استاد موسوی فخر:

همه بشریت به واسطه قیام امام حسین برای نجات بشریت از گمراهی مدیون ایشان هستند

امام حسین علیه السلام «مهجة» و خون قلبشان را در راه خدا دادند برای این که بندگان خدا را از جهالت و سرگردانی گمراهی نجات دهند. کار ابا عبدالله الحسین علیه السلام فقط نجات شیعیان و اهل تشیع نیست بلکه «لیستنقذ عبادک» جمیع بندگان خدا را به واسطه عمل خود نجات می دهند، در این جا سخن از اسلام و شیعه نیست بلکه ایشان با این کار بشریت را از جهالت و سرگردانی گمراهی نجات دادند.

 

استاد سید حسن موسوی فخر در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة» ایام اربعین سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین علیه السلام است، روز زیارتی سیدالشهداء علیه السلام که در روایات ما از این زیارت به عنوان علامت شیعه و مومن نام برده شده است.

 

وی افزود: اربعین این سال ها با اربعین سال های گذشته بسیار متفاوت است شما می بینید روزهای زیارتی سیدالشهدا علیه السلام در سال متعدد است، در ماه رجب هم زیارت اباعبدالله علیه السلام وارد شده است، در ماه شعبان هم زیارت اباعبدالله الحسین علیه السلام بهای زیادی دارد، شب های جمعه شب های زیارتی امام حسین علیه السلام است حتی یوم عاشورا روز زیارتی امام حسین علیه السلام است اما هیچ کدام از روزهای زیارتی امام حسین علیه السلام مثل اربعین نمی شود.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در سالیان گذشته هم در روز اربعین امام حسین علیه السلام زایرانی بودند که به صورت پیاده به زیارت ایشان می رفتند و مشقات شدیدی را از راه های دور برای زیارت امام حسین علیه السلام تحمل می کردند اما در سال های اخیر پروردگار متعال و امام حسین علیه السلام به زیارت این زوار نگاه ویژه ای دارند غذای زوار تامین است و در این زیارت پیاده کسانی هستند که با وجود این که شغل ها و کارهای بسیار بالایی دارند کف زمین می نشینند و پای زوار ابا عبدالله الحسین علیه السلام را می گیرند و اگر تاول زده شده باشد آنها را دوا می کنند و در آب گرم می گذارند نمی گذارند یکی از زوار امام حسین علیه السلام خسته شود.

 

وی اضافه کرد: خادمان زوار از مال و زندگیشان می گذرند و در این مسیر خرج می کنند و عنایات ویژه و رفتارهای عجیبی که در هیچ جای عالم مشاهده نمی شود در زیارت اربعین امام حسین علیه السلام می بیند و این مساله به خاطر تربیتی است که سید الشهداء علیه السلام انجام داده اند، امام حسین علیه السلام این طور مردم عراق و عاشقان خود را بار آوردند که وقتی خدمت به زوار امام حسین علیه السلام می کنند هنوز خدمت رسانی آنها تمام نشده است که امام حسین علیه السلام کاسه زندگی آنها را پر می کند و این مساله چیزی جز تربیت حسینی و عنایت پروردگار متعال به دل های مومنین نیست.

 

استاد موسوی فخر اظهار داشت: در فراز بسیار مهم و حساسی از زیارت اربعین سیدالشهداء علیه السلام این جمله را می خوانیم «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة» امام حسین علیه السلام «مهجة» و خون قلبشان را در راه خدا دادند برای این که بندگان خدا را از جهالت و سرگردانی گمراهی نجات دهند. کار ابا عبدالله الحسین علیه السلام فقط نجات شیعیان و اهل تشیع نیست بلکه «لیستنقذ عبادک» جمیع بندگان خدا را به واسطه عمل خود نجات می دهند، در این جا سخن از اسلام و شیعه نیست بلکه ایشان با این کار بشریت را از جهالت و سرگردانی گمراهی نجات دادند.

