استاد ربانی گلپایگانی مطرح کرد؛

پاسخ به چند شبهه شایع در بین جوانان

استاد علی ربانی گلپایگانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع پاسخ به برخی شبهات پرداخت.

/270/260/20/

سؤال نخست

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: سؤال پرسیده می شود که اگر دین اسلام یا قرآن کریم حق است، چرا این همه انتقاد به آنها وجود دارد؟

 

وی افزود: در پاسخ باید گفت اگر ایرادها و شبهاتی که بر اسلام و قرآن گرفته می شود درست و بدون پاسخ باشد، در آن صورت، سخن مستشکل درست است، اما اگر پاسخ های منطقی و روشن برای همه این ایرادها وجود داشته باشد و آن شبهات باطل و مردود باشد، دیگر فرقی نمی کند یک اشکال باشد یا هزار اشکال. مانند است که اگر گاوصندوقی محکم و مقاوم باشد، ممکن است هزاران کلید تقلبی برای آن بسازند، اما تا زمانی که هیچ کدام نتوانند در آن را باز کنند، دیگر مهم نیست تعدادشان چقدر زیاد باشد. علاوه بر اینکه ناکامی در بازکردن گاوصندوق هر چقدر بیشتر باشد، اعتبار و محکمی گاو صندوق را بیشتر نشان می دهد. همین گونه، اسلام نیز در برابر انبوه شبهات و انتقادات قرن ها پایدار مانده است، و این پایداری، نشانه استواری و عظمت فوق العاده این دین است. درست گفته اند که : «زیادی دشمنان، نشانه موفقیت است».

 

استاد ربانی گلپایگانی ابراز داشت: یک شیء، هر چقدر ارزشمندتر و درخشان تر باشد، بیشتر مورد توجه و طمع قرار می گیرد، اما چیزی که ارزشی چندانی ندارد، توجهی هم به آن نمی شود، مثل تفاوت یک تکه طلا، یک تکه آهن و یک تکه چوب. اسلام نیز در میان همه مکاتب و ادیان دیگر، دین حق و کامل است و درخشش بیشتری دارد، به همین دلیل بیش از دیگران مورد حمله دشمنان قرار می گیرد.

 

وی تصریح کرد: وجود شبهات فراوان به دلیل دشمنان فراوان است و در حقیقت این سؤال بر می گردد به اینکه «اگر اسلام حق است، چرا تا این اندازه دشمن دارد؟». اسلام به عنوان سریع ترین دین در حال رشد، کامل ترین برنامه را برای هدایت و خوشبختی بشر آورده و در صدد اصلاح جامعه، عدالت و مبارزه با ظلم و فساد است، بنابراین طبیعی است کسانی که  منافع نامشروع خود را در خطر می بینند، برای تخریب آن تلاش کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ساختن شبهات کار دشواری نیست و بسیاری از آنها همان مطالب قدیمی است که فقط با زبان و ظاهر جدید و در قالب، طنز، فیلم و مانند آن بازگو می شوند. اما کسانی که منصفانه هم شبهات اسلام ستیزان و هم پاسخ های دانشمندان اسلامی را بررسی کنند در می یابند که بیشتر این اشکالات سطحی و بی اساس اند، نه از روی تحقیق و انصاف.

 

وی ابراز داشت: یک مکتب بزرگ و زنده، هم قدرت «جاذبه» و هم قدرت «دافعه» قوی دارد. دین اسلام نیز چنین است، از یک سو دل های پاک و حق جو را به خود جذب می کند تا جایی که در راه او از جان و مال و فرزندان خود می گذرند، و از سوی دیگر، دل های مغرض و شیطانی را دفع می کند و به همین خاطر دشمنان سرسختی هم دارد. این ویژگی دو گانه، جلوه ای از عظمت یک نظام فکری کامل است.

 

استاد علی ربانی گلپایگانی اظهار داشت: زیادی انتقادها دلیل بر ضعف اسلام نیست؛ بلکه نشانگر اهمیت، نفوذ و پایداری آن در برابر دشمنی‌ هاست. حقانیت دین با توان پاسخگویی‌اش به پرسش‌ ها شناخته می ‌شود، نه با تعداد پرسش‌ هایی که از آن مطرح می ‌گردد.

 

سؤال دوم:

این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: سؤال می شود که هر چقدر برای ناباوران دلیل آورده شود، باز هم نمی پذیرند. در این صورت آیا اصرار بر پاسخگویی و رد دیدگاه آنان ضرورتی دارد؟

 

استاد ربانی گلپایگانی تصریح کرد: پاسخ به شبهات و نقد دیدگاه های ملحدان، فقط برای قانع کردن خود شبهه افکنان نیست، بلکه آثار و فواید مهمی دارد که در ادامه به چند مورد آن اشاره می شود.

