حضرت امام حسن علیه السلام، حضرت امیرالمومنین علیه السلام را «اباالحسین» خطاب می کردند و امام حسین علیه السلام پدرشان را «اباالحسن» خطاب می کردند اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را با أب مطلق خطاب می کردند به اتفاق علمای شیعه و سنی، نیمه ماه مبارک رمضان بدون اختلاف روز ولادت حضرت امام حسن سلام الله علیها است منتها وضعیت زندگی امام حسن مجتبی علیه السلام به گونه ای بوده است که از نظر تاریخی با وضعیت حیات اباعبدالله الحسین علیه السلام خیلی متفاوت است. امام مجتبی علیه السلام در امتحانات و تکالیف الهی آن طرفی نصیبشان شد که ملامت زیادی داشت با این که رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند: «هذان ابنای قاما او قعدا» اما تفاوت روزگار سبب به وجود آمدن تفاوت های حیات این بزرگواران در برخورد و مواجهه با واقعیت های پیش روی زندگیشان بود.
استاد علی هدایتی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: نیمه ماه مبارک رمضان زادروز ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام است. ظاهرا بین مورخین اختلافی نیست که ایشان در نیمه ماه رمضان به دنیا آمدند. ایشان اولین نوه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند، در روایت است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مدام به در خانه امیرالمومنین علیه السلام می آمدند و می فرمودند: فاطمه فارغ نشد؟ قربانش بروم «فداها ابوها» و ایشان بدین وسیله انتظار تولد فرزند گرامیشان را می کشیدند.
وی افزود: خدا می داند که این ایام چقدر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از این که خداوند متعال چنین فرزندی را به ایشان عطا فرموده است خوشحال هستند و چقدر خوشحال شدند از این که خوشحالی امیرالمومنین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها را می دیدند، جا دارد در این ایام به خاطر خوشحالی دل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت آن حضرت هم مسرور باشیم و هم از آنها هدیه بخواهیم و بیان کنیم که ما هم جزء کسانی هستیم که شما و خاندان پاک شما را دوست داریم و امید داریم که به این واسطه به ما هم مرحمتی فرمایید.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: اهل سنت هم این مطلب را از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند که هر پیامبری فرزندانش از صلب خودش است اما بچه های من از صلب علی و فاطمه زهرا سلام الله علیها هستند، در تاریخ است که امام حسن و امام حسین علیه السلام به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم «أب» می گفتند و به امیرالمومنین علیه السلام بابا نمی گفتند و شاید این کار به خاطر این بوده است که به احترام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم این کار را خلاف ادب می دانستند.
وی خاطرنشان کرد: حضرت امام حسن علیه السلام، حضرت امیرالمومنین علیه السلام را «اباالحسین» خطاب می کردند و امام حسین علیه السلام پدرشان را «اباالحسن» خطاب می کردند اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را با أب مطلق خطاب می کردند به اتفاق علمای شیعه و سنی، نیمه ماه مبارک رمضان بدون اختلاف روز ولادت حضرت امام حسن سلام الله علیها است منتها وضعیت زندگی امام حسن مجتبی علیه السلام به گونه ای بوده است که از نظر تاریخی با وضعیت حیات اباعبدالله الحسین علیه السلام خیلی متفاوت است. امام مجتبی علیه السلام در امتحانات و تکالیف الهی آن طرفی نصیبشان شد که ملامت زیادی داشت با این که رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند: «هذان ابنای قاما او قعدا» اما تفاوت روزگار سبب به وجود آمدن تفاوت های حیات این بزرگواران در برخورد و مواجهه با واقعیت های پیش روی زندگیشان بود.
استاد هدایتی اظهار داشت: جالب است که بدانید در زمانی که امام حسن و امام حسین علیهما السلام هر دو در قید حیات بودند و به حسب همین روایت شریف مقتدای امت بودند کانه می خواستند این تفاوت را برای اصحابشان بروز دهند تا آنها را آماده کنند برای این که آنها هم درک درستی از واقعیت های تاریخی داشته باشند.
