اگر شرایط نابسامانی حکمرفا باشد و امکان داشته باشد اظهار عقاید حقه شیعه فتنه ای را در پیش داشته باشد در این جا فرمان اهل بیت علیهم السلام این است که با اخلاق خوش با مردم ارتباط برقرار کنیم که آنها خودشان به حقانیت اهل بیت علیهم السلام پی برند.
استاد رضا معدنی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: در عین این که حدیث غدیر متفق علیه است و به فرموده مرحوم شیخ صدوق حدیث متفق علیه طریقین است اما در همین وقایع یک دسته از اخبار داریم که فقط مخصوص شیعیان است؛ بعد ایشان بیانی دارند که هم ما از طریق طایفه اول این واقعه مهمه را اثبات می کنیم و هم به واسطه دسته دوم روایات که فقط خاصه است و شیعه آن را نقل کرده است.
وی افزود: در عین حال که این جریانی است که متفق علیه است اما در عین حال یک اضطرابی هم در بین بعضی از مخالفین وجود داشته است یعنی واقعه غدیر هم در حقیقت یک نقطه اتصال است و هم یک نقطه افتراق جهت اتصال از این جهت است که هر دو طایفه خاصه و عامه به امامت و ولایت اعتقاد داشتند و فقط بحث در مصداق است که آن هم خیلی مهم است در عین حال که جهت اتحاد داریم جهت افتراقی هم از جهت مصداق با اینها داریم که در دل مخالفین و معاندین خوف و وحشتی از این باب است.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در کتاب شریف امالی شیخ مفید رحمة الله علیه روایتی نقل شده است که هم صدر این روایت و هم ذیل آن بیانگر نکاتی است. در مجلس سوم امالی، شیخ مفید از محمد بن نوفل بن عائذ صیرفی روایت می کند: من نزد هیثم بن حمید صیرفی بودم که ابوحنیفه نعمان بن ثابت بر ما وارد شد که شاگرد امام صادق علیه السلام به معنای عام بوده است اما شاگرد به معنای خاص نبوده چون از اعتقاد به امامت آن حضرت پرهیز داشته است؛ می آمده است و از محضر امام صادق روایت را استفاده می کرده است تا جایی که این کلام از ابوحنیفه معروف است که می گوید: «لولا السنتان لهلک النعمان».
وی اضافه کرد: محمد بن نوفل می گوید: من نزد هیثم بن حبیب صیرفی بودم که ابوحنیفه نعمان بن ثابت بر ما وارد شد و از علی علیه السلام یاد کرد و درباره ماجرای غدیر خم سخن به میان آمد. این مطلب مشخص می کند که چنین جلساتی در بیوت می گرفتند و ماجرای غدیر خم را ذکر می کردند؛ این گونه نبوده است که فقط در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این واقعه رخ داده باشد حتی در جاهایی که روسای مذاهب هم بوده اند این مطالب بیان می شده است و از این روایت چنین رویدادی برای ما هویدا می شود.
استاد معدنی در بیان ادامه روایت اظهار داشت: ابوحنیفه نعمان بن ثابت بر ما وارد شد و درباره ماجرای غدیر خم سخن به میان آمد ابوحنیفه گفت: من به یاران خود گفتم نزد اینان یعنی شیعیان به صحت خبر ماجرای غدیر اعتراف نکنید که شما را محکوم می کنند. ترس آنها از این بوده است که در این دعوای علمی مغلوب شوند، ناگهان رنگ چهره هیثم بن حبیب صیرفی دگرگون شد و خیلی متعجب شده بود که چرا ابوحنیفه این گونه سخن می گوید و به او می گوید: ای نعمان چرا اعتراف نکنند؟ مگر تو خود قبول نداری، گفت: چرا من خودم قبول دارم و آن را روایت نیز نموده ام هم قلبا آن را قبول دارد و هم لسانا این حدیث را روایت کرده ام.
وی افزود: هیثم گفت: پس چرا اعتراف نکنند در صورتی که حبیب بن ابی ثابت از ابی الطفیل از زید بن ارقم روایت کرده است که علی علیه السلام در رحبه که نام محلی در کوفه است همه حاضران را برای اعتراف به صحت و وقوع ماجرای غدیر سوگند داده است، ابوحنیفه گفت: مگر نمی بینید که مردم به حدی در این زمینه گفتگو کرده اند که ناگزیر علی مردم را در این باره سوگند داده است. برداشت ابوحنیفه از سخنی که امیرالمومنین فرموده است این بوده است که مردم در بحث اثبات و نفی این ماجرا آن قدر صحبت کردند که امیرالمومنین علیه السلام آنها را حذر داده است.
این استاد حوزه علمیه بیان داشت: هیثم گفت: در این صورت می گویی علی را تکذیب کنیم و سخن علی را رد نماییم، ابوحنیفه گفت ما نه علی را تکذیب می کنیم و نه فرمایش او را رد می کنیم ولی تو می دانی که عده ای از مردم در این باره گزافه گویی کرده اند مثل همان چیزی که شیعه اعتقاد دارد؛ هیثم گفت: سخنی را رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است و یک خطبه مفصل در آن باره ایراد نموده است و ما به صرف این که گروهی غلو نموده و یا کسی حرفی زده است؛ نباید از بازگویی آن بهراسیم و از نقل آن دست برداریم.
