استاد قاسمی مطرح کرد؛

تبیین جایگاه شهادت از دیدگاه نهج‌البلاغه

به مناسبت چهلمین روز شهادت شهدای فتنه اخیر آمریکایی و صهیونیستی، استاد احمد قاسمی از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به تبیین جایگاه شهادت از دیدگاه نهج‌البلاغه پرداخت.

/270/260/21/

خطیب حرم حضرت معصومه (س) اظهار داشت: این شهیدان با گذشت از جان، نقشه‌های استکبار جهانی را خنثی کرده و امنیت ایران قوی را حفظ نمودند. در نهج‌البلاغه، «شهادت» در چهار محور اصلی توصیف شده است: برترین مرگ، کرامت ناب الهی، نهایت آرزوی اولیاء خدا و دروازه لقاءالله.

 

1. شهادت، برترین نوع مرگ

وی افزود: امیرالمؤمنین علی (ع) در خطبه ۱۲۳ می‌فرمایند: «أَفْضَلُ الْمَوْتِ الْقَتْلُ»؛ بهترین مرگ، کشته شدن در راه خداست. مرگ بر سه نوع است: طبیعی (انفعالی)، اضطراری (اجباری) و آرمانی (انتخابی). شهادت از نوع آرمانی است.

 

استاد قاسمی خاطرنشان کرد: در خطبه ۲۷ (خطبه جهاد) می‌خوانیم: «فَالْجِهَادُ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِهِ». جهاد دری از درهای بهشت است که خدا فقط برای دوستان خاص خود گشوده است. امام نمی‌فرماید برای مؤمنان عادی، بلکه برای اولیاء خاص. شهادت نیز ادامه این جهاد خالصانه و نشان ولایت الهی است. در ادامه خطبه، جهاد «لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِینَ» معرفی شده؛ لباس تقوا و زره محکم خدا. شهادت اوج این زینت است. بنابراین شهید از نگاه امیرالمؤمنین، متقی‌ترین انسان در عمل است.

 

2. شهادت، راه مستقیم به بهشت و عامل عزت امت

استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم ابراز داشت: در همان خطبه جهاد می‌فرماید: «مَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ»؛ هرکس از جهاد روی‌گردان شود، خدا لباس ذلت بر او می‌پوشاند. در نهج‌البلاغه، عزت در جهاد و شهادت است و ذلت در ترک آن. پس شهادت نه فقط فضیلت فردی، بلکه ضامن عزت امت اسلامی است.

 

3. شهادت، آرزوی همیشگی اولیاء خدا

وی بیان کرد: حضرت امیر (ع) در خطبه ۵۵ درباره یاران پیامبر (ص) می‌فرماید: «وَ لَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ فَيُجِيبُونَ»؛ آنان دعوت می‌شدند و اجابت می‌کردند. یاران حقیقی از مرگ نمی‌ترسند، بلکه منتظر دعوت به شهادت‌اند.

 

استاد قاسمی خاطرنشان کرد: در خطبه ۱۹۳ (خطبه متقین) مهم‌ترین توصیف شهیدان چنین است: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ». خدا در دلشان بزرگ شد، پس غیر خدا کوچک شد. وقتی خدا بزرگ شود، جان و مرگ کوچک و شهادت آسان می‌شود. این ریشه روان‌شناسی شهادت است.

 

4. شهادت، ملاقات با خدا (لقاءالله)

وی اضافه نمود: حضرت امیر (ع) در خطبه ۵ می‌فرماید: «إِنَّ أَكْرَمَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ»؛ گرامی‌ترین مرگ، کشته شدن است. چرا «اکرم» است؟ چون شهید مستقیم به لقاءالله می‌رسد. در منطق نهج‌البلاغه، مرگ عادی با برزخ طولانی همراه است، اما شهادت میان‌بُر لقای پروردگار است.