وی افزود: در این جا این روایت را از مسبوق نقل می کنم که مرحوم شیخ عباس قمی در منتهی الآمال این روایت را آورده اند که می گویند من در روز عرفه بر حضرت حسین بن علی علیه السلام وارد شدم که ظرف های غذا مقابل آن حضرت گذاشته بودند و اصحاب نشسته بودند و قرآن در کنار آنها بود و منتظر افطار بودند تا با این ظرف های غذا افطار کنند. چند مساله را از حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام پرسیدم و ایشان هم جواب من را دادند و از خدمت ایشان مرخص شدم بعد از ایشان خدمت امام حسن مجتبی علیه السلام رسیدم دیدم که مردم خدمت آن جناب می رسند و خوان طعامی برای حضرت فراهم است و مردم از آنها می خورند و با خود می برند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: مسبوق می گوید وقتی من این حالت را دیدم متغیر شدم وقتی امام حسن مجتبی علیه السلام این تغییر حال مرا دیدند، پرسیدند مسبوق چرا طعام نمی خوری؟ بیان کردم: آقای من، من روزه هستم و چیزی به یادم آمد نمی دانم که بگویم یا نگویم، حضرت فرمودند: آن چیزی که در نظرت آمده است را بگو: گفتم پناه می برم به خدا از این که شما و برادرتان با یکدیگر اختلافی داشته باشید، بر امام حسین علیه السلام داخل شدم و دیدم منتظر افطار است اما وقتی بر شما وارد شدم شما را در این حال دیدم.
وی خاطرنشان کرد: در روایت است که حضرت چون این را شنیدند، مسبوق را به سینه چسباندند و فرمودند «یابن الاشود» آیا ندانستی خدای متعال ما را دو مقتدای امت قرار داده است، مرا قرار داده است که مقتدای افطار کنندگان شما باشم و برادرم را مقتدای روزه داران قرار داد تا در وسعت باشید. این تفاوت ها در زمان خود امام حسن و امام حسین علیهما السلام ایجاد شد تا واقعیت های تاریخی پیش رو برای اصحاب جا بیفتد و مواجهه ائمه علیهم السلام با هر کدام از این پیش آمدها خودش را به شکل بهتری نشان داد. هر دو این بزرگواران همواره احترام همدیگر را نگه می داشتند و نسبت به هم ادب می کردند که این مساله نشان دهنده همین جایگاه والای این دو بزرگوار است. این روایت در اصول کافی است که هر مجلسی که در آن جا، امام حسن علیه السلام می نشستند، امام حسین علیه السلام به احترام برادرشان در آن جا سخن نمی گفتند.
استاد هدایتی اظهار داشت: در نقل تاریخی است که امام حسن علیه السلام به یک نفر عطیه ای دادند و به خادمشان فرمودند: او را به نزد امام حسین علیه السلام ببر تا ایشان هم چیزی به او دهند، وقتی به نزد امام حسین علیه السلام رسیدند، ایشان فرمودند: برادرم چقدر به شما دادند عرض کرد که مثلا برادرتان پنجاه هزار تومان به من دادند، ایشان فرمودند: من چهل و نه هزار تومان به تو می دهم یعنی امام حسین علیه السلام تا این حد احترام را نسبت به برادر بزرگوارشان رعایت می کردند.