 

1. حمایت از مؤمنان و تقویت ایمان آنان

وی افزود: بسیاری از مؤمنان با اینکه ایمان راسخ دارند، از شنیدن شبهات و طعنه‌ های ناباوران آزرده می ‌شوند. پاسخ ‌دادن به شبهات، موجب آرامش و قوت قلب آنان می‌ گردد و سبب می‌ شود که با اطمینان بیشتری به ایمان و عقیده خود افتخار کنند. از سوی دیگر، پدران و مادران مؤمن و دلسوزی وجود دارند که توانایی پاسخ به پرسش‌ها و شبهات فرزندانشان را ندارند. اگر ما سکوت کنیم، آنان و خانواده ‌هایشان بی‌ دفاع در برابر موج شبهات باقی می ‌مانند. آیا درست است تنها به این دلیل که ناباوران قصد پذیرش حقیقت ندارند، از حمایت فکری مؤمنان دست بکشیم؟

2. جلوگیری از انحراف افراد مردد

این استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: گروهی از افراد در محیط کار یا تحصیل با شبهاتی رو به‌ رو می ‌شوند و همین امر باعث سستی در باور دینی‌شان می‌ شود. بعضی تا مرز سقوط در وادی بی‌ دینی پیش می ‌روند. این افراد به دست یاری نیاز دارند تا از لغزش نجات یابند. پاسخگویی به شبهات برای این گروه اهمیت بیشتری دارد، زیرا آنان در لبه‌ پرتگاه قرار دارند و استدلال درست می‌ تواند مسیرشان را عوض کند. اگر ما سکوت کنیم، ناباوران این افراد را به سوی خود می ‌کشانند. پس باید در روشنگری شتاب کرد، چراکه انحراف فکری معمولاً به‌تدریج ریشه می‌دوانند.

3. پاسخ به ادعاهای ناباوران

وی خاطرنشان کرد: در میان ناباوران، کسانی هستند که هنوز جرقه‌ حقیقت در دلشان خاموش نشده و با شنیدن استدلال منطقی، می ‌توانند به سوی ایمان بازگردند. اما در مقابل، افرادی هم هستند که با روحیه‌ ستیزه ‌جویانه سخن می‌گویند. در برابر این دسته نیز باید با منطق و استدلال پاسخ گفت تا گمان نکنند میدان بحث و اندیشه یک‌سویه در اختیار آنان است. اگر پاسخی داده نشود، آنان خواهند گفت: «اسلام قدرت دفاع منطقی از خود را ندارد.» بنابراین، حتی اگر قبول نکنند، پاسخ به ادعاهایشان ضرورتی عقلانی و فرهنگی دارد.

4. یاری رسانی به جویندگان حقیقت

استاد ربانی گلپایگانی اظهار داشت: در جهان افرادی هستند که بی‌غرضانه در پی شناخت دین حق‌اند و درباره‌ی ادیان مختلف تحقیق می‌کنند. حال اگر هنگام بررسی اسلام با انبوهی از شبهات روبه‌رو شوند، اما پاسخی برای آن نیابند، چه برداشتی از اسلام خواهند داشت؟ آنان غالباً نمی‌دانند بسیاری از اشکالات مطرح‌شده، حاصل تحریف و فریب‌کاریِ برخی ناباوران است. پاسخ‌گویی منصفانه و مستدل، مسیر را برای این حقیقت‌جویان روشن می‌کند و آنان را از افتادن در دام بدفهمی‌ها می‌رهاند.

 

وی افزود: پاسخ به شبهات و نقد دیدگاه‌ های ناباوران، وظیفه‌ای صرفاً علمی نیست، بلکه اقدامی اخلاقی و مسئولانه است برای حمایت از مؤمنان، نجات دودلان، رفع ادعاهای نادرست، و هدایت جویندگان حقیقت. سکوت در برابر شبهات، نه‌تنها به سود کسی نیست، بلکه زمینه‌ی گسترش گمراهی را فراهم می‌کند.

 

سؤال سوم:

استاد درس خارج حوزه یادآور گردید: برخی می گویید چون مردم منطقه ای مرتکب گناه می شوند، پس زلزله می آید و آنها را عذاب می کند، در حالی که زلزله پدیده ای کاملا طبیعی است که بر اثر تخلیه انرژی زمین در گسل ها و یا حرکت پوسته های زمین رخ می دهد و هیچ ارتباطی با گناه کردن یا بی گناهی مردم ندارد. آیا این دیدگاه درست است؟ 

 

1. رابطه قانون علت طبیعی و عوامل معنوی

وی اظهار داشت: تردیدی نیست که بلایای طبیعی مانند زلزله، از طریق قوانین علی و معلولی رخ می دهد، اما آنچه درباره عذاب گنهکاران بیان می شود، مربوط به علل معنوی و پنهانی است که با علل طبیعی منافاتی ندارد. انسانی که تنها با نگاه مادی به جهان می نگرد، همه امور را در محدوده علل فیزیکی خلاصه می کند، اما کسی که جهان را با نگاه الهی و توحیدی می بیند، معتقد است در نظام آفرینش علاوه بر علل مادی، علل معنوی نیز نقش دارد؛ عللی که از چشم ما پنهان است و در شبکه پیچیده عالم تاثیر می گذارند.

