استاد علی محمدلو از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به شرح و تفسیر خطبه ۵۰ نهجالبلاغه پرداخت.
/270/260/20/
متن و ترجمه خطبه ۵۰ نهجالبلاغه
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای این گفتگو، خاطرنشان کرد: حضرت امیر علیه السلام در خطبه پنجاهم نهج البلاغه به تبیین ماهیت فتنهها و عوامل پیدایش آنها اشاره فرموده است. در خطبه پنجاهم می خوانیم: «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ، يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ وَ يَتَوَلَّى عَلَيْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَيْرِ دِينِ اللَّهِ. فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِينَ، وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ، وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ، فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ وَ يَنْجُو الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى؛ ابتداى ظهور فتنهها هواهايى است كه پيروى مىشود، و احكامى كه در چهره بدعت خودنمايى مىكند، در اين فتنهها و احكام با كتاب خدا مخالفت مىشود، و مردانى مردان ديگر را بر غير دين خدا يارى و پيروى مىنمايند. اگر باطل از آميزش با حق خالص مىشد راه بر حقجويان پوشيده نمىماند. و اگر حق در پوشش باطل پنهان نمىگشت زبان دشمنان ياوهگو از آن قطع مىگشت. ولى پارهاى از حق و پارهاى از باطل فراهم شده و در هم آميخته مىشود، در اين وقت شيطان بر دوستانش مسلط مىشود، و آنان كه لطف حق شاملشان شده نجات مىيابند.»
بررسی تاریخ صدور خطبه
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به اختلاف نظر دانشمندان درباره تاریخ صدور این خطبه اظهار داشت: بعضی معتقدند مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام شش روز پس از رسیدن به خلافت این خطبه را ایراد فرموده است. این یک قول در مسئله است. در حالی که برخی دیگر این خطبه را مربوط به زمانی میدانند که نتیجه حکمیت در ماجرای صفین اعلام شد. البته به نظر ما محتوای خطبه با هر دو سازگار است؛ هم با آغاز خلافت و هم با پایان زشت و ننگین مسئله حکمیت.
ریشهشناسی فتنهها از منظر امیرالمؤمنین (ع)
استاد علی محمدلو با اشاره به فراز ابتدایی خطبه افزود: امام علیهالسلام در آغاز این خطبه به سرچشمه پیدایش فتنهها در جوامع اسلامی میپردازد که هم زمان بعد از رحلت رسولالله را شامل میشود و هم ماجراهایی همچون واقعه جمل و صفین و نهروان را در بر میگیرد. حضرت دقیقاً دست روی سرچشمه و نقطه اصلی میگذارد و میفرماید: «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ، يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ؛ آغاز پیدایش فتنهها پیروی از هواها و هوسها و بدعتهایی است که با کتاب خدا مخالفت دارد.»
وی تصریح کرد: ریشه اصلی فتنهها دو چیز است: یکم، پیروی از هوای نفس؛ دوم، احکام دروغین خودساخته که مخالف کتاب خداست. بیشک اگر احکام قرآن در میان مردم حاکم باشد، یعنی اصالت قوانین اسلام حفظ شود و بدعتهای ناروا در دین خدا گذاشته نشود، و همچنین در اجرای قوانین ناب الهی، هوای هوس حاکم نگردد، اصلاً فتنهای پدیدار نمیشود؛ چرا که این قوانین مجرای عدالت و حافظ حقوق همه مردم و بیانگر وظایف آنان است.
مصداقشناسی تاریخی فتنه بنیامیه
این کارشناس دینی با ارائه مثالی از تاریخ اسلام یادآور گردید: فتنه آن زمان شروع میشود که فزونطلبیها آشکار گردد. به عنوان مثال میتوان به فتنه بنیامیه در طول تاریخ اشاره کرد که در اسلام از آن به عنوان بزرگترین فتنه یاد میشود. بنیامیه برای رسیدن به حکومت خودکامه خویش بر مرکب هوا و هوس سوار شدند و تا آنجا که توانستند در احکام اسلام تفسیر و توجیه نادرست را روا داشتند و آنها را به سود منافع شخصی خویش توجیه کردند و هر جا امکان نداشت، دست به بدعتی جدید زدند.
