استاد مهاجری:

بررسی جایگاه شهید و شهادت همراه با ذکر خاطرات و وصیت نامه شهید سلیمانی

خدا از مؤمنان جانها و مالهايشان را خريده به اين (بهاء) كه بهشت از آن آنها باشد (در عوض) در راه خدا كارزار كنند، بكشند و كشته شوند، اين وعده حقى است بر او كه در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده و كيست كه به پيمان خويش از خدا وفادارتر باشد؟ به معامله پر سود خويش كه انجام داده‏ايد شادمان باشيد، كه اين كاميابى بزرگ است.

 

استاد مهاجری در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به تبیین مفهوم «شهادت» پرداخت و در این راستا شهید را کسی دانست که به مقام قرب و شهود پروردگار و فنای فی الله رسیده باشد. وی علت اعطای چنین مقام بلندی به یک شهید را اعطای ارزشمندترین کالای وجودی خود در دنیا _یعنی جان شیرین_ به خداوند متعال عنوان کرد. شهید طرف معامله با خدا است و در مقابل جان خویش، بهشت الهی را خریداری می کند و چه بهشتی خواهد بود، آن بهشتی که خداوند در معامله ای که خود خریدار است، به عنوان ثمن خواهد داد!

 

«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» خدا از مؤمنان جانها و مالهايشان را خريده به اين (بهاء) كه بهشت از آن آنها باشد (در عوض) در راه خدا كارزار كنند، بكشند و كشته شوند، اين وعده حقى است بر او كه در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده و كيست كه به پيمان خويش از خدا وفادارتر باشد؟ به معامله پر سود خويش كه انجام داده‏ايد شادمان باشيد، كه اين كاميابى بزرگ است. (سوره مبارکه توبه 111)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به بیان پاره ای دیگر از آیات نورانی کلام الله اشاره داشت: «الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ.... وَ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ سَيَهْدِيهِمْ وَ يُصْلِحُ بالَهُمْ وَ يُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ» (كسانى كه كفر ورزيدند و جلوگيرى از راه خدا كردند اعمالشان را نابود مى‏كند.... و كسانى كه در راه خدا كشته شدند خداوند هرگز اعمالشان را نابود نمى‏كند بلكه بزودى هدايتشان نموده دلهايشان را اصلاح مى‏فرمايد. و به بهشتى داخلشان مى‏سازد كه برايشان تعريف كرده). (سوره مبارکه محمد 1-6)

 

وی در ادامه به آیه ای دیگر از قرآن اشاره کرد: «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلاً» (بعضى از مؤمنان مردانى هستند كه بر هر چه با خدا عهد بستند وفا كردند، پس بعضى‏شان از دنيا رفتند، و بعضى ديگر منتظرند و هيچ چيز را تبديل نكردند) . (سوره مبارکه احزاب 23)

 

استاد مهاجری در ادامه به آیه دیگری از قرآن کریم اشاره کرد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (هان اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! آيا مى‏خواهيد شما را بر تجارتى راه نمايم كه از عذابى دردناك نجاتتان مى‏دهد؟ آن تجارت اين است كه به خدا و رسولش ايمان آوريد و در راه خدا با اموال و جانهايتان جهاد كنيد اين براى شما خير است اگر بدانيد). ( سوره مبارکه صف 10 و 11)

 

«وَ الَّذِينَ هاجَرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ ماتُوا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ لَيُدْخِلَنَّهُمْ مُدْخَلاً يَرْضَوْنَهُ وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَلِيمٌ حَلِيمٌ »  (و كسانى كه در راه خدا هجرت كرده پس از آن كشته شده يا مردند خدايشان روزى دهد، روزى نيكو كه خدا بهترين روزى دهندگان است . ايشان را به جايى در آورد كه از آن خشنود باشند كه خدا دانا و بردبار است. (سوره مبارکه حج 58 و 59)

 

«وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ » ( و به كسى كه در راه خدا كشته شده مرده مگوييد بلكه اينان زنده‏هايى هستند ولى شما درك نمى‏كنيد ( سوره مبارکه بقره 154). «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ» البته نپنداريد كه شهيدان راه خدا مرده‏اند بلكه زنده به حيات ابدى شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود.آنان به فضل و رحمتى كه از خداوند نصيبشان گرديده شادمانند و به آن مؤمنان كه هنوز به آنها نپيوسته‏اند و بعدا در پى آنها به راه آخرت خواهند شتافت مژده دهند كه از مردن هيچ نترسند و از فوت متاع دنيا هيچ غم مخورند و آنها را بشارت به نعمت و فضل خدا دهند و اينكه خداوند اجر اهل ايمان را هرگز ضايع نگرداند ( سوره مبارکه آل عمران 169 -171)

 

این استاد حوزه علمیه قم با خاطرنشان کردن زنده بودن همه اموات در برزخ، به ویژگی متمایز حیات برزخی شهیدان اشاره کرد و تفسیری سه گانه برای آن بیان کرد.

