هدایت هاى اخلاقى و اجتماعى پیامبران نمى شود؛ و اصولا تا آنجا که فکر دوربین بشر به کاوش هاى بزرگ علمى توفیق یافته و به کشف مجهولات بسیار نایل شده، هیچ رابطه اى میان ترقّى دانش و صنعت، و کاهش نیروى ایمان یافت نشده و پس از این هم رابطه اى پیدا نخواهد شد؛ بلکه هر چه بشر در ناحیه کشف قواى طبیعت و تسخیر زمین و آسمان قدم به جلو بر دارد، نیروى ایمان او استوارتر و احساس او به آن وجود بزرگ (خدا)- که تمام این نظامات جهان، از کهکشان ها تا ذرّه و اتم را برقرار کرده- بیشتر مى شود.

تاریخ سیر ادیان نشان مى دهد که به موازات ترقّى علم و دانش، ایمان واقعى بشر نیز همواره رو به تکامل بوده است.

تمام اقداماتى که دانشمندان در زمینه کشف خواصّ پدیده هاى این عالم دارند و تمام دانش هایى که در رشته هاى گوناگون این پدیده ها شب و روز دانشمندان را به بررسى و تحقیق وادار کرده- از دانش پزشکى، گیاه شناسى، زیست شناسى، زمین شناسى، کیهان شناسى و …- همه دلایل خداشناسى قرآن مجید و معارف دین اسلام را تأیید مى کنند؛ و آن چه را در قرآن و احادیث اسلام درباره تمام موجودات به طور عام بیان شده، این دانش ها آن را به طور استقراء و بررسى در هر رشته، بیان مى دارند. قرآن مى گوید: تمام عالم، تحت یک نظام دقیق قرار داد.

دانش هاى بشرى نیز، از هر یک از نظام ها و ارتباطى که میان این پدیده هاى جهانى بر قرار است، سخن مى گویند.

به طور مثال: اگر نظام دقیق و ارتباط بین اجزاى این جهان وجود نداشت، امکان موفقیت بشر براى تسخیر ماه و کرات دیگر خرد پسند نبود.

تمام دانش ها، روى نظم و ارتباط اجزاى این جهان پیدا شده است؛ حتّى دانش پزشکى بر اساس نظام جسمى بدن انسان پیشرفت کرده و بیمارى ها را علاج مى کند.

این نظم همان است که در قرآن مجید مکرّر از آن یاد شده است. دانش امروز امکان تسخیر کرات را عملى کرد. قرآن هم چهارده قرن پیش تمام کرات و مخلوقات را صریحاً مسخّر انسان معرفى فرموده است.
اسلام، تمام افراد بشر را عضو یک جامعه و همه حیوانات و نباتات و جمادات را اعضاى یک جامعه بزرگتر و بالاخره تمام مخلوقات کوچک و بزرگ را با هم مرتبط و عضو جامعه بزرگ ممکنات- که یک اراده بر همه آنها حکم فرما، و یک نظام در همه آن ها برقرار است- مى داند. علوم امروز نیز همه این ارتباطات و هم بستگى ها را کشف مى کنند.

