حیات علم منوط به تلاش علمای اعلام است؛ علمایی که در همه حوزه ها و جنبه های علوم دینی تحصیل می کنند باید بدانند که سلفشان در زمینه های مختلف تلاش می کردند تا معارف دینی روزبهروز پر رنگ تر، شفاف تر و زلال تر به دست مردم برسد.
استاد امیر خان بلوکی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید بیان داشت: نهضت جهانی پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، در چارچوب های کلی خودش، نهضت و انقلابی برای بیدار کردن مردم و به سوی علم، آگاهی و دانش رفتن بود. در دستورات نورانی قرآن کریم، در کلمات رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، توصیه به علم و دانش غیر قابل انکار است. طبق روایت نورانی و مشهور که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «اطلبوا العلم ولو بالسین» یا «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد» بازه زمانی و مکانی آموختن علم معین شده است.
وی افزود: در روایت دوم طول مدت آموختن علم را معین کرده اند: «من المهد الی اللحد» به معنای از گهواره تا گور، از جهت مکانی حتی دورترین نقطه را برای کسب علم از نظر دور نداشتند. رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم مسلمانان را توصیه و ترغیب می کنند تا دورترین نقاط برای بدست آوردن علم سفر کنند. در این میان از میانه مسلمین یک نشانه هایی از شخصیت خود رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و بعضی از آیات قرآن با روایات اهل بیت علیهم السلام مطرح شده است که نشان دهنده نقش آفرینی ایرانی ها و فارس زبان ها در نشر اسلام، پیشرفت علمی اسلام و پیشبرد معارف دینی و دفاع از آنها است. مثل همان روایت نورانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: اگر علم در ستاره ثریا باشد، مردانی از فارس به آن دست پیدا خواهند کرد.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: جناب ابن خلدون مورخ بزرگ و عالم اهل تسنن که یک نظر خاص نسبت به جامعه شناسی و مباحث تاریخی دارد، در کتاب تاریخ خود می نویسد که در دنیای اسلام متأسفانه با اینکه اعراب از جهت زبان عربی اولا محل نزول قرآن کریم و محل بعثت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بودند اما متأسفانه بعد از مدت زمانی، بیشتر کسانی که مسلمان عرب زبان بودند به دنبال مباحث دیگری افتادند، به خصوص دنبال دستگاه عباسی، دنبال دعواهای سیاسی رفتند و علم را رها کردند و در جهات مختلف علمی عجم ها و به خصوص اهل فارس گوی سبقت را از آنها ربودند؛ چه در ادبیات عرب و ساختار صرف و نحو و بیان و بدیع و چه در علوم عقلی که کاملا دست غیر عرب ها بوده است.
وی افزود: بعد از این مطالب نوبت به سایر علومی می رسد که اختصاص به مسلمین نداشته است اما بالاخره بعد از سال 350 هجری قمری به تدریج وارد حوزه های اسلام شدند و باز هم فارس ها _به قول ابن خلدون عجم ها_ نشر دهنده این معارف شدند. در برخی از کتاب های تاریخی مثل «فجرالاسلام» می خوانیم که بنی امیه به دلیل تبلیغاتی که در رابطه با جلوگیری از نشر کتابت حدیث مطرح شده بود حتی یک مدرسه هم در دنیای اسلام افتتاح نکردند. از آن طرف بنی عباس که روی کار آمدند، نشر علم را گسترش دادند، توسط مأمون عباسی در سال های 180 به بعد، دارالحکمه در بغداد درست شد و محل درس علوم زمانه شد اما بعد از مدتی باز هم این علوم توسط دستگاه عباسی در مصاف با مسائل سیاسی رها شد و دار الحکمه بغداد رو به افول گذاشت و باز نقش علمای غیر عرب و مسلمانانی که با اسلام و پیامبر اسلام عقد قلبی داشتند و اساسا ایمان داشتند. دنبال آن مسأله ای که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده بود را گرفتند نه به واسطه تبلیغاتی که امروزه مطرح می شود مثل این که عرب ها به زور بر غیر مسلمانان و از جمله ایرانیان مسلط شدند.
استاد خان بلوکی اظهار داشت: انسان های آزاده می دیدند که راه فطرت و اندیشه را در این مکتب می توانند پی بگیرند بنابراین بوعلی سینا در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم ظهور پیدا کرد. در مسأله طب و مسائل عقلی کتاب نوشت اساسا بوعلی سینا مربوط به منطقه شمال شرقی و بخارا بود که در همدان در سال 427 ق به خاک سپرده شد. آن نکته محوری که امروز باید به آن بپردازیم و بزرگان و سیاستگذاران جامعه اسلامی باید به آن بیندیشند، این نکته است که با تمام این توصیه ها در قرآن کریم، در سخنان رسول مکرم اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام که مسأله علم اندوزی در همه موضوعات _ چه مسأله دینی و چه غیر دینی _ مطرح بوده است. در برخی از اخبار مقصود از علم فقط همین مسائل حدیثی و دینی است اما در پاره ای از احادیث مطالب غیر حدیثی و معارفی هم مورد نظر است.