 

وی در بیان معنای اول از حیات برزخی شهیدان، آن را برای دفع توهم دیگران بیان کرد تا دیگران نپندارند که شهید نابود شده است.

 

استاد مهاجری افزود: معنای دوم حیات برزخی شهیدان در نسبت با دیگر اموات، نحوه خاص حیات برزخی و برخورداری از مقام حیات عنداللهی است، همانطور که در آیه «عند ربّهم یزرقون» هم قید خورده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در مقام بیان معنای سوم از وجوه تمایز حیات برزخی شهیدان با دیگر اموات، به توانایی آنها در تأثیرگذاری بر امور همین دنیا اشاره کرد و به عنوان شاهد مثال به بیان چند خاطره از شهیدان پرداخت.  

 

استاد مهاجری در بیان اولین خاطره در این زمینه به فرزند یکی از شهیدان مدافع حرم اشاره کرد که به خاطر نبودنِ پدر در خواستگاری بسیار ناراحت بود، این فرزند شهید خواب پدر را می بیند که پدر به او می گوید، فردا در خواستگاری اتفاقی می افتد که فرزندش سرافراز شود. فردای آن روز سردار سلیمانی به خواستگاری این فرزند شهید می آید و مهریه و سایر امور را سامان می دهد.

 

این استاد حوزه علمیه قم سپس به خاطره مشهور همسر شهید ابراهیم همت اشاره کرد. وقتی همسر شهید ابراهیم همت بعد از شهادت شوهرش از گریه فرزندان و بیماری یکی از آنها ناامیدانه شهید را خطاب قرار می دهد، شهید ابراهیم همت می آید و فرزند را به آغوش می گیرد و به این ترتیب تب، فروکش می کند و فرزند آرام می گیرد و یا شهید حاج یونس زنگی آبادی که بعد از شهادتش برای آنکه خاطرات و زندگی نامه اش به رشته تحریر درآید، خود به صورت مستقیم به نویسنده کتابش یاری می رساند.

 

استاد مهاجری در ادامه مصاحبه با پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بیان روایاتی در زمینه مقام شهید و شهادت پرداخت. شیخ صدوق از امام جعفر صادق(علیه السلام) روایت کرده است: «لِلجَنَّةِ بابٌ یُقالُ لَه «بابُ المجاهدین» یَمضون اِلَیه فَاذا هُو مَفتُوحٌ و هُم مُتَقَلِّدونَ بِسیوُفِهم والجَمعُ فی المَوقِفِ.» (بهشت، دری دارد به نام «مجاهدین» که (فردا) مجاهدین با حمایل شمشیرهای (اسلحه) خویش بسوی آنکه بر ایشان باز است رهسپار می شوند، در حالی که ديگر خلائق در محشر به سر می برند.) (ثواب الأعمال، ص ٤٢١)

 

وی افزود: در کتاب سفینة البحار آمده است که امام علی (ع) فرمود: «لَیسَ عَنِ الـمَوْتِ مَحیدٌ وَ لا مَحیصٌ. مَن لَم یُقتَلْ ماتَ، إنّ اَفضَلَ الموتِ اَلقَتلُ.» (از مرگ راه فرار و گریزی نیست، کسی که کشته نشود(بالاخره) خواهد مُرد، بهترین مرگ و میرها کشته شدن در راه خداست.) (سفینه، ج ٢، ص ٥٥٣) امام باقر (ع) فرمود: علی بن الحسین-علیه السّلام- مکرّر می فرمود که رسول اللَّه -صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم- فرمود: «ما مِنْ قَطْرَةٍ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ- عزّوجلّ- مِنْ قَطْرَةِ دَمٍ فِی سَبیلِ اللَّهِ.» (هیچ قطره ای برای خداوند- عزّوجلّ-، محبوب تر از قطرۀخونی که در راه خدا[ ریخته شود] نیست.)

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: شیخ حرّ عاملی در وسایل الشیعه روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است. روایت می گوید: «وعن الحسين بن محمد، عن أحمد بن إسحاق، عن سعدان، عن أبي بصير قال: قال أبو عبد الله (عليه السلام): من قتل في سبيل الله لم يعرفه الله شيئا من سيئاته».

