استاد احمد عابدی، از اساتید درس خارج حوزه علمیه قم، در گفتوگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید، به موضوع تأثیر گناه بر فهم و معرفت انسان پرداخت و با ارائه تحلیلی عمیق از آیات قرآن و روایات، نشان داد که میان پاکی نفس و توانایی درک حقایق، رابطهای ناگسستنی وجود دارد.
/270/260/21/
نامهای تاریخی؛ ابنسینا و ابوسعید
استاد عابدی در ابتدای این گفتوگو به داستانی از کشکول شیخ بهایی اشاره کرد و اظهار داشت: شیخ بهایی در کشکول خود، نامهنگاری میان ابوسعید ابوالخیر، عارف نامدار، و ابنسینا، فیلسوف بزرگ، را آورده است. ابوسعید به ابنسینا نامهای نوشت و با تواضع درخواست کرد: «مرا از آنچه خدا به تو داده است، بیاموز.» ابنسینا در صفحه اول با فروتنی نوشت که ما چیزی بلد نیستیم، اما در صفحه بعد به نکاتی ارزشمند اشاره کرد. ابنسینا در آن نامه نوشته است: «بهترین حرکت، نماز است. بهترین سکون، روزه است. بهترین مسافرت، سفر حج و زیارت حرم اهل بیت (ع) است. همیشه مسافر مادی نباشید، با سفر عقلی به سوی خدا حرکت کنید. هر کس رذائل اخلاقی داشته باشد، نمی تواند به سوی خدا برود.» این سخن ابنسینا نشان می دهد که حتی یک فیلسوف بزرگ نیز بر این باور است که پاکی نفس، شرط سیر و سلوک به سوی خداست.
آیهای که رابطه تکبر و گناه را آشکار میکند
استاد عابدی با اشاره به آیه ۱۴۶ سوره اعراف به تبیین رابطه گناه و کاهش فهم پرداخت و تصریح کرد: «سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها وَ إِنْ يَرَوْا سَبيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبيلاً وَ إِنْ يَرَوْا سَبيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبيلاً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلين» خداوند در این آیه میفرماید: «به زودی کسانی را که در زمین به ناحق تکبر می ورزند، از آیات خود منصرف می سازم. آنها اگر هر آیه ای را ببینند، ایمان نمیآورند. اگر راه هدایت را ببینند، آن را نمی پذیرند و اگر راه گمراهی را ببینند، آن را برمی گزینند.»
وی افزود: این آیه به وضوح نشان میدهد که تکبر و رذائل اخلاقی، فهم انسان را کور می کند. آدم متکبر، حتی اگر آیه الهی را ببیند، از آن عبور می کند و نمی فهمد. گناه و رذیلت اخلاقی، انسان را از درک حقایق محروم می سازد.
رذائل اخلاقی و مانع بزرگ بر سر راه تحصیل علم
این استاد حوزه علمیه قم در بخش دیگری از سخنان خود به رابطه مستقیم گناه و ناتوانی در تحصیل علم اشاره کرد: میان رذائل اخلاقی و درس خواندن نمی شود جمع کرد. یعنی نمی شود انسان هم گناه کند و هم درس بخواند. علمآموزی، عبادتی معنوی است و عبادت معنوی، طهارت معنوی می خواهد. کسی که رذائل اخلاقی داشته باشد، مثل این است که بخواهد بدون وضو نماز بخواند. شرط علم، طهارت نفس است.
استاد عابدی یادآور شد: گاهی میگویند فلان کس را میشناسیم که غیبت میکند، تهمت میزند، اما درس هم میخواند و درسش هم خوب است. مرحوم فیض کاشانی در پاسخ میگوید: اولاً اینطور درسها عاقبتی ندارد. یا به فراموشی مبتلا میشوند یا از حوزه بیرون میروند. ممکن است کسی ظاهراً درس بخواند، اما اگر پاکی نفس نداشته باشد، آن علم ماندگار نخواهد بود.
