استاد آلوستانی مطرح کرد؛

وظیفه مهم روحانیت

استاد حمیدرضا آلوستانی، از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «روحانیّت، نیاز امروز جامعه» پرداخته و نکاتی را در مورد جایگاه روحانیّت، ارزش روحانیّت و لباس مقدّس طلبگی بیان نموده‌اند.

/270/260/20/

روحانیّت، نیاز امروز جامعه

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: اهل بیت (ع) اسطوره واقعی تبلیغ کنندگان دین مبین اسلام هستند. وجود پدر بزرگوار حضرت امام جواد (ع) و عمّه ایشان حضرت فاطمه معصومه (س) باعث شده که اسلام و مذهب تشیّع در ایران گسترش پیدا نماید.

 

وی افزود: امروزه مبلّغان حقیقی دین مبین اسلام روحانیّت می‌باشند. متأسّفانه برخی خواسته یا ناخواسته سعی در تضعیف این جایگاه مقدّس برآمده‌اند. این عملکرد باعث گردیده که به ندرت برخی از طلبه‌های جوانی که در لباس روحانیّت درصدد خدمت به اهل بیت(ع) هستند، دچار تردید ‌شوند و حتّی شاید در بعضی موارد از پوشیدن این لباس مقدّس اظهار ندامت نمایند.

 

استاد آلوستانی تصریح کرد: روحانیّت یک جایگاه اعتباری و تابع قانون و قانون‌گذار دنیوی نیست؛ بلکه یک جایگاه حقیقی و واقعی در عالم می‌باشد. خداوند متعال به لسان نبیّ مکرّم اسلام (ص) و اهل بیت (ع)، در روایات متعدّدی فرموده‌اند: «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ‏ بِعَبْدٍ خَيْراً فَقَّهَهُ فِي الدِّين‏» (الأمالي للمفید، ص 158؛ الأمالي للطوسي، ص 531؛ الکافي، ج 1، ص 32 و ج 2، ص 130) یعنی اگر خداوند متعال برای عبدی خیر واقع را اراده نماید او را در مسائل دینی فقیه و ژرف‌نگر می‌گرداند.

 

وی افزود: در روایتی از پیامبر اکرم (ص) آمده است: «مَنْ حَفِظَ مِنْ أُمَّتِي‏ أَرْبَعِينَ‏ حَدِيثاً يَنْتَفِعُونَ بِهَا بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَقِيهاً عَالِماً» (وسائل الشیعة، ج 27، ص 93؛ بحار الأنوار، ج 2، ص 156) یعنی هر شخصی از أمّت منِ پیغمبر چهل حدیث را حفظ نماید به گونه‌ای که مردم نسل به نسل از آن فائده ببرند، خداوند متعال در روز قیامت او را درحالی‌که فقیه عالم است مبعوث خواهد کرد. ظاهرا به جهت چنین روایاتی است که میان فقهاء و علماء مرسوم است که کتابی به عنوان چهل حدیث در این زمینه به رشته تحریر در بیاورند. بر اساس این‌گونه احادیث تنها تمثالی که در روز قیامت وجود دارد فقیه می‌باشد. تمام عناوینی که وجود دارند، تنها در این دنیا تمثال دارند امّا این عنوان فقیه است که هم تمثال دنیوی آن واحد می‌باشد و هم تمثال أخروی آن. بنابراین روحانیّت یک جایگاه حقیقی در این عالم و هدیه‌ای از جانب خداوند به بنده‌اش می‌باشد؛ که شاید ما توانایی درک آن را نداشته باشیم.

 

1) تفقّه و تبلیغ، دو عنصر اصلی روحانیّت

استاد آلوستانی خاطرنشان کرد: در ادامه لازم است که برخی از شئونات طلبگی بیان گردد. خداوند متعال در سوره مبارکه توبه آیه شریفه 122 می‌فرمایند: «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِم لَعَلَّهُم یَحْذَرُونَ‏». یعنی چرا از میان شما، تعدادی برای فرا گرفتن درس دین اقدام نمی‌نمایند تا در دین تفقّه کنند و قوم خود را زمانی که برگشتند انذار کنند تا شاید از کارهای اشتباه خود دست بردارند و در مسیر صلاح قرار گیرند.