وی افزود: در تاریخ است که امام حسن مجتبی علیه السلام مریض بودند و اصحاب به عیادت ایشان رفتند، وقتی بر بالین فرزندشان حسن بن علی علیه السلام نشستند فرمودند: «کیف اصبحت یابن رسول الله» مگر انسان به پسرش این گونه خطاب می کند شبیه همین تعبیر در امام حسین علیه السلام خطاب به امام حسن علیه السلام نقل شده است. این احترام ها از سوی پدر و برادر نسبت به برادر چنان رعایت می شد و چنان در آن دقت می شد که نشان دهنده جایگاه های فوق العاده و حریم های این دو بزرگوار است در عین حال هم تفاوت های این بزرگواران خودش را بروز می داد، روایت جالب دیگری است که حضرت رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم تفاوتی بین فرزندانشان امام حسن و امام حسین علیهما السلام نمی گذاشتند و هر دو را مقتدای امت معرفی می کردند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: این روایت مربوط به ابن شهر آشوب است که می فرماید که مردی در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گناهی کرد و از بیم مجازات پنهان شد در این حال امام حسن و امام حسین علیه السلام را تنها پیدا کرد و این دو بزرگوار را گرفت و بر دوش خودش سوار کرد و خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم رسید و گفت: «یابن رسول الله انی مستجیر بالله و بهما» یعنی من پناه آوردم به خدا و به فرزندان شما از این گناهی که کردم. در این روایت شریف است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آن قدر خندیدند که دست به دهان مبارکشان گذاشتند و فرمودند تو آزاد هستی و به حسنین علیه السلام فرمودند که شفاعت شما را در حق این فرد پذیرفتم و در این جا بود که آیه «و استغفر لهم الرسول» نازل شد.
وی تاکید کرد: این عظمت وجود معصومین علیهم السلام نسبت به فرزندانشان و فرزندان ایشان نسبت به همدیگر در مرعی و مسموع جامعه آن روز خودش را نشان می داد به هر حال طرف ملامت و امتحانات خاص الهی، نصیب امام حسن مجتبی علیه السلام شده بود. امام مجتبی علیه السلام چند بار قیام کردند اما طولی نکشید که حکومتشان به آن ترتیب سقوط کرد و امام حسین علیه السلام قیام کردند و به آن جا ختم شد و هر دو نتوانستند حکومت تشکیل دهند، یکی با صلح با معاویه و دیگری با جنگ و شهادت کارش به پایان رسید.
استاد هدایتی اظهار داشت: امام مجتبی علیه السلام در بقیه عمر شریفشان در زمان معاویه خانه نشین بودند و امام حسین علیه السلام هم بعد از شهادت برادرشان امام مجتبی علیه السلام، تقریبا ده سال خانه نشین بودند یعنی در قیاس با هم فرقی نداشتند و مثل هم بودند اما شرایط تاریخی متفاوتی داشتند. امام حسن علیه السلام در اول دوران امامتشان قیام کردند که دوستانشان بی وفا و دشمنانشان بی امان بودند و امام حسین علیه السلام هم در آخر دوران امامتشان قیام کردند که کارشان به آن جا کشید.
وی خاطرنشان کرد: قبول کردن صلح از سوی امام حسن مجتبی علیه السلام به قدری سخت و دشوار بود که حتی در زمان حیات خود آن حضرت و بعد از شهادت ایشان تا اکنون این مساله به درستی جا نیفتاده است. نمود و بروز خارجی رفتار امام حسن و امام حسین علیهما السلام نسبت به هم و از آن مهم تر این که رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هم این دو نفر به عنوان مقتدای امت معرفی کردند باید شرایطی را فراهم می کرد که افرادی که در جامعه آن روز زندگی می کردند درک بهتری نسبت به رفتارهای متفاوت به حسب ظاهر و گوناگون ایجاد می کرد و بصیرت و واقعیت بیشتری نسبت به آن حضرات پیدا می کردند اما متاسفانه این گونه نبود.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: نزدیکان امام حسن مجتبی علیه السلام و ارادتمندان ایشان به واسطه صلح آن حضرت به ایشان جسارت ها کردند و بدون بصیرت و شناخت و بدون توجه به مقام امام حسن مجتبی علیه السلام صرفا بر اساس تحلیل و تجزیه ای که خودشان انجام می دادند، نسبت های ناروایی را به حضرت وارد کردند حتی در زمان حیات ایشان شخصیتی به بزرگی حجر بن عدی هم از این امر غفلت کرد، فردی که نظیرش در اسلام و در شیعه کم است که از کسانی بود که وقتی معاویه او را به شهادت رساند همه به معاویه فحش دادند و ناسزا گفتند و حتی در تاریخ است که عایشه هم معاویه را به خاطر چنین عملی ملامت کرد.
