استاد علی فرحانی از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «بازخوانی بنیادهای معرفتی اسلام» پرداخت.
/270/260/23/
استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به ضرورت بازنگری در نگاه به پیشرفتهای بشری اظهار داشت: شاید این جمله برای غرور مدرن انسان سنگین باشد، اما حقیقت آن است که بشر از خودش هیچ ندارد. تمام پیشرفتها، از طب و ریاضیات گرفته تا علوم امروزی، در اصل معجزات انبیاء و تعلیمات الهی بودهاند. عقل بشر بدون اتصال به وحی، در درک حقایق و ابداع از عدم ناتوان است.
کارشناس دینی در تبیین حقیقت تسبیح موجودات افزود: وقتی قرآن میفرماید: «وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ»، برخی آن را نماد میپندارند، اما تمام موجودات عالم، از ذرات تا کهکشانها، دارای علم و حیات هستند و تسبیحگوی حق میباشند.
وی با اشاره به جایگاه «انسان کامل» ابراز داشت: انسان کامل «کون جامع» است؛ در مقام ماده، دقیقترین فاعل بالقصد و در مقام معنا، مظهر «یا مَن لا یَشغَلُهُ شَأنٌ عَن شَأن» میباشد.
استاد فرحانی در تفسیر سوره حمد یادآور گردید: «دین» در آیه «مالک یوم الدین» به معنای جزا نیست، بلکه خود «دین خدا» است. دنیا «لیلة الدین» (شب دین) و آخرت «یوم الدین» (روز دین) است؛ آنجا مالکیت مطلق خداوند آشکار میگردد.
وی با اشاره به حجاب علم حصولی تصریح کرد: علم حصولی، حجاب اکبر است، اما تا ورود در این حجاب صورت نگیرد، خرق آن ممکن نمیشود. علوم، بذر مشاهدات هستند و انسان باید با ریاضت علمی و عملی، معارف را وارد قلب کند.
این استاد حوزه در تبیین مرز ظاهر و باطن قرآن با نگاه به علامه طباطبایی تأکید کرد: هر تفسیر متفاوت با ظاهر، لزوماً باطن قرآن نیست. بطون قرآن، از جنس علم حصولی نبوده و به میزان ارتقاء وجودی انسان بستگی دارد.
استاد فرحانی با اشاره به مبانی معرفتی نفس خاطرنشان کرد: در حکمت متعالیه، فهم عمیق «علمالنفس» نیازمند «سنخیت وجودی» میان عالم و معلوم است. طهارت باطن و ریاضت شرعی، شرط لازم ادراک حقایق نفسانی میباشد.
وی در ادامه به بازخوانی جایگاه «وهم» در معرفتشناسی بوعلی سینا پرداخت و گفت: «وهم» میتواند معادل «قضایای وجدانی» باشد؛ بدین معنا که حواس باطن نیز همچون حواس ظاهر، دادهها را برای تعقل آماده میکنند.
کارشناس دینی با اشاره به ملاک موفقیت طلاب تأکید کرد: ریشه موفقیت در اراده است. اراده، فعالکننده پتانسیلهای نهفته انسانی و نقطه پایان تردیدها میباشد.
وی در پایان با تمجید از مقام تربیتی حضرت امام خمینی (ره) گفت: هنر بزرگ ایشان، «تصرف در قلوب» بود. نفس گرم امام، چنان مغناطیسی داشت که انسانها را به مقام تسلیم و ایثار میرساند. این همان «تربیت توحیدی» است که نوجوان را بیمهابا به دل خطر میزند.