از نظر دانشمندان و علما، علم مؤید ایمان، و ایمان مشوّق علم است؛ ولى افرادى نادان که از علوم و دانش هاى قدیم و جدید بى اطّلاع مى باشند، گمان مى کنند که چون وسایل زندگى مادّى عوض شده، مسایل اخلاقى و معنوى و برهانى نیز عوض مى شود؛ و چون مظاهر زندگى مادّى دستخوش تحوّل و تغییر است، همه چیز قابل تحوّل و تغییر مى باشد و چون از ابتدا ایمان پا برجا و با اساس نداشته اند و از حدود تقلید جلوتر نرفته اند، نسبت به تعالیم اخلاقى و دستورات انبیا، بى اعتنا شده اند و گمان مى کنند که مثلا چون بشر، اسب و … را کنار گذارده و از اتومبیل و هواپیما و … استفاده مى کند، باید ایمان، امانت، صداقت، محبّت، عفاف، پاکدامنى و سایر تعالیم اخلاقى را کنار بگذارد. این تفکّر نتیجه جهل ونادانى و بى اطّلاعى از حقایق دین و دعوت دین، و خلط و اشتباه بین امور روحانى، معنوى و اخلاقى و اجتماعى با امور صناعى است. و با اندک توجّه، این اشتباه برطرف مى شود؛ زیرا اگر بین ضعف ایمان و پیشرفت صنعت و تغییر مظاهر زندگى مادّى رابطه اى بود و به موازات ترقّى و تحوّلات مادّى و صنعتى، ایمان ضعیف شده و در قوس نزولى حرکت مى کرد، قرن ها پیش از این، فاتحه ایمان خوانده شده و همه جا بى ایمانى، حاکمِ مطلق شده بود؛ چرا که تمام مظاهر زندگى بشر از خانه، لباس، خوراک، کسب و تجارت، زراعت، آلات و ادوات، خواندن و نوشتن، کتاب و چاپ، نقل و انتقال، ریسندگى و بافندگى، همه به تدریج و در اثر پیشرفت صنعت و اختراع و کشف مجهولات، ساخته و تکمیل شده و هر روز، بشر قدمى به جلو برداشته و در جهان علم و صنعت اطّلاعات تازه اى کسب کرده است. و در حالى که این مظاهر زندگى از هزاران سال پیش تاکنون در حال تغییر بوده و هست، ایمان و لوازم آن همواره ثابث و برقرار باقى مانده است؛ به طورى که اگر یک مؤمن و یک موحّد حقیقى چند هزار سال پیش، مانند: ابراهیم خلیل على نبینا و آله وعلیه السّلام به این دنیاى ما باز گردد، اصلا و ابداً چیزى از ایمانش کاسته نمى شود و با همان ادلّه اى که قرآن از آن ها حکایت کرده، اکنون هم مردم را به خدا راهنمایى مى کند؛ و همان طور که آن روز بشرپرستى و شرک را محکوم مى کرد، امروز هم بشرپرستى را که به صُور دیگر رایج شده، محکوم مى کند؛ زیرا هیچ فرق و تفاوتى پیدا نشده، جز ترقّى علم و افزایش اطّلاع بشر، که آن هم مؤید ایمان و سبب نیاز بیشتر انسان به یک نظم دینى و وجدانى شده است.

 

* نکته مهمّ
نکته اى که در این جا باید به آن توجّه داشت این است که: برخى از ملل به جاى عقاید صحیح و حق، و کیش معقول و دین خردپسند، و توحید خدا، خرافاتى را پذیرفته و به آن ایمان دارند.
این ملّت ها یا از اساس، عقاید خرافى داشته؛ یعنى، کیش آن ها مبناى منطقى و پاک نداشته و یا اگر داشته به واسطه علل و دسایس و حوادث و تحریفات خرافاتى که داخل آن دین شده، به شرک و پرستش غیر خدا آلوده گشته است؛ که چون تاریخ روشن و کتاب دست نخورده و مورد اعتماد هم در دست ندارند، نمى توانند آن خرافات را از حقایق جدا کنند؛ مانند: کیش مسیحیت کنونى. از این جهت ناچار به ضدیت با علم برخاسته و در میدان مبارزه با دانش هاى بشر، شکست خورده و ایمان پیروان آن مذاهب، سست و بى اثر گردیده است.
تاریخ کلیسا کاملا این موضوع را نشان مى دهد که علّت بزرگ و اساسى زوال حکومت کلیسا بر قلوب و تسلّط افکار مادّى گرى در جهان مسیحیت، خرافاتى بود که به اسم دین به آن معتقد شده و ترقّى علم، بى مایگى آن عقاید خرافى را آشکار کرد. از این جهت اروپا تا مدّتى به اساس مذهب و دین بى عقیده شده و دین را از ریشه و پایه، بى اساس مى پنداشت.