 

وی خاطرنشان کرد: جهالت هم به یک مفهوم تاریخی و زمانی خاص از نظر قرآن و روایات و هم به یک مفهوم عقلی که به زمان خاصی اختصاص ندارد اطلاق می شود، شما در سوره مبارکه احزاب آیه 33 می بینید که خطاب به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «و قرن فی بیوتکنّ و لا تبرّجن تبرّج الجاهلیة الاولی» خطاب به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید در خانه های خود بنشینید و مانند کسانی که در جاهلیت نخستین بی حیایی و پرده دری کردند شما بی حیایی و پرده دری نکنید.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در کتاب شریف «کمال الدین» شیخ صدوق رحمة الله علیه آمده است: مراد از جاهلیت نخستین زمان قبل از ظهور اسلام و بعثت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده است که در آن جا است که همسر موسای کلیم صفورا که هم دختر و هم همسر پیامبر بوده است بر ضد وصی موسای کلیم که یوشع بن نون بوده است قیام می کند، شما می دانید حضرت موسی علیه السلام دو وصی داشتند یک وصی ایشان هارون بود که حدیث منزلت به این مطلب اشاره دارد، این وصی در زمان حضرت موسی فوت کرد و بعد از هارون حضرت یوشع بن نون را به جانشینی حضرت موسی علیه السلام انتخاب شدند.

 

وی تاکید کرد: صفورا بعد از رحلت حضرت موسی علیه السلام به جنگ یوشع بن نون وصی موسای کلیم آمد در آیه 33 سوره احزاب به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خطاب می کند که در خانه های خود بنشینند و مانند زن های جاهلیت نخستین و مانند صفورا قیام نکنند و در مقابل وصی و جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بی حیایی و بی پردگی را کنار گذارند.

 

وی افزود: اگر می خواهید قدر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اسلام و خون سید الشهداء علیه السلام را بفهمید باید تاریخ آن زمان و جاهلیت نخستین دانسته شود، در تمام قلمرو زندگی آنها شرک و خرافه پرستی و ظلم و ستم به همدیگر و بانوان و حیوانات موج می زد اما به برکت اسلام و نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که فرمودند: «ما فی الجاهلیة تحت قدمی هاتین» هر چه در جاهلیت بود در زیر قدم های من له شد آن شرک و خرافه پرستی و آن ظلم در حق بانوان و حیوانات و جنگ های چندین ساله و خرافه های چندین ساله از بین رفت.

 

استاد موسوی فخر اظهار داشت: نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم جامعه را اصلاح کردند و از مردمی که بر سر یک شتر سال ها می جنگیدند افرادی ساختند که وقتی به هم می رسیدند سوره عصر می خواندند و آیات قرآن تلاوت می کردند و به این صورت با هم احوال پرسی می کردند و مدینه را تبدیل به مدینه فاضله کردند اما بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چه کردند که جامعه را در سقیفه به زمان جاهلیت نخستین بازگرداندند، جامعه ای که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تاسیس کردند و اسلام حقیقی و ناب در آن اجرا می شد با خانه نشین کردن امیرالمومنین علیه السلام آرام آرام دست خوش نابودی و اضمحلال شد.

 

