آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:

یکی از مناسبت‌ها و اتفاقات تاریخی که در ماه مبارک رمضان به وقوع پیوست، عقد اخوّت و برادری بود

حضرت آیت ‌الله العظمی صافی گلپایگانی در دوازدهمین بخش از سلسله مقالات در ماه مبارک رمضان با عنوان «ماه برادری و مساوات» این گونه آورده اند:

یکی از مناسبت‌ها و اتفاقات تاریخی که در ماه مبارک رمضان به وقوع پیوست، عقد اخوّت و برادری بود.

بنا به نقل«شیخ مفید»(۱) در روز دوازدهم ماه رمضان، پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم بین اصحاب، عقد اخوّت بست و بین خود و علی علیهماالسّلام نیز پیوند برادری برقرار کرد.
اسلام، دین برادری و اخوّت، برابری و همفکری، هم‌قدمی و مساوات است؛ و اهل جهان را اعضای یک خانواده می‌داند. رنگ و نژاد، توانگری و تهی‌دستی، حکومت و عناوین دنیوی را سبب امتیاز فرد بر افراد، نشناخته؛ و فاصله‌ها را ازمیان برداشته، و تنها امتیاز و ملاک برتری را «تقوا» دانسته است؛ امتیازی که هرگز سبب غرور و تکبّر و سوء استفاده و فاصله‌گرفتن از دیگران نمی‌شود.
عقیده توحید و یکتاپرستی، هسته مرکزی این دین، و منبع احساس برادری با خلق خدا است. هیچ مادّه و غذا و هیچ عقیده و خوی و خصلتی، مانند عقیده توحید در نیک‌بختی و سعادت افراد بشر، سودمند نیست. قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ هذِهِ اُمَّتُکُمْ اُمَّهً واحِدَهً وَاَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ»(۲)

قرآن، بین افراد، به مال و ثروت، مقام و حکومت، جمعیّت و تعداد، رنگ و جنس، مقایسه و مسابقه قرار نداده است.
عرب با عجم، و سفید پوست با سیاه پوست برابر است؛ چرا که این افراد از نظر قرآن و حقوق انسانی و اسلامی با هم برابرند، و انسانیّت انسان و کمال آدمیّت، به این امور وابسته نیست.
قرآن، هنگام مقایسه میان افراد، علم و تقوا و عبادت و ایمان را میزان فضیلت قرار داده است.
رنگ اسلام و رنگ ایمان به خدا، رنگی است که برای هر کسی اعمّ از زن و مرد، غنی و فقیر، آسیایی و اروپایی، و عرب و عجم شایسته است؛ رنگ فطرت بشر است و هر انسانی آن را در فطرت خود دارد و نباید رنگ‌های دیگر را حجاب و حایل آن قرار داد.

این رنگ، مثل رنگ وطن، نژاد، قوم و زبان سبب تفرقه و جدایی نیست؛ زیرا به قوم خاصّ و اهل یک کشور اختصاص ندارد.
اسلام اعلام کرد که خدا یک شعب و جیل و ملّتی را از جهت حقوق، بر دیگران برنگزیده و رستگاری را در انحصارِ اهل یک کشور، یا یک نژاد قرار نداده است و هم اعلام کرد که انسان‌ها، همه در کرامتِ انسانیت، علی السواء و شریک می‌باشند، و این کرامت، در انحصارِ لَون یا نژاد یا یک ملّتِ به خصوص نیست.
فریادهای قومیّت و ملّیت از هر حلقومی بیرون بیاید، بر خلاف اصل شرافت و کرامت انسان‌ها است و خلاف منطق صحیح و مکتب ادیان راستین و تعالیم مقدّس اسلام است.

این صداها، تخم نفاق و دورویی، کینه‌توزی و جدایی و تفرقه را بین بشر کاشته است. کسانی که این صداها را بلند می‌کنند، باید بدانند که منادی نفاق و اختلاف‌اند.
تعالیم اسلام، تخم محبّت و مودّت را در قلوب می‌افشاند؛ و انسان‌ها را به همکاری و همدردی راهنمایی می‌کند.

قرآن مجید، اخوّتی را که در سایه اسلام، نصیب مسلمانان شد و اختلافات و دشمنی‌ها را از بین برد و دل‌ها را به هم الفت داد، یادآوردی کرده، و مسلمانان را به اِعْتِصامِ بِحَبْلِ الله مأمور فرموده و با جمله کوتاه و پر معنای «اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَهٌ»(۳) برادری آنان را انشاء و یا اخبارِ به اخوّت و برادری آنها داده است.
پس اگر مردمی با هم برادری و اخوّت نداشته باشند، مؤمن نیستند.

* عقد اخوّت بین اصحاب پیامبر

پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم از آغاز دعوت، به مسأله اخوّت دینی عنایت و توجّه تمام داشت و آن را از ارکان مهمّ و پایه‌های استوارِ اجتماعِ زنده مسلمانان می‌دانست و به وسیله آن، کینه‌ها و دشمنی‌های دیرینه اقوام و قبایل مختلف را از بین برد.

از جمله کارهایی که به منظور جوشش و همبستگی کامل‌تر، و بیدار شدن شعور اسلامی و حکمت‌های دیگر انجام دادند، این بود که بین هر دو نفر از مهاجرین، عقد اخوّت بست؛ چنان‌که بین هر دو نفر از مهاجرین و انصار نیز پیمان برادری برقرار کرد.

بین هر دو نفر که با هم تجانس داشتند و از لحاظ افکار و آرا به هم شبیه بودند، عقد اخوّت برقرار شد و با این کار در حقیقت، خانواده‌ها و قبایل و عشایر، به هم مرتبط و متّصل شدند.
این اقدام پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم هم از جنبه سیاسی و اجتماعی، و هم از جهت به‌هم‌پیوستن جامعه نوزاد اسلامی، بسیار با ارزش و سودمند بود و زمینه‌ای برای اخوّت عامّ مسلمانان و برادری همگانی و جهانی جامعه بشریّت شد.

 

* تکرار عقد اخوّت

چنان‌که از کتب تاریخ و حدیث استفاده می‌شود، عقد مؤاخاه مکرر واقع شد./260/12/

چ, 02/17/1399 - 18:25