وی ادامه داد: معاویه خلافت اسلامی را با نیرنگ به چنگ آورد و بر اساس بدعتی جدید، آن را در خاندان خود موروثی کرد. او زیاد را برادر خود خواند و برای یزید در حیات خود از مردم بیعت گرفت و سب و دشنام بر امیرالمؤمنین علیهالسلام را که پاکترین، آگاهترین و بزرگترین شخصیت اسلام بعد رسولالله بود، در قلمرو حکومت خود سنت شمرد. همچنین خود و یارانش در ریختن خون عثمان شرکت کردند و سپس به خونخواهی او برخاستند.
آمیختن حق و باطل؛ حربه همیشگی فتنهگران
استاد علی محمدلو با اشاره به فراز بعدی خطبه ابراز داشت: امام علیهالسلام میفرماید گروهی چشم و گوش بسته و نادان یا هواپرست آگاه به پیروی آنان برمیخیزند و از هواها و هوسها و بدعتهای آنان برخلاف دین خداوند پیروی میکنند: «وَ يَتَوَلَّى عَلَيْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَيْرِ دِينِ اللَّهِ.»
وی در ادامه به ابزار این کار اشاره کرد و گفت: در جمله بعد اشاره به ابزاری شده که در تمام طول تاریخ از سوی همه هواپرستان و جنایتکاران مورد استفاده قرار گرفته و به صورت یک سنت همیشگی درآمده است. آن ابزار این است که آنها همیشه برای رسیدن به مقاصد خود حق و باطل را به هم میآمیزند و حق را سپری برای حمایت از باطل یا پوستهای شیرین و جذاب برای پنهان کردن زهر باطل قرار میدهند.
استاد حوزه علمیه قم با قرائت فراز «فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِينَ، وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْباطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ» تصریح کرد: امیر کلام میفرماید اگر باطل از آمیختن با حق جدا میگردید، بر کسانی که طالب حقاند پوشیده نمیماند و اگر حق از آمیزه باطل پاک و خالص میشد، زبان دشمنان و معاندان از آن قطع میشد.
چرا باطل همیشه با حق آمیخته میشود؟
وی در توضیح این بخش از خطبه خاطرنشان ساخت: باطل اگر در شکل اصلیاش نمایان شود، خریداری ندارد. این یک امر عقلایی است. حق نیز اگر به صورت خالص عرضه شود، زبان بهانهجویان را قطع میکند. پرواضح است که نه حق خالص مشکل هواپرستان را حل میکند، چرا که منافع آنها در باطل نهفته است، و نه باطل خالص آنها را به مقصد میرساند، زیرا مردم از آنها حمایت نخواهند کرد. اینجاست که به سراغ آمیختن حق و باطل میروند.
استاد علی محمدلو تأکید کرد: این همان تیغی است که تمام سیاستهای مخرب دنیا را میتوان در آن خلاصه کرد. تمام سیاستهایی که هم از ریشه باطل هستند و هم جامعه را به فساد میکشانند. امام علیهالسلام میفرماید: «وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ»؛ یعنی بخشی از این و بخشی از آن گرفته میشود و با هم درمیآمیزند.
تسلط شیطان بر دوستانش در پی آمیختن حق و باطل
وی با اشاره به ادامه خطبه یادآور گردید: حضرت میفرماید: «فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ»؛ در اینجاست که شیطان بر پیروان و دوستان خود مسلط میشود. شیطان دنبال همین فرصت است تا بر دوستانش تسلط پیدا کند. این تعبیر به خوبی نشان میدهد که آمیختن حق و باطل به یکدیگر مانع از شناخت باطل نیست، هرچند به دقت و کنجکاوی یا پرسش از آگاهان نیاز دارد.
