استاد محمد امین اسدپور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دورهای اساتید، به موضوع «بازگشت به خویشتن» پرداخت.
/270/260/22/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو به بررسی تاریخی این ایده پرداخته و به دوران انحطاط اجتماعی و فرهنگی پس از سقوط صفویه اشاره کرد. جامعه ایران پس از این دوره، دچار سرخوردگی شد؛ به ویژه پس از شکوه تمدنی صفویه تحت حکمرانی شاهان چون شاه عباس. حمله افغانها در این زمان با وجود ارتش صفویه، باعث سقوط اصفهان شد و جامعه ایران را در بحران فرو برد.
وی افزود: پس از عصر صفویه، حفظ وحدت ملی ایران اولویت اساسی بود. اما جنگها و نزاعهای داخلی باعث مصرف انرژی و هزینه های بسیار شد. قاجاریان توانستند با توجه به اوضاع، قدرت اجتماعی را حفظ کنند و به وحدت ملی ادامه دهند. اما در همین دوره، غفلت از مسائل اجتماعی و تمدنی موجب شد تا غرب با استعمار تهاجمی وارد ایران شود. این امر منجر به آسیبهای جدی به جامعه و فرهنگ ایرانی گردید.
استاد اسدپور تأکید کرد: در این زمان، اندیشههای غربی، خصوصاً از طریق روشنفکران ایرانی که از تمدن غرب تأثیر گرفته بودند، رواج یافت و توجه به سنتها و ارزشهای ایرانی تحت الشعاع قرار گرفت. بنابراین، غفلت تاریخی و بحرانهای داخلی، شرایطی را فراهم آورد که منجر به نفوذ فرهنگی و سیاسی غرب شد.
وی یادآور گردید: روشنفکران بر این باور بودند که پیشرفت، تمدن و توسعه را برای ما تجویز و مطرح میکردند. این نوع سوبرژکتیویسم معرفتی غرب، هویت و فرهنگ خود را در واقع بازخوانی میکردند و به تصویری برای آینده دست مییافتند. این سوبرژکتیویسم مدرن، هویت و وجوه متمایز یک جامعه را نادیده میگرفت و سعی میکرد با معیارهای استعماری خود، خود را معرفت بخشد.
استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: این جریان فکری تلاش داشت تا هویت ایرانی و اسلامی را در مواجهه با نظریههای استعماری غربی نادیده نگیرد. سید جمالالدین اسدآبادی به عنوان یک شخصیت برجسته، به تبیین این مفاهیم و تاریخسازی هویتهای اسلامی و اجتماعی در عصر مدرن پرداخت و در نهایت بر اهمیت بازگشت به خود تأکید داشت.
وی افزود: مسئله استعماری غرب مدرن در واقع به شناسایی هویتی بازگشت به خود و خودشناسی ارتباط دارد، نه تنها به عنوان یک فرآیند استعمارگری بلکه به عنوان یک ویژگیهای متنوع اجتماعی و فرهنگی. سید جمال در این راستا بر ضرورت شناسایی واقعیات و مزایا و معایب غرب تأکید دارد و به این نتیجه میرسد که برای تبیین این هویت، افراد باید خود را مجزا و متمایز کنند. او با انتقاد از روشهای نقد ادبی، بر اهمیت نگاه انتقادی به غرب تأکید میکند.
استاد اسدپور اظهار داشت: این انتقادها باید از پایهگذاری و معیارهای مؤثر برخوردار باشد و نمایانگر جوهره مسائل هویتی باشد. در نهایت، نه تنها نقد بر غرب بلکه بررسی واقعیات آن نیز باید مد نظر قرار گیرد تا تفاوتها و مزایای واقعی روشن شود. نقدها و نگاههای منفی به آمریکا به عنوان بخشی از شرایط تاریخی و اجتماعی آن کشور مطرح میشوند.
وی خاطرنشان کرد: سید جمال الدین اسدآبادی با این نگاه انتقادی، به وضعیت کشورهای مختلف میپردازد و تأثیر گسترش غربی بر کشورهای اروپایی و شرقی را بررسی میکند. او به این نکته اشاره میکند که آمریکا، با وجود شرایط نوظهور خود، در معرض چالشهایی است که به تنوع فرهنگی و تاریخی خود بازمیگردد. در مقام مقایسه، اروپا با محدودیتهای خاص خود میتواند به مشکلات بیشتری برخورد کند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: سید جمال الدین باور دارد که این وضعیت تنها از طریق درک عمیقتری از تاریخ و فرهنگ شکل میگیرد. در این راستا، او بر ضرورت ایجاد مؤلفههای جدید برای بنیادگذاران تمدن مدرن تأکید دارد.