وی افزود: حجر بن عدی وقتی قضیه صلح را شنید وقتی خدمت امام مجتبی علیه السلام رسید گفت: «یابن رسول الله إنی مت قبل ما رایت» کاش می مردم و این صلح را نمی دیدم واقعا در این مساله مهم است که چگونه یک شخصیت بزرگ این چنینی در مواجهه با امام مجتبی علیه السلام موضع گیری می کند آن هم به این حالت که به ایشان عرضه می دارد: «اخرجتنا من العدل الی الجور فترکنا الحق الذی کنا علیه و دخلتنا فی الباطل الذی کنا نهرب منه» طبق نقل انساب الاشراف امام حسن مجتبی علیه السلام به او فرمودند: این گونه که تو فکر می کنی همه مردم فکر نمی کنند این گونه که تو منزلت ما را می دانی مردم نمی دانند من مبتلا به مردم شده ام. مردم مانند تو نیستند که چنین نیت و توجهی داری فلذا من مجبور به این کار شده ام.
استاد هدایتی اظهار داشت: شخص دیگری وارد مدینه شد و هنوز از اسب پیاده نشده بود به امام حسن مجتبی علیه السلام جسارت کرد و گفت: «السلام علیک یا مذل المومنین» امام مجتبی علیه السلام می دانستند که او علاقه مند به ایشان است که از عراق برای دیدن امام مجتبی علیه السلام به مدینه آمده است ولی عقل او نمی کشد و مسائل سیاسی را نمی تواند به خوبی تحلیل کند، امام مجتبی علیه السلام قریب به این مضمون فرمودند: «رحمک الله» پیاده شو وقتی او این ادب را دید عرض کرد یابن رسول الله من برای زیارت شما آمده ام.
وی خاطرنشان کرد: خانواده های جنگ جمل و صفین و نهروان رتق و فتق امورشان بر روی دوش امام مجتبی علیه السلام سنگینی می کرد به همین مناسبت آن حضرت از معاویه درخواست کرد که بخشی از درآمد و دارایی و تمام درآمد داربجرد را به ایشان واگذار کند که آن حضرت به خانواده شهدا رسیدگی کند. معاویه فشارهای زیادی به شیعیان می آورد و گفته بود هر کس متهم به تشیع است همین مطلب کفایت می کند که خانه اش را خراب کنید و خود او را بکشید «تحت کل هدر و مدر».
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: امام حسن مجتبی علیه السلام حتی در خانه شان هم امنیت نداشتند و به دست نزدیک ترین کسانشان به شهادت رسیدند، روزگاری که ما در آن زندگی می کنیم، بسیار شبیه روزگار صدر اسلام و حیات طیبه امام مجتبی علیه السلام است. خیلی باید مواظب باشیم که در تحلیل ها و در برآوردهای اجتماعی و مسائل سیاسی بدون اشراف و بدون تسلط بر جوانب مساله اظهار نظر نکنیم و کسی را متهم نکنیم و به نفع کسی و به ضرر کسی صحبتی نکنیم. اگر اشراف به مسائل نداریم و توسط ولی مسلمین مساله و حکمی بیان می شود و صحبتی می شود بدون اشراف و توجه به جوانب امر در مقام اظهار نظر بر نیاییم، این آفت بزرگی است که هم اکنون هم جامعه اسلامی ما را با تنش مواجه کرده است و تحت تاثیر خودش قرار می دهد.
