انسان دو رابطه دارد یک را با خالق و یک رابطه با خلق. رابطه با خالق با نماز و رابطه با خلق با انفاق است.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید، حضرت آیت الله وحید خراسانی چهارشنبه در مسجد اعظم قم به ادامه درس تفسیر خود پرداختند که این درس بدین شرح است:
خداوند در قرآن می فرماید: «وإذا قيل لهم أنفقوا مما رزقكم الله قال الذين كفروا للذين آمنوا أنطعم من لو يشاء الله أطعمه إن أنتم إلا في ضلال مبين» دراین آیه امر به انفاق شده است. دو مطلب باید فهمیده شود. اولا در قرآن هفتاد آیه در مورد انفاق وامساک از انفاق آمده است و این کاشف از عظمت مطلب است. دوم اینکه خداوند می فرماید: «مما رزقكم الله» باید ببینیم که رزق چیست؟ ما این دین را نشناختیم. زندگی بشر زندگی اجتماعی است و نه انفرادی. خود مجتمع حیاتی دارد. امام ششم علیه السلام بیانی دارد که می فرماید که اهل ایمان مثل اعضای یک بدن اند. مومنین از اعضا اند و بدن و پیکره، ایمان است. لامحاله وقتی اعضای یک بدن شدند آنچه همه دارند، باید به همه برسد. این اساس دین است.
رزق عبارت است از آنچه قوام موجود حی به آن وابسته است. رزق حیوان غیر از رزق انسان است و غیر از رزق نبات است. نباتات مرتزق اند. رزق نبات از ریشه تا میوه است و در حیوان شهوت اضافه می شود. در انسان رزق با جهت نباتی و حیوانی فرق می کند. در انسان جوری دایره رزق توسعه پیدا می کند که تمام حوائج بشر از حوائج مادی تا حوائج معنوی از نیازهای دنیوی تا نیازهای اخروی همه تامین می شود.
زکات در ماه رمضان نازل شد، صیام هم در ماه رمضان نازل شده است. چون صیام زکات ابدان است و زکات زکات اموال است. ابدان باید تهلیل شوند و آن زکات اجسام است در ماه رمضان. اموال هم باید تطهیر شوند و آن مطهر زکات است. « خذ من أموالهم صدقة تطهرهم وتزكيهم بها» اگر دستورات دین عملی شود تمام مشکلات دین منحل است. منتها الان «لم يبقى من الإسلام إلا اسمه ولا يبقى من القرآن إلا رسمه» فرمود در آخر الزمان از اسلام باقی نمی ماند مگر اسمی و از قرآن مگر درسی. امروز ببینید که چه اندازه در عامه و خاصه به قرائت قرآن اهمیت داده می شود اما از عمل و علم به کتاب خبری نیست. «مساجدهم معمورة من البنا، وقلوبهم خراب من الهدي» کلمه به کلمه اعجاز است. مساجد آباد است ولی قلوب خراب است.
انفاق شعبی دارد یک شعبه انفاق مال است. «علي عن أبیه عن ابن المغیرة عن ابن مسکان و غیر واحد عن أبي عبد اللّٰه علیه السلام قال إن اللّٰه تعالی جعل للفقراء فی أموال الأغنیاء ما یکفیهم و لولا ذلک لزادهم و إنما یؤتون من منع من منعهم» سند صحیح است. خدا در اموال اغنیا برای فقرا آنچه آنها را کفایت کند قرار داده است. در روایت دیگر داریم که: «فَرَضَ اللهُ الزکاهَ مَعَ الصَّلاهِ» این دو با هم معیت دارند. اضافه معیت بین صلاه و زکات یعنی چه؟ انسان دو رابطه دارد. یک رابطه با خالق و یک رابطه با خلق. رابطه با خالق با نماز است و رابطه با خلق با انفاق است. این است عظمت این دین. «الصلاة معراج المومن» این دو مثل دو بال هستند. مرغ با یک بال نمی تواند پرواز کند. دو بال برای پرواز روح لازم است. الربط مع الله و الربط مع عباد الله. این معیت برهانی است. بحث بسیار مهم است.
امام صادق علیه السلام می فرماید: «الزکوة اختباراً للاغنیاء و معونهً للفقراء ولو انّ الناس ادّوا زکوة اموالهم مابقی مسلم فقیراً محتاجاً و لاستغنی بما فرض اللّه له و ان الناس ما افتقروا و لا احتاجوا و لا جاعوا و لا عروا الاّ بذنوب الاغنیاءحقیق على الله تبارک و تعالى ان یمنع رحمته ممن منع حق الله فى ما له و اقسم بالذى خلق الخلق و بسط الرزق انه ما ضاع مال فى بر و لا بحر الّا بترک الزکاه» در یک تیر دو نشان حاصل می شود زکات وضع شد تا برای اغنیا امتحان باشد. این روایات کلمه به کلمه نیازمند توضیح است. «ان احب الناس الی الله انفقهم» محبوب ترین افراد نزد خداوند سخاوت مند ترین آنها است. حب خداوند مراتب دارد و منقسم به مراتب سخا است. عده ای از کفار را اسیر کردند که مستحق قتل بودند بارها با پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم جنگیده بودند و منصرف نشده بودند و لذا دستور قتل صادر شد و شمشیر بر همه تاخته شد تا نوبت به یک جوان رسید. تا شمسیر را بلند کرد، جبرئیل دستش را گرفت تا جان این جوان را حفظ کند. پرسیدند چرا؟ ند آمد که او سخاوت مند است. بعد از اینکه فهمید خداوند به خاطر سخاوت او را آزاد کرده است اسلام آورد.
نص قرآن می فرماید: «ومما رزقناهم ينفقون» نمی فرماید «من اموالهم» در جاهایی از قرآن مال است و در جاهایی رزق است. نسبت بین رزق و مال عموم مطلق است. هر مالی رزق است و هر رزقی مال نیست. آنچه در قرآن است هر دو است. خداوند در قرآن می فرماید: «ذلك الكتاب لا ریب فیه. هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب. و یقیمون الصلوة و مما رزقنا هم ینفقون» امام در تفسیر این جمله از سوره بقره می فرماید: «و مما علمناهم يبثّون و ما علمناهم من القرآن يتلون» از آنچه به آنها تعلیم کردیم جهال را اغنیا به علم می کند. پس نه تنها فقرا به مال باید دردشان دوا شود بلکه فقرای اذهان و عقاید و اخلاق باید دردشان به انفاق علما درمان گردد با این جریان آیا در امت فقیری یا جاهلی باقی می ماند؟ این همه مردم تشنه عقاید و احکام اند و مسئولیت شما انفاق به این لحاظ است. انفاق به چیست؟ «فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا في الدين وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ» پس نباید در مملکت فقیری یا جاهلی وجود داشته باشد./250/21/20
دیدگاه جدیدی بگذارید