استاد حمیدرضا آلوستانی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، با استناد به آموزههای شهید ثانی، بر ضرورت آموزش بدون تبعیض تأکید کرد و علم را عاملی مؤثر در اصلاح تدریجی نیتهای ناصالح دانست.
/270/260/20/
استاد حمیدرضا آلوستانی، از اساتید سطوح عالی حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «بررسی وظایف اخلاقی استاد در قبال شاگردان با نیت ناصالح از منظر شهید ثانی» پرداخت.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم با اشاره به یکی از موارد مهم در آداب تعلیم و تعلّم از دیدگاه شهید ثانی، اظهار داشت: مرحوم شهید ثانی در کتاب گرانسنگ «منیة المرید» که به آداب تعلیم و تعلّم اختصاص دارد، موارد چهاردهگانهای را برای استاد و متعلم برمیشمارد که رعایت آنها برای موفقیت در مسیر علمآموزی ضروری است.
وی افزود: یکی از این موارد که در جایگاه پنجم مطرح شده، از ظرافت و اهمیت ویژهای برخوردار است. ایشان میفرمایند: «الخامس: أن لا يمتنع من تعليم أحد لكونه غير صحيح النية فربّما عَسَرَ على كثير من المبتدئين بالإشتغال تصحيحُ النيَّةِ»؛ یعنی بر کسی که در منصب تعلیم و آموزش نشسته است، لازم است که از آموزش دادن به فردی که نیت صحیحی از تعلم آن علم ندارد، خودداری نورزد، زیرا چه بسا اصلاح نیت برای بسیاری از کسانی که تازه مشغول تحصیل شدهاند، دشوار باشد.
این کارشناس دینی در تبیین این دیدگاه افزود: به بیان روشنتر، اگر استاد تشخیص میدهد که برخی از افراد حاضر در جلسه درس، نیت الهی و درستی ندارند، مثلاً درس فقه و احکام را یاد میگیرند تا به دیگران فخر بفروشند یا به اهداف مادی دست یابند، استاد حق ندارد این افراد را از حضور در جلسه درس منع کند. بر همین اساس، آنچه گاهی درباره برخی از علمای گذشته نقل میشود که «فلان استاد تنها چند شاگرد خاص را برگزید و دیگران را از درس خود محروم کرد»، با دیدگاه بلند شهید ثانی سازگاری ندارد.
استاد آلوستانی با ابراز تأسف از برخی برداشتهای نادرست یادآور گردید: متأسفانه گاهی به دلیل عدم آشنایی کافی با منابع اصیل اخلاق اسلامی، برخی رفتارهای گزینشی و نخبهگرایانه را به نام اخلاق اسلامی میپسندند و ترویج میکنند، در حالی که شهید ثانی به صراحت معتقد است کسی که در مقام تعلیم و تربیت قرار گرفته، باید به همه آموزش دهد؛ چه آنان که نیت الهی دارند و چه آنان که چنین نیتی ندارند.
وی در تحلیل این دیدگاه تصریح کرد: دلیل این حکم روشن است؛ زیرا بیشتر کسانی که تازه وارد مسیر تحصیل میشوند، اولاً انگیزه کافی و بالنده ندارند، ثانیاً شناخت لازم از جایگاه و رسالت خود به دست نیاوردهاند و اساساً نمیدانند راهی که انتخاب کردهاند به کجا ختم میشود. اینجاست که نقش استاد به عنوان راهنما و مربی ظهور میکند. استاد است که باید مسیر پیشروی طلاب را ترسیم کند، برای آنان انگیزه آفرینی نماید و اهداف والای طلبگی را به آنان بشناساند تا تدریجاً نیت خود را اصلاح کنند.