چهار گونه مواجهه با علم؛ تنها عاشقان علم موفق میشوند
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه به دستهبندی افراد در مواجهه با علم پرداخت و گفت: انسان نسبت به علم چند گونه است: یک وقت کسی عاشق علم است. پولش را برای درس خواندن خرج میکند، وقتش را صرف درس میکند، حتی از غذا زدن میگذرد تا درس بخواند. اینها عاشقان علم هستند.
وی افزود: اما برخی افراد «کارکنان علم» هستند؛ درس میخوانند تا حقوق بگیرند. عدهای هم «تاجر علم» هستند؛ میخواهند با علم پول به دست آورند و نگاه تجاری به علم دارند. دسته چهارم هم کسانی هستند که مانع و سد راه علم میشوند و نمیخواهند کس دیگری درس بخواند. تنها کسی در درس موفق میشود که عاشق علم باشد.
چرا انسان مهذب موفق میشود و غیرمهذب نمیتواند؟
استاد عابدی به این پرسش اساسی پاسخ داد که چرا انسان مهذب در تحصیل علم موفق میشود و انسان غیرمهذب نمیتواند به عمق معرفت دست یابد. وی خاطرنشان کرد: یک دلیل بسیار ساده این است که علم، کلمات استاد نیست. هر بار که استاد درس میدهد، این کلمات، حروف مادی هستند. مطالعه، مباحثه، کتاب و نوشتن، همه امور مادی هستند، اما علم، امری مجرد است. امر مادی نمیتواند علت یک امر مجرد باشد. یعنی چیز مادی نمیتواند یک امر مجرد را ایجاد کند.
این کارشناس دینی تصریح کرد: کلاس درس، حرف استاد، مطالعه و مباحثه، همه «مُعِدّ» هستند، نه علت علم. یعنی زمینه را فراهم میکنند. ممکن است کسی همه این زمینهها را داشته باشد، اما عالم نشود. در مقابل، ممکن است کسی این زمینهها را کمتر داشته باشد، اما عالم شود. چرا؟ چون علم یک امر مجرد است و علت آن نیز باید مجرد باشد. فرشتگان خدا هستند که علم میدهند. فرشتگان با هر کس رابطه معنوی بهتری داشته باشند، علم بیشتری به او عطا میکنند.
تحلیل فلسفی؛ چگونه گناه فهم انسان را کاهش میدهد؟
استاد عابدی تحلیلی فلسفی از چگونگی تأثیر گناه بر فهم انسان ارائه داد و گفت: در کتابهای اخلاق، حکمت را اینگونه تعریف می کنند: حکمت یعنی قوه ناطقه انسان معتدل باشد. اگر فهم انسان زیاد شود، به وسواس مبتلا می شود. اگر فهم کم شود، حماقت پیش می آید. آنچه ارزش اخلاقی دارد، اعتدال در فهم است که همان حکمت نامیده می شود.
وی افزود: انسان سه یا چهار قوه دارد: قوه ناطقه (عقل)، قوه غضبیه، قوه شهویه و برخی مانند مرحوم نراقی در معراجالسعاده، قوه بهیمیه را هم اضافه کردهاند. حکمت یعنی اعتدال قوه ناطقه، و گناه یعنی خروج از اعتدال در شهوت یا غضب.
این استاد حوزه علمیه قم تأکید کرد: گناه کردن (یا خروج از اعتدال در غضب و شهوت) باعث خروج از اعتدال در قوه ناطقه میشود. انسان چند قوه دارد که با هم مرتبط هستند. اگر زیاد دنبال شهوت رفت، یا زیاد دنبال پول و ثروت رفت، یا حریص عنوان و ریاست شد، این زیادهروی باعث میشود که در قوه ناطقه هم اعتدال نداشته باشد. وقتی قوه ناطقه از اعتدال خارج شد، یا احمق میشود یا وسواسی، و این دو حالت خارج از فهم و معرفت صحیح هستند. به این ترتیب، گناه مستقیماً بر قدرت فهم و درک انسان تأثیر میگذارد و او را از معرفت حقیقی محروم میکند.
استاد احمد عابدی بر ضرورت تهذیب نفس در کنار تحصیل علم تأکید کرد و از طلاب و دانشجویان خواست تا ضمن تلاش علمی، به پاکی نفس و دوری از گناه نیز توجه ویژه داشته باشند.