وی در انتهای سخنانش اظهار داشت: این مساله از نظر اخلاقی برای کسی که اشراف ندارد، آفت بوجود می آورد و اگر شخصی در نظام اجتماعی تاثیر گذار باشد، می تواند به واسطه سخنش جبهه و جهت های انحرافی خاصی را به موضوعات اجتماعی تزریق کند. خدا کند که مواظب باشیم که بر مدار ولایت قدم برداریم و بدون حساب و بصیرت و جهت گیری صحبت نکنیم. خداوند ان شاءالله این روز و این ایام شریف را بر همه ما مبارک قرار دهد./260/
حضرت امام حسن علیه السلام، حضرت امیرالمومنین علیه السلام را «اباالحسین» خطاب می کردند و امام حسین علیه السلام پدرشان را «اباالحسن» خطاب می کردند اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را با أب مطلق خطاب می کردند به اتفاق علمای شیعه و سنی، نیمه ماه مبارک رمضان بدون اختلاف روز ولادت حضرت امام حسن سلام الله علیها است منتها وضعیت زندگی امام حسن مجتبی علیه السلام به گونه ای بوده است که از نظر تاریخی با وضعیت حیات اباعبدالله الحسین علیه السلام خیلی متفاوت است. امام مجتبی علیه السلام در امتحانات و تکالیف الهی آن طرفی نصیبشان شد که ملامت زیادی داشت با این که رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند: «هذان ابنای قاما او قعدا» اما تفاوت روزگار سبب به وجود آمدن تفاوت های حیات این بزرگواران در برخورد و مواجهه با واقعیت های پیش روی زندگیشان بود.
استاد علی هدایتی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: نیمه ماه مبارک رمضان زادروز ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام است. ظاهرا بین مورخین اختلافی نیست که ایشان در نیمه ماه رمضان به دنیا آمدند. ایشان اولین نوه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند، در روایت است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مدام به در خانه امیرالمومنین علیه السلام می آمدند و می فرمودند: فاطمه فارغ نشد؟ قربانش بروم «فداها ابوها» و ایشان بدین وسیله انتظار تولد فرزند گرامیشان را می کشیدند.
وی افزود: خدا می داند که این ایام چقدر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از این که خداوند متعال چنین فرزندی را به ایشان عطا فرموده است خوشحال هستند و چقدر خوشحال شدند از این که خوشحالی امیرالمومنین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها را می دیدند، جا دارد در این ایام به خاطر خوشحالی دل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت آن حضرت هم مسرور باشیم و هم از آنها هدیه بخواهیم و بیان کنیم که ما هم جزء کسانی هستیم که شما و خاندان پاک شما را دوست داریم و امید داریم که به این واسطه به ما هم مرحمتی فرمایید.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: اهل سنت هم این مطلب را از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند که هر پیامبری فرزندانش از صلب خودش است اما بچه های من از صلب علی و فاطمه زهرا سلام الله علیها هستند، در تاریخ است که امام حسن و امام حسین علیه السلام به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم «أب» می گفتند و به امیرالمومنین علیه السلام بابا نمی گفتند و شاید این کار به خاطر این بوده است که به احترام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم این کار را خلاف ادب می دانستند.
وی خاطرنشان کرد: حضرت امام حسن علیه السلام، حضرت امیرالمومنین علیه السلام را «اباالحسین» خطاب می کردند و امام حسین علیه السلام پدرشان را «اباالحسن» خطاب می کردند اما پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را با أب مطلق خطاب می کردند به اتفاق علمای شیعه و سنی، نیمه ماه مبارک رمضان بدون اختلاف روز ولادت حضرت امام حسن سلام الله علیها است منتها وضعیت زندگی امام حسن مجتبی علیه السلام به گونه ای بوده است که از نظر تاریخی با وضعیت حیات اباعبدالله الحسین علیه السلام خیلی متفاوت است. امام مجتبی علیه السلام در امتحانات و تکالیف الهی آن طرفی نصیبشان شد که ملامت زیادی داشت با این که رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند: «هذان ابنای قاما او قعدا» اما تفاوت روزگار سبب به وجود آمدن تفاوت های حیات این بزرگواران در برخورد و مواجهه با واقعیت های پیش روی زندگیشان بود.
استاد هدایتی اظهار داشت: جالب است که بدانید در زمانی که امام حسن و امام حسین علیهما السلام هر دو در قید حیات بودند و به حسب همین روایت شریف مقتدای امت بودند کانه می خواستند این تفاوت را برای اصحابشان بروز دهند تا آنها را آماده کنند برای این که آنها هم درک درستی از واقعیت های تاریخی داشته باشند.