 

 

استاد حوزه علمیه قم عنوان داشت: حکمت ۴۶۶ نیز تأکید می‌کند: «إِنَّ أَكْرَمَ الْمَوْتِ الشَّهَادَةُ»؛ گرامی‌ترین مرگ شهادت است. کرامت یعنی شرافت و مقام، پس شهادت بالاترین مقام مرگ انسانی است.

 

5. شهادت نشانه صدق ایمان

استاد احمد قاسمی اظهار داشت: حضرت علی (ع) در خطبه ۲۳ می‌فرماید: «وَاللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الْأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ… مَا فَعَلْتُهُ». اگر تمام دنیا را به من بدهند، از حق دست برنمی‌دارم. شهید نیز کسی است که دنیا را می‌بیند اما حق را انتخاب می‌کند. شهادت، صدق ایمان در عمل است.

 

ویژگی‌های شخصیتی و روحی شهدا در نهج‌البلاغه

وی ابراز داشت: در نهج‌البلاغه، شهید پیش از آنکه «کشته شود»، باید به شخصیتی خاص تبدیل شده باشد با این ویژگی‌ها:

1. کوچک شدن دنیا در چشم شهید (خطبه ۱۹۳): «عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ». هیچ‌کس عاشق مرگ نیست، بلکه عاشق خدا می‌شود و مرگ برایش آسان می‌گردد.

2. یقین قوی (ادامه خطبه ۱۹۳): «وَ قُرَّتْ بِهِ أَعْيُنُهُمْ»؛ چشمشان به خدا روشن است. ترس از مرگ از شک ناشی می‌شود، اما یقین باعث استقبال از شهادت است.

3. شجاعت ایمانی (خطبه ۲۷): جهاد «جُنَّةٌ مِنَ الْعَذَابِ»؛ سپری از عذاب است. شجاعت شهید ناشی از یقین است، نه هیجان.

4. عشق به لقاءالله (خطبه ۵): «آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْیِ أُمِّهِ»؛ شهید از مرگ انس می‌گیرد چون آن را دیدار پروردگار می‌بیند.

5. بصیرت (خطبه ۲۰): «لا يَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ». پرچم حق را فقط اهل بصیرت و صبر حمل می‌کنند. شهید حق، زمانه و دشمن را می‌شناسد.

6. روحیه فداکاری (خطبه ۱۲۳): «أَلا حُرٌّ يَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ». آیا آزاده‌ای هست که این دنیا را رها کند؟ شهید انسان آزاد از ترس و وابستگی‌های دنیاست.

7. مسئولیت‌پذیری اجتماعی (نامه ۳۱): «لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرًّا». برده دیگران نباش. شهید نسبت به جامعه بی‌تفاوت نیست و مطیع ولایت است؛ در عصر غیبت نیز مطیع ولایت فقیه.

 

استاد احمد قاسمی خاطرنشان کرد: در نگاه نهج‌البلاغه، شهید انسانی است خدا محور، یقین‌محور، بصیر، دارای شجاعت ایمانی، عاشق لقاءالله، آزاده و مسئول. خداوند روح بلند همه شهدا، به ویژه شهدای فتنه اخیر را با شهدای کربلا محشور فرماید.

 

روایت امامزاده ناصرالحق از امیرالمؤمنین (ع) درباره مرگ

شیخ صدوق در معانی‌الاخبار از امام حسین (ع) نقل می‌کند که از امیرالمؤمنین (ع) درباره مرگ سؤال شد. حضرت فرمودند: مرگ یکی از سه چیز است: بشارت به نعمت جاودان، بشارت به عذاب ابدی، یا خبری مبهم و ترسناک. دوستدار و مطیع ما، بشارت به نعمت جاودان دارد. دشمن ما، بشارت به عذاب ابدی. مؤمنی که به خود زیاده‌روی کرده، وضعش مبهم است، اما خدا او را با دشمنان ما برابر نمی‌کند و با شفاعت ما از جهنم بیرون می‌آید. پس اطاعت کنید و گناه را ناچیز نشمارید، که شفاعت ما شامل برخی مسرفان جز پس از سیصد هزار سال عذاب نمی‌شود.