استاد درس خارج حوزه علمیه قم افزود: اینجاست که انسان باید دنبال هادی باشد و هر کسی را نمیتواند الگوی خود قرار دهد. در چنین مواقعی نیاز به یک راهنمای آسمانی است که بتواند دین ناب را برای انسان ترسیم کند. این مسئله بسیار مهمی است که امام علیهالسلام نسبت به آن دغدغه بالایی دارد.
تقسیمبندی سهگانه مردم در مواجهه با فتنهها
وی در تحلیل فراز پایانی خطبه که میفرماید: «وَ يَنْجُو الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى» اظهار داشت: تعبیر حضرت به خوبی نشان میدهد که در گیر و دار آمیزش حق و باطل، شیطان بر دوستان و پیروانش چیره میشود و خداجویانی که دنبال حقطلبی هستند، از خطر گمراهی در این گونه جریانات در امان میمانند. در واقع آمیزش حق و باطل یک نوع چراغ سبز برای هواپرستان است و بهانهای برای پیروی از شیاطین که وجدان خود را فریب دهند.
استاد علی محمدلو با استنباط از این خطبه، مردم را در برابر آمیزش حق و باطل به سه گروه تقسیم کرد و گفت: گروه اول، همان «الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى» هستند که حقطلبان آگاه و مخلصاند و به لطف پروردگار از توطئههای شوم فتنهجویان در امان میمانند. گروه دوم، هواپرستان بهانهجو هستند که میخواهند به بهانه حق در راه باطل گام بگذارند و در واقع نیمهآگاهاند و با پای خود در دام شیطان میروند. گروه سوم نیز سادهلوحان هستند که تشخیص حق از باطل در این آمیزه خطرناک برای آنها مشکل شده و ناآگاهانه گرفتار دام شیطان میشوند، مگر اینکه در پناه رهبر آگاه و فرزانهای قرار گیرند.
مصداقیابی تاریخی از زمان امیرالمؤمنین(ع)
وی با ذکر نمونهای از تاریخ صدر اسلام به تبیین این سه گروه پرداخت و گفت: در زمان مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام، دو سپاه، سپاه معاویه و سپاه حضرت علیهالسلام آماده جنگ بودند که ناگهان از پشت کوه تیری به طرف سپاه حضرت علیهالسلام و تیری به طرف سپاه معاویه انداخته شد. حضرت فرمودند بروید ببینید این چه کسی است. رفتند و دیدند پیرمردی است. او را نزد حضرت آوردند. حضرت فرمودند: چرا این کار را میکنی؟ گفت: یا علی، حق با باطل پیش من درهم آمیخته است و من نمیدانم شما حقید یا معاویه حق است. این افراد همان سادهلوحان هستند که به راحتی گول میخورند و مصداق مستضعفین فکریاند.
کاربرد خطبه ۵۰ در تحلیل فتنههای معاصر
استاد علی محمدلو به تطبیق این خطبه با شرایط امروز جامعه پرداخت و تصریح کرد: این خطبه نورانی را میتوان بر جامعه فعلی نیز تطبیق کرد. امروز نیز برخی با بهانههایی مانند گرانی و مشکلات اقتصادی، فتنهها را مدیریت میکنند و در جامعه فعلی نیز همین سه دسته با ظهور و بروز دارند. بعضی سادهلوحان هستند که گول این فتنهگرها را میخورند؛ همانها که بانک میسوزانند و اموال عمومی را تخریب میکنند، غافل از اینکه بیتالمال مال خود آنهاست و تبر را به پای خود میزنند.
وی تأکید کرد: برخی از این افراد جاهل قاصرند و برخی جاهل مقصر. بعضی از روی سادهلوحی دست به چنین اقداماتی میزنند و بعضی آگاهانه و از روی علم و عمد، که شر محض هستند. اینها بهانه گرانی را دستاویز قرار میدهند تا فردا در محکمه الهی بگویند چون گرانی بود ما اعتراض کردیم، در حالی که هیچ عاقلی بیتالمال را آتش نمیزند تا به مقصود خود برسد.