وی خاطرنشان کرد: با تمام این توضیحات ما باید امروز یک مرجعیت علمی را در دنیا می داشتیم نه با شعار و صرف آمار بلکه به این وجه که وقتی در دنیای غرب دستگاه چاپ اختراع شد، اول کتاب مقدس را چاپ کردند و بعد از آن ترجمه کتاب قانون فی الطب بوعلی سینا را چاپ کردند که نشان دهنده مرجعیت علمی این کتاب است. در واقع مصداق همان حدیث شریف است که «العلم علمان علم الادیان و علم الابدان» که در چاپ کتاب مقدس و کتاب قانون جلوه گر شده است.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: این همه توصیه به علم را باید در همه عرصه ها حفظ می کردیم که متأسفانه بسیاری از حوادث، جنگ ها و بحث های سیاسی، موجب شده است که مسلمانان علم آموزی را فراموش کنند. از مرحوم آشیخ عبدالکریم حائری سوالی شد. می دانید که ایشان در سال 1315 شمسی از دنیا رفتند. از ایشان استفتاء کرده بودند و علت پیشرفت روزافزون غرب و عقب ماندگی بیش از پیش مسلمانان را جویا شدند و ایشان در جواب همین نکته را فرمودند: ما توصیه هایی از قبیل نشر و یادگیری علم و حفظ شأن علما را فراموش کردیم و آنها آموختند و توانستند پیشرفت کنند و ما چون به این دستورات عمل نکردیم، عقب ماندگی در ما ایجاد شده است.
وی افزود: در این جا نوبت به خواجه نصیر الدین طوسی می رسد که 190 کتاب و رساله در مسائل مختلف علمی به ایشان نسبت می دهند. چه در مطالب عقلی که شرح ایشان بر اشارات بوعلی مشهور است؛ چه در مطالب عقیدتی که بین اهل فن معروف است که خواجه در کتاب تجرید فلسفه را با کلام ممزوج کرده است. برخی از افراد این مطلب را از مواردی می دانند که باید نکوهش شود. به این علت که نباید علوم با هم مخلوط شود. زیرا ممکن است که در یک مسأله ای ندانیم که آیا آن مسأله ریشه ای فلسفی دارد یا کلام که با هم مخلوط شده است.
استاد خان بلوکی بیان داشت: کتاب مثلثات ایشان در رابطه با هندسه مسطحه به فرانسه ترجمه و وارد دنیای اروپا می شود. امروزه رگه هایی از مرجعیت آن زمانه را می بینیم که حتی در زبان انگلیسی با اینکه تحولات پیدا شده است؛ ردّ پای آن الفاظ عربی را می بینیم که به مکعب، کعب گفته می شود. در آثار فارسی هم که در بین ما وجود دارد ردپای این مسأله را می بینیم مثلا الفاظ مربع، مثلث، متوازی الاضلاع، متساوی الساقین ... الفاظ عربی ای هستند که نشان دهنده مرجعیت علمی اسلام در دنیای آن روز بشمار می روند که به دنیای غرب هم در طول زمان منتقل شده و اسم های آن در طول زمان تغییر کرده است.
وی افزود: ما باید در این سطح و وزان تولید علم کنیم و آثاری را معرفی کنیم که آنها بتوانند برای جهان امروز مرجعیت علمی داشته باشند. امروزه معیار پیشرفت علمی، غنای مقالات و کتاب های علمی، میزان مراجعه به آن است. هر چه ارجاعات به این کتب بیشتر باشد، نشان دهنده وزانت آن است اما اگر چندین هزار کتاب نوشته شود ولی کسی به آنها رجوع نکند، قضیه این گونه نیست.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: خواجه نصیرالدین طوسی بنابر مصادفات تاریخی با هلاکو خان مغول همراه شد و به بغداد آمد البته مغول متأسفانه به حسب مطالب تاریخی در بغداد خاطره خوشی در ذهن مسلمانان نگذاشت و نوشته اند که مغول ها کتابها را به آتش کشیدند به گونه ای که تا چندین روز آب رود دجله به واسطه رنگ جوهر کتاب ها تغییر کرده بود. خواجه طوسی یا دیر رسید و یا کاری از دستش بر نمی آمد. در این راستا کتاب هایی که قطور بوده است را گل می گرفتند و با آن محل استراحت چارپایان را می ساختند.
وی خاطرنشان کرد: علی رغم این عمل خواجه طوسی بعد از فتح بغداد در سال 656 ق. تمام تلاش خود را به نشر علم و دفاع از مطالب علمی مبذول داشته است. ایشان وقتی که وارد بغداد شد، ابن فوطا که از فلاسفه مشهور آن روزگار بود را آزاد کرد و او نیز در حکمت و امور عقلی شاگردی خواجه را می کرد. ابن ابی الحدید معروف، شارح معروف نهج البلاغه که بعد از فتح بغداد به زندان انداخته شده بود، نیز به واسطه علم دوستی خواجه نصیرالدین طوسی آزاد شد.