خطیب حرم حضرت معصومه (س) در کلام پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به روایتی از امامزاده ناصرالحق اشاره نمود؛ که در کتاب معانی الاخبار آمده است. شیخ صدوق (ره) روایت کرده است: «حدّثنا محمّد بن القاسم المفسّر الجرجانيّ قال: حدّثنا أحمد بن الحسن الحسينيّ، عن الحسن‏ بن‏ عليّ‏ النّاصر[ي‏]، عن أبيه، عن محمّد بن عليّ، عن أبيه الرّضا، عن أبيه‏  موسى بن جعفر، عن أبيه جعفر بن محمّد، عن أبيه محمّد بن عليّ، عن أبيه عليّ بن الحسين، عن أبيه الحسين عليهم السّلام قال‏: قيل لأمير المؤمنين عليه السّلام: صف لنا الموت. فقال: على الخبير سقطتم. هو أحد أمور ثلاثة يرد عليها : إمّا بشارة بنعيم الأبد [و إمّا بشارة بعذاب الأبد.]  و إمّا تخويف‏  و تهويل و أمر [ه‏]  مبهم لا يدرى من أيّ الفريقين هو. فأمّا وليّنا المطيع لأمرنا، فهو المبشّر بنعيم الأبد. و أمّا عدوّنا المخالف علينا، فهو المبشّر بعذاب الأبد. و أمّا المبهم أمره الّذي لا يدري ما حاله، فهو المؤمن المسرف على نفسه، لا يدري ما يؤول إليه حاله. يأتيه الخبر مبهما محزنا. ثمّ لن يسوّيه‏  اللَّه- عزّ و جلّ- بأعدائنا، لكن يخرجه من النّار بشفاعتنا. فاعملوا و أطيعوا! و لا تنكلوا! و لا تستصغروا  عقوبة اللَّه عزّ و جلّ! فإنّ من المسرفين من لا تلحقه‏  شفاعتنا إلّا بعد عذاب ثلاثمائة ألف سنة؛ امام حسين (ع) فرمود: شخصى به امير المؤمنين (ع) عرض كرد: مرگ را برايم وصف كن. حضرت (ع) فرمود: با مرد آگاهى رو برو شده‌ايد. مرگ يكى از سه أمرى است كه بر آدمى وارد مى‌شود: يا نويد به نعمتهاى جاودان است و يا خبرى است به عذاب هميشگى؛ و يا اندوهگين نمودن و ترسانيدن است، و كار شخص «محتضر»مبهم مى‌باشد، زيرا نمى‌داند جزو كداميك از اين سه گروه خواهد بود؛ اما انسانى كه دوستدار و مطيع ما باشد،به نعمتهاى جاودان نويد داده شده، و دشمنانى كه با ما سر ستيز دارند،عذاب ابدى در پيش خواهند داشت و اما آن كس كه وضعش معلوم نيست و نمى‌داند سرانجامش چه خواهد شد،مؤمنى است كه به زيان خود زياده روى نموده و مشخص نيست سرانجامش به كجا خواهد كشيد، خبر مبهم و ترسناكى به او مى‌رسد، ولى خداوند هرگز او را با دشمنان ما برابر نخواهد كرد، و به شفاعت ما او را از جهنّم بيرون مى‌آورد، پس كار نيك انجام دهيد و از خدا اطاعت كنيد. مطمئن نباشيد و سزاى گناه را از طرف خدا ناچيز مشماريد! زيرا شفاعت شامل حال«مسرفين»نخواهد شد،مگر بعد از سيصد هزار سال.» (معانی الاخبار، ص: 288)

 

ش, 11/25/1404 - 16:42