 

وی افزود: مسأله تفقّه و تبلیغ، دو عنصر اصلی طلبه می‌باشند. به هیچ عنوان نمی‌توان چنین مسئولیّتی را نادیده گرفت. قرار نیست که تبلیغ حتما به حکم تبلیغی و توسّط ارگان‌های ذی ربط انجام شود بلکه رعایت اخلاق اسلامی همانند افشای سلام در مجتمع مسکونی، صله رحم به اندازه لازم، کمک کردن به ایتام و فقراء، تشکّر کردن از خانواده بابت غذا درست کردن و یاد گرفتن فرزندان نیز نوعی تبلیغ است؛ سبد کالاهایی که توسّط مردم جمع‌آوری می‌شود و از طریق امام زاده‌ها(ع) پخش می‌شوند نوع دیگری از تبلیغ می‌باشد. چنین امری باعث می‌شود که مردم یک ملجأ و مأوایی داشته باشند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه یادآور گردید: در سوره مبارکه أحزاب آیه شریفه 39 آمده است: «الَّذِينَ‏ يُبَلِّغُونَ‏ رِسالاتِ‏ اللَّهِ‏ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّه». یعنی کسانی که تبلیغ دین خدا می‌کنند در این مسیر، تنها از خدا می‌ترسند و از غیر ایشان ترسی ندارند. اگر شرایط به گونه‌ای رقم بخورد که مجلس اقتضای سخن گفتن در مورد حجاب یا عدم روزه خواری را می‌طلبد، هراسی از سخن گفتن و بیان مواضع اسلام نداشته باشد؛ همچنین در آیه شریفه 28 سوره مبارکه فاطر آمده است: «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ‏ عِبادِهِ‏ الْعُلَماء». یعنی تنها علماء هستند که از خداوند متعال ترس دارند؛ ترسی که آنان را در مسیر اصلاح قرار می‌دهد نه ترسی که مانع از حرکت گردد.

 

وی افزود: طلبه‌ای که خدا ترس است برای یک ساعت سخنرانی، ساعت‌ها برای مطالعه وقت می‌گذارد تا برای مردم مفید واقع گردد؛ اگر قرار است تحلیلی را ارائه دهد، مدّت‌ها در مورد آن تأمّل می‌نماید نه تحلیلی که از قبل نوشته شده را بدون مطالعه ارائه دهد؛ اگر در جایی که سخن گفتن به ضرر او بوده ولی به نفع اسلام و مسلمین باشد، هراسی از سخن گفتن نداشته باشد. حضرت امیرالمؤمنین(ع) پس از ضربت فرمودند: «فُزْتُ و رَبِّ الکَعْبَة»، امام حسین(ع) در مقابل زور دشمنان فرمودند: «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» و حضرت زنیب(س) بعد از واقعه کربلاء فرمودند: «مَا رَأَیْتُ إلَّا جَمِیلاً». تمام این سخنان نشان می‌دهد که تبلیغ دین خدا و استقامت در این مسیر تا آخرین لحظه ممکن، لازم است.

 

استاد آلوستانی اظهار داشت: سؤالی که پدیدار می‌شود این است که آیا دانش‌پژوهان این مقدار استقامت را در این مسیر مقدّس دارند؟ یا به خاطر برخی از مشکلات دست به امور خارج از وظائف طلبگی می‌زنند؟.

 

وی در ادامه بیان کرد: در حدیثی که باید نصب العین تمام دانش‌پژوه‌ها قرار بگیرد، آمده است که خداوند متعال به حضرت داود وحی نمود که پنج امر را در پنج امر قرار دادم درحالی‌که مردم آن‌ها را در پنج امر دیگر طلب می‌کنند که به آن دست نخواهند یافت؛ یکی از آن امور این است که علم را در گرسنگی و سعی و تلاش قرار دادم درحالی‌که آن را در سیری و راحتی می‌جویند که آن را نخواهند یافت. «أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى دَاوُدَ ع يَا دَاوُدُ إِنِّي وَضَعْتُ خَمْسَةً فِي خَمْسَةٍ وَ النَّاسُ يَطْلُبُونَهَا فِي خَمْسَةٍ غَيْرِهَا فَلَا يَجِدُونَهَا وَضَعْتُ‏ الْعِلْمَ‏ فِي‏ الْجُوعِ‏ وَ الْجَهْدِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي الشِّبَعِ وَ الرَّاحَةِ فَلَا يَجِدُونَهُ وَضَعْتُ الْعِزَّ فِي طَاعَتِي وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي خِدْمَةِ السُّلْطَانِ فَلَا يَجِدُونَهُ وَ وَضَعْتُ الْغِنَى فِي الْقَنَاعَةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي كَثْرَةِ الْمَالِ فَلَا يَجِدُونَهُ وَ وَضَعْتُ رِضَايَ فِي سَخَطِ النَّفْسِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي رِضَا النَّفْسِ فَلَا يَجِدُونَهُ وَ وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِي الْجَنَّةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهَا فِي الدُّنْيَا فَلَا يَجِدُونَهَا» (بحار الأنوار، ج 75، ص 453)

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم تأکید کرد: مصداق بارز این سخن، فقهاء و علماء هستند که در گرسنگی و سعی و تلاش، فقیه و عالم شدند. شاهد بر این سخن خاطراتی می‌باشد که از علماء و فقهاء به جای مانده است.

