استاد احمد باقریان ساروی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «ادلّه منكران علم غيب در غير خدا» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو اظهار داشت: براى انكار علم غيب در غير خدا به آياتى از قرآن استناد شده است:
1. در سوره مبارکه اعراف، خدا به پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود به مردم بگويد: «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذيرٌ وَ بَشيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ؛ بگو: من قدرتِ [جلبِ] سودى و [دفعِ] زيانى را از خود ندارم جز آنچه خدا خواهد، و [غيب هم نمىدانم] اگر غيب مىدانستم، يقيناً براى خود ازهر خيرى فراوان و بسيار فراهم مىكردم و هيچ گزند وآسيبى به من نمىرسيد؛ من فقط براى گروهى كه ايمان مىآورند، بيم دهنده و مژده رسانم.» (اعراف: 188)
2. خدای متعال به پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ؛ بگو: در آسمانها و زمين هيچ كس جز خدا غيب نمىداند، و آنان آگاهى ندارند چه زمانى برانگيخته مىشوند؟L (نمل: 65)
3. و فرمود: «وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛ نهان آسمانها و زمين فقط در سيطره دانش خداست، همه كارها به او باز گردانده مىشود؛ پس او را بندگى كن و بر او توكل داشته باش، و پروردگارت از آنچه انجام مىدهيد، بىخبر نيست.» (هود: 123)
4. و فرمود: «إنَّ اللّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ ما فِى الأرْحامِ وَ ماتَدْرى نَفْسٌ ماذا تَكْسِبُ غَدا وَ ما تَدْرى نَفْسٌ بِأىِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إنَّ اللّهَ عَليمٌ خَبيرٌ؛ نزد خدا دانش روز رستاخيز است و باران را مىباراند و آنچه در درون رحمها است مىداند و هيچكس نمىداند در چه سرزمينى مىميرد، خدا بسيار داناى آگاه است» (لقمان: 34)
5. و به پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «قُلْ ما كُنْتُ بِدْعا مِنَ الرُّسُلُ وَ لا أَدْرى مايُفْعَلُ بى وَ لا بِكُمْ...؛ به آنان بگو من راه تازهاى بر خلاف پيامبران پيشين بر نگزيدهام و نمىدانم با من و شما چه خواهد شد...». )الاحقاف: 9(
6. و نیز در وصف خدا فرمود: «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً؛ دانای به غیب است و غیب خود را برای کسی آشکار نمی کند». (سوره جن: 26)
استاد باقریان ساروی خاطرنشان کرد: امام صادق علیه السلام فرمود: «فوالله الذی لا اله الا هو ما أعلم الغيب ولا آجرنی الله فی أمواتی ولا بارك لی فی احيائي ان كنت قلت له... ولقد قاسمت مع عبدالله بن الحسن حائطا بینی و بینه فأصابه السهل و الشرب و اصابنی الجبل، فلو كنت أعلم الغيب لاصابنی السهل و الشرب و أصابه الجبل؛ سوگند به خدایی که جز او خدایی نیست من غیب نمی دانم و خدا در مورد مردگانم مرا پناه ندهد و در مورد زندگانم به من برکت ندهد اگر من این سخن را به او [عبد الله بن حسن] گفته باشم... من با عبد الله بن حسن باغی را تقسیم کردیم، سهم من زمین هموار و قابل آبیاری و سهم او کوه شد، اگر من دانای به غیب بودم قسمت هموار و قابل آبیاری به من و قسمت کوه به او می رسید». (اختیار معرفة الرجال معروف به رجال کشی ج ۱ ص ۲۹۲ یا ج ۲ ص ۵۷۹).
پاسخ كلّى به أدلّه منكران
استاد درس خارج حوزه افزود: در علم اصول فقه بيان شده است كه يك دليل لفظى - آيه قرآن يا روايت - اگر به صورت عام يا مطلق چيزى را نفى كند و دستهاى ديگر به ظاهر در نگاه بدوی با دسته نخست در تناقض بوده و آنچه را در دسته نخست نفى شده است براى موارد و يا افرادى اثبات كند، براى رفع تناقض بدوى بايد دليل اول را اگر عام بود با دليل دوم تخصيص بزنيم و اگر دليل اوّل مطلق بود با دليل دوّم مقيّد كنيم و اگر هر دو دليل مطلق بودند، هر دو را مقيّد نماييم؛ از اين راه آن تناقض بدوى ظاهری ميان دو دليل برطرف مىگردد.