 

استاد ربانی گلپایگانی خاطرنشان کرد: استاد شهید مطهری می فرماید: از نظر مادی، عوامل موثر در اجل و روزی و سلامت و سعادت و خوشبختی منحصرا مادی است. او معتقد است تنها علل مادی است که اجل را نزدیک یا دور می کند، روزی را توسعه یا تنگ می کند؛ به تن سلامت می دهد یا می گیرد؛ خوشبختی و سعادت را تامین یا نابود می کند. اما از نظر جهان بینی الهی، علل و عوامل دیگری که عوامل روحی و معنوی نامیده می شوند نیز همدوش عوامل مادی در کار اجل و روزی و سلامت و سعادت و امثال این امور موثرند.

 

وی در ادامه بیان کرد: از نظر جهان بینی الهی، جهان یک واحد زنده و با شعور است که نسبت به اعمال و رفتار بشر بی تفاوت نیست و عکس العمل دارد. به همین جهت دعا، صدقات و احسان ها یکی از عوامل این جهان است که جلوی جریان هایی را می گیرد و یا جریان هایی را به وجود می آورد. به طور کلی گناه و طاعت، توبه و پرده دری، عدل و ظلم، نیکوکاری و بدکاری، دعا و نفرین و امثال اینها از اموری است که در سرنوشت بشر از نظر عمر و سلامت و روزی موثر می باشند»

 

این استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: امام صادق (ع) فرمود: «من یموت بالذنوب اکثر ممن یموت بالاجال ... »: کسانی که بر اثر گناهان می میرند، بیش از کسانی هستند که با عمط طبیعی خود می میرند و کسانی که به سبب نیکوکاری، عمری طولانی تر دارند، بیش از کسانی هستند که با عمر اصلی خود زندگی می کنند»

 

سؤال سوم:

استاد علی ربانی گلپایگانی اظهار داشت: برخی می گویند چون مردم منطقه ای مرتکب گناه می شوند، پس زلزله می آید و آنها را عذاب می کند، در حالی که زلزله پدیده ای کاملا طبیعی است که بر اثر تخلیه انرژی زمین در گسل ها و یا حرکت پوسته های زمین رخ می دهد و هیچ ارتباطی با گناه کردن یا بی گناهی مردم ندارد. آیا این دیدگاه درست است؟ 

 

علل معنوی وقوع زلزله

وی افزود: زلزله می تواند در کنار علت های فیزیکی، علل معنوی دیگری داشته باشد، از جمله:

لف) تذکر و هشدار الهی: بخشی از بلایا وسیله ای برای بیداری انسان ها و بازگرداندن آنان از مسیر گناه است. امام صادق (ع) در روایتی به مفضل فرمودند: «اگر کسی گفت: چرا این زمین می لرزد؟ به او گفته شود: زلزله و مانند آن، پند و هشداریی است تا مردم از گناه دور شوند و به راه درست بازگردند». 

ب) آزمایش الهی: گاه بلایا و حوادث مانند زلزله وسیله ای برای امتحان انسان ها است تا میزان ایمان، صبر و نوع واکنش شان در سختی ها آشکار شود. کسی که در سختی‌ها صبر می‌کند، پاداشی بزرگ دارد؛ و کسی که زبان به ناسپاسی می‌گشاید، در آزمون الهی مردود می‌شود. زندگی عرصه آزمایش است و همه انسان ها به گونه های مختلف مورد آزمایش قرار می گیرند. افرادی که آزمایش های آنها سخت تر است در صورت صبر کردن، اجر و ثواب بیشتری هم نصیب شان می شود. خداوند بر اساس حکمت خود، هر انسانی را به نوعی می‌آزماید، گاه با نعمت و گاه با سختی.

 

توجه به علل طبیعی و مادی با هم

این استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: در مواجهه با زلزله، باید هم علل طبیعی را شناخت و از دانش زمین‌شناسان برای پیشگیری و مقاوم‌سازی بهره برد، و هم علل معنوی را در نظر گرفت؛ زیرا ممکن است گناهان، به گونه‌ای نامحسوس زمینه‌ساز بروز علل طبیعی شوند، یا کارهای نیک، مانع وقوع آنها گردند. در حقیقت، جهان برآیندی از مجموعه علل مادی و فرامادی است که در سطوح مختلف عمل می‌کنند و تعارضی با هم ندارند. قرآن کریم در سوره اعراف می فرماید: «اگر اهل آبادي ها ايمان آورده و از گناهان دوری می کردند، برکات آسمان و زمين را بر آنها می گشودیم، ولی چون تکذيب کردند، آنان را به عذاب گرفتار ساختیم. آیا از این ایمن‌اند که بلا شبانه بر آنان فرود آید؟ یا در روز در حالی که غافل‌اند دچار عذاب شوند؟»

 

ي, 09/23/1404 - 23:16