 

* اسلام و خرافات
امّا اگر دینى مثل اسلام خالى از خرافات باشد و راه اجتهاد و بررسى در آن دین به واسطه وجود کتابى مانند قرآن مجید، و احادیث و سنّت و سیره پیغمبر و ائمه علیهم السّلام براى همه باز، و تاریخ روشن و معتبر آن در دسترس مطالعه عموم باشد، با پیشرفت علم و صنعت از ارزش و نفوذ آن چیزى کاسته نمى شود؛ بلکه بر اهمیت و اعتبار آن افزوده مى گردد؛ چرا چنین دینى با خرافات به شدّت مبارزه کرده و بشر را به عقل و تفکّر و تعلیم و تعلّم دعوت نموده و تمام بدبختى هاى او را معلول جهالت و نادانى مى شمرد.
خدایى که اسلام معرّفى مى کند و به سوى او مى خواند، اگر صدها میلیون سال و با سرعت هر چه شگفت انگیزتر، بشر در کشف مجهولات به پیش برود، به جایى و نقطه اى که او را به انکار این خدا وادار کند یا از پرستش او باز دارد، نخواهد رسید.

خداى بشر همان خداى یگانه اسلام است؛ همان خداى ناپیدا؛ همان خدایى که نظم جهان ها، کیهان ها، ذرّه ها و همه را او برقرار کرده؛ همان خدایى که همه را آفریده است؛ خواه انسان در ناحیه علم و در یک نقطه بماند و تغییر وضعى ندهد، یا هر آن و هر روز با نیروى کوشش و تأمّل و تفکّر، گام هاى وسیعى بردارد و خواه بیابان نشین باشد، یا در آسمان خراش ها زندگى کند، او خدا و معبود و مسجود همه و بى نیاز و تواناى مطلق، و پاک و منزّه از شرک و انباز است.

سایر عقاید اسلامى و فروع و اصول و تعالیم این دین- که جنبه هاى گوناگون آدمى زاد و جامعیت او را از هر جهت رعایت کرده و جسم و روح او را در یک میزان قرار داده و با هم، هماهنگ مى سازد- همین گونه است؛ یعنى مرور زمان آن را متزلزل و کم اعتبار نخواهد کرد.

اگر دنیا با این ترقّى هاى شگرف و عمیق مادّى، از تعالیم و هدایت هاى اسلام و قرآن و روش تربیتى اولیا و رهبران اسلام و توجّه آن ها به عدالت گسترى و تساوى حقوق و تأمین رفاه و آسایش واقعى بشر الهام مى گرفت، به طور قطع زمین نمونه اى از بهشت برین بود.

قرآن را بخوانید؛ نهج البلاغه را مطالعه کنید و اصول عالى و همیشه نوین اسلام را در قسمت هاى اجتماعى و سیاسى بررسى فرمایید تا بدانید هر آنچه در ستایش این دین و تعالیم و اصول و فروع آن گفته شود، گزاف نیست و یگانه راه نجات بشر از اضطراباتى که به واسطه پیشرفت صنعت و غلبه مادیات بر روحانیات و ادغام جامعه ها در یکدیگر و اصطکاک منافع پیش آمده، التزام به احکام اسلام و جهانى شدن این نظامات است.

* فواید عالی روزه
از باب نمونه، یکى از احکام اسلام همین «روزه ماه رمضان» است. هر چه اعصار مترقّى تر، جلو بیاید، نه از حکمت ها و فواید روزه چیزى مى کاهد و نه نقش روزه را در تربیت روح و جسم و تهذیب اخلاق انکار مى کند. و همان طور که چهارده قرن پیش، روزه ماه رمضان از کامل ترین و آموزنده ترین مکتب هاى اخلاقى و انسانى و آموزنده تقوا و پرهیزکارى و رشددهنده فضایل و ملکات شریفه بود، امروز هم همین منافع و مصالح را دارا است.

اگر چهارده قرن پیش آن طور که باید نوع مردم از فواید آن آگاه نبودند، در عصر ما فواید صحّى و بهداشتى و روانى و تربیتى و اجتماعى آن آشکارتر شده است./260/12/

س, 02/23/1399 - 15:31