استاد خان بلوکی بیان داشت: نوشته اند در سال 657 ق یعنی سال بعد از فتح بغداد توسط مغول، خواجه در شهر مراغه رصدخانه ای را ساخت و هلاکوخان که نوه چنگیز خان مغول بود و حاکم علی الاطلاق آن روز دستگاه ایلخانی، جهت تاسیس این رصد خانه به خواجه نصیرالدین طوسی کمک شایانی کرد. خواجه نصیرالدین طوسی کتاب هایی را که از بغداد باقی مانده بود، به دلیل مصلحتی می دید، به مراغه منتقل کرد. خواجه نصیر الدین طوسی دارالحکمه به معنای دانشکده حکمت و مکانی برای نشر مطالب عقلی و فلسفی را در مراغه بنا کرد. خواجه نصیرالدین طوسی این کار را با همان سیستم کلاسیکی که امروزه در دنیا رواج دارد انجام داد و به هر کسی که در این دانشکده مشغول بود، در هر شبانه روز 3 درهم شهریه می پرداخت.
وی افزود: خواجه نصیرالدین طوسی یک دانشکده طب در مراغه بنا کرد که بنا بود برای دانشجویان آنجا در هر شبانه روز 2 درهم و برای هر فقیهی هر روز 1 درهم _ بنابر مصلحتی که می دید و نیازمندی هایی که احساس می کر که در این علوم کمتر و در علوم عقلی بیشتر بود_ پرداخت می کرد.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: دانشکده حدیثی برای روات حدیث تأسیس کرد. امروز می بینیم که برخی از بزرگان اهل منقول بی مهری هایی به اهل معقول دارند و همین طور بر عکس اما ایشان با دید روشن برای دانشجویان آنجا در ماه 15 درهم شهریه معین می کرد. ابن کثیر شامی در بدایه و نهایه این مطلب را در سال 657 یک سال بعد از فتح بغداد نقل می کند.
وی خاطرنشان کرد: علی ای حال آثار بر جای مانده از این انسان بزرگوار شیعی نشان می دهد که عقیده شیعه صحیح در عمل و در وصیت او به چشم می خورد چون ایشان وصیت کرد که پایین پای امامین کاظمین علیهما السلام در بغداد دفن بشود و روی قبرش بنویسند: «و کلبهم باسط ذراعیه بالوسیط» و این چنین بود که نشان دهنده با عقیده شیعه امامیه از دنیا رفت. علی رغم انتصاباتی که در مباحث تاریخی و مسائل علمی وجود دارد و سعی در منصوب کردن خواجه نصیر به اسماعیلیان می کنند؛ باید دانست که این مسئله مخدوش می شود. چون آن کسانی که معتقد به امامت جناب اسماعیل هستند، امامت امام کاظم علیه السلام را قبول ندارند. خواجه نصیرالدین طوسی وصیت می کند که پایین پای امام کاظم دفن شود و آن آیه بر قبر ایشان نوشته شود. در کتاب های خواجه نصیر هم به وضوح مشخص است که خواجه نصیرالدین طوسی مدافع مکتب اهل بیت علیهم السلام بوده است.
استاد خان بلوکی اظهار داشت: آن روایت معروف: «اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمة» جای خالی عالم با چیزی پر نمی شود اما باید دانست که این روایت در مورد عالمی است که مدافع دین است. برای عالمی است که از معارف دین دفاع می کند و اساسا حیات هر مسأله علمی به آن عالمی است که از آن دفاع می کند لذا آقایان فقها گفته اند: اگر یک فقیه از دنیا رفت و کسی از علمای زنده از نظریه علمی او دفاع نکند، دیگر نمی شود از آن فقیه تقلید کرد. فتوای عدم جواز تقلید از مرجع میّت همین است. چون قوام نظریه علمی به حیات آن صاحب نظریه است. اسلام چگونه زنده می ماند؟ با حیات علما، چه در مقام نظر و چه در مقام عمل. باید عالم اسلامی به سوی این دیدگاه برگردد، به سوی بزرگداشت مقام علم، در هر زمینه ای و مخصوصا در زمینه علوم اسلامی و واقعا باید بدانیم که حیات اسلام تا امروز به واسطه حیات علما بوده و در این زمینه باید مراقب بود که به مقام دینی فقها خدشه ای وارد نشود. فقهایی که زحمت کشیده اند و با خون دل اسلام را حفظ کرده اند و حیات اسلام تا زمان ما حفظ کرده اند.
وی در انتهای سخنانش بیان داشت: حیات علم منوط به تلاش علمای اعلام است؛ علمایی که در همه حوزه ها و جنبه های علوم دینی تحصیل می کنند باید بدانند که سلفشان در زمینه های مختلف تلاش می کردند تا معارف دینی روزبهروز پر رنگ تر، شفاف تر و زلال تر به دست مردم برسد فلذا علمای کونی با توجه به این مطلب نباید هیچ کوتاهی ای در ادای تکلیف و وظیفه شرعی خود نشان دهند./270/260/43/