حضرت آیت الله جوادی آملی:

ما مسافری هستیم که بین راه به این دنیا آمده ایم و از گذشته و آینده آن بی اطلاعیم

اگر کسی اینقدر گوش شنوا داشته باشد که صدای زنگ قافله را بشنود کم کم بیرون می آید و کم کم این قافله را تعقیب می کند، می بیند که به کدام سمت می روند و ره توشه شان چیست.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی در ادامه درس اخلاق خود که پنج شنبه ها بعد از نماز ظهر و عصر در موسسه علوم وحیانی اسراء برگزار می شود، بعد قرائت آیاتی از قرآن ، بیانات زیر را ایراد نمودند: خداوند در قرآن کریم می فرماید: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويمٍ» و یا  «وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ» خداوند این کرامت را به عنوان امانت به انسان داده است. انسانی که کریم است این کرامت را از الله گرفته است. وجود گرامی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمود من آمده ام تا مکارم اخلاقی را تکمیل کنم.

 

در قرآن کریم در ابتدای سوره علق داریم که «اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ» این اقرا در اینجا به ما می گوید که بروید در کلاسی که در آن جا کرامت تدریس می کنند، اگر گفتند که فلان کلاس اکرم تدریس می کند یعنی آن درس درس کرامت است. خدای متعال با اسماء فراوانی خود را در قرآن معرفی کرد. در این سوره مبارکه علق قبل از اینکه ما را از جهنم بترساند و یا به بهشت تشویق کند، همان کلاس اول، ما را به حیا دعوت کرده است فرمود: «أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى» مگر انسان نمی بیند که خداوند او را می بیند. خوب این اولین درسی است که خدا در سوره مبارکه علق به ما یاد می دهد. قبل از این سوره مبارکه هم که قرآن نازل نشده بود. اول بحث حیا است. آن وقت که این حرف ها در انسان کم کم اثر کرد آن وقت سخن از سبوح و قدوس پیش می آید وگرنه اولین پیام قرآن کریم حیا است. انسان نمی داند که در مشهد الهی است. اگر انسان مظهر خدا است پس در محضر اوست، اگر جهان مظهر اوست پس انسان در محضر خدا است.

 

همین را که خداوند فرمود وجود مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود که «بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَكارِمَ الخلاقِ» اخلاق کریمانه ایشان می خواستند. سخن از شوق بهشت و سخن از خوف از جهنم نیست، اینها مراحل نازله انسانیت است. یک کسی به امام جواد علیه السلام عرض کرد «اوصنی» مرا سفارشی کنید. حضرت فرمود: «و اعلم انک لن تخلوا من عین‌الله فانظر کیف تکون» بدان هر کجا باشی در مشهد و منظر خداوند هستی. تو او را نمی بینی ولی او تو را می بیند. این درس کرامت است و این فقط بهشت و جهنم نیست این مراحل فاضله است. خیلی از موجودات دیگر غیر از انسان هستند که اینها را می شود با همین امور ترییت کرد اما برای انسانیت انسان آن کرامت نیاز است. بنابر این اولین پیام قرآن کریم حیا است.

 

مطلب دیگر این است که به ما گفته اند که شما دینتان خالص باشد. هم به حوزویان و هم به دانشگاهیان گفتند که شناخت و معرفت و دانشتان خالص باشد. هم به اهل مسجد و حسینه گفتند که عبادت شان خالص باشد. تا اینها که عبادت خالص دارند به علم خالص دست یابند. ما از علم حسی پایین تر نداریم و این می رود بالاتر تا می رسد به تجرید عرفان نظری. در این مسائل گاهی هر دو بخش جزئی است، این شبیه به علم است و نه خود علم. علم آن است که توسط قانون کلی به وجود آمده باشد. از دو مقدمه جزئی هرگز نتیجه کلی به دست نمی آید. اگر کسی توانست از فضای وهم و خیال بگذرد و فقط در فضای کلی سیر کند، و کلی اندیش باشد، مقدمه اول و دوم هر دو کلی باشد، این در فضای عقل سیر می کند و نیاز به وهم و خیال ندارد. این مربوط به عقل نظری است. اما در مورد عقل عملی که « العَقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمانُ‌ وَ اکتُسِبَ بِهِ الجِنان» که انسان با او بهشت را درک می کند و خداوند را عبادت می کند. اعمال انسان اگر با خوف از آتش همراه باشد، یک بخشش را عقل عملی عهده دار است و یک بخشش را خوف. یا اگر به امید و شوق به بهشت باشد یک بخشش را عقل عملی عهده دار است و یک بخشش را شهوت. این شهوت است که انسان را به بهشت دعوت می کند و خوف است که انسان را از جهنم دور می کند. این عبادت خالص نیست. آن عبادتی که حضرت علی علیه السلام فرمود «خوفا من النار» نیست و یا «شوقا الی الجنة» نیست بلکه «حبا لله» است و «فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ» آزادمردان، هم در بخش نظر از وهم و خیال آزادند و هم در بخش عمل از شهوت و غضب آزادند. اینکه گفته اند «ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است» برای افراد سطح پایین است و اینکه گفته اند «ز هرچه رنگ تعین پذیرد آزاد است» این برای افراد سطح بالاست. اگر کسی از ترس جهنم و خوف به بهشت عبادت نکرد این عبادت، عبادت خالص و کریمانه است.