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به تجربیات عینی در این زمینه خاطرنشان کرد: در موارد متعددی مشاهده شده که پس از راهنمایی درست استاد، نیت طلبه اصلاح گردیده و حتی به مقامات علمی برجستهای دست یافته است. به عنوان نمونه، یکی از طلبهها به بنده گفت: «چند سال قبل شما در یک جلسه درس به آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ» استناد کردید و من بدین واسطه انگیزه زیادی گرفتم، نیت خود را در تحصیل اصلاح کردم و با جدیت بیشتری درس را پیگیری نمودم و اکنون به نتیجه مطلوب رسیدهام».
مظلومیت مسیر طلبگی
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم با اشاره به جایگاه طلبگی در جامعه امروز ابراز داشت: به جرأت میتوان گفت امروزه مظلومتر از مسیر طلبگی امام زمان (عج) وجود ندارد. همه ما آمدیم تا درس بخوانیم، معارف دین را بیاموزیم و به مردم آموزش دهیم. بنابراین معنا ندارد که از آموزش برخی مسائل ابتدایی امتناع کنیم، در حالی که میبینیم بسیاری از مردم حتی احکام اولیه خود را نمیدانند.
وی با ذکر نمونهای عینی تأکید کرد: بارها افرادی به بنده مراجعه کردهاند و سؤالات ابتدایی پرسیدهاند که شاید تصور کنیم این مسائل از بدیهیات است، اما واقعیت این است که بسیاری از مردم حتی این موارد ساده را نمیدانند. در ایام تبلیغ ماه مبارک رمضان در یک جلسه برای اینکه مردم متوجه شوند اطلاعات دینی آنان ناقص است، گفتم: «شما برای یک پزشک قلب ارزش قائلید اما برای یک روحانی ارزش قائل نیستید و گمان میکنید هر کسی میتواند مسائل دینی را بداند». سپس مقداری از مسائل ابتدایی مانند عقد نکاح را توضیح دادم و در پایان جلسه افراد زیادی به بنده مراجعه کردند و اعتراف نمودند که طریقه صحیح عقد شرعی را نمیدانستند.
این کارشناس دینی با گلایه از وضعیت موجود یادآور گردید: برخی مردم حاضرند برای زندگی دنیایی خود هزینههای گزاف بپردازند، اما حاضر نمیشوند یک رساله عملیه تهیه کنند و احکام شرعی خود را فراگیرند. با وجود اینکه متأسفانه مسیر جامعه تغییر کرده و توجه به معنویت کاهش یافته، وظیفه طلاب به عنوان متولیان تعلیم معارف دینی سنگینتر از گذشته شده است.
ریشههای عدم تصحیح نیت
استاد آلوستانی در ادامه به بیان علل عدم تصحیح نیت از منظر شهید ثانی پرداخت و گفت: ایشان سه عامل اصلی را برای این پدیده برمیشمارند:
نخست: ضعف نفس. «لِضَعْفِ نفوسهم»؛ یعنی اولین علت، ضعیفالنفس بودن دانشپژوهان است. یکی از ریشههای این ضعف، عدم تربیت صحیح و فقدان تجربه کافی میباشد. اگر همین فرد به واسطه استاد و مربی، تربیت گردد و تجربیات لازم را کسب کند، آرام آرام نفس او نیز رشد خواهد کرد. همانند کودکی که بازیهای کودکانه را دوست دارد، اما با رشد تدریجی، آن سرگرمیها برایش جذابیت خود را از دست میدهند.
دوم: عدم درک سعادت واقعی. «و انحطاطها عن إدراك السعادة الآجلة»؛ یعنی دومین علت، ناتوانی نفس از فهم سعادت حقیقی است. هنگامی که نفس قدرت درک سعادت اخروی را ندارد، طبیعتاً نیت او در فراگیری علم درست نخواهد بود. برای نمونه، برخی طلبهها قدر و منزلت لباس طلبگی را درک نمیکنند و گاه با این لباس و گاه بدون آن در جامعه حاضر میشوند، غافل از اینکه مردم و بستگان انتظار دارند او را همواره با لباس طلبگی ببینند. چنین افرادی به تعبیر شهید ثانی، درک صحیحی از آینده طلبگی و این مسیر پربرکت ندارند. اگر همین آداب اولیه رعایت شود، طلبه با عزت بیشتری زندگی خواهد کرد، اما طلبهای که برای ظاهر خود ارزش قائل نیست، طبیعی است که مردم نیز برای او جایگاه ویژهای قائل نشوند.