وی افزود: در این جا این روایت را از مسبوق نقل می کنم که مرحوم شیخ عباس قمی در منتهی الآمال این روایت را آورده اند که می گویند من در روز عرفه بر حضرت حسین بن علی علیه السلام وارد شدم که ظرف های غذا مقابل آن حضرت گذاشته بودند و اصحاب نشسته بودند و قرآن در کنار آنها بود و منتظر افطار بودند تا با این ظرف های غذا افطار کنند. چند مساله را از حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام پرسیدم و ایشان هم جواب من را دادند و از خدمت ایشان مرخص شدم بعد از ایشان خدمت امام حسن مجتبی علیه السلام رسیدم دیدم که مردم خدمت آن جناب می رسند و خوان طعامی برای حضرت فراهم است و مردم از آنها می خورند و با خود می برند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: مسبوق می گوید وقتی من این حالت را دیدم متغیر شدم وقتی امام حسن مجتبی علیه السلام این تغییر حال مرا دیدند، پرسیدند مسبوق چرا طعام نمی خوری؟ بیان کردم: آقای من، من روزه هستم و چیزی به یادم آمد نمی دانم که بگویم یا نگویم، حضرت فرمودند: آن چیزی که در نظرت آمده است را بگو: گفتم پناه می برم به خدا از این که شما و برادرتان با یکدیگر اختلافی داشته باشید، بر امام حسین علیه السلام داخل شدم و دیدم منتظر افطار است اما وقتی بر شما وارد شدم شما را در این حال دیدم.
وی خاطرنشان کرد: در روایت است که حضرت چون این را شنیدند، مسبوق را به سینه چسباندند و فرمودند «یابن الاشود» آیا ندانستی خدای متعال ما را دو مقتدای امت قرار داده است، مرا قرار داده است که مقتدای افطار کنندگان شما باشم و برادرم را مقتدای روزه داران قرار داد تا در وسعت باشید. این تفاوت ها در زمان خود امام حسن و امام حسین علیهما السلام ایجاد شد تا واقعیت های تاریخی پیش رو برای اصحاب جا بیفتد و مواجهه ائمه علیهم السلام با هر کدام از این پیش آمدها خودش را به شکل بهتری نشان داد. هر دو این بزرگواران همواره احترام همدیگر را نگه می داشتند و نسبت به هم ادب می کردند که این مساله نشان دهنده همین جایگاه والای این دو بزرگوار است. این روایت در اصول کافی است که هر مجلسی که در آن جا، امام حسن علیه السلام می نشستند، امام حسین علیه السلام به احترام برادرشان در آن جا سخن نمی گفتند.
استاد هدایتی اظهار داشت: در نقل تاریخی است که امام حسن علیه السلام به یک نفر عطیه ای دادند و به خادمشان فرمودند: او را به نزد امام حسین علیه السلام ببر تا ایشان هم چیزی به او دهند، وقتی به نزد امام حسین علیه السلام رسیدند، ایشان فرمودند: برادرم چقدر به شما دادند عرض کرد که مثلا برادرتان پنجاه هزار تومان به من دادند، ایشان فرمودند: من چهل و نه هزار تومان به تو می دهم یعنی امام حسین علیه السلام تا این حد احترام را نسبت به برادر بزرگوارشان رعایت می کردند.