 

وی یادآور گردید: در گذشته ارتباط میان مردم و روحانیّت بسیار شدید بوده به همین جهت احساس می‌نمودند که اگر به روحانیّت رسیدگی نشود، واجبی بر زمین مانده است چراکه چنین خدمتی را برای سالم ماندن نسل خود، عدم انحراف از مسیر هدایت و حفظ دین خداوند متعال لازم می‌دانستند؛ همچنین بازاری‌های یک شهر از روحانی دعوت می‌کردند که آداب کسب و کار دینی را به آنان بیاموزد چراکه متوجّه بودند کاسبی که آداب کسب و کار دینی را یاد نگیرد در مال او برکت نخواهد آمد. چه بسا افرادی هستند که در مسائل مربوط به ربا، بی‌ اطّلاع می‌باشند و تنها راه آموزش آن‌ها وجود یک روحانی است نه متخصّص قلب.

 

استاد آلوستانی خاطرنشان کرد: برخی از عملکردها موجب شده که فضای صمیمی که در گذشته میان مردم و روحانیّت بوده، اکنون کم رنگ و بلکه پاک شود. این‌که یک روحانی سعی دارد که رسیدگی‌های لازم را خود انجام دهد امری پسندیده است امّا این امر نباید به گونه‌ای باشد که آن فضای صمیمی گذشتگان را حذف کند. این نوع رفتار لطف به مردم نیست زیرا با چنین رفتاری، مردم آرام آرام احساس می‌کنند که نسبت به دین خود هیچ مسئولیّتی ندارند. مشاهده شده که در بعضی از خانواده‌ها، پدر این عقیده را دارد که فرزندان بعد از تحصیل و قبل از کاسبی، نیاز به یک روحانی دارند تا راه کسب و کار با آداب و حدّ و حدود دینی را یاد بگیرند و الّا کاسبی آن‌ها برکتی را به دنبال نخواهد داشت بلکه وزر و وبال خواهند شد. دور شدن از فضای صمیمی گذشتگان سبب شده که مال شخص پولدار برکت نداشته باشد یا در مسیرهایی همچون مریضی خرج شود و یا برای آیندگان پس انداز گردد.

 

2) لباس مقدّس روحانیّت یک نماد اسلامی

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اظهار داشت: لباس مقدّس روحانیّت به عنوان یک نماد اسلامی می‌باشد. لباسی که برگرفته از سیره عملی رسول خدا(ص) و اهل بیت(ع) است. در این زمینه روایات فراوانی وجود دارد. در روایتی آمده است که عمامه، تاج ملائک می‌باشد. «عَمَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِيّاً ع بِيَدِهِ فَسَدَلَهَا مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ قَصَّرَهَا مِنْ خَلْفِهِ قَدْرَ أَرْبَعِ أَصَابِعَ ثُمَّ قَالَ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ هَكَذَا تِيجَانُ الْمَلَائِكَةِ» (الکافي، ج 6، ص 461) در روایتی بیان شده که در روز بدر، فرشتگان عمامه‌های سفید دنباله‌دار داشتند؛ «كَانَتْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ الْعَمَائِمُ الْبِيضُ الْمُرْسَلَةُ يَوْمَ بَدْرٍ» (الکافي، ج 6، ص 461؛ میزان الحکمة، ج 10، ص 245)

 

وی افزود: در روایتی دیگر آمده است: «العَمَائمُ وَقارٌ المُؤمنِ ...» (کنز العمال، ج 15، ص 308؛ میزان الحکمة، ج 10، ص 244) یعنی عمامه‌ها وقارمؤمن می‌باشد.

