استاد خادم الذاکرین مطرح کرد؛

تفسیر سوره الرحمن؛ از «عروس قرآن» تا نظم شگفت‌انگیز جهان هستی

استاد اکبر خادم الذاکرین از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع تفسیر و تبیین آیات ابتدایی سوره مبارکه الرحمن پرداخت.

/270/260/21/

استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به جایگاه ویژه سوره الرحمن در میان سور قرآنی اظهار داشت: از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده است که «لِکُلِّ شَیءٍ عَروسٌ وَ عَروسُ الْقُرْآنِ سورَةُ الرَّحْمنِ»؛ یعنی هر چیزی عروسی دارد و عروس قرآن، سوره الرحمن است. ایشان در توضیح این تعبیر افزودند: در فرهنگ عربی، واژه «عروس» هم به زن و هم به مرد (عروس و داماد) اطلاق می‌شود و این نکته‌ای لطیف در معناشناسی این حدیث شریف است.

 

کارشناس دینی با استناد به حدیثی از امام صادق (ع) در جلد ۹۲ بحارالانوار، به فضیلت تلاوت این سوره اشاره کرد و ابراز داشت: حضرت فرمودند: کسی که سوره الرحمن را بخواند و به هنگام رسیدن به آیه مکرّر «فَبِاَیِّ آلاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ» بگوید: «لا بِشَیءٍ مِن آلائِکَ رَبِّ أُکَذِّبُ»، یعنی پروردگارا هیچ یک از نعمت‌هایت را تکذیب نمی‌کنم، اگر در شب بمیرد، شهید از دنیا رفته و اگر در روز بخواند و بمیرد، شهید مرده است. وی تأکید کرد: این آیه ۳۱ بار در این سوره تکرار شده و همواره با استفهامی آمیخته به عتاب، انسان را به تأمل در نعمت‌های بی‌کران الهی دعوت می‌کند.

 

الرحمن؛ اسم خاص با رحمت عام

استاد خادم الذاکرین در ادامه به تبیین اسم مبارک «الرحمن» پرداخت و یادآور گردید: در روایات آمده است که «الرحمن اسم خاص بصفة عام» و «الرحیم اسم عام بصفة خاص». یعنی الرحمن، نام مخصوص خداوند است و هیچ کس جز او بدین نام خوانده نمی‌شود (ازاین‌رو نام‌هایی چون عبدالرحمن مرسوم است)، اما رحمت او در این اسم، عام و شامل مؤمن و کافر در دنیا و آخرت می‌شود. در مقابل، «رحیم» اسمی عام است که برای دیگران نیز قابل استفاده است، اما رحمت در آن خاص بوده و تنها شامل مؤمنان در دنیا و آخرت می‌گردد.

 

وی تصریح کرد: سوره الرحمن تنها سوره‌ای است که پس از «بسم الله»، بلافاصله با یکی از اسماء الهی آغاز می‌شود. مرحوم علامه طباطبایی احتمال داده‌اند این سوره مکی باشد، زیرا سیاق آن به سوره‌های مکی شباهت بیشتری دارد.

 

تقدیم تعلیم قرآن بر خلقت انسان؛ نشانه فضیلت قرآن

استاد درس خارج حوزه علمیه با اشاره به آیه «الرَّحْمَنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ» خاطرنشان کرد: خداوند در این آیه، نخستین نعمت را تعلیم قرآن معرفی می‌کند، در حالی که به طور طبیعی باید ابتدا از خلقت انسان سخن می‌گفت. این تقدیم، نشانه‌ای از فضیلت و عظمت قرآن است. وی در پاسخ به این پرسش که قرآن به چه کسانی تعلیم داده شده، گفت: هر چند برخی آن را به پیامبر(ص) یا جبرئیل(ع) منحصر دانسته‌اند، اما مناسب‌تر آن است که بگوییم مخاطب این تعلیم، انس و جن هستند؛ زیرا در سراسر این سوره، هر دو گروه مورد خطاب قرار گرفته‌اند.

 

خلقت انسان؛ شگفت‌ترین مخلوق خداوند

استاد خادم الذاکرین در تفسیر آیات «خَلَقَ الْإِنْسَانَ * عَلَّمَهُ الْبَیَانَ» به شگفتی‌های خلقت انسان اشاره کرد و اظهار داشت: خداوند در هیچ‌یک از مخلوقات خود، به این صورت بر خود آفرین نگفته است، اما در مورد انسان فرمود: «فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ». دلیل این شگفتی آن است که در وجود انسان، ظلمت (گل) و نور (روح الهی) با هم آمیخته شده است. جسم او از گل است، اما خداوند از روح خود در او دمیده و این ترکیب، او را به «أَحْسَنِ تَقْوِیم» رسانده است.

 

وی با یادآوری آیه ششم سوره تین افزود: انسان در بهترین قوام خلق شده، اما این خود اوست که با سوءاستفاده از نیروهای خدادادی، ممکن است به «اَسْفَلَ سَافِلِین» سقوط کند. مگر کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند؛ عملی که میوه درخت ایمان است.