وی افزود: در تاریخ است که امام حسن مجتبی علیه السلام مریض بودند و اصحاب به عیادت ایشان رفتند، وقتی بر بالین فرزندشان حسن بن علی علیه السلام نشستند فرمودند: «کیف اصبحت یابن رسول الله» مگر انسان به پسرش این گونه خطاب می کند شبیه همین تعبیر در امام حسین علیه السلام خطاب به امام حسن علیه السلام نقل شده است. این احترام ها از سوی پدر و برادر نسبت به برادر چنان رعایت می شد و چنان در آن دقت می شد که نشان دهنده جایگاه های فوق العاده و حریم های این دو بزرگوار است در عین حال هم تفاوت های این بزرگواران خودش را بروز می داد، روایت جالب دیگری است که حضرت رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم تفاوتی بین فرزندانشان امام حسن و امام حسین علیهما السلام نمی گذاشتند و هر دو را مقتدای امت معرفی می کردند.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: این روایت مربوط به ابن شهر آشوب است که می فرماید که مردی در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گناهی کرد و از بیم مجازات پنهان شد در این حال امام حسن و امام حسین علیه السلام را تنها پیدا کرد و این دو بزرگوار را گرفت و بر دوش خودش سوار کرد و خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم رسید و گفت: «یابن رسول الله انی مستجیر بالله و بهما» یعنی من پناه آوردم به خدا و به فرزندان شما از این گناهی که کردم. در این روایت شریف است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آن قدر خندیدند که دست به دهان مبارکشان گذاشتند و فرمودند تو آزاد هستی و به حسنین علیه السلام فرمودند که شفاعت شما را در حق این فرد پذیرفتم و در این جا بود که آیه «و استغفر لهم الرسول» نازل شد.
وی تاکید کرد: این عظمت وجود معصومین علیهم السلام نسبت به فرزندانشان و فرزندان ایشان نسبت به همدیگر در مرعی و مسموع جامعه آن روز خودش را نشان می داد به هر حال طرف ملامت و امتحانات خاص الهی، نصیب امام حسن مجتبی علیه السلام شده بود. امام مجتبی علیه السلام چند بار قیام کردند اما طولی نکشید که حکومتشان به آن ترتیب سقوط کرد و امام حسین علیه السلام قیام کردند و به آن جا ختم شد و هر دو نتوانستند حکومت تشکیل دهند، یکی با صلح با معاویه و دیگری با جنگ و شهادت کارش به پایان رسید.
استاد هدایتی اظهار داشت: امام مجتبی علیه السلام در بقیه عمر شریفشان در زمان معاویه خانه نشین بودند و امام حسین علیه السلام هم بعد از شهادت برادرشان امام مجتبی علیه السلام، تقریبا ده سال خانه نشین بودند یعنی در قیاس با هم فرقی نداشتند و مثل هم بودند اما شرایط تاریخی متفاوتی داشتند. امام حسن علیه السلام در اول دوران امامتشان قیام کردند که دوستانشان بی وفا و دشمنانشان بی امان بودند و امام حسین علیه السلام هم در آخر دوران امامتشان قیام کردند که کارشان به آن جا کشید.
وی خاطرنشان کرد: قبول کردن صلح از سوی امام حسن مجتبی علیه السلام به قدری سخت و دشوار بود که حتی در زمان حیات خود آن حضرت و بعد از شهادت ایشان تا اکنون این مساله به درستی جا نیفتاده است. نمود و بروز خارجی رفتار امام حسن و امام حسین علیهما السلام نسبت به هم و از آن مهم تر این که رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هم این دو نفر به عنوان مقتدای امت معرفی کردند باید شرایطی را فراهم می کرد که افرادی که در جامعه آن روز زندگی می کردند درک بهتری نسبت به رفتارهای متفاوت به حسب ظاهر و گوناگون ایجاد می کرد و بصیرت و واقعیت بیشتری نسبت به آن حضرات پیدا می کردند اما متاسفانه این گونه نبود.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: نزدیکان امام حسن مجتبی علیه السلام و ارادتمندان ایشان به واسطه صلح آن حضرت به ایشان جسارت ها کردند و بدون بصیرت و شناخت و بدون توجه به مقام امام حسن مجتبی علیه السلام صرفا بر اساس تحلیل و تجزیه ای که خودشان انجام می دادند، نسبت های ناروایی را به حضرت وارد کردند حتی در زمان حیات ایشان شخصیتی به بزرگی حجر بن عدی هم از این امر غفلت کرد، فردی که نظیرش در اسلام و در شیعه کم است که از کسانی بود که وقتی معاویه او را به شهادت رساند همه به معاویه فحش دادند و ناسزا گفتند و حتی در تاریخ است که عایشه هم معاویه را به خاطر چنین عملی ملامت کرد.
