به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان، استاد محمدرضا باقی اصفهانی از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به تبیین جایگاه والای قرآن در این ماه و آداب تلاوت آن پرداخت و با استناد به منابع معتبر روایی، به ویژه جلد ۹۵ بحارالانوار و کتاب ارزشمند اقبال سید بن طاووس، نکات ارزشمندی را برای بهرهمندی هرچه بیشتر از این ضیافت الهی ارائه نمود.
/270/260/20/
اهمیت ادعیه ماه رمضان و نگاه به سندیت آنها
استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ابتدای سخنان خود با اشاره به جایگاه دعا در ماه مبارک رمضان اظهار داشت: در جلد ۹۵ بحارالانوار که به مباحث مربوط به ماه مبارک رمضان اختصاص دارد، باب پنجمی تحت عنوان «کل یوم و کل لیلتین» ترتیب داده شده است که مجموعهای از ادعیه روزانه و شبانه ماه رمضان در آن گردآوری شده است. این منبع غنی، فرصت مغتنمی برای اهل مناجات و دعا فراهم آورده است تا از فیوضات این ماه بهرهمند شوند.
وی با اشاره به برخی شبهات پیرامون سندیت ادعیه افزود: گاهی برخی شیاطین انسی و جنی، وسوسههایی را برای برخی افراد ایجاد میکنند مبنی بر اینکه این ادعیه سند معتبر ندارند. بارها عرض کردهایم که قاعده تسامح در ادله سنن، شامل ادعیه نیز میشود. البته حق این است که بسیاری از این ادعیه که به عنوان ادعیه روزانه ماه رمضان در مفاتیح الجنان نقل شدهاند، اگر بخواهیم سند دقیق آنها را بررسی کنیم، غالباً از نظر سندی ضعیف هستند. این مطلب درستی است که اگر این ادعیه از ناحیه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله یا ائمه معصومین علیهم السلام به صورت معتبر صادر نشده باشند، نمیتوان آنها را با اطمینان کامل به آن حضرات نسبت داد.
جنایت تاریخی منع نگارش حدیث
کارشناس دینی با اشاره به یکی از جنایات بزرگ تاریخی در صدر اسلام تصریح کرد: یکی از جنایتهای فرهنگی خلیفه دوم، منع نگارش و کتابت احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بود. این سیاست استبدادی باعث شد تا حدود یک قرن، احادیث نبوی نوشته نشود و بخش عظیمی از میراث گرانبهای نبوی از بین برود. امروز اگر ما با باقیمانده آن میراث نیز اینگونه رفتار کنیم و به بهانه ضعف سند، آنها را کنار بگذاریم، در واقع جنایت او را تکمیل کردهایم.
استاد باقی اصفهانی در ادامه به عنوان نمونه به دعای روز اول ماه رمضان اشاره کرد: دعای کوتاهی که در مفاتیح الجنان برای روز اول ماه رمضان نقل شده است: «اللهم اجعل صیامی فیه صیام الصائمین و قیامی فیه قیام القائمین و نبهنی فیه عن نومة الغافلین و هب لی جرمی فیه یا اله العالمین و اعف عنی یا عافیاً عن المجرمین». این دعا در منابع معتبری مانند جلد ۹۵ بحارالانوار نیز نقل شده است. در این منبع، افزون بر این دعا، ادعیه دیگری نیز برای روز اول و شب اول ماه رمضان نقل شده که حدود یک صفحه و نیم را شامل میشود.
اعتکاف پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در ماه رمضان
وی با اشاره به بخش دیگری از این باب یادآور گردید: در این باب، فصلی نیز درباره اعتکاف در ماه رمضان وجود دارد. نقل شده است که پیامبر خدا صلی الله علیه وآله در سال اول پس از هجرت، دهه اول ماه رمضان را معتکف میشدند. سال بعد، دهه دوم را معتکف شدند و از سال سوم به بعد، دهه آخر ماه رمضان را برای اعتکاف برمیگزیدند و این سنت تا پایان عمر شریفشان ادامه یافت.
