اصلی ترین مساله ای که باعث شده است که طلبه هایی که زحمت می کشند و درس می خوانند دچار بی انگیزگی شده اند این است که آینده مبهمی را در مقابل خود می بینند و همین آینده مبهم سبب ناامیدی آنها می شود، مبهم بودن آینده ناامیدی به بار می آورد و این ناامیدی بی انگیزگی را در میان آنها به بار می آورد.
استاد محمد جواد تاکی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: اصلی ترین مساله ای که باعث شده است که طلبه هایی که زحمت می کشند و درس می خوانند دچار بی انگیزگی شده اند این است که آینده مبهمی را در مقابل خود می بینند و همین آینده مبهم سبب ناامیدی آنها می شود، مبهم بودن آینده ناامیدی به بار می آورد و این ناامیدی بی انگیزگی را در میان آنها به بار می آورد.
وی افزود: ما اگر بخواهیم سابقه حوزه قم را لحاظ کنیم حدودا صد سال است که مرحوم شیخ عبدالکریم حوزه را تاسیس کردند واقعا حوزه دو برهه مهم را در مقابل خود در طی این چند سال داشته است اول برهه قبل از انقلاب و دیگری برهه بعد از انقلاب، در حوزه قبل از انقلاب دو کار ویژه برای روحانیون تعریف شده بود که یا وظیفه خودشان را اجتهاد می دانستند و یا تبلیغ.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: اتفاقی که بعد از انقلاب افتاد این بود که یک عرصه و ظرفیت بزرگ در مقابل حوزه قرار گرفت که حوزه نه ساختار مواجهه با آن را داشت و نه حتی علمیت متناسب با آن را داشت درست است که مبانی و پایه های علمی خود را داشت اما مقدمات قریبه آن را داشت نه مقدمات بعیده لذا این مساله باعث شد که حوزه با یک شوک روبرو شود چون با ایجاد حکومت اسلامی در تمام عرصه ها جامعه به حرف دین نیاز دارد و حوزه ای که تا کنون کار و هدف اصلیش این مساله نبوده است دچار مشکل شد.
وی اضافه کرد: بعد از انقلاب جامعه انتظاری از حوزه دارد چه جامعه عمومی مردم و چه جامعه تخصصی علمی و نخبگانی با به وجود آمدن این انتظار جدی از حوزه و این که حوزه متناسب با این انتظار رشد نکرد طلبه ای که وارد حوزه می شود و حتی استاد دانشگاهی که در دانشگاه است احساس ناکارآمدی از حوزه می کند و احساس عدم پاسخگویی از حوزه می کند همین مساله باعث می شود که طلبه ها احساس کنند که آینده ناکارآمدی دارند و نسبت به آینده ناامید می شوند.
استاد تاکی اظهار داشت: به واسطه این عدم تناسب حوزه با انتظارات طلبه ها احساس می کنند که حوزه منزوی است و ناکارآمد است و احساس درستی هم می کنند چون متولیان حوزه در این جهت قدم های جدی بر نداشتند به عنوان مثال جامعه مدرسین در سال 1342 شمسی تشکیل شد اساسنامه، هدف و کادری داشته است حوزه در آن زمان حدودا هفت هزار طلبه داشته است اما در حال حاضر حدودا دویست هزار طلبه در کل کشور دارد همان ساختار سال 42 که تا قبل از انقلاب کارایی داشت بدون تغییر ماهوی و جدی و با تغییرات جزئی، حوزه فعلی را اداره می کند جامعه مدرسین، شورای عالی را معین می کند و شورای عالی مدیر حوزه را انتخاب می کند.
وی خاطرنشان کرد: بدین ترتیب ساختاری که قبل از انقلاب کارایی داشت را تاکنون ادامه دادیم و متوجه نشدیم که انقلاب انتظار و کار جدید و عرصه های جدیدی را پیش روی ما ایجاد کرده است و ما ساختارهای خود متناسب با این تغییر، شکل ندادیم وقتی ساختارها متناسب نشد طبیعتا جریان علمی هم متناسب با انقلاب نمی شود البته بعد از انقلاب کارهای مفید علمی توسط حوزه صورت گرفته است اما جریان علمی از سوی مدیریت حوزه و علمای حوزه ایجاد نشده است و نتیجه این مساله این است که حوزه منزوی می شود واقع مطلب این است که بی انگیزگی نسبت به اصل حوزه و جریان علمیت حوزه حقیقی است یعنی واقعا ما نمی توانیم این مطلب را نادیده گیریم و از آن چشم پوشی کنیم البته این تفسیری که برخی انجام می دهند مثل جریانی که به رسائل و مکاسب اشکال می کنند درست نیست اما حقیقتا این مساله یک واقعیت است که حوزه نسبت به انتظار جامعه متناسب عمل نکرده است.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: به نظر می رسد که این مشکل را باید یک مشکل جدی و حقیقی ببینیم و توپ را در زمین طلبه ها نیندازیم چون طلبه ها با انگیزه و همت جدی وارد حوزه می شوند اما آن چیزی که حوزه هدف قرار داده است با آن چیزی که جامعه از حوزه نیاز دارد متناسب نیست هم از جهت ساختاری و هم جهت علمی.
وی افزود: این اتفاق عدم تناسب ساختار حوزه با انتظار جامعه نتیجه اش این است که طلبه های ساختار شکن به وجود می آیند و طلبه هایی به وجود می آیند که خودشان را فدا می کنند که بتوانند حرکتی ایجاد کنند و در کار خود موفق هم نیستند چون باید جریانی برای تحول در حوزه به وجود آید و باید در این راستا دارایی ها و تراثی که داریم را مورد توجه قرار دهند، حوزه باید به واسطه جریان تحول به مرحله گذار از شرایط فعلی به شرایط مطلوب وارد شود اما این سخن درست نیست که پا بر روی داشته ها و تراث خود گذارد تا بتواند کاری را انجام دهد.
استاد تاکی در انتهای سخنانش اظهار داشت: سخن آخر این که چه راهکارهایی وجود دارد که بتوانیم انگیزه را به حوزه برگردانیم اگر طلبه ها به همین نکته ای که بیان شد دقت کنند مانع از ایجاد یک سری از بی انگیزگی ها در میان آنها می شود و متوجه می شوند که باید یک سری کارها را بر روی قواعد انجام دهند تا بتوانند به نیازهای جامعه و انتظارات آنها پاسخ دهند اما راه حل این نیست که پا بر روی رسائل و مکاسب گذارند تا به این هدف رسند راه حل این است که در جهت رسیدن به تغییرات مطلوب تراث حفظ شوند و جهت گیری ها مورد توجه قرار گیرند، راه حل این مساله این نیست که مباحثی مانند تفسیر و فلسفه را نفی کنیم بلکه باید مسیر را به درستی طی کنیم./20/21/260
دیدگاه جدیدی بگذارید