 

در آیات پایانی سوره مبارکه قمر می فرماید که «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ» اگر کسی جزء مقربان شد اخلاق او کریمانه است، جون خود را در محضر ذات اقدس اله می بیند خلاف نمی کند، نه راه کسی را می بندد و نه بیراهه می رود. در این مورد حضرت امام جواد علیه السلام مطلبی را گفته اند که برای همه سودمند است مخصوصا عزیزان جوانان که در این فضا که فضای حقیقی است و نه فضای مجازی، حضور دارند. حضرت فرموده اند که شما پیامی که دریافت می کنید باید بدانید که آن پیام رسان را عبادت می کنید چون حرفش را گوش می کنید و اطاعت می کنید. کلام نورانی امام جواد علیه السلام می گوید که یک پیامی را گوش بدهید و یک پیامی را گوش ندهید. «مَن أصغى إلى ناطِقٍ فَقَد عَبَدَهُ فَإن كانَ النّاطِقُ عَنِ اللّه ِ فَقَد عَبَدَ اللّه َ وإن كانَ النّاطِقُ يَنطِقُ عَن لِسانِ إبليسَ فَقَد عَبَدَ إبليسَ» انسان در هر کلاسی که باشد هر حرفی که گوش بدهد یک وقتی سماع است، آن پرستش نیست، اما یک وقتی آن حرف را قبول می کند و آن را می پذیرد و بنابراین باور می کند و طبق آن عمل می کند این را می گویند اسماع. در قرآن کریم داریم که «وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» یک وقت گوش دادن است و یک وقت عمل کردن.

 

ما مسافری هستیم که بین راه به این دنیا آمده ایم نه از گذشته آن مطلعیم و نه از آینده آن با خبریم. ولی «آنقدر هست که بانگ جرسی می آید» یک وقتی یک کسی کر است و صدا را نمی شنود. این همه اتومبیل ها را که بوق می زنند و صدا دارند را صداهایشان را نمی شنود. اما وقتی یک کسی هست که این صدا را می شنود گرچه نمی داند که اینها کجا می روند و از کجا می آیند. حرف حافظ این است که «کس ندانست که منزلگه و مقصود کجاست،  آنقدر هست که بانگ جرسی می آید» جرس یعنی مرگ. این قافله را می بیند و صدای زنگ گردن شتران قافله را می شنود اما کجا می رود معلوم نیست. اگر کسی اینقدر گوش شنوا داشته باشد که صدای زنگ قافله را بشنود کم کم بیرون می آید و کم کم این قافله را تعقیب می کند، می بیند که به کدام سمت می روند و ره توشه شان چیست. ما باید صدای زنگ قافله مرده ها را بشنویم. بسیاری از علما مدرسه شان و مکتبشان  و مدرسشان قبرستان بود. اینکه ما قبرستان می رویم فقط برای آمرزش گناهان نیست، قبرستان مدرسه است.

 

این دعاهای قبرستان، نشان می دهد که رفتن به قبرستان برای یادگیری است و یک تنبهی است. به ما گفته اند که وقتی وارد قبرستان شدید این مرده ها را به حق لا اله الا الله و اهل لا اله الا الله قسم می دهید. «یا أهـل لا إله إلا الله بحق لا إله إلا الله کیف وجدتم قول لا إله إلا الله من لا إله إلا الله» شما را به الله قسم می دهیم به ما بگویید که آنجا چه خبر است. شما اگر احوالات آقای قاضی را ببینید می فهمید که ایشان در بسیاری مواقع در قبرستان حضور داشتند، آنجا مدرسه است، مگر تمام علم ها را در کتاب ها می توان یافت؟ اگر ما صدای زنگ قافله را بشنویم به دنبال آن راه می افتیم این بیان نورانی امام جواد علیه السلام است.  

 

بنابراین عزیزان در این گوشی هایشان هر حرفی و هر پیامی را گوش ندهند، آنقدر حرفهای علمی و فرشته خویانه وجود دارد. همانطور که حکیم سنایی گفته اند: «تو فرشته شوی ار جهد کنی از پی آنک، برگ توتست که گشتست به تدریج اطلس» گرانترین پارچه های عالم پرنیان است این پرنیان محصول کار کرم ابریشم است. اگر برگ توت به مکتب برود و استاد ببیند می شود پرنیان. انسان اگر به مکتب برود و استاد ببیند فرشته خو می شود. این برگ توت که می توانست به زباله ریخته شود تبدیل شد به پرنیان، چرا انسان به مکتب نرود و حرف علی علیه السلام و اولاد علی علیه السلام را گوش ندهد و فرشته نشود. وجود نازنین پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به اصحابشان فرمود که اگر یک کمی بهتر شوید «صافحتکم الملائکة» و قرآن کریم می فرماید که «انَّ الَّذينَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ المَلائِكَةُ»

 

من مجدداً مقدم همه شما بزرگواران و دانشگاهیان و عزیزان حوزوی و برادران و خواهران ایمانی را گرامی می دارم./250/30/20

 

 

ج, 02/11/1394 - 18:16

دیدگاه جدیدی بگذارید