 

استاد آلوستانی خاطرنشان کرد: در این باره خاطره‌ای از مرحوم علّامه طباطبایی نقل می‌شود که جایگاه و ارزش لباس مقدّس روحانیّت را نمایان می‌کند. ایشان می‌فرمایند: «در سال هايى كه در حوزه نجف اشرف مشغول تحصيل علم بودم، مرتب از ناحيه مرحوم والدم هزينه تحصيلم به نجف مى‌رسيد و من فارغ البال مشغول بودم تا آنكه چند ماهى مسافر ايرانى به عراق نيامد و خرجيم تمام شد، در همين وضع روزى مشغول مطالعه بودم و دقيقا در يك مسئله علمى فكر مى‌كردم كه ناگهان بى پولى و وضع روابط ايران و عراق رشته مطلب را از دستم گرفته و بخود مشغول كرد، شايد چند دقيقه بيشتر طول نكشيد كه شنيدم درب منزل را مى‌كوبند، در حالى كه سر روى دستم نهاده و دستم روى ميز بود برخاستم و درب خانه را باز كردم مردى ديدم بلند بالا و داراى محاسنى حنايى و لباسى كه شباهت به لباس روحانى عصر حاضر نداشت نه فرم قبايش و نه فرم عمامه‌اش، اما هر چه بود قيافه‌اى جذاب داشت. به محضى كه در را باز كردم سلام كرد و گفت: من شاه حسين ولى، پروردگار متعال مى‌فرمايد در اين مدت هيجده سال، كى گرسنه‌ات گذاشته‌ام كه درس و مطالعه‌ات را رها كرده و بفكر روزيت افتاده‌اى!! آن گاه خدا حافظى كرد و رفت. من بعد از بستن در خانه و برگشتن به پشت ميز تازه سر از روى دستم برداشتم و از آنچه ديدم تعجب كردم و چند سؤال برايم پيش آمد»؛ سپس بعد از بیان سؤال اوّل و دوّم در سؤال سوّم می‌فرمایند: «سؤال سومى كه برايم پيش آمد تاريخ هيجده سال بود كه اين تاريخ ابتدائش چه وقت بوده است؟ وقتى است كه من شروع به تحصيل علوم دينى كرده‌ام؟ كه من بيست و پنج سال است مشغولم، و يا وقتى است كه من به حوزه نجف اشرف مشرف شده‌ام؟ كه آنهم بيش از ده سال نيست پس ماده تاريخ هيجده از چه وقت است؟ و چون خوب فكر كردم ديدم هيجده سال است كه به لباس روحانيت ملبس و مفتخر شده‌ام». (ترجمه تفسیر المیزان، ج 1، ص 548 و 549؛ با اندک تغییر)

 

3) روحانیّت مصداق خدمت به اهل بیت (ع)

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم یادآور کردید: در حدیثی آمده است: «شخصی از خراسان به غلام حضرت امام صادق (ع) پیشنهاد داد که تمام دارایی خود را به تو می‌دهم ولی در قبال آن از امام (ع) خواهش کن که من را جای تو قرار دهد تا غلام او باشم؛ غلام خدمت حضرت (ع) رفت و چنین درخواستی نمودند؛ حضرت(ع) فرمود: اگر شما نسبت به خدمت ما بی تفاوت هستی و آن شخص نسبت به خدمت ما رغبت دارد، ما او را می‌پذیریم؛ غلام برگشت و در حالی‌که خارج می‌شد، حضرت (ع) به او گفت: به خاطر مدّت همنشینی با ما، تو را نصیحتی می‌کنم و تو نسبت به آن مختار هستی؛ حضرت (ع) فرمودند: وقتی روز قیامت شود پیامبر به نور خدا در آویزد و امیرالمؤمنین به نور رسول خدا چنگ می‌زند و ائمه به امیرالمؤمنین در آویزند و شیعیان به نور ما چنگ می‌زنند و به منزلگاه ما داخل خواهند شد و به جایگاه ما در می‌آیند»؛ در نتیجه غلام درخواست شخص خراسانی را رد نمود و خدمت کردن برای حضرت(ع) را انتخاب کردند ... (بحار الأنوار، ج 50، ص 88 و 89؛ دانشنامه امام جواد علیه‌السلام، ص 248)

 

وی در ادامه بیان کرد: تمام افتخار طلبه، خدمت به اهل بیت (ع) است. در اقصی نقاط این عالم هم که برویم و با این لباس مقدّس باشیم ما را سرباز امام زمان (عج) می‌شناسند. همان افرادی که ناخواسته به این طلبه جوان و لباس مقدّس روحانیّت توهین می‌کنند، حقیقتا پشیمان هستند. . چراکه وقتی بعضی از خدمات روحانیّت را مشاهده می‌کنند به اشتباه خود پی می‌برند مثلا خدمات طلبه‌هایی که در حرم مطهّر رضوی به شهادت رسیدند به نمادی جهانی تبدیل شد. باید عهد ببندیم که این مسیر را با هیچ امری معامله نکنیم بلکه ثابت قدم بمانیم.