سوم: کمانس بودن با موجبات تصحیح نیت. «و قلّة أنسهم بموجبات تصحیحها»؛ یعنی سومین علت، کم بودن انس دانشپژوهان با اموری است که باعث تصحیح نیت میشود. در اینجا باید به نکته مهمی توجه کنیم و آن این که گاهی مردم خواسته یا ناخواسته طلاب را به رعایت نکردن آداب طلبگی تشویق میکنند. مثلاً طلبه را به شوخیهای بیمورد میکشانند که شأن او را تنزل میدهد، یا به هر طریق ممکن او را به حضور بیضابطه در جامعه ترغیب میکنند. باید مراقب باشیم که وظیفه ما هدایت مردم است و این هدایت باید بر اساس قانون «ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ» صورت گیرد. یعنی باید مردم را به خدا دعوت کنیم، نه اینکه تنها تلاش کنیم مردم از شخص ما خوششان بیاید و هیچ محتوای دینی عمیقی در کار نباشد.
برکت علم؛ اصلاحکننده نیتها
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه به بیان نتیجهگیری شهید ثانی پرداخت و تصریح کرد: ایشان میفرمایند: «فالإمتناع من تعلیمهم یؤدي إلى تفویت کثیر من العلم مع أنه یرجى ببرکة العلم تصحیحها إذا أنس بالعلم». یعنی امتناع از آموزش به دانشپژوهانی که نیت صحیح ندارند، باعث از دست رفتن بسیاری از علوم اثرگذار میشود. افزون بر این، امید میرود که به برکت علم، چنین افرادی نیز به واسطه انس گرفتن با معارف دینی، تدریجاً نیت خود را اصلاح کنند.
وی با استناد به کلام نقل شده در کلام شهید ثانی تأکید کرد: برخی گفتهاند: «طلبنا العلم لغير الله فأبى أن يكون إلا لله»؛ یعنی ما به دنبال علم رفتیم اما برای غیر خدا، ولی علم ابا داشت از اینکه در مسیر غیر خدایی قرار گیرد و سرانجام ما را به مسیر الهی بازگرداند. به تعبیر دیگر، عاقبت کار ما این شد که نیتمان خدایی گردید. نمونههای فراوانی در طول تاریخ و حتی در دوران معاصر دیده شده که افرادی با انگیزههای مادی، مانند دستیابی به شغل قضاوت یا کسب درآمد بالا، وارد حوزه شدند اما پس از چند سال انس با قرآن و روایات اهل بیت(ع)، روحیه آنان چنان متحول گردید که از اهداف اولیه خود دست کشیدند و طلبگی را برای خود خدا خواستند.
استاد آلوستانی با ذکر روایتی از حسن بصری خاطرنشان کرد: ایشان میفرمایند: «لقد طلب أقوام العلم ما أرادوا به الله و لا ما عنده فما زال بهم العلم حتى أرادوا به الله و ما عنده». یعنی اقوامی در طول تاریخ بودند که به دنبال علم رفتند، اما هدفشان خدا و آنچه نزد اوست نبود، ولی علم چنان با آنها کار کرد که سرانجام جز خدا و آنچه نزد اوست را نخواستند. برای بسیاری از دوستانی که با آنها برخورد داریم، شاید همین اتفاق رخ داده باشد؛ هدف اولیه چیز دیگری بود، اما انس با قرآن و عترت(ع)، تدریجاً روحیه آنان را متحول ساخت و به مسیر صحیح هدایتشان نمود. این همان برکت علم و همان تأثیر شگرفی است که شهید ثانی از آن سخن میگوید.