نزول قرآن در ماه رمضان؛ مائده آسمانی الهی
استاد باقی اصفهانی سپس به فصل مهم دیگری از کتاب شریف اقبال سید بن طاووس اشاره کرد که توسط علامه مجلسی در بحارالانوار نقل شده است: سید بن طاووس رضوان الله علیه فصلی را ترتیب دادهاند درباره دو موضوع اساسی: نخست اینکه قرآن در ماه رمضان نازل شده است و دوم ترغیب و تشویق به تلاوت قرآن به ویژه در این ماه مبارک با شرایط و آداب آن.
وی در تبیین نزول قرآن در ماه رمضان ابراز داشت: خداوند متعال در آیه ۱۸۵ سوره بقره میفرماید: «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ». ماه رمضان، ماهی است که قرآن در آن نازل شده است. قرآن، مائده الهی و خوان گسترده خداوند است.
در روایت آمده است: «إِنَّ الْقُرْآنَ مَأْدُبَةُ اللَّهِ»؛ قرآن، مهمانخانه و سفره گسترده الهی است. همچنین در حدیث دیگری میفرماید: «إِنَّ أَسْقَرَ الْبُیُوتِ بَیْتٌ أَسْفَرَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ»؛ بینورترین و خالیترین خانهها، خانهای است که از کتاب خدا خالی باشد. این خالی بودن، هم به خانهای اطلاق میشود که در آن تلاوت قرآن نشود و هم به قلبی که از نور قرآن بیبهره باشد.
وی با اشاره به چگونگی نزول قرآن ادامه داد: در روایات وارد شده است که نزول قرآن در ماه رمضان به این صورت بود که ابتدا یکباره از عرش الهی به آسمان دنیا نازل شد. در شب اول ماه رمضان، این نزول آغاز گردید و در شبهای دیگر ادامه یافت. سپس در طول ۲۳ سال نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، به تدریج بر قلب مبارک ایشان نازل شد.
استاد باقی اصفهانی با بیان اینکه روزه به عنوان شکرانه نزول قرآن واجب شده است تأکید کرد: خداوند متعال به شکرانه این نعمت عظیم که نزول قرآن در این ماه است، روزه را بر مسلمانان واجب کرده است. همانگونه که در اعیاد و مناسبتهای مهم مانند عید غدیر، روز مباهله و حتی نوروز، روزه مستحب به عنوان شکرانه آن رویداد توصیه شده است، در ماه مبارک رمضان نیز به دلیل نزول قرآن، روزه واجب گردید: «فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ».
توصیه به تلاوت گسترده قرآن در ماه رمضان
این استاد حوزه در ادامه به روایات متعدد در باب تشویق به تلاوت قرآن در ماه رمضان اشاره کرد و گفت: روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد، اما من تنها به یک روایت اشاره میکنم تا برای کسانی که خواهان عبرت و درس آموزی هستند، هشداری باشد.
وی به نقل از علی بن مغیره، از امام موسی کاظم علیه السلام روایت کرد: علی بن مغیره گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم که پدرم از جد شما امام باقر علیه السلام سؤال کرده بود درباره ختم قرآن در هر دو شب یک بار. راوی میگوید از امام پرسیدم که آیا در ماه رمضان میتوان در هر شب یک ختم قرآن انجام داد؟ امام باقر علیه السلام در پاسخ به پدر علی بن مغیره فرمودند: «اِفْعَلْ فیهِ مَا اسْتَطَعْتَ»؛ در ماه رمضان هر مقدار که میتوانی قرآن بخوان.
استاد باقی اصفهانی با بیان اینکه ختم قرآن در یک شب برای افراد معمولی شاید ده تا یازده ساعت زمان نیاز داشته باشد، افزود: علی بن مغیره ادامه میدهد که پدرم به دستور امام باقر علیه السلام در هر ماه رمضان چهل ختم قرآن انجام میداد. یعنی ایشان هر شب بیش از یک ختم قرآن میخواندند. پس از پدرم، من نیز این روش را ادامه دادم و گاهی بیشتر از چهل ختم و گاهی کمتر میخواندم. این کم و زیاد شدن به مقدار وقت خالی، فراغت، کارهای روزمره، نشاط و گاهی کسالت بستگی داشت.
