استاد جوادی گیلانی مطرح کرد؛

ماه رمضان؛ فرصتی برای خودسازی یا حسرتی برای همیشه؟

وداع با ماه رمضان؛ فرصتی برای خودسازی یا حسرتی برای همیشه؟

/270/260/21/

استاد محمد هادی جوادی گیلانی از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به تبیین معانی عمیق فلسفی و عرفانی گذشت زمان حضور در ماه مبارک رمضان پرداخت.

 

استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به نعمت حضور در ماه مبارک رمضان و احساس سریع گذشت این ایام مبارک، اظهار داشت: «ماه مبارک رمضان در حال طی شدن است، گویی که همین دیروز بود که ما مهیای این ماه عزیز شده بودیم. این گذشت زمان، یک نکته بسیار دقیق فلسفی در خود نهفته دارد که به بُعد تجردی انسان بازمی‌گردد. وقتی انسان به زمانی که هنوز نگذشته نگاه می‌کند، فکر می‌کند وقت بسیار دارد، اما وقتی آن زمان می‌گذرد، می‌بیند چگونه مثل چشم برهم زدنی تمام شده است.

 

کارشناس دینی افزود: راز این موضوع در این است که وقتی زمان هنوز نگذشته، شما نیز نگذشته‌اید، اما وقتی زمان می‌گذرد، در حقیقت شما گذشته‌اید، نه صرفاً زمان. زمان قراردادی برای سامان دادن به کارهای اجتماعی است، اما زمانی که شما از ۶۰، ۷۰ سال عمر خود می‌گویید مثل یک چشم برهم زدن گذشت، این زمان حقیقی خود شماست که با هویت شما عجین شده است.

 

وی با بیان مثال زیبایی از تخم مرغ و جوجه شدن آن ابراز داشت: تخم مرغ بیست و چند روز زیر گرمای بدن مرغ می‌ماند و هر روز تغییر می‌کند تا تبدیل به جوجه شود، اما اگر همان تخم مرغ بیرون از بدن مرغ روی طاقچه بماند، بعد از همان مدت گندیده می‌شود. هر دو تغییر می‌کنند، اما یکی به کمال می‌رسد و دیگری تباه می‌شود. شما نیز در این یک ماه ماه رمضان، بسته به اینکه در چه دما و فضای معنوی قرار گرفته‌اید، یا متحول شده‌اید و به کمال رسیده‌اید، یا متأسفانه دچار خسران شده‌اید.

 

استاد حوزه علمیه قم یادآور گردید: محیط مادی در ماه رمضان تفاوت چندانی با دیگر ماه‌ها ندارد. قبل از ماه رمضان هم مردم غذا می‌خوردند، در ماه رمضان هم می‌خورند، تنها تفاوت در تنوع غذایی مانند زولبیا و بامیه است. اینها نمی‌توانند عامل تحول معنوی انسان باشند. آنچه مهم است، محیط برزخی است که انسان در آن سیر می‌کند و متأسفانه بسیاری از ما از آن غافلیم.

 

وی با اشاره به داستان معروف آن دو دختر که نزد پیامبر اکرم (ص) آمدند، تصریح کرد: دو دختر روزه‌دار نزد پیامبر آمدند. حضرت فرمودند مگر شما روزه نیستید؟ گفتند چرا روزه‌ایم. حضرت فرمودند پس چرا گوشت خوردید؟ گفتند از سحر تا حالا گوشت نخورده‌ایم. حضرت دستور دادند تشتی آوردند و آن دو دختر قی کردند و گوشت‌های متعفن و مردار از آنان خارج شد. خودشان متحیر ماندند که چگونه ممکن است در حالی که روزه‌دارند، چنین چیزی از آنان خارج شود؟ حضرت فرمودند شما ساعتی پیش غیبت کردید و گوشت برادر مؤمنتان را خوردید.

 

استاد جوادی گیلانی تأکید کرد: اگر پزشکی شکم آن دو دختر را جراحی می‌کرد، چیزی در آن نمی‌یافت، پس این گوشت‌های متعفن چیست که از آنان خارج شد؟ این همان برزخ است که باید به آن توجه کنیم. باید دید در این یک ماه ماه رمضان، در چه برزخی طی طریق کرده‌ایم؟ برزخ، همان باطن عمل شماست که همین الان موجود است، نه اینکه بعد از مرگ به وجود آید. تفاوت آن دو دختر با ما این است که پیامبر اکرم تصرفی فرمود و آنان برزخ خود را مشاهده کردند، ولی ما از دیدن آن محرومیم.

 

وی با ارائه مثالی ملموس برای درک ارتباط با عالم برزخ افزود: شخصی دست خود را به سوی یکی از اولیای خدا دراز کرد و آن بزرگوار سکه‌ای در دست او نهاد. همین که سکه را در دست گرفت، فریاد کشید و سکه را انداخت و گفت سوختم، این سکه آتش بود! او با برزخ خود ارتباط داشت و گاهی این ارتباط چنان شدید است که بدن دنیایی نیز آن را احساس می‌کند.