 

نعمت بیان؛ بزرگ‌ترین ابزار تمدن‌سازی

این کارشناس دینی در ادامه به نعمت «بیان» پرداخت و آن را یکی از شگفت‌انگیزترین نعمت‌های الهی دانست. وی تأکید کرد: «بیان» به معنای کشف کردن از یک شیء و آشکار ساختن آنچه در ضمیر است، می‌باشد. این نعمت در گستره وسیع خود، شامل گفتار، خط، کتابت و حتی هنرهایی چون نقاشی و سنگ‌تراشی می‌شود که هر یک به نوعی بیانگر مفاهیمی هستند.

 

استاد خادم الذاکرین با بیان جزئیات شگفت‌انگیز دستگاه گفتار، تصریح کرد: ریه‌ها هوا را جمع کرده و تدریجاً از حنجره بیرون می‌فرستند. تارهای صوتی به صدا درآمده و صداهای متفاوتی ایجاد می‌کنند که نشان‌دهنده رضایت، خشم، استمداد، محبت یا عداوت است. این صداها با کمک زبان، لب و دندان، حروف الفبا را می‌سازند و زبان‌های گوناگون را پدید می‌آورند.

 

وی با استناد به دائرة المعارف فریده وجدی، تعداد زبان‌های اصلی در جهان را ۳۰۰۰ زبان ذکر کرد و یادآور شد: همین بیان است که نقش اساسی در تکامل انسان، پیشرفت زندگی و ساختن تمدن‌ها دارد. به همین دلیل، خداوند بلافاصله پس از نعمت خلقت، به نعمت بیان اشاره کرده است.

 

نظم خورشید و ماه؛ حساب‌شده و هدفمند

استاد درس خارج حوزه در تفسیر آیه «الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ» به نظم حاکم بر خورشید و ماه پرداخت و اظهار داشت: «حسبان» به معنای حساب و نظم است و آیه در تقدیر چنین است: «یجریان بحسبان»؛ یعنی خورشید و ماه با نظمی دقیق و حساب‌شده در حرکت هستند.

 

وی درباره فواید خورشید گفت: نور و حرارت خورشید در رشد گیاهان و سلامت انسان نقش اساسی دارد. حتی در مناطقی که آفتاب کم است، با نور مصنوعی کمبود ویتامین D را جبران می‌کنند. گیاهان بدون آفتاب رشد نمی‌کنند و این خود نشانه‌ای از رحمت الهی است.

 

کارشناس دینی در ادامه به نقش ماه اشاره کرد و افزود: ماه، چراغ شب‌های تار است. بسیاری از علمای گذشته در نور ماه مطالعه می‌کردند و آثاری ماندگار خلق می‌نمودند. جاذبه ماه، جزر و مد اقیانوس‌ها را ایجاد می‌کند که عاملی برای بقای حیات در دریاها و آبیاری رودخانه‌هاست. همچنین حرکت ماه به دور زمین و حرکت زمین به دور خورشید، سبب پیدایش شب و روز، ماه‌ها، فصل‌ها و سال می‌شود و برنامه‌ریزی امور تجاری، صنعتی و کشاورزی را ممکن می‌سازد.

 

سجده گیاهان؛ تسلیم در برابر قوانین الهی

استاد خادم الذاکرین در تفسیر آیه «وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ» به تفاوت «نجم» و «شجر» اشاره کرد و یادآور شد: به گفته راغب در مفردات، «نجم» به گیاهانی گفته می‌شود که ساقه ندارند، مانند بوته کدو و خیار، و «شجر» به گیاهان ساقه‌دار اطلاق می‌شود، مانند غلات و درختان میوه. خداوند می‌فرماید همه اینها برای او سجده می‌کنند.

 

وی در توضیح این سجده گفت: منظور، تسلیم بی‌قید و شرط موجودات در برابر قوانین آفرینش است. مرحوم علامه طباطبایی فرموده‌اند: ریشه کردن گیاهان در زمین و اظهار حاجت آنها به مبدأیی که نیازشان را برطرف می‌کند، نوعی سجده در برابر خداوند است.

 

نکته‌ای لطیف از کشاف زمخشری

استاد درس خارج حوزه علمیه قم به نکته‌ای از تفسیر کشاف زمخشری اشاره کرد و گفت: زمخشری توجه داده است که جملات ابتدایی سوره (الرحمن علم القرآن، خلق الانسان، علمه البیان) بدون حرف عطف آمده‌اند، اما وقتی به «والنجم والشجر یسجدان» می‌رسد، حرف عطف «واو» ذکر شده است. دلیل این امر آن است که جملات ابتدایی در مقام کوبیدن منکران رحمان و نعمت‌های اوست و هر یک مستقلاً این هدف را دنبال می‌کنند. اما از آنجا که سجده نجم و شجر نیز ادامه همان نعمت‌هاست، با حرف عطف به جمله اول عطف شده است.

 

وی با تشبیهی از زمخشری این نکته را تکمیل کرد: همان‌گونه که اگر کسی به دیگری بگوید «زید اغناک بعد فقر، اعزک بعد ذل، و کثر مالک بعد قلة» و سپس بگوید «فعل بک ما لم یفعل احد باحد»، جملات اول بدون عطف برای تأکید بر احسان است و جمله آخر برای تکمیل، با عطف می‌آید. در این سوره نیز پس از برشمردن نعمت‌ها، سجده نجم و شجر به عنوان تأکیدی بر عظمت این نعمت‌ها با عطف ذکر شده است.

 

س, 12/05/1404 - 11:12