 

استاد مهاجری به روایت زیبای دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در همان کتاب وسایل الشیعه اشاره می کند: «محمد بن الحسن الطوسي بإسناده عن محمد بن الحسن الصفار، عن عبدالله بن المنبه، عن الحسين بن علوان، عن عمرو بن خالد، عن زيد بن علي، عن أبيه، (عليه السلام) عن آبائه(عليهم السلام) قال: قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم): للشهيد سبع خصال من الله: أول قطرة من دمه مغفور له كل ذنب، و الثانية يقع رأسه في حجر زوجتيه من الحور العين، وتمسحان الغبار عن وجهه، وتقولان: مرحبا بك ويقول هو مثل ذلك لهما، والثالثة يكسى من كسوة الجنة، والرابعة تبتدره خزنة الجنة بكل ريح طيبة أيهم يأخذه، معه و الخامسة أن يرى منزله، والسادسة يقال لروحه: اسرح في الجنة حيث شئت، والسابعة أن ينظر إلى وجه الله وانها لراحة لكل نبي وشهيد».

(پيامبر(صلّى الله عليه و آله)فرموده‌اند:براى شهيد،از سوى خداوند متعال هفت خصلت است: نخست اينكه با ريخته شدن نخستين قطرۀ خونش،همۀ گناهانش آمرزيده مى‌شود.دوم اينكه چون سر بلند كند،از دامن دو همسر خود از حوريان بهشت سر بر مى‌دارد و آن دو از چهره‌اش غبار مى‌زدايند و مى‌گويند خوش آمدى، آفرين بر تو،او هم به آن دو،همان گونه مى‌گويد.سوم اين است كه از جامه‌هاى بهشت بر او پوشيده مى‌شود.چهارم اين است كه گنجوران بهشت بهترين عطر و بوهاى خوش بهشتى را براى شهيد مى‌برند و از آن بهره‌مند مى‌شود.پنجم منزلت او را به او نشان مى‌دهند و آن را مى‌بيند.ششم،به روانش گفته مى‌شود،بشتاب و هر كجاى بهشت كه مى‌خواهى برو.هفتم اين است كه به چهرۀ خدا نظر مى‌افكند و اين نظر افكندن براى هر پيامبر و شهيدى واجب است.)

 

 استاد مهاجری بخش دیگری از گفتگو را به شهید سردار سپهبد قاسم سلیمانی اختصاص داد و او را شهیدی معرفی کرد که 40 سال مجاهدت شبانه روزی داشت که حتی ساعت و مکان شهادتش به روشنی گویای همین مطلب است و خاطر نشان کرد: اگر چیزی غیر از شهادت نصیب ایشان می شد، حیف بود و همین که به دست شقی ترین انسان ها به شهادت رسید، خود مقام بزرگی است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در ادامه، ضمن اشاره به برخی از جریانات مختلفی که از این شهید نقل می کنند، به بیان ویژگی های این شهید عزیز پرداخت. آن دختر شهید از او یاد می کند که سردار سلیمانی در عرفه و در مشهد به او گفته بود تا مانند عماد مغنیه شهید بشود. عشق به شهادت داشت و در کنار اروند، خدا را به یاران شهیدش قسم می دهد تا شهادت نصیبش شود.

 

وی افزود: در ماجرای باز پس گیری مهران، بعد از تصرف این شهر، دشمن از تپه های قلاویزان بر این شهر، اشراف داشت و شهر را بمباران می کرد و این شهید سلیمانی بود که با یاران خود داوطلبانه آن تپه ها را از دشمن پاک کرد و البته در این راه تعداد زیادی از افراد ایشان شهید و جانباز شدند و دست و پاها بریده شد اما سرانجام این منطقه به تصرف سپاه اسلام در آمد.

 

استاد مهاجری بیان داشت: شهید سلیمانی اخلاص بالایی داشت و به شدت از مطرح شدن گریزان بود و از مدح شدن ناراحت می شد. در وصیت نامه اش نسبت به سنگ مزار خود توصیه می کند که بجای القاب مختلف، تنها به بیان «سرباز» اکتفا کنند. آخرین نوشته ایشان انسان را به تحیر وا می دارد که: «خداوندا عاشق دیدار تو هستم». یکی از اساتید در بابت تشییع با شکوه ایشان از علت غم همگانی می گفت که قلب امام زمان ارواحنا فداه به درد آمده است که اینگونه غم در قلب همه وجود دارد و چرا نباشد در حالی که این شهید تلاش ها کرد تا حرم اهل بیت علیهم السلام و عتبات حفظ گردد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در راستای تبیین بیشتر مفهوم شهادت به سه جمله از سه تن از شهیدان والا مقام اشاره کرد. در ابتدا کلام شهید چیت سازیان را بیان کرد که گفت: «اگر می خواهی از سیم خاردارها عبور کنی، باید از سیم خاردار نفست عبور کنی.» همین شهید از قول معاون شهیدش که او را در خواب دیده و راهکار شهادت را از او پرسیده بود، جواب شنید که راهکار شهادت، اشک است... اشک.