ثمره شگفتانگیز تلاوت نیابتی برای معصومین علیهم السلام
وی ادامه داد: علی بن مغیره میگوید: روز عید فطر که میشد، مینشستم و تمام این ختمهایی که در ماه رمضان خوانده بودم را میان معصومین علیهم السلام تقسیم میکردم. یک ختم قرآن برای رسول خدا صلی الله علیه وآله، یک ختم برای حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، و سپس برای هر یک از ائمه معصومین علیهم السلام یک ختم قرار میدادم تا اینکه نوبت به امام زمان خودم، امام موسی کاظم علیه السلام رسید. سپس به امام عرض کردم: «فَأَیُّ شَیْءٍ لِی بِذَلِکَ؟» برای من چه چیزی از این کار عاید میشود؟ چه سهمی برای من است که این همه زحمت کشیده و قرآن خواندهام و آن را به پیشگاه معصومین تقدیم کردهام؟
استاد باقی اصفهانی با هیجان خاصی ادامه داد: امام کاظم علیه السلام در پاسخ فرمودند: «لَکَ بِذلِکَ أَنْ تَکُونَ مَعَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ»؛ برای تو این است که در روز قیامت با آنان خواهی بود. علی بن مغیره با تعجب فریاد زد: الله اکبر! آیا برای من چنین مقام و منزلتی است؟ امام سه بار فرمودند: «نَعَمْ، نَعَمْ، نَعَمْ»؛ آری، آری، آری. همراه با آنان خواهی بود.
تلاوت قرآن؛ نسخهای برای معیت با معصومین
این کارشناس دینی در تفسیر این روایت نورانی تصریح کرد: این روایت نشان میدهد که تلاوت قرآن، اگر با نیت خالص و به نیابت از سروران عالم امکان انجام شود، چه ثمرات عظیمی به دنبال دارد. قرآن بهار دلهاست: «إِنَّ الْقُرْآنَ رَبِیعُ الْقُلُوبِ». همانگونه که ماه رمضان بهار قرآن است، قرآن نیز بهار دلهاست. اما این بهار شدن دل، زمانی اتفاق میافتد که تلاوت ما متصل به منبع اصلی هدایت باشد.
وی با اشاره به آیه شریفه «هُدًى لِلْمُتَّقِینَ» خاطرنشان کرد: قرآن، هدایت برای متقین است. اما چگونه میتوان به مقام تقوا رسید؟ در آیه دیگری میفرماید: «یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ». پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله با تلاوت آیات الهی بر جان و دل مردم، آنها را تزکیه میکرد و پس از آن بود که زمینه برای تعلیم کتاب و حکمت فراهم میشد. قرآن هدایت برای متقین است، اما پیامبر با تلاوت خود، مردم را متقی میکرد. اگر انسان گمراه و خفته، خودش قرآن بخواند، چگونه میتواند خود را زنده کند؟ خفته را خفته کی کند بیدار؟!
استاد باقی اصفهانی تأکید کرد: پس تلاوت قرآن یا باید به نیابت از معصومین علیهم السلام باشد و یا حداقل مانند همان علی بن مغیره، پس از خواندن، آن را به پیشگاه مقدس آن بزرگواران تقدیم کنیم تا به برکت آن اتصال، مشمول «کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ» شویم. کسی که چیزی را دوست بدارد، روز قیامت با محبوب خود محشور میشود. اینگونه است که تلاوت قرآن جان میگیرد، معنا پیدا میکند و میتواند ملک و ملکوت ما را متحول سازد.
آداب تلاوت قرآن؛ دعای قبل از تلاوت
وی در ادامه به آداب تلاوت قرآن اشاره کرد و گفت: در فصل بعدی از کتاب شریف اقبال، سید بن طاووس رضوان الله علیه با سلسله سند خود از یونس بن عبدالرحمن، از علی بن میمون صائغ، از امام صادق علیه السلام روایت میکند که آن حضرت قبل از تلاوت قرآن دعایی مخصوص میخواندند.
استاد باقی اصفهانی این دعای شریف را به شرح زیر قرائت و تفسیر کرد: «بِسْمِ اللَّهِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا کِتَابُکَ الْمُنْزَلُ مِنْ عِنْدِکَ عَلَى رَسُولِکَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ کِتَابُکَ النَّاطِقُ عَلَى لِسَانِ رَسُولِکَ»؛ خدایا شهادت میدهم که این کتاب توست که از جانب تو بر رسولت نازل شده و کتاب ناطق توست که بر زبان رسولت جاری شده است.