وی خاطرنشان کرد: در همین حین کسی وارد شد و با پرسش خود سخن را برید و این سخن در کوفه پیچید که جریان این چنین بوده است، حبیب بن نزار بن حیان که از هواداران بنی هاشم بود در بازار نزد هیثم آمد و گفت: خبر ماجرایی که از تو درباره علی علیه السلام به وقوع پیوسته و سخن آن گوینده که مراد همان ابوحنیفه است به ما رسیده است. هیثم گفت: «در اظهار نظرها از این گونه سخنان بسیار پیش می آید؛ مطلب را آسان گیر سخن ختم شد و دنباله اش را نگیر، مدتی بعد ما به حج رفتیم و حبیب هم با ما بود که برای عرض سلام خدمت امام صادق علیه السلام رسیدیم.»
استاد معدنی اظهار داشت: قضیه غدیر خم قضیه ای است که در عین اهمیت فوق العاده ای که دارد که بیان کردیم نقطه اتصالی از حیث اصل ولایت و اصل امامت است که متفق علیه فریقین است. این بحث مصداقی که بیان شد حکایت از همان جهت افتراق است در این بین این جهات اختلاف یک سر و رازی دارد که چرا این جهت اختلاف پیدا می شود و چرا خاصه یک مصداق را معین می کنند و عامه مصادیق دیگری را معین می کنند. امثال این روایات که کم هم نیست؛ سر این جهت اختلاف را بیان می کنند که چرا این اختلاف به وجود آمده است و این جهت افتراق حکایت از چه چیزی دارد. مرحوم شیخ یکی از این موارد را بیان کردند که اینها ترس از محکومیت داشته اند که بیان می کردند این قدر ماجرای غدیر خم را در این طرف و آن طرف مطرح نکنید که محکوم می شویم چون اکثریت با آنها بودند. این ترسشان و جهت اختلافی که دارند را یک شخص عادی نمی گوید بلکه ابوحنیفه ای می گوید که رئیس مذهب حنفی ها است.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در ذیل روایت نکته لطیف دیگری بیان می شود که هیثم بیان می کند یا ابا عبدالله این مطلب چنین و چنان شد و داستان را خدمت امام صادق علیه السلام بازگو کرد در این حال یک حالت نارضایتی در چهره آن حضرت نمایان گشت و حضرت صادق علیه السلام اظهار نارضایتی کردند، حبیب گفت این محمد بن نوفل است و در آن جا حاضر بود یعنی می خواست خدمت امام صادق علیه السلام توضیحاتی دهد که حضرت ناراحت نشوند.
وی افزود: حضرت صادق علیه السلام فرمودند: حبیب بس کن منظور همان چیزی است که در بازار از هیثم سوال و پرسش کرده بودی با مردم با اخلاق و روش خودشان و به نیکی معاشرت کنید و در عمل با آنان مخالفت ورزید که هر کس را محصول کردار او است و روز قیامت با کسی محشور می شود که دوستش می داشته است. مردم را بر ضد خودتان و ما نشورانید و در انبوه همین مردم داخل شوید و ما را روزگاران و دولتی است که هرگاه خداوند بخواهد آن را خواهد آورد.
وی ادامه داد: در این جا حبیب سکوت کرد و حضرت فرمودند: حبیب فهمیدی از دستور من سرپیچی نکنید که پشیمان می شوید او گفت هرگز از دستور شما سرپیچی نمی کنم، حضرت صادق سلام الله علیه در زمان حکومت بنی العباس بودند و در آن جا جو اختناق و خفقانی که بود نمی شد معارف و مطالب را بازگو و به طور واضح و روشن بیان کرد و باید با دیگران مماشات می کردند، در زمان ما هم چنین است و در حقیقت ما هم در اقلیت هستیم ولو به لطف خدا روزنه هایی از جهات مختلف باز شده است اما با این وجود ما باید با رعایت اصول باید بحث کنیم و همین طور که حضرت تاکید داشتند که از دستور ایشان سرپیچی نکنیم ما نیز باید همین رویه را مدنظر قرار دهیم اگر جایی دیدیم که روزنه ای است و دریچه ای باز شده است که بحث علمی با حالت انصاف بدون جدل غیر احسن آماده است از آن فضا استفاده کنیم.
استاد معدنی در انتهای سخنانش اظهار داشت: اگر شرایط نابسامانی حکمرفا باشد و امکان داشته باشد اظهار عقاید حقه شیعه فتنه ای را در پیش داشته باشد در این جا فرمان اهل بیت علیهم السلام این است که با اخلاق خوش با مردم ارتباط برقرار کنیم که آنها خودشان به حقانیت اهل بیت علیهم السلام پی برند.
/260/260/20/
دیدگاه جدیدی بگذارید