 

استاد مهاجری جمله سوم را به کلام خود سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی اختصاص داد که گفت: آن کسی سرانجام زندگی او به شهادت ختم می شود که شهیدانه زندگی کرده باشد.

 

این استاد حوزه علمیه قم ضمن اشاره به تشییع با شکوه بیست و پنج میلیون نفری سردار سلیمانی در مناطق مختلف، در توصیه ای به جوانان، آنها را به خواندنِ وصیت نامه شهید سلیمانی _ که باید «ولایت نامه» نامید_ فرا خواند و به عنوان کلام پایانی، بخشی از وصیت نامه شهید سلیمانی که توصیه به سیاستمداران بوده است را بیان داشت: «نکته‌ای کوتاه خطاب به سیاسیون کشور دارم: چه آنهایی [که] اصلاح طلب خود را می‌نامند و چه آنهایی که اصولگرا. آنچه پیوسته در رنج بودم اینکه عموماً ما در دو مقطع، خدا و قرآن و ارزش‌ها را فراموش می‌کنیم، بلکه فدا می‌کنیم. عزیزان، هر رقابتی با هم می‌کنید و هر جدلی با هم دارید، اما اگر عمل شما و کلام شما یا مناظره‌هایتان به نحوی تضعیف کننده دین و انقلاب بود، بدانید شما مغضوب نبی مکرم اسلام و شهدای این راه هستید؛ مرزها را تفکیک کنید. اگر می‌خواهید با هم باشید، شرط با هم بودن، توافق و بیان صریح حول اصول است. اصول، مطوّل و مفصّل نیست. اصول عبارت از چند اصل مهم است:

۱- اول آنها، اعتقاد عملی به ولایت فقیه است؛ یعنی این که نصیحت او را بشنوید، با جان و دل به توصیه و تذکرات او به عنوان طبیب حقیقی شرعی و علمی، عمل کنید. کسی که در جمهوری اسلامی می‌خواهد مسئولیتی را احراز کند، شرط اساسی آن [این است که] اعتقاد حقیقی و عمل به ولایت فقیه داشته باشد. من نه میگویم ولایت تنوری و نه میگویم ولایت قانونی؛ هیچ یک از این دو، مشکل وحدت را حل نمی‌کند؛ ولایت قانونی، خاصّ عامه مردم اعم از مسلم و غیر مسلمان است، اما ولایت عملی مخصوص مسئولین است که می‌خواهند بار مهم کشور را بر دوش بگیرند، آن هم کشور اسلامی با این همه شهید.

۲- اعتقاد حقیقی به جمهوری اسلامی و آنچه مبنای آن بوده است؛ از اخلاق و ارزشها تا مسئولیتها؛ چه مسئولیت در قبال ملت و چه در قبال اسلام.

۳- به کارگیری افراد پاکدست و معتقد و خدمتگزار به ملّت، نه افرادی که حتی اگر به میز یک دهستان هم برسند خاطره‌ی خان‌های سابق را تداعی می‌کنند.

۴- مقابله با فساد و دوری از فساد و تجمّلات را شیوه خود قرار دهند.

۵- در دوره حکومت و حاکمیت خود در هر مسئولیتی، احترام به مردم و خدمت به آنان را عبادت بداند و خود خدمتگزار واقعی، توسعه گر ارزشها باشد، نه با توجیهات واهی، ارزشها را بایکوت کند.

مسئولین همانند پدران جامعه می‌بایست به مسئولیت خود پیرامون تربیت و حراست از جامعه توجه کنند، نه با بی مبالاتی و به خاطر احساسات و جلب برخی از آرا احساسی زودگذر، از اخلاقیاتی حمایت کنند که طلاق و فساد را در جامعه توسعه دهد و خانواده‌ها را از هم بپاشاند. حکومت‌ها عامل اصلی در استحکام خانواده و از طرف دیگر عامل مهم از هم پاشیدن خانواده هستند. اگر به اصول عمل شد، آن وقت همه در مسیر رهبر و انقلاب و جمهوری اسلامی هستند و یک رقابت صحیح بر پایه همین اصول برای انتخاب اصلح صورت می‌گیرد.»/270/260/43/

د, 12/05/1398 - 12:00