وی در توضیح این فراز افزود: خداوند متعال عظمتش بالاتر از آن است که مستقیماً با بشر سخن بگوید. او از طریق زبان رسول خود با ما سخن میگوید. در قرآن میفرماید: «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّی یَسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ»؛ اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، به او پناه بده تا کلام خدا را بشنود. این کلام خدا، همان سخنی بود که از زبان رسول الله جاری میشد.
«وَ فیهِ حُکْمُکَ وَ شَرَائِعُ دِینِکَ أَنْزَلْتَهُ عَلَى نَبِیِّکَ وَ جَعَلْتَهُ عَهْداً مِنْکَ إِلَى خَلْقِکَ، وَ حَبْلاً مُتَّصِلاً فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ عِبَادِکَ»؛ در این کتاب، حکم تو و شرایع دین توست که بر پیامبرت نازل کردی و آن را پیمانی از سوی خود با خلق خود قرار دادی و ریسمانی متصل میان خود و بندگانت.
«اللَّهُمَّ إِنِّی نَشَرْتُ عَهْدَکَ وَ کِتَابَکَ، اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَظَرِی فِیهِ عِبَادَةً، وَ قِرَاءَتِی فِیهِ تَفَکُّراً، وَ فِکْرِی فِیهِ اعْتِبَاراً»؛ خدایا من پیمان و کتاب تو را گشودم. پس نگاه مرا به این کتاب، عبادت قرار ده و خواندنم را همراه با تفکر و اندیشهام را مایه عبرت.
استاد باقی اصفهانی در توضیح این فراز اظهار داشت: نگاه کردن به خط قرآن عبادت است. همانگونه که نگاه به چهره پدر و مادر از روی مهر و محبت عبادت است، نگاه به چهره عالم عبادت است، نگاه به کعبه عبادت است و بالاتر از همه، نگاه به چهره امیرالمؤمنین علیه السلام عبادت است. از حضرت ابوذر نقل شده است که در مسجدالحرام، به جای اینکه به کعبه یا خط قرآن نگاه کند، به چهره مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام مینگریست و میفرمود: از حبیبم رسول الله شنیدم که فرمود: «النَّظَرُ إِلَى وَجْهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عِبَادَةٌ». نگاه به چهره علی بن ابی طالب عبادت است. ما به دنیا آمدهایم برای دیدن روی علی علیه السلام، ورنه با این مردم دنیا چه کاری داشتیم؟
«وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ یَتَّعِظُ بِبَیَانِ مَوَاعِظِکَ فِیهِ، وَ یَجْتَنِبُ مَعَاصِیکَ»؛ مرا از کسانی قرار ده که به وسیله موعظههای روشنگرانهات در قرآن پند میگیرند و از گناهانت دوری میکنند.
«وَ لَا تَطْبَعْ عِنْدَ قِرَاءَتِی کِتَابَکَ عَلَى قَلْبِی وَ لَا عَلَى سَمْعِی، وَ لَا تَجْعَلْ عَلَى بَصَرِی غِشَاوَةً»؛ هنگام قرائت کتابت، بر قلب و گوش من مهر مزن و بر چشمم پرده میفکن که نبینم و نفهمم.
«وَ لَا تَجْعَلْ قِرَاءَتِی قِرَاءَةً لَا تَدَبُّرَ فِیهَا، بَلِ اجْعَلْنِی أَتَدَبَّرُ آیَاتِهِ وَ أَحْکَامَهُ، آخِذاً بِشَرَائِعِ دِینِکَ»؛ قرائتم را قرائتی بدون تدبر قرار مده، بلکه چنانم کن که در آیات و احکامش تدبر کنم و شرایع دینت را فراگیرم.
«وَ لَا تَجْعَلْ نَظَرِی فِیهِ غَفْلَةً وَ لَا قِرَاءَتِی فِیهِ هَذَراً، إِنَّکَ أَنْتَ الرَّؤُوفُ الرَّحِیمُ»؛ نگاهم را در قرآن غافلانه و قرائتم را بیهوده و بدون توجه قرار مده. همانا تو بسیار مهربان و رحیمی.