وی افزود: حجر بن عدی وقتی قضیه صلح را شنید وقتی خدمت امام مجتبی علیه السلام رسید گفت: «یابن رسول الله إنی مت قبل ما رایت» کاش می مردم و این صلح را نمی دیدم واقعا در این مساله مهم است که چگونه یک شخصیت بزرگ این چنینی در مواجهه با امام مجتبی علیه السلام موضع گیری می کند آن هم به این حالت که به ایشان عرضه می دارد: «اخرجتنا من العدل الی الجور فترکنا الحق الذی کنا علیه و دخلتنا فی الباطل الذی کنا نهرب منه» طبق نقل انساب الاشراف امام حسن مجتبی علیه السلام به او فرمودند: این گونه که تو فکر می کنی همه مردم فکر نمی کنند این گونه که تو منزلت ما را می دانی مردم نمی دانند من مبتلا به مردم شده ام. مردم مانند تو نیستند که چنین نیت و توجهی داری فلذا من مجبور به این کار شده ام.
استاد هدایتی اظهار داشت: شخص دیگری وارد مدینه شد و هنوز از اسب پیاده نشده بود به امام حسن مجتبی علیه السلام جسارت کرد و گفت: «السلام علیک یا مذل المومنین» امام مجتبی علیه السلام می دانستند که او علاقه مند به ایشان است که از عراق برای دیدن امام مجتبی علیه السلام به مدینه آمده است ولی عقل او نمی کشد و مسائل سیاسی را نمی تواند به خوبی تحلیل کند، امام مجتبی علیه السلام قریب به این مضمون فرمودند: «رحمک الله» پیاده شو وقتی او این ادب را دید عرض کرد یابن رسول الله من برای زیارت شما آمده ام.
وی خاطرنشان کرد: خانواده های جنگ جمل و صفین و نهروان رتق و فتق امورشان بر روی دوش امام مجتبی علیه السلام سنگینی می کرد به همین مناسبت آن حضرت از معاویه درخواست کرد که بخشی از درآمد و دارایی و تمام درآمد داربجرد را به ایشان واگذار کند که آن حضرت به خانواده شهدا رسیدگی کند. معاویه فشارهای زیادی به شیعیان می آورد و گفته بود هر کس متهم به تشیع است همین مطلب کفایت می کند که خانه اش را خراب کنید و خود او را بکشید «تحت کل هدر و مدر».
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: امام حسن مجتبی علیه السلام حتی در خانه شان هم امنیت نداشتند و به دست نزدیک ترین کسانشان به شهادت رسیدند، روزگاری که ما در آن زندگی می کنیم، بسیار شبیه روزگار صدر اسلام و حیات طیبه امام مجتبی علیه السلام است. خیلی باید مواظب باشیم که در تحلیل ها و در برآوردهای اجتماعی و مسائل سیاسی بدون اشراف و بدون تسلط بر جوانب مساله اظهار نظر نکنیم و کسی را متهم نکنیم و به نفع کسی و به ضرر کسی صحبتی نکنیم. اگر اشراف به مسائل نداریم و توسط ولی مسلمین مساله و حکمی بیان می شود و صحبتی می شود بدون اشراف و توجه به جوانب امر در مقام اظهار نظر بر نیاییم، این آفت بزرگی است که هم اکنون هم جامعه اسلامی ما را با تنش مواجه کرده است و تحت تاثیر خودش قرار می دهد.
وی در انتهای سخنانش اظهار داشت: این مساله از نظر اخلاقی برای کسی که اشراف ندارد، آفت بوجود می آورد و اگر شخصی در نظام اجتماعی تاثیر گذار باشد، می تواند به واسطه سخنش جبهه و جهت های انحرافی خاصی را به موضوعات اجتماعی تزریق کند. خدا کند که مواظب باشیم که بر مدار ولایت قدم برداریم و بدون حساب و بصیرت و جهت گیری صحبت نکنیم. خداوند ان شاءالله این روز و این ایام شریف را بر همه ما مبارک قرار دهد./260/