وی افزود: این جامعه به جایی رسید که وقتی جناب مسلم بن عقیل را گرفتند و به نزد عبیدالله آوردند، بعد از آن که به سر و صورت حضرت ضربه ای وارد کرد به گونه ای که از سر روی حضرت خون جاری شد به ایشان گفت: جامعه آرام بود شما و حسین آمدید و شروع به قیام و شورش کردید و جامعه را از حالت آرامش و سکون خارج کردید، در این جا جناب مسلم بن عقیل به ابن زیاد پاسخ دادند: شما جامعه نبوی را به جامعه زمان قیصر و کسری تبدیل کردید و به جای این که معروف خدا در این جامعه اجرا شود و حجت خداوند بر مسند باشد و سنت نبوی اجرا شود باید سگباز و شرابخوار و قمار باز و میمون باز بر مسند رسول خدا بنشیند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: جامعه رفته رفته به جایی رسید که از اسلام فقط نامش بر سر زبان ها بود و در مقام عمل چیزی از اسلام باقی نمانده بود، معروف که دیدن امام معصوم در راس جامعه است از بین رفته بود و احکام دین نابود شده بود این بود که امام حسین علیه السلام حرکت کردند «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة» لذا تمام عالم امروزه این را فهمیده اند که قیام امام حسین علیه السلام قیامی بود که در مقابل سرگردانی و حیرت و گمراهی ایجاد شده بود و همه خودشان را مدیون سیدالشهدا علیه السلام می دانند.

 

وی اضافه کرد: امروزه این خیل عظیم شیعیان مانند جابربن عبدالله انصاری حرکت می کنند که به زیارت امام حسین علیه السلام رسند و بیان کنند «یا ابا عبدالله» ما هیچ وقت تو را فراموش نمی کنیم «أبد والله ما ننسا حسینا» مقدس اردبیلی می گوید: با عده ای از طلبه ها حرکت کردیم تا با پای پیاده خودمان را برای اربعین به زیارت قبر سیدالشهدا علیه السلام رسانیم در راه طلبه ای بود که خداوند نمک خوشی در صدای او قرار داده بود و برای ما روضه می خواند و سینه می زدیم و گریه می کردیم تا این که در ظهر روز اربعین به کربلای معلی رسیدیم و وارد حرم امام حسین علیه السلام شدیم.

 

استاد موسوی فخر اظهار داشت: در روز اربعین در کربلا غوغایی بود، دستجات سینه زن و زنجیر زن حروله کنان وارد بین الحرمین می شدند و خارج می شدند و ما هم در بین جمعیت بودیم وقتی مقدس اردبیلی وارد حرم سیدالشهداء علیه السلام شد بیان کرد: سوال کردم که آن طلبه ای که در بین راه روضه می خواند کجا است می خواهم که او برای من در حرم روضه ای بخواند، مقدس اردبیلی دوباره سوال می کند: آن طلبه را پیدا نکردید؟ مقدس اردبیلی می گوید ناگاه دیدم که در میان جمعیت یک آقای نازنین صدا زد که با آن طلبه چکار دارید؟

 

وی افزود: مقدس اردبیلی بیان می کند که در جواب آن آقا گفتم: می خواهم برای من روضه بخواند، آن آقا در زمانی که داشتم زیارت اربعین می خواندم به کنار من آمد و چند نکته را به من در رابطه با زیارت اربعین توصیه کرد و مرا به اسم کوچک صدا زد که ملا احمد این طور بخوان این طور بخوان اما من توجه نمی کردم که این آقای عرب کیست و چگونه است که نام کوچک من را می داند و چگونه این مطالب را به من یاد می دهد، دوباره صدا زدم که آن طلبه پیدا نشد که برای من روضه بخواند در این هنگام آن آقا فرمودند: می خواهید برای شما روضه بخوانم، گفتم: بخوانید.

 

این استاد حوزه علمیه قم در انتهای سخنانش بیان داشت: آن آقا صورتشان را به طرف ضریح ابا عبدالله الحسین علیه السلام برگرداندند و یک جمله فرمودند و دیگر آن آقا را در روز اربعین ندیدم، فرمودند: نه من، نه این طلبه ها، نه این مردم و نه این ملا احمد هیچ کدام یادمان نمی رود آن لحظه ای که می خواستی از زینبت جدا شوی. «صلی الله علیک یا اباعبدالله صلی الله علی روحک و بدنک و جسمک»./20/20/260

 

س, 08/16/1396 - 11:01

دیدگاه جدیدی بگذارید