 

4) غفلت از روحانیّت و اثرات آن

استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پیامبر (ص) فرمودند: «سَيَأْتِي‏ زَمَانٌ‏ عَلَى‏ أُمَّتِي‏ يَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَمَاءِ كَمَا يَفِرُّ الْغَنَمُ عَنِ الذِّئْبِ ابْتَلَاهُمُ اللَّهُ تَعَالَى بِثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ الْأَوَّلُ يَرْفَعُ الْبَرَكَةَ مِنْ أَمْوَالِهِمْ وَ الثَّانِي سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ سُلْطَاناً جَائِراً وَ الثَّالِثُ يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيَا بِلَا إِيمَانٍ» (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 11، ص 376) یعنی زمانی بر امّت من می‌آید که مردم از علماء فرار می‌کنند همان‌گونه که گوسفند از گرگ فرار می‌نماید. برخی متأسّفانه که به دنبال دسیسه هستند، ابتدای این روایت که بیان شده مردم از علماء فرار می‌کنند را انتخاب نموده و شبهه ایجاد می‌نمایند غافل از ادامه روایت که چنین پنداری را باطل می‌شمارد. خداوند متعال چنین مردمی را به سه بلاء مبتلا می‌کند: یکی این‌که برکت را از اموال آن‌ها می‌گیرد؛ دیگری آن‌که ظالمی بر آن‌ها مسلّط می‌کند؛ سوّم این‌که بدون ایمان می‌میرند.

 

وی افزود: تمام کشورهایی که اسم اسلام است امّا رسمی از اسلام نیست، به وضعیّت وخیمی گرفتار هستند چراکه مردم آن‌ها جرأت ایستادگی در مقابل ظالم را ندارند. بله کشوری که دختران مسلمان خود، برای یک رئیس جمهور قاتل و پست، رقص شمشیر انجام می‌دهند، محکوم به ذلّت است امّا کشوری چون جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه چنین ذلّتی را به کمک قدرت نظامی و حمایت شخص مقام معظم رهبری مدّ ظله که خط قرمزی بر عدم دخالت استعمار بر مسائل نظامی کشیدند، نپذیرفته است. آمریکا و اسرائیل بیشتر از قدرت نظامی جمهوری اسلامی ایران، از شخص مقام معظّم رهبری مد ظله می‌ترسند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اظهار داشت: چنین شخصیّت با عظمتی تمام افتخار خویش را طلبه بودن معرّفی می‌نماید به همین جهت در برابر پیشنهاد مدرک دکتری افتخاری، چنین می‌فرمایند: «...از پذیرش آن معذورم و اگر خدای کریم کمک کند به همان میثاق طلبگی متعهد و پایبند خواهم بود» لذا پس از دیدار رئیس جمهور کشور روسیه با رهبر فرازنه انقلاب مدّ ظلّه گفته بود: «من مسیح را ندیده‌ام اما تعاریف او را در انجیل شنیده و خوانده‌ام؛ من مسیح را در رهبری ایران دیدم».

 

وی یادآور گردید: رهبر انقلاب مدّ ظلّه به لحاظ زندگی شخصی در سخت‌ترین شرایط زندگی می‌کنند؛ مدیریّت جامعه اسلامی، دشوارترین مسئولیّتی است که ایشان قبل از انتخاب چنین مسئولیّتی، تمایلی به آن نداشتند امّا وقتی که خداوند متعال این مسئولیّت را بر عهده ایشان قرار دادند، به بهترین شکل ممکن آن را اداره نمودند؛ همچنان که خدمات حضرت آیت اللّه سیستانی مدّ ظلّه که در خانه‌ای محقّر در نجف اشرف زندگی می‌کنند، شهره خاصّ و عامّ می‌باشد.

 

استاد آلوستانی خاطرنشان کرد: بنابراین تنها راه نجات جامعه اسلامی، روی آوردن به احکام الهی و رجوع به روحانیّت می‌باشد؛ روحانیّت باید مطالعات لازم را داشته باشد؛ جامعه شناس، موضوع شناس، سخن مطابق نیاز روز مطرح کردن، از جمله اموری است که باید به آن‌ها توجّه شود.

 

وی افزود: شایان ذکر است که تمام القائات دشمنان به این‌که مردم از روحانیّت، مسجد و ... فاصله دارند، اشتباه است. بدون تردید توهین‌هایی که به جایگاه روحانیّت می‌شود باعث تزلزل طلّاب نخواهد شد. در طول تاریخ بالاترین توهین‌ها را به عزیز زهراء(س) امام حسین(ع) و رسول مکرّم اسلام(ص) دادند امّا در نهایت این پرچم اسلام است که سرافراز و پیروز شد. خداوند در آیه شریفه 8 از سوره مبارکه صف می‌فرمایند: «يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُون‏»

ي, 10/14/1404 - 10:32