وی اضافه نمود: در باره علم غيب نيز همين روش را به كار مىگيريم؛ يعنى مىگوييم: مقصود از آياتى كه علم غيب را به خدا اختصاص مىدهد و وجود آن در جز او را نفى مىكند اين است كه علم ذاتى به امور غيبى و پنهانى از آنِ خدا است، چنانكه در توقيع امام زمان علیه السلام به محمّد بن هلال كرخى آمده است: «يا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِىٍّ! تعالَى اللّهُ عمّا يَصِفُونَ سُبْحانَهُ وَ بَحَمْدِهِ، لَيْسَ نَحْنُ شُرَكاءَ فى عِلْمِهِ وَلا فى قُدْرَتِهِ، بَلْ لايَعْلَمُ الْغَيْبَ غَيْرُهُ...؛ اى محمد بن على! خدا از آنچه آنان وصف مىنمايند والاتر است، او منزّه از آن اوصاف است و ستايش او را سزا است، ما شريكان در علم و قدرت او نيستيم، بلكه جز او هيچكس علم غيب نمى داند» (بحار الانوار، ج 25، ص 266 – 267(.
این استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: امّا مقصود از آياتى كه در آنها براى برخى از پيامبران الهى علم غيب ثابت شده است، چنانكه در برخى از آيات تصريح شده است، با اذن خدا است و حضرت يوسف به دو هم بند زندانى خود گفته بود كه علم او با تعليم پروردگارش بوده است.
وی ابراز داشت: علامه مجلسى رحمه الله در اين باره نوشته است: «مقصود از نفى علم غيب از آنان [امامان علیهم السلام] اين است كه بدون وحى و الهام نمىدانند؛ أمّا آنچه با وحى و الهام باشد نفى آن ممكن نيست، زيرا عمده معجزات انبيا و اوصيا علیهم السلام خبر دادن از امور غيبى است».(بحار الانوار، ج 25، ص 268(.
استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: سفسطه كنندگان سلفى ناآگاه از فنّ اجتهاد، بدون در نظر گرفتن آيات و روايات مخصِّص و مقيِّد و تنها با توجه به آيات عام و مطلق بر شيعه خرده مىگيرند، در حالى كه اگر سخن شيعه را بخواهند نپذيرند كجراهه به تناقض در آيات قرآن قايل مىشوند و از سوى ديگر جاهلانه شيعه را به غلوّ متّهم مىكنند، اين در حالى است كه وجود علم غيب در پيامبر صلی الله علیه وآله در منابع فراوان اهل سنّت آمده و در اين زمينه و نيز در باره ديگر كرامات او صلی الله علیه وآله كتابهايى به عنوان «دلائل النبوه» نوشتهاند كه يكى از آنها تأليف بيهقى است.
وی خاطرنشان کرد: امامان معصوم علیهم السلام به ترتيب از على علیه السلام و امامان پس از وى پرورش يافته مكتب نبوّت هستند و بسيارى از آنچه كه جبرئيل با فرمان خدا به پيامبر صلی الله علیه وآله تعليم داده است، با تعلیم پیامبر صلی الله علیه واله به على علیه السلام؛ سپس از سوى هر امامى به امام پس از وى منتقل شده است، افزون بر اينكه طبق آيات پيشين، به سبب تقواى الهى از تعليم ويژه خدا بهره مىبرند و طبق آيه تطهير شرط اساسى بهره بردن از معارف بلند قرآن را كه طهارت است، دارا هستند.
استاد باقریان افزود: طبق خیرهای مستفیض شیعه و سنی علی علیه فرموده بود «سلونی قبل أن تفقدونی». (ذهبى، تاريخ الاسلام 3: 638؛ ابن مردويه، مناقب على بن ابىطالب (ع): 87، ح 76؛ محب طبرى، مناقب الامام امير المؤمنين على (ع) من الرياض النضره: 190؛ مختصر ذخائر العقبى: 136؛ باعونى، جواهر المطالب 1، ب 32: 204؛ احمد حنبل، فضائل اهل البيت من كتاب فضائل الصحابه: 153، ح 222؛ بكرى، فيض الملك العلاّم: 62؛ خوارزمى، المناقب: 90 - 91، ح 83؛ متقى هندى، كنز العمّال 13: 130 - 131، ح 36415؛ صالحى شامى، سبل الهدى والرشاد 11: 288؛ ابن عساكر، تاريخ مدينة دمشق 42: 399؛ صنعانی، الروضة الندیه:223؛ ایجي، فضائل الثقلین من توضیح الدلائل:274؛ نووی، تهذیب الأسماء واللغات الجزء الاول من القسم الاول: 346) امیرالمؤمنین (علیه السلام) به مردم كوفه فرمود: «اى مردم! پيش از اينكه مرا از دست بدهيد از من بپرسيد، زيرا من به راههاى آسمان داناتر از راههاى زمين هستم». (نهج البلاغه، صبحى، خ 189، فراز سوم؛ ابن طلحه، مطالب السؤول:77). در این صورت اگر از او در باره امور غیبی را هم میپرسیدند لازم بود پاسخ بدهد، زیرا سخن امام علیه السلام هیچ قید و شرطی ندارد و فقط عرش حدا استثنا شده است.