 

استاد جوادی گیلانی در ادامه به مثال دیگری برای تفهیم این موضوع پرداخت و گفت: جوانی در خواب محتلم می‌شود و در خواب لذت می‌برد، وقتی بیدار می‌شود می‌بیند لباسش تر شده است. آن لذت مربوط به خواب بود، اما اثر آن در بدن مادی ظاهر شد. نسبت به آن شخصی که سکه را آتشین احساس کرد نیز همین گونه است. بدن مثالی درک می‌کند و شدت ادراک به قدری زیاد است که بدن مادی نیز آن را احساس می‌کند.

 

وی با بیان اینکه انسان همیشه در برزخ است، خاطرنشان ساخت: انسان از زمانی که طفل بود، در برزخ بوده‌، تا لحظه‌ای که می‌میرد. در لحظه مرگ وارد برزخی می‌شود و آنجا می‌فهمد که تمام عمر در برزخ بوده‌است. برای فهم این مطلب مثالی می‌زنم: شخصی چشم بسته و خواب را از قم به تهران می‌آورند و در مسجدی می‌خوابانند. وقتی بیدار می‌شود نمی‌داند کجاست. یک روز در مسجد می‌ماند، فردا که از مسجد خارج می‌شود، از رهگذری می‌پرسد اینجا کجاست؟ می‌گوید تهران. آنگاه می‌فهمد که از دیروز در تهران بوده اما نمی‌دانسته است. دنیا نیز نسبت به برزخ همین گونه است. دنیا ظاهر است و برزخ باطن. وقتی از دنیا به برزخ می‌روید، می‌فهمید تمام عمری که در دنیا بودید، در حقیقت در برزخ بوده‌اید اما نمی‌دانسته‌اید.»

 

استاد جوادی گیلانی با تأکید بر اهمیت این درک معنوی اظهار داشت: به خدا قسم اگر همین یک نکته درک شود، برای کل ماه مبارکتان کافی است. فهمیدن یک نکته از دین خدا، بهتر از هفتاد سال عبادت بدون معرفت است.

 

وی در ادامه به چگونگی شکل‌گیری محیط برزخی پرداخت و تصریح کرد: محیط برزخی را عمل شما در دنیا می‌سازد. حتی خطوراتی که در فکر شما می‌آید، در شکل‌دهی برزخ شما تأثیر دارد. حضرت عیسی (ع) فرمودند: گناه مثل آتش است که اگر در خانه بیفتد، همه چیز را می‌سوزاند. اما فکر گناه مانند دوده آتش است که همه جا را سیاه می‌کند. خانه‌ای که آتش گرفته، مهمان دعوت نمی‌کنید، خانه‌ای که دوده گرفته نیز قابل دعوت مهمان نیست، اما فرقشان این است که خانه سوخته از بین رفته، ولی خانه دوده گرفته را باید ماه‌ها شست و رنگ کرد تا قابل سکونت شود. فکر گناه در برزخ همان دوده آتش است. وقتی وارد برزخ می‌شوید و می‌بینید تاریک است، به شما می‌گویند این فکر گناه شماست، نه خود گناه.

 

وی با بیان اینکه ترس از گناه و عواقب آن، نشانه عقل است، تأکید کرد: بچه‌ای که شنا بلد نیست و لب استخر چهار متری می‌ایستد، اگر نترسد احمق است نه شجاع. ترس در بعضی جاها عین عقل است. اما از سوی دیگر رحمت الهی نیز وجود دارد. به محض اینکه فکر گناه به ذهن شما خطور کرد و خانه دوده گرفت، با تمام وجود بگویید "الهی العفو، استغفرالله ربی و اتوب الیه". خداوند ملائکه را مأمور می‌کند که این خانه را معطر کنند. شیطان شما را رصد می‌کند، وقتی می‌بیند حتی فکر گناه را بی‌پاسخ نمی‌گذارید و استغفار می‌کنید، می‌فهمد به این راحتی نمی‌تواند شما را به گناه وادارد.

 

استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه به حدیثی از امام صادق (ع) درباره حضرت یونس (ع) اشاره کرد و گفت: امام صادق (ع) فرمودند: خداوند یونس نبی را یک آن به حال خود واگذاشت و یونس آن خطیئه را مرتکب شد. راوی پرسید: آیا یونس کافر شد؟ امام فرمودند: یونس نجات پیدا کرد، اما اگر در همان یک آن می‌مرد، هلاک می‌شد. البته هلاکت در اینجا به معنای کفر از دنیا رفتن نیست، بلکه به این معناست که در مرتبه مقربین خاص الهی قرار نمی‌گرفت و در حد مؤمنین عادی می‌ماند که این خود برای یک نبی، هلاکت محسوب می‌شود.

د, 12/04/1404 - 11:38